۱۴۰۵ مهر ۸, چهارشنبه

زن، زندگی، آزادی؛ چهار سال بعد، باد هنوز در موهایشان می‌وزد

شهلا رضایی


چهار سال گذشته است
چهار سال از روزی که نام ژینا (مهسا) امینی از یک نام، به زخمی در حافظه یک ملت بدل شد؛ و از میان آن زخم، سه کلمه برخاست که مرزهای ایران را درنوردید


زن، زندگی، آزادی


چهار سال پیش، شاید کمتر کسی تصور می‌کرد زنانی که برای چند تار مو بازداشت می‌شدند، روزی در خیابان‌های همان کشور، موهایشان را به باد بسپارند؛ بدوند، دوچرخه‌سواری کنند، بر موتور بنشینند و حضور خود را نه پنهان، که آشکارا به نمایش بگذارند
اما امروز، در همین روزهای سالگرد آن جنبش، تصاویری از تهران منتشر شده است که معنایی فراتر از یک مسابقه ورزشی دارد: زنان در مسابقه ۱۰ کیلومتر تهران دویدند و شماری از آنان بدون روسری و با پوشش ورزشی دلخواهشان در مسابقه حاضر شدند. این در حالی است که الزام قانونی حجاب همچنان رسماً پابرجاست
چه فاصله‌ای است میان آن روز و امروز!
فاصله‌ای که فقط با تقویم اندازه‌گیری نمی‌شود؛ با ایستادگی اندازه‌گیری می‌شود
با زنانی که هر صبح، پیش از خروج از خانه، انتخاب کردند چگونه در شهر ظاهر شوند؛ با وجود احتمال جریمه، توقیف خودرو، محرومیت، تعقیب و فشار. گزارش‌های حقوق بشری نشان می‌دهند که برخوردهای قضایی، توقیف خودرو، تعطیلی کسب‌وکارها و نظارت دیجیتال برای اجرای حجاب اجباری ادامه داشته است
و با این همه، آنان ادامه دادند
مطمئنا یکی از عمیق‌ترین دستاوردهای «زن، زندگی، آزادی» را نمی توان در یک ماده قانونی پیدا کرد. بخشی از آن را باید در خیابان جست‌وجو کرد؛ در تغییر آنچه جامعه ممکن می‌داند
حجاب اجباری هنوز از قانون ایران حذف نشده است. این واقعیت را نباید پنهان کرد. اما واقعیت دیگری هم در برابر ماست: چهار سال پس از آغاز جنبش، حضور زنان بدون روسری در بخش‌هایی از فضای عمومی چنان گسترش یافته که گزارش‌های سالگرد جنبش نیز از تبدیل‌شدن آن به بخشی از زندگی روزمره سخن می‌گویند
حتی قانونی که قرار بود مجازات‌ها و محدودیت‌های مرتبط با حجاب را بسیار گسترده‌تر کند، با وجود تصویب مجلس و تأیید شورای نگهبان، متوقف شد و به اجرا درنیامد. این به معنای لغو حجاب اجباری نیست؛ اما در روایت این چهار سال، تفاوت میان آنچه قرار بود بر جامعه تحمیل شود و آنچه عملاً امکان اجرای آن فراهم نشد، قابل چشم‌پوشی نیست
و داستان به روسری ختم نشد
سال‌ها زنانی بودند که سوار موتورسیکلت می‌شدند، اما ساختار رسمی حاضر نبود برایشان گواهینامه صادر کند. حالا دولت مصوبه‌ای ابلاغ کرده که پلیس را موظف می‌کند سازوکار آموزش، آزمون و صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان را فراهم کند
