۱۴۰۵ آبان ۵, سه‌شنبه

وقتی «ناموس» بهانه‌ی قتل می‌شود

فریده صلواتی :

22.10.2026

 

او را با نامش صدا بزنیم؛ نه با اتهامی که دیگران به او نسبت داده‌اند، نه با عنوانی که مرگش را قابل‌تحمل‌تر جلوه می‌دهد. او انسانی بود با آرزوها، ترس‌ها، انتخاب‌ها و آینده‌ای که از او گرفته شد.


 

قتل‌های موسوم به ناموسی را گاهی با واژه‌هایی مثل «آبرو»، «غیرت» یا «سنت» توضیح می‌دهند؛ اما هیچ‌کدام توجیهی برای قتل نیستند. هیچ فرهنگ، باور یا اختلاف خانوادگی‌ای نمی‌تواند گرفتن جان یک انسان را توجیه کند. ناموس چیزی نیست که با خشونت حفظ شود، و آبرویی که به قیمت جان یک انسان به دست بیاید، آبرو نیست.

 

پشت این قتل‌ها اغلب تصوری خطرناک پنهان است: این‌که زندگی و تصمیم‌های یک زن به دیگران تعلق دارد. همین تصور می‌تواند تهدید، محدودیت و خشونت را عادی جلوه دهد؛ تا جایی که اطرافیان خطر را ببینند، اما آن را «مسئله‌ای خانوادگی» بدانند و سکوت کنند. سکوت قاتل نیست، اما گاهی راه را برای خشونت هموار می‌کند.

 

قربانی را نباید به آخرین تصمیمی که گرفت، لباسی که پوشید، رابطه‌ای که داشت یا حرفی که زد تقلیل داد. مسئولیت خشونت بر دوش کسی است که آن را انتخاب و اجرا می‌کند. پرسش درست این نیست که «او چه کرد؟»؛ باید پرسید چرا تهدیدهایش جدی گرفته نشد، چرا حمایت به‌موقع در دسترسش نبود و چرا کسی که او را تهدید می‌کرد، متوقف نشد.

 

مقابله با قتل‌های ناموسی از تغییر همین نگاه آغاز می‌شود: در خانه، مدرسه، رسانه، نهادهای حمایتی و قانون. تهدید را باید جدی گرفت. فردی که در معرض خطر است باید جایی امن و راهی برای کمک داشته باشد. حمایت از کسی که خشونت را تجربه می‌کند، بی‌آبرویی نیست؛ مسئولیتی انسانی است. رسانه‌ها نیز باید به جای پخش شایعه و سرزنش قربانی، از حق زندگی و امنیت او دفاع کنند.

 

هیچ‌کس مالک جان دیگری نیست. هیچ «آبرویی» بالاتر از حق زندگی نیست. اگر می‌خواهیم این قتل‌ها را درست نام‌گذاری کنیم، باید روشن بگوییم: این‌ها قتل‌اند. شاید نتوانیم زندگی از دست‌رفته را برگردانیم، اما می‌توانیم نگذاریم فردی که در معرض تهدید است، تنها بماند.


ماهنامه شماره یکصد و چهل و چهارم رهائی زن 

 !قاتلان غریبه نبودند، خانه قتلگاه شان شد


 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر