۱۳۹۹ آذر ۱۰, دوشنبه

گفتگو با نویسنده خاطرات زندان، مبارزه یک زن در ایران

 





https://youtu.be/cVzK3WZF3TA

مبارزه برای آزادی و برابری و برقراری عدالت اجتماعی در ابعاد و اشکال گوناگون در دل جوامع بشری جاری است، هر چند جریان مبارزه گهی خروشان و پر التهاب و گاهی آرام و زیر پوسته شب جاریست، و در مسیر خود تجربیات نسل پیشین را به نسل بعدی منتقل میکند. هر چند رژیمهای استثمارگر از ارگانهای سرکوب برای خاموش کردن معترضین به نطم موجود و برای ارعاب جامعه و تداوم نظام بردگی سود میجویند، لیکن در پشت دیوارهای زندان نیز مبارزه در تداوم است، و شنیدن روایات آن توسط انسانهای آزاده ای که از این تونل زمان قرون وسطائی عبور کردند برای نسل جوان ضروری و مفید است.

در برنامه امشب میهمان بسیار عزیزی داریم از تبار مبارزان راه آزادی و برابری که خاطرات زندان را برای نسل خود و نسلهای بعدی برشته تحریر درآورده. نسرین پرواز، فعال سیاسی مدافع حقوق کارگران، زنان و کودکان، نویسنده و فعال حقوق بشر مقیم لندن را روی خط داریم.

نسرین پرواز عزیز به برنامه رهائی زن خوش آمدید.

بینندگان رهائی زن با چهره و آثار شما کما بیش آشنا هستند، مایلم مقدمتا برای نسل جدید بینندگان ما، مختصری از تاریخچه فعالیت خودت توضیح بدهی.

نسرین پرواز: من سال 58 علیه جمهوری اسلامی وارد فعالیت سیاسی شدم. در آن زمان خیلی از هم نسلی های من علیه جمهوری اسلامی فعال بودند. مردم شاه را بیرون کرده بودند، چون زمان او هم آزادی سیاسی نبود. بخشی از مردم که کار نداشتند و حاشیه نشینان که آلونکهایشان را روی سرشان خراب می کردند، به سختی زندگی را می گذراندند. کارگران هم از پس مشکلات اقتصادی شان بر نمی آمدند. و علیه شاه بلند شدند. با فرار شاه، اسلامیست ها با کمک غرب قدرت را گرفتند. چندی پیش ویکیلیکس فاش کرد که خمینی را آوردند فرانسه و هم در آنجا و هم وقتی به ایران رفت، آمریکا مرتب تماسهای مخفیانه با خمینی داشت. خلاصه اسملامیستها که بر خلاف بقیه جریانات سیاسی زمان شاه فعالیتشان آزاد بود، به کمک غرب نه تنها قدرت را گرفتند، بلکه توانستند انقلاب مردم را در نطفه خفه کنند.

در هر صورت در فاصله بین فرار شاه تا زمانی که رژیم توانست خودش را تحکیم کنه، یعنی 30 خرداد شصت، مردم بخصوص جوانان اعتراضات زیادی علیه رژیم نشان می دادند. جریانات زیادی متولد شده بودند – تعداد زیادی از این جریانات کمونیستی بودند. من هم با جریان کمونیستی وارد فعالیت سیاسی شدم. خواسته هایمان هم همین چیزهایی بود که جوانان امروز می خواهند و برایش مبارزه می کنند و به زندان می افتند و اعدام میشوند. من هم به همین دلایل یعنی جدایی دین از دولت، برابری زن و مرد در قانون و همه عرصه های کار و زندگی، کار یا بیمه بیکاری و کلا یک زندگی خوب برای همه مبارزه می کردم.

از 30 خرداد شصت که رژیم خودش را تحکیم کرد، شروع کرد به سرکوب وحشیانه انقلاب. یعنی جلوی تجمعات سیاسی را می گرفتند و افراد را شناسایی و دستگیر می کردند.

به جریانات سیاسی که در دانشگاهها فعالیت می کردند و مثلا دفتر یا میزی داشتند تذکر دادند و وقت تعیین کردند که اگر دانشگاه را خالی نکنند رژیم به دانشگاه حمله خواهد کرد و همه را دستگیر می کنه. البته برای چند روز دانشگاه محاصره بود. من آنجا بودم. مرتب گاز اشک آور می زدند. چند نفر از جوانان تیر خوردند و به بیمارستان منتقل شدند.

دستگیریهایی که به 30 خرداد شصت معروف است و باعث شد که خیلی ها را توی خیابانها دستگیر کنند، باعث نشد که جوانان از خواسته هایشان بگذرند و صحنه سیاسی را خالی کنند. مبارزه ادامه داشت، همانطور که همچنان ادامه داره. رژیم تاریخ دروغی به نسل جوان الغا کرده، با این مفهوم که نسل من رژیم را به قدرت نشاند. واقعیت این نبود. زندانها پر از جوانان بودند. آنقدر که سلولها جا نداشتند و زندانیان را توی راهروها می خواباندند. وقتی اوین رفتم شبها مثل ماهی ساردین به هم چسبیده می خوابیدیم. اگه نصف شب می رفتیم دستشویی وقتی برمیگشتیم، جای خوابمون پر شده بود.

می خوام بگم، نسل من علیه این رژیم مبارزه کرد و خیلی اعدامی داد. دوستان زیادی از خودم اعدام شدند.

به هر حال من که سال 58 وارد مبارزه سیاسی علیه جمهوری اسلامی شدم، سه سال بعد یعنی سال 61 دستگیر و شکنجه شدم و ابتدا حکم اعدام داشتم. ولی هشت سال در زندان ماندم.

مینو همتی: در نگاه نخست، پدیده زندانهای سیاسی و عقیدتی و خبر آنچه بر سر عزیزان دربند میآورند، هر انسان با وجدان را میآزارد. بازگو کردن جزئیات جدالی که بین انسانیت و نظامهای ضدبشری پشت دیوارهای زندان در جریان بود، برای شما از چه ضرورتی ناشی میشود؟


نسرین پرواز: به نظر من باید علیه دیکتاتوری ها و زندانهایشان نوشت. وگرنه چطور می توانیم روزی جامعه ای آزاد از هر نوع شکنجه ای داشته باشیم؟ خاطرات زندان می تواند اشکال مبارزه در یک جامعه و مقاومت در زندان را به نسل های بعدی و به جوامع دیگر منتقل کند. برای من نوشتن در مورد زندان وسیله مبارزه علیه رژیم است.

کتاب "زیر بوته لاله عباسی" که خاطرات زندانم به فارسی است، در وبسایتم هست اگر شنودگان دوست دارند آنرا بخوانند.

رمان "وسوسه این بود" هم در رابطه با کشتار زندانیان  در سال 67 است. برای این کتاب با زندانیان سابق مرد مصاحبه کردم. این رمان نیز در وبسایتم هست.

بعلاوه این دو کتاب مقالاتی نیز در رابطه با زندان نوشته ام که در وبسایتم هستند. البته در ایران باید از فیلترشکن استفاده کنید تا بتونید وارد وبسایتم بشین.

مینو همتی: چرا رژیم اسلامی که زندان و شکنجه یکی از ارکان اصلی موجودیتش را تشکیل میدهد، دائما تلاش میکند که جنایات خود را از چشم نسلهای جوان بپوشاند؟ برای نمونه دائر کردن موزه عبرت!

نسرین پرواز: موزه عبرت برای این است که تاریخ را وارونه به نسل جوان نشان دهند. جمهوری اسلامی بیش از بیست سال از کمیته مشترک ضد خرابکاری استفاده کرد، ولی وقتی آنرا موزه زندان کرد ادعا کرد که هرگز از آن استفاده نکرده است. در واقع آرایش موزه عبرت این است که تنها رژیم شاه از آن استفاده کرده است و حالا جمهوری اسلامی آن شکنجه هایی را که رژیم شاه علیه سیاسی ها بکار برده به نمایش گذاشته است.

من 6 ماه اول دستگیریم را در این زندان بودم و در واقع آنجا بازجویی شدم. برخی زندانیان در این زندان زیر شکنجه جان سپردند.

در انتخاب نام عبرت برای این موزه نیز زرنگی ای نهفته است و آن اینکه بازدید کننده عبرت بگیرد و هوس مبارزه سیاسی نکند.

من رمانی به اسم "نامه های مخفی اکس به ا" به انگلیسی نوشته ام که داستان ساختن موزه عبرت توسط جمهوری اسلامی است.

مینو همتی: شما کتاب (مبارزه یک زن در ایران - خاطرات زندان) را که به انگلیسی نیز به چاپ رسیده برای کدامین مخاطب و با چه منظوری برشته تحریر درآوردید؟

نسرین پرواز: این کتاب دو نوع مخاطب دارد: یکی خواننده انگلیسی که اطلاعاتی از جمهوری اسلامی و چگونگی به سر کار آمدن آن و زندانهایش ندارد. چرا که مدیای غرب هم اطلاع رسانی درستی نمی کنند.