شاید برای کسی بیرون از ایران، گرفتن یک گواهینامه اتفاق بزرگی به نظر نرسد
اما در سرزمینی که همین تصویر ساده ،زنی بر موتورسیکلت، با باد در موهایش ، سال‌ها با محدودیت و تابو روبه‌رو بوده، هر متر از این مسیر داستانی پشت سر خود دارد
داستان زنانی که منتظر نماندند جامعه ابتدا به آنان اجازه زندگی بدهد و بعد زندگی کنند
آنان زندگی کردند؛ دوچرخه راندند، موتور سوار شدند، دویدند،در خیابان ها رقصیدندو آواز خواندند،
و با حضورشان مرزهای عادت را جابه‌جا کردند
اما شاید دستاورد بزرگ این چهار سال همین باشد
زنی که تغییر کرده است، به‌سادگی به نقطه پیشین بازنمی‌گردد
زنی که یک بار طعم انتخاب را چشیده،
زنی که فهمیده بدنش میدان فرمانروایی دیگران نیست،
زنی که در خیابان دویده و باد موهایش را نوازش کرده،
زنی که بر دوچرخه یا موتور نشسته و شهر را از زاویه‌ای دیده که روزگاری برایش «ممنوع» تصور می‌شد،
دیگر همان زن پیش از شهریور ۱۴۰۱ نیست
و جامعه‌ای که این زنان را دیده است نیز همان جامعه پیشین نیست
قدرت «زن، زندگی، آزادی» دقیقاً همین‌جا  است
این جنبش فقط در میدان و خیابان اتفاق نیفتاد؛ به زندگی روزمره نفوذ کرد
به انتخاب لباس، به حضور در شهر، به ورزش، به دوچرخه و موتور، به صدای زن، به نگاه خانواده‌ها
و مهم‌تر از همه، به تصور نسلی از این‌که مبارزه آگاهانه دستاوردهای زیادی را در بستر خود فراهم می کند
امروز وقتی زنانی در تهران می‌دوند و باد از میان موهایشان عبور می‌کند، آن تصویر فقط تصویر یک مسابقه نیست
پشت هر قدمشان، خاطره زنان و دوشادوش انان مردانی که  ایستادند وهزینه دادند؛ بازداشت شدند، تحقیر شدند، از کار و تحصیل محروم شدند، و کسانی که دیگر در میان ما نیستند
و شاید به همین دلیل است که صدای قدم‌های آن دوندگان معنای دیگری پیدا می‌کند
ما هنوز اینجاییم
نه همه خواسته‌ها محقق شده‌اند،
نه تبعیض پایان یافته،
نه قوانین برابر شده‌اند،
و نه فشارها تمام شده‌اند
اما چیزی در ایران شکسته است که بازگرداندنش به شکل گذشته آسان نیست
ترس از انتخاب کردن
چهار سال بعد،
زن ایرانی هنوز می‌دود
گاهی در پیست مسابقه،
گاهی در خیابان،
گاهی بر دوچرخه،
گاهی بر موتور،
و گاهی فقط با چند تار مویی که در باد رها کرده است
و باد،
همان بادی که روزگاری قرار بود حتی از لمس موهایش محروم باشد،
امروز در موهایش می‌پیچد و گویی همان سه کلمه را دوباره زمزمه می‌کند
زن
زندگی
آزادی
راه هنوز ادامه دارد



ماهنامه شماره یکصد و چهل و سوم رهائی زن - ما بیشماریم، ما ادامه داریم

منتشر شد.

https://rahaizanorg.blogspot.com/2026/09/gina-movemnet-contiues.html


--  

بیانیه اقدام مشترک تشکل های مستقل زنان به مناسبت چهارمین سالگرد خیزش انقلابی زن،زندکی،آزادی

امسال در شرایطی به پیشواز چهارمین سالگرد خیزش انقلابی ژینا می‌رویم که از یک سو تهدیدهای جانی، فشارهای اقتصادی و ویرانی‌های ناشی از جنگ، زندگی میلیون‌ها نفر را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده و از سوی دیگر، جمهوری اسلامی با تشدید سیاست‌های سرکوبگرانه، افزایش بی‌سابقه اعدام‌ها و استفاده از اتهاماتی چون «جاسوسی» و «تهدید امنیت ملی»  می‌کوشد صدای جنبش‌های مردمی و مخالفان سیاسی را خاموش کند.

 

هم‌زمان، نیروهای راست‌گرا و اقتدارطلب در داخل و خارج کشور، که در پی بازتولید اشکال کهنه استبداد، وابستگی و تبعیض‌اند، تلاش می‌کنند با مصادره جنبش «زن، زندگی، آزادی»، محتوای رهایی‌بخش و مترقی آن را تهی کرده و آن را در چارچوب منافع سیاسی و طبقاتی خود بازتعریف کنند .

 

زن، زندگی، آزادی  خیزشی بود که با محوریت زنان و در پیوند با مبارزات اقشار، ملیت‌ها و گروه‌های به‌ حاشیه‌ رانده‌شده و تحت ستم، از کردستان تا بلوچستان ، خوزستان تا آذربایجان و با مقاومت کوییرها، مهاجران و کارگران تداوم یافت. افق‌های تازه‌ای پیش روی مبارزات مردم ایران گشود و رهایی از حجاب اجباری را به‌عنوان یکی از ابزارهای دیرپای سرکوب و سلطه بر زنان، به یکی از محورهای مبارزه بدل کرد و در کنار آن، خواست پایان دادن به سرکوب سیستماتیک، تبعیض و نابرابری را به مطالبه‌ای سراسری تبدیل کرد.

 

در چهارمین سالگرد این جنبش، با ادای احترام به جان‌باختگان و با درود به ایستادگی هزاران بازداشت‌شده، شکنجه‌شده و محکوم به اعدام، از جمله روزنامه‌نگاران زن و فعالان مدنی، تأکید می‌کنیم که دفاع از جان زندانیان سیاسی، حمایت از کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» که در صد و سی و پنجمین هفته مبارزه اش است و مبارزه برای لغو مجازات اعدام، از ضروری ترین وظایف همه نیروهای آزادی خواه و برابری طلب است.

 

طبق آماراخیر سازمان عفو بین الملل در سال گذشته  ۲۱۵۹ نفر در ایران اعدام شده اند که نسبت به سال گذشته  افزایشی پنجاه درصدی داشته و بالاترین رقم اعدام‌ها در ۴۴ سال گذشته یعنی پس از کشتارهای دهه ۶۰ بوده است. از آغاز سال ۱۴۰۵ دستکم ۳۷۸ نفر اعدام شده اند که ۴۸ نفر آنان زن بوده اند. بیش از ۷۰ نفر از دستگیرشدگان اخیر نیز در خطر اعدام قرار دارند.

 

 

ما بر یک اصل بنیادین تأکید داریم: آزادی و عدالت از مسیر جنگ و میلیتاریسم نمی‌گذرد. جنگ، شرایط وخیم تری را بر زندگی میلیون ها نفر و از جمله زنان که  بسیاری از آنان، دست فروش، سر پرست خانواده وکسانی اند که در کارگاه‌های کوچک مشغول به کارند، ایجاد کرده و آنان را بیش از پیش در معرض خشونت های پدر - مردسالارانه (چنانکه آمار بالا رفته زنکشی نشان میدهد) قرار داده است. زنان همچنان از حق خواندن محرومند و در صورت مقاومت در برابر این ممنوعیت، با مجازاتهای سنگینی از جمله شلاق و حبس و اتهامهایی ناروا رو به رو میشوند. از جمله هیوا سیفی‌زاده، خواننده و مدرس موسیقی سنتی، به اتهام «تشویق به فساد و فحشا» به ۴ سال حبس محکوم شده است. دو زن معترض دیماه در تاریخ ۲۵ اوت امسال هرکدام ۳۱ ضربه شلاق خوردند.  ۸ زن با اتهامات سیاسی و عقیدتی به اعدام محکوم شده اند.

 

ما، ۲۳ تشکل مستقل زنان ایرانی، با تاکید بر حق حیات مردم و زندگی در صلح و رهایی از هرگونه خشونت، حمایت کامل خود را از جنبش«زن، زندگی، آزادی» و دستاوردهای آن اعلام می‌کنیم و راه پیش‌روی آن را در سازمان‌یابی مستقل، پیوند میان اعتراضات و جنبش‌های اجتماعی، تقویت شبکه‌های مقاومت مدنی و حفظ همبستگی سراسری را برای آزادی، حق حیات، صلح، عدالت اجتماعی ضروری می‌دانیم.

 

زن، زندگی، آزادی

 

 تاریخ:

بیست وهفتم آگوست 2026

 

امضاکنندگان:

 

انجمن باھم برای سلامتی زنان

 

 

 

انجمن زنان آزاده ایرانی – ایتالیا

 

 

 

انجمن زنان ایرانی دالاس

 

 

 

انجمن زنان ایرانی-آلمانی کلن

 

 

 

انجمن زنان مونترال

 

 

 

جنبش می‌تو ایران

 

 

 

دایره زنان ایرانی برای ھمکاری جهانی (ICWIN)

 

 

 

زنان برای آزادی و برابری پایدار

 

 

 

زنان کنشگر ایرانی در تبعید- برلین

 

 

 

سازمان حقوق زنان،‌ ایکرو (IKWRO)

 

 

 

سازمان رھایی زن

 

 

 

فمینیسم روزمره‎

 

 

 

فوروم زنان ایرانی در وین

 

 

 

کلکتیو زن زندگی ازادی رم

 

 

 

کمپین توقف قتل‌ھای ناموسی

 

 

 

کمیته برابری جنسیتی ھمبستگی جمھوری‌خواھان ایران

 

 

 

گروه اتحاد زنان چپ

 

 

 

گروه زنان شمال کالیفرنیا‎

 

 

 

گروه مطالعات زنان اورنج کانتی‎

 

 

 

نھاد دگرباشان ماناو

 

 

 

ھمایش زنان ایرانی ھانوفر

 

 

 



ماهنامه شماره یکصد و چهل و سوم رهائی زن - ما بیشماریم، ما ادامه داریم

منتشر شد.

https://rahaizanorg.blogspot.com/2026/09/gina-movemnet-contiues.html


--

 

 

  

فقط یک نام نیست، یک پرسش است!«مهسا» ؛



مریم مرادی

چهار سال از آن روزی می‌گذرد که نام «مهسا»، به یکی از ماندگارترین نام‌های تاریخ معاصر ایران تبدیل شد. دختری ۲۲ ساله که در شهری غریب، در خیابانی از تهران، به دلیل آنچه «بدحجابی» خوانده شد بازداشت شد و چند روز بعد جان باخت. سازمان ملل در بررسی‌های خود اعلام کرده است که مرگ «ژینا- مهسا- امینی» در بازداشت، «غیرقانونی» بوده و در نتیجه خشونت فیزیکی در بازداشتگاه رخ داده است. (1)

اما آنچه پس از مرگ «مهسا» اتفاق افتاد، دیگر فقط داستان یک دختر جوان نبود. نام «مهسا»  تبدیل شد به نام نسلی که سال‌ها در سکوت، تبعیض، اجبار و محدودیت زیسته بود؛ نسلی که یک روز تصمیم گرفت سکوت را بشکند. « زن، زندگی، آزادی» از دل یک مرگ بیرون آمد، اما درباره مرگ نبود؛ درباره زندگی بود. زندگی‌ای که زن ایرانی می‌خواست خودش درباره آن تصمیم بگیرد. زندگی‌ای که در آن بدن زن، متعلق به خودش باشد. زندگی‌ای که در آن انتخاب پوشش، عشق، شغل، تحصیل، مهاجرت، ماندن و رفتن، و حتی شکل حضور یک انسان در جامعه، تا حد امکان از اجبار و ترس جدا باشد. و شاید به همین دلیل بود که این جنبش تنها به زنان محدود نماند.

مردان، جوانان، دانشجویان، دانش‌آموزان، اقوام و گروه‌های مختلف اجتماعی به آن پیوستند. سازمان ملل نیز گزارش کرده است که پس از مرگ مهسا، زنان و دختران جوان در صف مقدم جنبش قرار گرفتند و مردان و پسران نیز در کنار آنان ایستادند؛ خواسته‌هایی که از برابری و عدالت تا اصلاحات اجتماعی و سیاسی را دربرمی‌گرفت.

چهار سالی که ساده نگذشت

چهار سال گذشته، چهار سال معمولی نبوده است. در این سال‌ها بسیاری از خانواده‌ها عزیزان خود را از دست داده‌اند؛ بسیاری با بازداشت، زندان، محکومیت و فشار قضایی روبه‌رو شده‌اند و بسیاری دیگر مجبور شده‌اند با زخمی زندگی کنند که شاید هیچ دادگاهی نتواند عمق آن را اندازه بگیرد. تحقیقات هیئت حقیقت‌یاب مستقل سازمان ملل درباره اعتراضات ۲۰۲۲ نیز از کشته‌شدن صدها نفر، از جمله زنان و کودکان، و استفاده گسترده از خشونت علیه معترضان و حتی رهگذران سخن گفته است. اما شاید یکی از مهم‌ترین واقعیت‌های این چهار سال این باشد که مسئله به «اعتراضات خیابانی» محدود نماند. (2)

جنبش به خانه‌ها رفت، به دانشگاه‌ها رفت، به مدرسه‌ها رفت، به محل کار رفت، به فضای مجازی رفت، و مهم‌تر از همه، وارد ذهن و زبان جامعه شد. زنی که روسری از سر برداشت، فقط روسری از سر برنداشت؛ او درباره حق انتخاب سخن گفت. مردی که کنار او ایستاد، فقط از یک زن حمایت نکرد؛ درباره نوع جامعه‌ای که می‌خواهد در آن زندگی کند سخن گفت. مادری که برای فرزند از دست‌رفته‌اش دادخواهی کرد، فقط برای گذشته نجنگید؛ درباره آینده سخن گفت.

اما ایران امروز، ایران چهار سال پیش نیست.

امروز، در چهارمین سالگرد مهسا، نمی‌توان با همان زبان و همان تصاویر سال ۱۴۰۱ درباره ایران صحبت کرد. ایران در این سال‌ها بحران‌های متعددی را تجربه کرده است؛ از فشارهای اقتصادی و اجتماعی گرفته تا سرکوب سیاسی، افزایش اعدام‌ها و درگیری‌های نظامی و منطقه‌ای. گزارش‌های حقوق بشری در سال ۲۰۲۶ همچنان از فشار گسترده بر مخالفان، زنان و اقلیت‌ها و افزایش شدید اجرای احکام اعدام در سال‌های اخیر خبر می‌دهند. (3)

در مورد زنان نیز مسئله همچنان ادامه دارد. گزارش‌های حقوق بشری از تداوم اجرای قوانین و سیاست‌های مرتبط با حجاب اجباری، برخورد قضایی با زنانی که از آن سرپیچی می‌کنند و استفاده از ابزارهای نظارتی برای کنترل پوشش خبر داده‌اند. بنابراین اگر کسی امروز بپرسد: آیا زن، زندگی، آزادی تمام شد؟ پاسخ را شاید نباید فقط در خیابان جست‌وجو کرد. زیرا جنبش‌ها همیشه فقط با تعداد آدم‌هایی که در یک روز مشخص به خیابان می‌آیند سنجیده نمی‌شوند. گاهی یک جنبش در خیابان آغاز می‌شود، اما ادامه آن در تغییر نگرش انسان‌ها، در مقاومت‌های روزمره، در هنر، ادبیات، موسیقی، گفت‌وگو، آموزش، دادخواهی و حافظه جمعی شکل می‌گیرد.

«مهسا»؛ نامی فراتر از یک سیاست

شاید بزرگ‌ترین اشتباه این باشد که «مهسا» را فقط در چارچوب یک منازعه سیاسی ببینیم. «مهسا»  برای بسیاری از ایرانیان، پیش از آنکه یک شعار سیاسی باشد، یادآور یک پرسش انسانی است.

آیا انسان حق دارد خودش درباره زندگی خودش تصمیم بگیرد؟

این پرسش، پرسشی متعلق به یک حزب یا جریان سیاسی نیست. پرسشی است درباره کرامت انسانی. به همین دلیل است که شعار «زن، زندگی، آزادی» توانست از مرزهای جغرافیایی ایران عبور کند و به نمادی جهانی تبدیل شود. البته این بدان معنا نیست که همه ایرانیان درباره آینده سیاسی کشور یا شیوه رسیدن به آن اتفاق نظر دارند. چنین ادعایی نه دقیق است و نه ضروری. جامعه ایران متکثر است. ایرانیان درباره حکومت، اقتصاد، فرهنگ، دین، سکولاریسم، روابط خارجی و آینده کشور دیدگاه‌های متفاوتی دارند. اما در میان این اختلاف‌ها، یک خواسته انسانی را می‌توان شنید:

«زندگی بدون تحقیر»، «زندگی بدون ترس»، «زندگی با کرامت»، «حق انتخاب»

حافظه، شکل دیگری از عدالت است

چهار سال گذشته و هنوز خانواده‌هایی هستند که پاسخ‌های کامل خود را نگرفته‌اند. برای خانواده‌ای که فرزندش را از دست داده، هیچ سالگردی صرفاً یک تاریخ در تقویم نیست. سالگرد یعنی بازگشت یک صدا،  یک عکس، یک لباس، یک پیام، یک خاطره، و شاید به همین دلیل، حفظ نام قربانیان فقط یک عمل عاطفی نیست؛ بخشی از دادخواهی است. جامعه‌ای که نام قربانیانش را فراموش کند، بخشی از حافظه اخلاقی خود را از دست می‌دهد.

اما جامعه‌ای که نام آنها را به یاد می‌آورد، در حقیقت به خود یادآوری می‌کند که چه چیزی نباید دوباره تکرار شود. در همین زمینه، گزارش تازه عفو بین‌الملل در سپتامبر ۲۰۲۶ نیز بر تداوم مسئله پاسخگویی درباره سرکوب اعتراضات ۲۰۲۲ تأکید کرده و موارد متعددی از کشتار، شکنجه و خشونت جنسی در بازداشت را مستند کرده است. این گزارش همچنین خواستار بررسی مسئولیت مقام‌های مرتبط شده است. (4)

«زن، زندگی، آزادی»؛ از یک شعار به یک مسئولیت

شاید امروز مهم‌ترین پرسش این نباشد که جنبش چه زمانی پیروز می‌شود؟ شاید پرسش عمیق‌تر این باشد: ما با معنای آنچه در آن روزها اتفاق افتاد چه می‌کنیم؟ اگر «زن» در این شعار است، باید کرامت و اختیار زن جدی گرفته شود. اگر «زندگی» در آن است، باید زندگی انسان‌ها با تمام تفاوت‌هایشان ارزشمند باشد. و اگر «آزادی» در آن است، آزادی باید برای همه باشد؛ حتی برای کسی که با ما هم‌فکر نیست. این شاید یکی از دشوارترین درس‌های هر جنبش اجتماعی باشد.

آزادی زمانی معنا پیدا می‌کند که فقط برای «ما» نباشد. اگر قرار است آینده‌ای متفاوت ساخته شود، آن آینده نمی‌تواند صرفاً با تغییر قدرت تعریف شود؛ باید با تغییر رابطه انسان با قدرت، قانون، دیگری و حتی مخالف خود تعریف شود.

چهار سال بعد

چهار سال بعد از«مهسا»، شاید هنوز بسیاری از پرسش‌ها بی‌پاسخ مانده باشند. شاید بسیاری از زخم‌ها هنوز تازه باشند.

شاید بسیاری از خانواده‌ها هنوز منتظر عدالت باشند. شاید بسیاری از جوانانی که در سال ۱۴۰۱ رؤیای آینده‌ای متفاوت داشتند، امروز خسته، مهاجر، ناامید یا گرفتار دشواری‌های زندگی باشند. اما یک چیز را نمی‌توان به آسانی به گذشته بازگرداند: «آگاهی».

نسلی که یک‌بار درباره آزادی پرسیده است، دیگر نمی‌تواند به سادگی وانمود کند که این پرسش وجود ندارد. زنی که یک‌بار فهمیده انتخاب می‌تواند حق او باشد، حتی اگر مجبور به سکوت شود، معنای انتخاب را فراموش نمی‌کند. مادری که برای عدالت فرزندش ایستاده است، حافظه یک جامعه را زنده نگه می‌دارد. و جامعه‌ای که نام مهسا، نیکا، سارینا، حدیث، آرمیتا و صدها انسان دیگر را به خاطر می‌سپارد، در حقیقت درباره آینده خود سخن می‌گوید. امروز، چهار سال بعد، شاید بهترین ادای احترام به «مهسا»،  نه تکرار یک شعار باشد و نه گرفتارشدن در نوستالژی روزهای اعتراض.

شاید ادای احترام واقعی این باشد که فراموش نکنیم چرا آن صدا بلند شد!

برای «زن»؛ برای «زندگی»؛ برای «آزادی».

برای روزی که هیچ انسانی، به خاطر جنسیت، پوشش، عقیده، قومیت یا خواستِ متفاوتش، مجبور نباشد کرامت انسانی خود را با ترس معامله کند.

«مهسا»، چهار سال است که دیگر فقط یک نام نیست. او به بخشی از حافظه ایران تبدیل شده است. و بعضی نام‌ها را نمی‌توان دفن کرد. زیرا هر بار که جامعه‌ای درباره آزادی، عدالت و کرامت انسانی می‌پرسد، آن نام دوباره زنده می‌شود.

«مهسا»، چهار سال گذشت، اما پرسش هنوز باقی است: چه زمانی انسان ایرانی خواهد توانست بدون ترس، خودش باشد؟

 

منابع

(1)   https://digitallibrary.un.org/record/4039538?ln=en&v=pdf

(2)   https://www.amnesty.org/en/documents/mde13/1348/2026/en/

(3)   https://www.hrw.org/news/2026/09/10/iran-ongoing-unlawful-execution-campaign-against-protesters

(4)   https://www.amnesty.org/en/latest/news/2026/09/iran-architects-of-crimes-against-humanity-to-suppress-protests-must-face-justice/



ماهنامه شماره یکصد و چهل و سوم رهائی زن - ما بیشماریم، ما ادامه داریم

منتشر شد.

https://rahaizanorg.blogspot.com/2026/09/gina-movemnet-contiues.html


--  

گزارش کوتاه از مراسم چهارمین سالگرد ژینا مهسا امینی در هامبورگ

   گزارشکر: مهناز صلواتی



به مناسبت چهارمین سالگرد جان‌باختن ژینا مهسا امینی، مراسمی در روز شنبه ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۶ در Heidi-Kabel-Platz هامبورگ برگزار شد.

سازمان رهایی زن نیز در این مراسم حضور یافت و با گرامی‌داشت نام و یاد ژینا مهسا امینی، یاد تمامی جان‌باختگان راه آزادی و برابری را زنده نگه داشت. این مراسم فرصتی بود برای یادآوری پیام و آرمان «زن، زندگی، آزادی» و تأکید بر اهمیت تداوم مبارزه برای آزادی، برابری و کرامت انسانی.

یاد ژینا و تمامی جان‌باختگان راه آزادی گرامی باد.

