‏نمایش پست‌ها با برچسب تجاوز. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تجاوز. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ اسفند ۹, چهارشنبه

اخبار



نامه ای به آتنا و گلرخ ایرانی زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد محکوم به حبس ابد در زندان خوی 

درود بر آزاده‌های دربند 

من فریاد آزادی‌ام از پشت دیوارهای قطور و میله‌های سرد و سهمناک زندان. 

بهترین درودهایم را نثار شما آزاده‌های دربند میکنم، 

رفقای عزیزتر از جانم، گلرخ و آتنا و همه کسانی که به یاد من بوده‌اید، من صدای پژواک‌های شما را از پشت این دیوارهای سهمناک زندان بخوبی می‌شنوم و این صداها بهترین سمفونی کائنات‌ها برای من بوده است، صدای پژواک شما برای من یادآور کوه‌های بلند و سرافراز وطنم بوده است و این ارزشمندترین هدیه بود که در طول ده سال زندانم دریافت کرده‌ام. به قول شاعر، فریاد من بی جواب نیست قلب خوب تو جواب فریاد من است. 

دوستان عزیز و رفقای نازنینم، وقتی به من گفتند شما پشت میله‌های زندان هستید، قلبم به درد آمد و بعدا که بعد از مدتی طولانی خبردار شدم که علی‌رغم همه درد و خشونت و سختی‌های که در زندان بر شما روا داشته‌اند من رو از یاد نبرده‌اید و برایم نامه نوشته‌اید، خیلی از شما ممنونم و امیدوارم با مقاومت و تلاش‌هایم این همه عشق و محبت‌های بی‌دریغ شما را جبران بکنم و به شما قول می‌دهم و سوگند می‌خورم تا ‌آخرین قطره خونی که در بدن دارم، مبارزه کنم تا لیاقت، رفاقت شما و همه کسانی که درسخت‌ترین شرایط، به یاد من بوده‌اند، را داشته باشم. 

شما به جرم ناکرده در زندان هستید،اگر فکر کرده‌اند که فریاد آزادی سر دادن جرم است، این جرم چی زیبا و باشکوه است. 

به امید آن روز که هیچ آزادیخواهی دربند نباشد. 

در پایان من از همه نهادهای حقوق بشری تقاضا دارم نهایت تلاش های خود رابرای آزادی کسانی که به خاطر آزادی و برابری در زندانهای جمهوری اسلامی به سرمی برند، به کار ببندند تا این عزیزان هم مثل من تمام جوانی خود را پشت میله‌های زندان سپری نکنند. 

مقاومت زندگیست. 





تجاوز بر کودک 5 ساله افغان در اصفهان ایران 

مقام‌های امنیتی اصفهان ایران روز سه‌شنبه 6 فوریه 2018، از آزار و اذیت یک کودک دیگر افغانستانی خبر داده‌اند. 

به گزارش خبرگزاری "افق"، محمد رضا عسگریان‌زاده مدیر روابط عمومی بهزیستی اصفهان با اشاره به این موضوع گفت: "این کودک پنج‌شنبه شب توسط شهروندان شناسایی شده و در حالی که در تکیه‌ای ضخیم پیچیده شده بود به یکی از بیمارستان‌های اصفهان منتقل شده است". 


کودک 5 ساله مهاجر افغانستانی پنج‌شنبه‌ شب در یکی از پارک‌های خمینی‌شهر استان اصفهان ایران پیدا شد که آسیب دراندام تحتانی و فوقانی، شکستگی پاو ضرب وجرح در صورت و دست‌های‌ش مشهود است. 

رسانه‌های ایرانی از قول مقام‌های محلی اصفهان گزارش داده اند: کبودی بدن و شکستگی پا در این کودک در هنگام انتقال به بیمارستان مشاهده شده است. 

این مقام افزوده است روز جمعه این کودک از قسمت پا تحت عمل جراحی قرار گرفته و روز شنبه نیز حضور وی به بهزیستی اصفهان اعلام شده است. 

در یک سال اخیر این دومین مورد کودک آزاری مهاجرین افغان در ایران ثبت می‌شود. 

آخرین مورد که رسانه‌ای شد ستایش قریشی کودک 6 ساله افغان مقیم ایران بود که توسط یک جوان ایرانی مورد تجاوز و سپس به قتل رسیده بود. 










۱۳۹۴ خرداد ۶, چهارشنبه

معرفی کتاب: جنسیت X




فضای فیسبوک، (آنها که ما می بینیم... و البته خیلی ها را نمی بینیم، چرا که در مدار دوستی های ما نیستند) آلوده به عرب ستیزی، نژادپرستی و شوینیسم فارس است.
حتما و یقینا و متاسفانه در سایت های عربی زبان و غیر فارسی هم حملات مشابه به فارس ها و ایرانی ها می شود.
راسیسم و نژادپرستی معضلی جهانی ست و سالهاست که درگیری های نژادی و مذهبی یکی از خانمان براندازترین کشتارها را به مردم جهان تحمیل کرده است. قدرت های حاکم نیز از دامن زد به این دشمنی کم بهره نبرده اند و نهان و آشکار به دامن زدن به این "دیگری ستیزی" می پردازند.
جریان تجاوز به دو نوجوان ایرای در فرودگاه جده عربستان، یکی از بهانه هایی ست که در لوای آن عده ای تحت عنوان مخالفت با تجاوز به تبلیغ نژادپرستی و دشمنی با مردم عرب مشغول شده اند.
ایا می شود تحقیر و ازار مردم یک ملت را تبلیغ کرد و ادعای مبارزه با نفس تجاوز را داشت؟
آیا می شود از حق انسانی دو نوجوان حرف زد و حق زیست ملتی را زیر سوال برد؟
اما دامنه این حقارت فرهنگی تا آنجاست که در جدل با اینان، نقاب از چهره شان کشیده می شود و دشمنی شان با هر "دیگری" روشن می شود.
کسی که به عرب ها و کوردها و افریقایی ها و سیاهان و زنان و توانخواهان و همجنسگرایان و ترنس ها و ترک ها و چینی ها و ... توهین و تحقیر روا می دارد، دشمن انسانیت و حقوق بشر است، آگاهانه یا نا آگاهانه به شعله ورشدن خطر جنگ بین ملتها نیز دامن می زند و خشونت را باز تولید و ترویج و تشویق می کند.
ما که طعم به حاشیه رانده شدن و تحقیر به واسطه گرایش جنسی، بیان جنسیتی متفاوت و هویت جنسیتی مان را چشیده ایم، نباید اجازه دهیم که فضای دشمنی و خشونت بین انسانها به هر بهانه ای بازتولید شود.
در عین حال انتظار داریم روشنفکران عرب و کورد و ترک و بلوچ و ... نیز به سرنوشت دیگر اقلیت های تحت ستم توجه کنند. سکوت فعالین عرب و ترک و کورد در مقابل هموفوبیای دولتی و اجتماعی در جامعه خودشان، از این سری عدم همدردی هاست.
در سه روز گذشته در پیج های مختلف فیسبوکی و یا در پیام های شخصی که تعدادش به بیش از 40 پیام می رسد، مورد "لطف و عنایت" دشنام های جنسی عده ای عقب مانده و مرتجع قرار گرفته ام. تنها به این جرم که در مقابله با عرب ستیزی حرف زده ام.
در چنین مواقعی است که پاسخ سوالی که در آغاز طرح کردم را چنین باید داد :
کسی که به تحقیر و توهین یک گروه اجتماعی به واسطه زبان، رنگ پوست، نوع غذا، نژاد و مذهبش می پردازد، ما همجنسگرایان و ترنس ها را در صف اول قربانیانش قرار خواهد داد. با آنها قاطعانه مرزبندی کنیم. نژادپرستی و هموفوبیا دو روی یک سکه اند!

دوستان عزیز
همانطور که می دانید بیش از سه سال از آغاز تحقیقمان در مورد تجربه زیست همجنسگرایان و ترنسجندرها در ایران می گذرد.
خوشحالیم که به اطلاع برسانیم که بالاخره امورز، و به مناسبت روز مقابله با همجنسگراستیزی و ترنس فوبیا نتیجه این تحقیق به صورت کتاب "جنسیت X" منتشر شد و در لینک زیر قابل دسترسی است:


مراسم رونمایی رسمی از کتاب، بعد از ظهر روزپنج شنبه  13 آگوست در لندن و با حضور دو تن از شخصیت های آکادمیک این حوزه برگزار خواهد شد. به همین دلیل، از همه شما می خواهیم که اگر در لندن هستید، عصر روز 13 آگوست تان را برای ما نگه دارید. 
همانگونه که حتما مطلع شده اید، از روزهای 14 تا 16 آگوست نیز کنفرانس بنیاد پژوهش های زنان ایران در لندن برگزار می شود که فرصت خوبی را برای دیدار و پیشبرد بحث های نظری فراهم می کند. پیاپی بودن این برنامه و کنفرانس زنان، در چند روز متوالی و در لندن، برای ما مایه خوشحالی ست تا بتوانیم فرصت شرکت در برنامه "رونمایی کتاب جنسیت X" را برای دوستان شهرها و کشورهای دیگر نیز فراهم کنیم.
اطلاعات دقیق تر در مورد "رونمایی کتاب جنسیت X" را که در سالنی در مرکز لندن برگزار می شود را طی هفته های آینده برایتان ارسال خواهیم کرد. 
تا آن زمان، از هر پیشنهاد و نقدی استقبال می کنیم و امیدواریم دوستانی که دستی به قلم دارند، در معرفی و نوشتن نقد بر این کتاب کوتاهی نکنند.
همکاران رسانه ها  نیز در صورت تمایل می توانند ضمن معرفی کتاب برای دریافت اطلاعات بیشتر با من تماس بگیرند.
توضیحاتی درباره کتاب:


با تشکر فراوان
و به امید دیدار شما در لندن

شادی امین

از طرف شبکه لزبین ها و ترنسجندرهای ایرانی (شش رنگ)
و سازمان عدالت برای ایران



ماهنامه رهائی زن سری سوم شماره سی و پنجم

۱۳۹۴ فروردین ۳۰, یکشنبه

سرزمين وحى و مهد اسلام محل تجاوز به زائران نوجوان!




در تمام مذاهب و كشورهاى دنيا تجاوز به كودكان منفور و ناپسند نشان داده مى شود ودر صورت وقوع شديدترين احكام قضائى براى مرتكبين صادر ميگردد ، هنوز زمان زيادى از تجاوز كودكان دانش آموز در ايران نگذشته است  كه اين بار صداى شوم تجاوز از سرزمين وحى بقول مسلمانان و مهد اسلام بلند شده است، بسیار جای حیرت وتعجب است که در جاییکه مسلمانان به حج رفته می گویند هیچ گونه تخلف وجرمی صورت نمی گیرد؛ شنیده بودم که وقتی صدای اذان بلند میشود همه بسوی مساجد میروند و کسبه مغازه هایشان نمی بندند و چفت و بست وقفل نیازی نیست، چون احدی دزدی نمی کند؛ ولی حالا میشنویم که در فرودگاه همان سرزمین موعود و مهد اسلام به دو نوجوان ایرانی تجاوز میشود. یعنی مامورین عربستانی فرودگاه بخوبی ذات پلید و کثیف شیوخ عرب ومدعیان مذهب وآخوندهای منفعت طلب را به کل دنیا نشان دادند ؛ لعنت و نفرین بر این همه زشتی و آلودگی .

حالا اگر از پدر و مادرى كه  بر أساس تفكر متحجر و مذهبى اسلامى كودكشان را به سفر حج مى برند تا برچسب حاجى را از كودكى به اسمش اضافه كنند كه برخلاف اين توهم افتخار أميز در حال حاضر دستاوردى جز كودك مورد تجاوز جنسى واقع شده چيزى  ندارند بگذريم ،
 چگونه مى توان از كسانى كه در همسايگى بقول خودشان خانه خدا بدنيا امده و رشد كرده اند و هر ساله ميلياردها دلار به سبب امدن مسلمان كوتاه فكر به جيب ميزنند وهرروز بر حجم شکم بدترکیب شان اضافه میگردد ودر نهايت اين عمل شنيع تجاوز به كودك را مرتكب مى شوند گذشت ؟
 مقصر اصلى اين اتفاق و هزاران جنايت مشابه حاكمان و اربابان دينى هستند كه مردم بيچاره مسلمان ايرانى را تشويق به رفتن حج مى كنند ، ايرانى كه در بدترين شرايط اقتصادى و فقر بسر ميبرد و تعداد زيادى ازمردم بدليل همين فقر و ندارى مجبور به تن فروشى و بسيارى ديگر از بدبختى ها میشوند؛ از افتخارات پوچ مردمش رفتن به مكه و حاجى شدن مى باشد ، سفرى كه بجز ريخت و پاش وپر كردن جيب  شيوخ عرب دستاوردى ندارد چرا بايد افتخار محسوب شود ؟
قطعاً به این دلیل که  تنور مذهبيون و حاكمان دينى فقط با همين اعمال گرم نگه داشته ميشود وپرداختن به اعمال مذهبی شبیه حج تزریق خون به کالبدشان می باشد.
و اما بايد به حال ملت ايران اسلامزده هم حسرت خورد که در جائی بدنبال خدا میگردند که جز هزینه گزاف واعمالی مثل توهین و تحقیر و حالا هم تجاوز به نوجوانان چیزی گیرشان نمی آید.
به اميد روزى كه اين چهارضلعى شوم در عربستان بر سر مالكان و منفعت طلبان اسلامى خراب شود و ما شاهد اتفاقات وحشتناكى چون تجاوزبه زنان و كودكان در این سرزمين منفور و لعنت شده نباشيم و به اميد نابودى آخوند هاى فرصت طلب و دروغگو در ايران
رها کن هموطن حج را رها کن
رها کن این همه جهل و خمودی
حمایت کم کن از شیخ سعودی
خدا در کعبه ی تازی نباشد  (مصطفی بادکوبه ای)


شاهین کاظمی


۱۳۹۴ فروردین ۱۹, چهارشنبه

از سوزاندن تا سوزانده شدن




روز پنجشنبه ۱۹ ماه مارس سال ۲۰۱۵ خبر سوزاندن دختر جوانی در منطقه ی شاه دوشمشیره شهر کابل دنیا را به هم ریخت. این حادثه دقیقا زمانی رخ داد که مردم افغانستان برای تجلیل از نوروز آمادگی های خاص خود را می گرفتند. ساعت ۱۶:۰۰ به وقت کابل دعانویسی پیر از زیارت شاه دوشمشیره با سر و صدا  بیرون می رود و از مردم مدد می جوید. آی مردم بشتابید که دختری قرآن را به آتش کشید. ای ملت این دختر فرانسوی است، این دختر جاسوس است. حالا چرا فرانسوی ؟ این موضوع بر می گردد به نشر کاریکاتور پیامبر اسلام  در مجله ی شارلی آبدو که در افغانستان با واکنش تندی از سوی مردم روبرو شد. در زندگی سنتی و مذهبی افغانستان  دیوار بلند تبعیض جنسیتی میان پیکر جامعه وجود دارد و جنس زن به چشم مردان بی ارزش و بی اهمیت است.

اکثر زنان افغان هیچ دستاورد اجتماعی و اقتصادی ندارند و همیشه به مردان محتاج اند اکثر زنان برای رسیدن به راه حل مناسب را مراجعه به افرادی که خود را عالم دین معرفی می کنند می دانند. روایات ها در مورد این حادثه مختلف است اما تعداد زیادی از مردم این حادثه را این گونه روایات می کنند: فرخنده نیز مشکلی داشته و برای تسکین روح و روان خود از دعانویس زيارت شاه دوشمشيره  دعا گرفته بود. روز گذشته هنگامی که فرخنده نزد مجاور رفته بود به وی گفته بود تعويذ " دعا" به دردم نخورد و تعويذ  را با شمع زيارت می سوزاند.
مجاور که خود از دسته ی تاجران دینی است و خود را با خدا اشتباه گرفته است و به نام دین برای مردمی که غرق در فقر و مشکلات اند و کوشش دارند به هر گونه یی که شده مشکل خود را حل کنند روی تکه کاغذی حروف و اعدادی را مینویسند که هیچ پایه ی علمی و دینی ندارد و به قیمت خون پدر خود به مردم قالب می کنند با دیدن این حرکت فرخنده شروع به فریاد زدن می کند که ای مردم این دختر قرآن را به آتش کشید. مردک پیر خیلی خوب مغزش برای بدنام کردن فرخنده دختر ۲۷ ساله کار کرد. تعدادی از اراذل و اوباش بیماران روانی و خشکه مذهب ها با شنیدن این حرف ها بدون اینکه از این تاجر دین مدرکی برای ثبوت حرفاش بخواهند مثل مور و ملخ به زیارت که با کاخ ریاست جمهوری افغانستان یک و نیم کیلومتر بیشتر فاصله نداشت هجوم آوردند.