مخاطب دیگر جوانانی هستند که پدر و مادرشان ایرانی اند و مجبور به فرار از ایران شدند. این جوانان یا بچه بودند که خانواده هایشان ایران را ترک کردند و یا کلا خارج از ایران متولد شدند. و در نتیجه اطلاعات کافی در مورد رژیم و دهه شصت ندارند. فیدبک های مثبتی از این قشر از جوانان که کتابم را خواندند گرفتم.

در ضمن باید اشاره کنم که ترجمه های اسپانیایی و آلمانی این کتاب کامل شده اند و در حال انتشار هستند.


مینو همتی: بسیاری از فرزندان مهاجرین در خارج از ایران زندگی میکنند، زیر بمباران تبلیغاتی و عوامفریبی رژیم اسلامی قرار دارند، آگاهی رسانی به این نسل در خارج از کشور نیز ضروریست، علاقمندان به مطالعه روایت شما از این واقعیات تاریخی از چه طریق میتوانند این کتب را تهیه کنند؟

هر دو کتابم را می توانند از:

Amazon.co.uk

تهیه کنند. هم به شکل کتاب می توانند بخرند و هم به شکل ای بوک

5- آیا نکته ای هستت که دوست داشته باشی با خوانندگان در میان بگذاری؟
 نسرین پرواز:
بله. من کمپینی علیه اعدام چند تن از جوانانی که به جرم شرکت در تظاهرات سال‌های اخیر دستگیر شدند تنظیم کرده ام. الان بیش از 1000 امضا جمع شده ولی اگه همانطور که قبلا گفتین، بینندگان امضایش کنند و امضاها زیاد بشه، شاید بتونیم جلوی اعدام این عزیزان را بگیریم
 لینک پتيشن را در کانال تلگرام "نه به اعدام" و یا در فیسبوک یا توئیتر من میتونند پیدا کنند. اسامی که در لیست من هست و در دیوان عالی تائید شده عبارتند از:
محل الدین ابراهیمی، هادی کیانی، عباس محمدی، محمد بسطامی، مجید نظری، مهدی صالحی، حیدر قربانی، ارسلان خودکام ، سعید تمجیدی، امیرحسین مرادی، محمد رجبی.
البته تعداد دیگری هم حکم اعدام گرفتن ولی چون هنوز دیوان عالی حکم آنها را تائید نکرده، اسامی آنها را در این لیست نگذاشتم، به این امید که اعدامشان تائید نشود. به جز این عزیزان که نباید فراموششان کنیم، میخوام به این اشاره کنم که در حال حاضر با این وضعیت کرونا بیش از 40 زندانی سیاسی زن داریم، اگه اجازه بدی دوست دارم از آنهایی که به جرم فعالان کارگری و همینطور زنانی که به خاطر کشف حجاب دستگیر شدند در اینجا یادی کرده باشم:
عسل محمدی، ندا ناجی، مرضیه امیری، ساناز الله یاری که به همراه همسرش امیرحسین محمدی که به دلیل حضور در روز جهانی کارگر و حمایت از کارگران هفت تپه دستگیر شدند.
صباکردافشاری، یاسمن آریانی، منیره عربشاهی که مادر یاسمن میباشد و مژگان کشاورز.
همانطورکه توی صحبتم گفتم، نسل من با رژیم مبارزه کرد و متاسفانه خیلی اعدامی داد و میدونم مبارزه با رژیم بدون اعدام نیست. ولی مسئله اینه که رژیم نمیتونه همه را بکشه، همه را دستگیر کنه و ببره زندان و من میبینم، نمیدونم کی، ولی من به وضوح میبینم روزی را که مثل تظاهرات 3 سال اخیر که مردم اومدن بیرون و این دفعه برنمیگردند خانه هاشون و رژیم را در واقع میندازن.
بله من حرفم به جوان‌ها اینه که من این را می‌بینم که رژیم رفتنیه، اونم به وسیله مردم.

 

نسرین عزیز با سپاس از اینکه نظرات خود را با بینندگان ما در میان گذاردید.

با تشکر از دعوتتون.

(با تشکر از مرضیه آدمی برای پیاده کردن متن مصاحبه تلویزیونی)


 ماهنامه رهائی زن سری سوم شماره هشتاد و هشت

 http://rahaizanorg.blogspot.com/2020/11/rahaizan-shomareh-88.html  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر