عالیه دادگر
جامعه آزاد چگونه ساخته میشود؟آزادی فقط رهایی از یک حکومت مستبد نیست؛
مسئولیتی تاریخی برای ساختن نظمی سیاسی است که در آن قدرت از مردم مشروعیت بگیرد،
در برابر آنان پاسخگو باشد و بهوسیله قانون و نهادهای دموکراتیک محدود شود.جامعهای
که سالها زیر فشار سرکوب، تبعیض، سانسور و تمرکز قدرت زیسته است، برای رسیدن به
آزادی باید از ترس عبور کند. اما عبور از ترس پایان راه نیست. پرسش اساسی این است:
پس از استبداد چه میخواهیم بسازیم و چگونه مانع بازتولید آن شویم؟از تغییر حکومت
تا تغییر ساختار قدرت
مبارزه با استبداد زمانی به آزادی میانجامد که هدف آن فقط جابهجایی
حاکمان نباشد. اگر قدرت همچنان متمرکز، غیرپاسخگو و مصون از نظارت مردم باقی
بماند، تغییر افراد تضمینی برای آزادی نخواهد بود.ایران آینده به نظامی سیاسی نیاز
دارد که در آن هیچ فرد، حزب، نهاد یا جریان مذهبی و سیاسی بالاتر از قانون قرار نگیرد.
قدرت باید محدود، انتخابی، قابل نظارت و قابل انتقال باشد و مردم بتوانند از راههای
دموکراتیک و مسالمتآمیز حاکمان خود را تغییر دهند.هدف، تنها تغییر حاکم نیست؛ تغییر
رابطه میان حکومت و شهروند است.دموکراسی؛ فراتر از انتخابات دموکراسی فقط برگزاری
انتخابات نیست. انتخابات زمانی آزاد و معنادار است که شهروندان امکان انتخاب واقعی
داشته باشند؛ احزاب و تشکلهای مستقل فعالیت کنند؛ رسانهها آزاد باشند؛ قوه قضائیه
استقلال داشته باشد و مخالفان سیاسی به دلیل عقیده و فعالیت خود سرکوب نشوند.تفکیک
قوا، نظارت عمومی، محدودیت دوره مسئولیت مقامات و استقلال نهادهای قضایی و رسانهای،
از مهمترین موانع تمرکز قدرتاند. نیروهای نظامی و امنیتی نیز باید تابع قانون و
نهادهای منتخب باشند، نه بازیگران مستقل سیاسی.قانون اساسی باید حقوق شهروندان را
تضمین و اختیارات حکومت را محدود کند؛ نه اینکه به ابزاری برای تثبیت قدرت یک فرد یا
جریان تبدیل شود.قانون باید سپر شهروند در برابر قدرت باشد، نه ابزار قدرت برای
مهار شهروند.آزادی بدون برابری ممکن نیست.جامعه آزاد، جامعهای نیست که آزادی را
فقط برای بخشی از مردم به رسمیت بشناسد. زنان و مردان، دینداران و بیدینان، اکثریت
و اقلیت، موافقان و مخالفان حکومت باید از حقوق برابر سیاسی و مدنی برخوردار
باشند.زنان ایران سالهاست در برابر تبعیض قانونی و اجتماعی مبارزه میکنند و در
تحولات سیاسی و اجتماعی نقشی تعیینکننده داشتهاند. آنان نباید صرفاً موضوع تصمیمگیری
دیگران باشند؛ باید در مقام شهروندان برابر، در قانونگذاری، مدیریت و تصمیمگیری
سیاسی مشارکت داشته باشند.برابری جنسیتی نباید وعدهای برای آینده باشد؛ باید از
اصول بنیادین نظام سیاسی آینده ایران باشد.
جدایی دین از حکومت.
آزادی و برابری بدون جدایی نهاد دین از حکومت تضمین نمیشود. این جدایی
به معنای دشمنی با دین نیست؛ بلکه به معنای پایان دادن به امتیاز سیاسی و قانونی یک
مذهب و تضمین آزادی وجدان برای همه شهروندان است.حکومت نباید درباره باور، مذهب،
پوشش یا شیوه زندگی شهروندان تصمیم بگیرد. دیندار و بیدین باید در برابر قانون
حقوق برابر داشته باشند.دین آزاد، وجدان آزاد و حکومت بیطرف؛ از پایههای جامعهای
مبتنی بر حقوق برابرند.حق مخالفت، شرط آزادی سیاسی جامعه دموکراتیک بدون احزاب
مستقل، اپوزیسیون آزاد و امکان رقابت سیاسی شکل نمیگیرد. مخالفت با حکومت نباید
جرم تلقی شود و هیچ جریان سیاسی نباید خود را تنها نماینده مردم یا مالک آینده
کشور بداند.آزمون واقعی دموکراسی، فقط رفتار ما با همفکرانمان نیست؛ بلکه نحوه
برخورد ما با مخالفانمان است.
نیرویی که امروز خواهان آزادی است، باید از همین امروز به حق مخالفت
دیگران احترام بگذارد. اگر آزادی بیان را فقط برای همفکران خود بخواهیم، مخالفان
را سرکوب کنیم یا شکست سیاسی را خیانت بدانیم، فرهنگ استبدادی را بازتولید کردهایم؛
حتی اگر نام و شکل حکومت تغییر کرده باشد.از «نه» گفتن تا ساختن آینده مخالفت با
استبداد نقطه آغاز مبارزه است، نه پایان آن. جامعه ایران به برنامهای روشن برای
دوران پس از جمهوری اسلامی نیاز دارد؛ برنامهای مبتنی بر آزادی بیان، انتخابات
آزاد، حاکمیت قانون، استقلال قوه قضائیه، تفکیک قوا، برابری زنان و مردان، جدایی دین
از حکومت، حقوق برابر شهروندان و انتقال مسالمتآمیز قدرت.اما این اصول زمانی معنا
پیدا میکنند که در ساختارهای سیاسی و قانونی تضمین شوند و مردم بتوانند بر اجرای
آنها نظارت کنند.نسل جدید ایران فقط وارث بحرانهای گذشته نیست؛ امکان ساختن آیندهای
متفاوت را نیز در اختیار دارد. مسئولیت تاریخی این نسل آن است که اجازه ندهد
مبارزه با استبداد به استبدادی تازه منتهی شود.ایران آینده نباید به مالکیت یک
فرد، خاندان، حزب یا ایدئولوژی درآید. آینده باید به دست مردم و بر پایه مشارکت
آزادانه، حقوق برابر و نهادهای دموکراتیک ساخته شود.آزادی؛ آغاز مسئولیت ما
ساختن جامعه آزاد به تغییر حاکمان محدود نمیشود؛ مستلزم تغییر فرهنگ سیاسی و پایان دادن به رابطهای است که در آن قدرت مقدس، حاکم پاسخناپذیر و مردم فرمانبردار تلقی میشوند.آزادی زمانی از آرمان به واقعیت تبدیل میشود که از خیابان به قانون، از اعتراض به نهادهای دموکراتیک و از شعار به برنامه سیاسی راه پیدا کند.امروز مسئولیت ما فقط گفتن «نه» به استبداد نیست؛ باید بهروشنی بگوییم چه میخواهیم: آری به آزادی و برابری؛ آری به دموکراسی و حاکمیت قانون؛ آری به برابری حقوقی و سیاسی زنان و مردان؛آری به جدایی دین از حکومت؛آری به انتخابات آزاد و انتقال مسالمتآمیز قدرت؛و آری به ایرانی که در آن حکومت خدمتگزار مردم باشد، نه مردم خدمتگزار حکومت.آزادی پایان مبارزه نیست؛ آغاز مسئولیت ما برای ساختن ایرانی آزاد، برابر و دموکراتیک است.
عالیه دادگر، اکتبر ۲۰۲۶
ماهنامه شماره یکصد و چهل و چهارم رهائی زن
ماهنامه شماره یکصد و چهل و چهارم رهائی زن