ویدیو های لحاظات اول این ماجرا نشان می دهد فرخنده کاملا با حجاب است اما بسیار مضطرب و کوشش می کند حرف دعانویس را تکذیب کند اما کو گوش شنوا.مردم به ظاهر متدین ما هم بدون اینکه اطلاعات کافی راجع به این موضوع به دست بی آورند با خشم و نفرت بسیار برسر این دختر حمله کرده و فرخنده مظلوم را با نعره ی الله اکبر و الفاظ رکیکی که به این دختر نسبت می دادند به هر گونه ی که شد مردان وحشی صفت کابل نشین با حضور پلیس تکبیر گویا وی را از زیارت بیرون آوردند و شروع به حمله به این دختر کردند. مرد های که خود را مسلمان می دانند چرا به خود اجازه دادند تا به  بدن فرخنده دست بزنند و او را بی حجاب کنند ؟ مگر این کار خلاف دین اسلام نیست؟ مردانی که خود را خدا تصور کردند و تصمیم گرفتند این دختر را به جرم انجام نداده به سزای اعمالش برسانند. محکمه ی صحرایی تشکیل می شود و تصمیم می گیرند بی رحمانه بر این دختر حمله کنند و او را با بدترین شکل ممکن مورد ضرب و شتم قرار دهند. تکبیر گویا هزاران مرد بر سر یک دختر حمله کرده و پلیس هم نقش بیننده را در این میان ایفا می کند. فرخنده با بدترین شکل با سنگ چوب و هر وسیله یی به دست نا انسان ها رسید مورد لت و کوب قرار دادند. تعدادی چنین از این دختر بی گناه عقده به دل گرفته بودند که با مشت و لگد به او ضربه وارد می کردند. " من بی گناهم  من قرآن را آتش نزدم" فرخنده در حالی که زیر دست و پاهای مرد ها له می شد و برای نجات جانش کمک می خواست هیچ کس صدایش را نشنید. چون همه در حال سر دادن نعره ی تکبیر و سر دادن شعار های گوناگون بودند.

خون از سر و صورت این دختر جاری بود و جسدش زیر دست و پای مدعیان دین بی جان شد. وحشیان انسان نما با مردن این دختر راضی نشدند. یک نفر تصمیم می گیرد با ماشین از روی جسد این دختر بگذرد و سپس جسدش را کشان کشان به زیر پل دریای کابل بردند و فرخنده را به آتش کشاندند. با سوزاندن فرخنده افرادی که در این جنایت دست داشتند آخرین پنجشنبه سوری سال را برای خود به راه انداختند و دور این آتش حلقه زده و لحاظات را به ثبت رساندند .نکته ی جالبش هم این است که هر کسی که از بالای پل به جسد در حال سوختن این دختر می رسید برای ابراز تنفر قسمتی از لباس خود را برای شعله ور بودن آتش اضافه می کرد وقتی به این حادثه فکر کردم اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که مردم ما واقعا به کشتن و کشته شدن اعتیاد پیدا کرده اند به خصوص کشتن زن تحت عناوین مختلف.
واقعا وحشتناک است جامعه یی که تا این حد بیمار و بی ثبات باشد.  پلیس همچنان نظرات می کند و در ویدیو ها دیده شده تعدادی از ماموران پلیس در دست درازی به فرخنده سهم داشتند.  به نظر شما مقصر کیست ؟ سالهاست علما افرادی که خود را نماینده ی خدا می دانند بالای منبر رفته و مرد ها را به خشونت علیه زنان به گونه های تشویق می کنند. زمانیکه در سوم ماه حوت کتابفروشی بیهقی با قرانهایش را این مدافعان دین ، با گفتن الله اکبر به آتش کشاندند و یا در محراب مساجد بمب گذاشتند ، کجا بودند این مدفعان دین ؟اگر رویداد های روزانه ی افغانستان را ورق بزنیم به انواع و اقسام تجاوزهای جنسی به دختران و زنان در سنین مختلف که پدران و برادران و یا دیگر مردان جامعه کرده اند وحشتناک تر از سوختن چند تکه کاغذ است چه کسی آن مرد ها را اینگونه محاکمه نکرد ؟ به طور مثال اشاره می کنیم به حادثه ی چند روز پیش که دختری ۱۷ ساله در بغلان بارها توسط پدرش مورد تجاوز جنسی قرار گرفت یا خاطره که از پدر خود صاحب ۲ فرزند شد و امثال چنین مثال هایی فراوان است. چرا کسی مردهایی که باعث و بانی این حوادث شده اند را مورد لت و کوب قرار نداد؟اگر به داستان های بچه هایی که مورد آزار جنسیتی قرار می گیرند و به بچه بی ریش مشهورند توجه کنیم تازه می فهمیم چقدر در افغانستان فاجعه رخ می دهد آیا این کار مطابق دین اسلام است؟ اگر نیست چرا این مسلمان نماها  یک روز عاملین این پدیده ها  را مورد ضرب و شتم قرار نداد ؟بارها قرآن به گونه های مختلفی توسط گروه ها و  مردهای مختلی به آتش کشیده شد چرا برخوردی که با فرخنده صورت گرفت با آنها صورت نگرفت؟

ملا در مسجد به دختری ۵ ساله تجاوز می کند. در افغانستان ملا زن های نازا را باردار می کند. وکیل پارلمان تاکسی رانی را به قتل می رساند. مردی لب و بینی زن خود را می برد و دیگر دختر خود را به فروش می رساند اما مردم در مقابل چنین رخداد ها خاموش اند؟ این همه داد از تمدن می زنیم اما دریغ از زره یی فرهنگ و انسانیت. آیا برخورد این مردم نمایندگی از افکار گروههای تروریستی مانند طالبان و داعش و گروههای دیگر را نمی کند؟ سالهاست که برداشتم از برخورد مردم افغانستان این است که خودشان به گونه یی افکار افراطی دارند.عجب کشوری است که هنوز مثل قرن ها قبل دادگاه صحرایی تشکیل می شود بدون اینکه شواهد و مدارکی موجود باشد به وضوح به جهانیان ثابت شد  قانون اساسی در این کشور هیچ ارزشی ندارد و تنها روی کاغذ نوشته شده است حتی مجریان قانون در نقض قانون سهم بسزایی ایفا می کنند. با رویداد این حادثه در کابل که منطقه ی امن از نظر جامعه ی جهانی محسوب می شود و آن هم در نزدیک ترین فاصله به کاخ ریاست جمهوری بر دیگر به همه ثابت شد که هنوز فرهنگ مافیا و مردسالاری در میان مردم افغانستان بخصوص نسل جوان جایگاه خاص خود را دارد . باری دیگر هزاران مرد با اجرای محکمه ی صحرایی خواستند قدرت خود را به یک زن نشان دهند و به همه ثابت شد افغانستان یک کشور کاملا بی در و پیکر است. جای تاسف اینجاست که بیشترین هجوم کنندگان  از نسل جوان بودند و این خود یک زنگ خطر برای آینده ی افغانستان است . جوانانی که با جنگ به دنیا آمدند و با جنگ بزرگ شدند بدون استفاده از منطق فقط با شنیدن یک جمله از سوی مفسدترین قشر جامعه ی افغانستان " ملاها " چنین با عجولانه تصمیم به کشتن این دختر گرفتند. این نسل  با چنین افکاری چگونه می توانند آینده ی افغانستان را بسازند؟ این جا من دولت را مقصر می دانم ۱۳ سال میلیارد ها دولار از سوی جامعه ی جهانی در افغانستان سرازیر شد اما هیچ وقت روی  فرهنگ سازی و رشد اذهان مردم به خصوص جوانان سرمایه گذاری نشد. در این حال فامیل فرخنده به گفته ی پدرش به فرماندهی با حضور تلویزیون طلوع فرا خوانده می شودند و فرمانده به آنها می گوید در مصاحبه بگو دخترم مشکل روحی و روانی داشت. به گفته ی پدر فرخنده فرمانده به وی گفته است جنازه ی سوخته ی دخترت را از پزشکی قانونی بگیر و بی سرو صدا دفنش کن . امروز عصر تکنولوژی است حادثه ی فرخنده به سرعت در شبکه های اجتماعی بازتاب پیدا کرد  ویدیو ها به سرعت در دنیای مجازی منتشر شد و خشم همه ی مردم جهان را بر انگیخت. از طرفی هم باسواد های کشور با احساساتی ۲ آتشه مطالبی را پست می کنند که آدم از خجالت طرز فکر آنها آب می شود و از داشتن نعمت سواد بیزار حتی با سواد ها هم این موضوع را ریشه یابی نکردند. بله اینجا افغانستان است جایی که انسانی را بدون درک کردن و شناختن به همین راحتی به آتش می کشند. افراد سرشناسی چون " سیمین حسن زاده " معاون وزیر اطلاعات و فرهنگ پس از شنیدن این حرف پستی می زند که این پست باعث برکناری وی شد. «هیچ نیرویی در برابر ایمان راسخ مردم‌مان تاب مقاومت ندارد. با جان و دل از باورهای دینی‌مان پاسداری خواهیم نمود".

پیش از این، حشمت استانکزی، سخنگوی پلیس کابل نیز به دلیل اظهاراتش در مورد قتل فرخنده در صفحه فیسبوکش از کار برکنار شد. ۲ تن دیگر هم در این مورد ابراز نظر کردند که بسیار برایشان سنگین تمام شد. زلمی زابلی، رییس کمیسیون شکایات مجلس سنای افغانستان و همچنان یکی از علمای برجسته ی کابل ایاز نیازی، ملا امام مسجد وزیراکبر خان کابل باعث شدند تا مردم برای برکناری آنها دست به دادخواهی بزنند. کمتر از یک روز پس از رویداد چنین حادثه یی وزارت حج و اوقاف اعلام کرده است هیچ سندی وجود ندارد که این دختر قران را به آتش کشیده است مسولین این وزارت گفته اند کاغذی که فرخنده آتش زده بود در آن زبان دری نوشته شده است و ثابت شد دعانویس باری تحریک مردم از قرآن هایی که طی یک حادثه در گذشته سوخته بود و در آن زیارت نگهداری می شد برای بد نام  فرخنده استفاده کرد.  از طرفی هم یکی از علمای دین در مصاحبه ی خود می گوید: شریعت اسلام همان گونه که به ما امر می کند که از ارزش های اسلامی دفاع کنیم باید دلیل اثباتیه داشته باشیم تا اقدام به تطبیق جزا بکنیم. آیا به نظر شما کابل نشینان که محکمه ی صحرایی را برای فرخنده برپا کردند دلیل اثباتیه ی کافی در دست داشتند؟  پس در حال حاضر چه کسی می تواند تاوان این اشتباه را پس دهد ؟ چه کسی می تواند فرخنده را دوباره زنده کند؟ آیا افرادی که با جنون هرچه بیشتر به این دختر حمله کردند چه جوابی به وجدان خود خواهند داد. آیا کودکانی که در خیابان شاهد چنین صحنه هایی بودند چه درسی از این برخورد گرفتند؟ در جامعه یی که یک بیمار روانی توست افراد به ظاهر سالم اینگونه ظالمانه به قتل برسد تکلیف آینده ی آن کشور کاملا مشخص است.  فرخنده یک دختر کاملا معمولی به دور از زر و زور بود و اگر این حرف صحت نمی داشت کسی برای اثبات بی گناهی او نمی کوشید.جالب تر از آن هم که اول کابل نشینان فرخنده را می کشند و شب بعدش به رسم یادبودش برایاش در محل حادثه شمع روشن می کنند ای کاش بجای روشن کردن شمع دیروز نجاتش می دادند. جامعه ی مرد سالاری که زن را در سکوت و تاریکی مطلق فرو برده است و از آن یک کارگر رایگان و یک کنیز لال و دور از حقوق انسانی ساخته است. سالهاست فرهنگ خشونت علیه زنان در افغانستان بسیار مروج شده است من مطمین هستم اگر این کار را یک مرد انجام می داد به چنین سرنوشتی روبرو نمی شد. از سوی هم می شود از ابعاد دیگر به این موضوع نگاه کرد که به سیاست ها بر می گردد. سوال های در ذهنم مکرا تکرار می شود. چرا طی این سالها به جای اینکه قدرت علما در جامعه برای تصمیم گیری ها کم شود افزایش یافته است ؟ چرا با اینکه افغانستان از دید جامعه جهانی کشوری با موجودیت دموکراسی است دین و سیاست از هم جدا نمی شود؟ آیا از این پس زن ها در جامعه مصونیت دارند؟ آیا از آن همه مردی که در نماز جنازه ی فرخنده اشتراک کرده بودند در روز حادثه در مکان حادثه نبودند تا جان وی را نجات دهند ؟  این دومین سالی است که با فرا رسیدن فصل بهار و آغاز سال جدید مردم افغانستان این لحاظات را با غم و اندوه آغاز می کنند. درکشوریکه قانونش ناقص باشد وعدالت در آن مرده باشد .زبان گفتار تفنگ و قلدری باشد،تربیت واخلاق اجتماعی به سفر رفته، وجدانها بخواب سمور و روابط اجتماعی با پوند ودالر داد و ستد میشود ،مسلمانی وتکبیرگفتن به خود ستایی مود روز شده وحکم قضا و اجرای عدالت را اوباشان قلدران و زور گویان وحشیانه و ناشیانه صحرایی انجام می دهند عاقبتی بسیار تاریک دارد. فرخند بی گناه کشته شد و جنازه اش توسط زنان کابل به منزل ابدی اش انتقال داده شد. اما حال که بی گناهی وی ثابت شد چه فایده ؟ خیابان را به نامش زدند چه فایده ؟ برایش مراسم یاد بود برگزار می کنند چه فایده ؟
سال گذشته سردار احمد و فامیلش با رویداد حادثه یی عجیب از میان ما رفتند و امسال نیز قتل فرخنده حکایت همه ی خانه ها و تیتر برجسته ی روزنامه ها و اخبار شد.

سحر صامت


۱۳۹۳ اسفند ۲, شنبه

امروز «اُزگه‌جان» فردا نوبت کدام جان است؟




 شنیدن خبر کشتن یک زن در بلبشویی که امروزه بر جهان حاکم است، شاید خبری چنان عجیب و غریب نباشد. خبری که در هر شرایطی باید به تیتر اخبار موجود در جهان تبدیل شود، امروز چیزی جز یک خبر عادی در میان دیگر اخبار موجود نیست. بوی باروت جهان را فراگرفته و در چنین جهانی که خون از شرق به غربش و از شمال به جنوبش در جریان است، شاید تجاوز و قتل یک دختر بیست ساله امری عادی به نظر برسد.  « اُزگه‌جان آصلان» ٢٠ ساله که از دانشگاه به خانه بازمی‌گشت مورد تجاوز راننده‌ی مینی‌بوس قرار می‌گیرد و به علت مقاومت کشته شده و سپس جسدش سوزانده می‌شود.


 «اُزگه‌جان» فقط یکی از صدها دختری است که سالانه در ترکیه به شیوه‌های گوناگون کشته می‌شوند و این‌بار شدت وحشیانه بودن این قتل سبب شده است که در شهرهای مختلف ترکیه زنان و مردان آزادی‌خواه به خیابان‌ها بریزند و برعلیه سیستمی که در آن زنان در هیچ‌ کجایش سرسوزنی احساس امنیت و آرامش نمی‌کنند، دست به اعتراض بزنند. صدها نفر از زنان و مردان آزادی‌خواه ترکیه در شهرهای مختلف از جمله مرسین، آنکارا و استانبول به خیابان‌ها ریخته و با شعارهای « امروز «اُزگه‌جان» فردا نوبت کدام جان است؟»،«کشتن زنان یک امر سیاسی‌ است» و «این یک عزاداری نیست، بلکه عصیان است»، دست به اعتراض زده‌اند.



 آنان بر علیه «خشونت» سازمان یافته علیه زنان به میدان آماده و دولت «رجب طیب اردوغان» را عامل اصلی چنین خشونت‌هایی می‌دانند. سالانه صدها زن در ترکیه کشته می‌شوند. براساس آمار موجود در سال ٢٠١٤ این تعداد ٢٩٤ نفر اعلام شده‌اند. هم‌چنین در یک ماه و نیم گذشته سال جاری ٢٩ زن به قتل رسیده‌اند. براساس گزارش‌های اعلام شده ٧٠ درصد این افراد به ضرب چاقو و ٣٠ درصد با گلوله جان باخته‌اند. وجود چنین آماری مطمئنن نه یک اتفاق بلکه ریشه در مساله‌ای عمیق‌تر دارد. پس از به قدرت رسیدن حزب «عدالت و توسعه» به رهبری «رجب طیب اردوغان» جامعه‌ی ترکیه هر روز با سرعت بیشتری به سمت مذهب سوق داده شده و از انواع ابزارهای موجود به تبلیغ باورهای مذهبی پرداخته می‌شود.


پرداختن به نگاه مذهب به زنان در این سطح دیگر بحثی تکراری است و نیاز به تکرار دوباره‌ی آن نیست. مذهب و مردسالاری و نگاه تحقیر آمیز به زنان در چنین جهانی زمینه را برای وجود چنین فجایعی فراهم خواهد کرد و این فاجعه‌ها به اتفاقاتی روزانه تبدیل خواهند شد. «اُزگه‌جان» فقط یکی از قربانیان این توحش موجود در جهان است و روزانه « اُزگه‌جان»ها قربانی این سیستم و ابزارهای در اختیارش می‌شوند.

«دست مذهب از زندگی مردم کوتاه!»

آزاد عزیزیان-منتشر شده در ماهنامه رهایی زن شماره ٣٢


استفاده از این مطلب با ذکر منبع مجاز است.