زن، زندگی، آزادی 



ماهنامه شماره یکصد و چهل و سوم رهائی زن - ما بیشماریم، ما ادامه داریم

منتشر شد.

https://rahaizanorg.blogspot.com/2026/09/gina-movemnet-contiues.html


--

کرامت انسانی و مسئولیت متقابل در چارچوب اخلاق همبستگی

   

  


"رنج انسان‌ها نباید صرفاً به همدردی عاطفی بینجامد، بلکه باید احساس مسئولیت اخلاقی را برانگیزد و به کنش جمعی برای کاهش رنج و رفع بی‌عدالتی منجر شود."

  • در اخلاق همبستگی، کرامت انسانی نقطه آغاز همه تعهدات اخلاقی است. هر انسان، صرف‌نظر از جایگاه

    اجتماعی، جنسیت، قومیت یا باورهایش، دارای کرامت ذاتی است و همین
    کرامت است که همه انسان‌ها برای حفظ و پاسداشت آن، مسئولیت اخلاقی مشترکی بر عهده دارند.

اگر کرامت انسانی را فقط منشأ حقوق بدانیم، نتیجه‌اش این است که هر انسان صرفاً «دارای حقوقی» است که دیگران باید آنها را نقض نکنند. اما اخلاق همبستگی یک گام فراتر می‌رود و می‌گوید کرامت انسانی علاوه بر اینکه مبنای حقوق است، مبنای مسئولیت‌های متقابل نیز هست.

به بیان دیگر، در اینجا دو رویکرد را می‌توان از هم تفکیک کرد:

 نگاه حق‌محور (Rights-based):

    • کرامت انسان → انسان دارای حق است.
    • وظیفه دیگران عمدتاً این است که این حقوق را نقض نکنند.
  •  
  •  نگاه همبستگی‌محور (Solidarity-based):
    • کرامت انسان → انسان دارای حق است.
    • اما علاوه بر آن، دیگران وظیفه دارند فعالانه در حفظ شرایطی که کرامت انسان را ممکن می‌کند، مشارکت کنند.

از این منظر، مسئولیت متقابل به این معناست که انسان‌ها به دلیل وابستگی متقابل و زندگی در یک جامعه مشترک، نسبت به رفاه، امنیت و آزادی یکدیگر تعهد دارند. همبستگی، این مسئولیت را از یک وظیفه فردی فراتر می‌برد و آن را به یک فضیلت اجتماعی تبدیل می‌کند؛ فضیلتی که افراد را به همکاری، مراقبت از گروه‌های آسیب‌پذیر، مقابله با تبعیض و تلاش برای تحقق خیر عمومی فرامی‌خواند.

در اخلاق همبستگی، کرامت انسانی تنها زمانی به‌طور کامل پاس داشته می‌شود، که در روابط اجتماعی، نهادهای عمومی و سیاست‌های اجتماعی بازتاب یابد. ازاین‌رو عدالت، برابری و همبستگی سه اصل به‌هم‌ پیوسته اند: کرامت، مبنای اخلاقی؛ عدالت، چارچوب نهادی؛ و همبستگی، نیروی اخلاقی و اجتماعی برای تحقق و پایداری آن‌هاست.

این رویکرد به‌ویژه در اندیشه متفکرانی مانند امانوئل لویناس (مسئولیت در برابر دیگری)، پل ریکور (زیستن خوب با و برای دیگران در نهادهای عادلانه) و آکسل هونت (به‌رسمیت‌شناسی و احترام متقابل) بازتاب یافته است.

«در اخلاق همبستگی، کرامت انسانی نه‌تنها مبنای حقوق انسان‌ها، بلکه مبنای مسئولیت‌های متقابل آنان نیز به شمار می‌آید.

فردوس دینی

یولی 2026

 



ماهنامه شماره یکصد و چهل و سوم رهائی زن - ما بیشماریم، ما ادامه داریم

منتشر شد.

https://rahaizanorg.blogspot.com/2026/09/gina-movemnet-contiues.html


--