۱۴۰۱ آذر ۹, چهارشنبه

عروج مجدد جنبش دانشجوئی، پرتوان و پر خروش در سراسر ایران



http://www.rahaizan.tv/2022/11/the-resurgence-of-student-movement.html

قتل حکومتی مهسا ژینا امینی طوفانی بپا کرد که سراسر این سرزمین اسلامزده را در نوردید و خاکسترها را کنار زد و گل آتش را نمایان کرد. از پس این طوفان سرنوشت ساز، آتش نهفته زیر خاکستر سر از دانشگاهها، کوی و برزن و میدان بر آورد و دامن نظام برده داری اسلامی را شعله ور کرد. یکشبه زنجیرهای رخوت و ترس از دست و پای دانشجویان دختر وپسر پاره شد و طعم آزادی از قید و بندهای نظام پوسیده اسلامی چشیده شد. و  نوید آنچه در فرداها هایمان انتظارمان را میکشد، در چهره ها نمایان شد.

رژیم فاشیستی اسلامی از بدو تولد با تصفیه دانشگاهها و تزریق سهمیه از حوزه های جهلیه و عوامفریبی، و تشکیل بسیج دانشجوئی، تلاش در به انقیاد کشیدن فکری دانشجویان و پادگانی کردن محیط  دانشگاهی نمود. لیکن جنبش دانشجوئی بطور آشکار و پنهان همیشه با ارزشهای قرون وسطائی نظام در جدال بوده و آنرا به چالش کشیده و بهای سنگینی را نیز متقبل شده است. در این چهار دهه جنبش دانشجوئی نیز فراز و نشیبهای فراوانی را طی کرده است. در برنامه امشب میهمان عزیزی دارم که در دل جنبش دانشجوئی ایران  و از جریان موسوم به دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب برآمده و هم اکنون استاد رشته فیلم و رسانه در دانشگاه کنت در انگلستان هستند و کماکان پیوند عمیق خود را با جنبش انقلابی بر محور زن، زندگی، آزادی و برابری استحکام میبخشد. در برنامه امشب به ویژه گی های جنبش دانشجوئی در خط مقدم جنبش انقلابی کنونی میپردازیم.

مینو همتی: قبل از هرچیز مایلم از احساس درونیت که ناشی از پیوند وقایع امروز به تجربه مبارزاتی سالهائی که در دانشگاه با همرزمانتان بودید، برای بینندگان ما بگوئید

کاوه عباسیان: اولش باید بگویم با اینکه 10 سال داخل ایران نیستم ولی اتفاقات اخیر که میبینم باعث خوش حالی من از میزانی رادیکالی خلاقیت هایی که دارن استفاده میکنن چه در شعار هاشون چه در حضورشون در دانشگاه ها کف خیابان و به هم چنین خلاقیت هایی که دارن کف خیابان نشان میدهند و منی که فرسنگ ها فاصله دارم به من انرژی میده و من و یاد روز هایی که در جنبش دانشجویی فعالیت میکردم میندازد.

همینطور شما هم یادتون هست اوایل دهه 80 جنبش چپ دانشجویی شروع به پا گرفتن کرد در دانشگاه های ایران دهه 60 یه دوره  سرکوب و کشتار داریم، اعدام های وسیع را داریم و فرار دانشجویان فرهنگیان و... از ایران را داریم و بعد، دهه 70 را داریم که جنبش دانشجویی از دل خاکستر دهه 60 بیرون میاد ولی در عین حال آن رادیکالیسم وآن خلاقیت و آن دهه 70 به دلیل  وجود جنبش اصلاح طلبی  که حسابش ازچانه زنی از بالا بود  که فعالیت های جنبش دانشجویی به حساب جنبش اصلاح طلبان در داخل حاکمیت ایران  ریخته میشه تا اینکه اتفاقات سال 78 کوی دانشگاه که باعث میشود در دفاتر وحدت و انجمن های اسلامی که تا حد بسیار زیادی بازوهای اعمال نفوذ حاکمیت جناح اصلاح طلب در دانشگاه ها بودند، در این بخش شاهد یک ریزش عمده ای بشود و در اوایل دهه 80 شاهد عبور جنبش دانشجویی از آن دوره اصلاح طبی بودیم و به نظر من تاریخی میشود به آن اشاره کرد،آن جنبشی بود که حرکت کرد و به عقب هم برنگشت خرداد سال 82 است .

اعتراضات تحصن ها اعتصابات در دانشگاه های ایران در اعتراض در کوی خرداد سال 82 در اعتراض به خصوصی سازی بخشی از دانشگاه بود که من در اعتراضات کوی دانشگاه دخیل بودم. همان اتفاقات که نیروهای امینتی حمله به کوی دانشگاه نه فقط کوی دانشگاه ، در خوابگاه و دانشگاه علامه شرایط به گونه ای بود که یک ماه دانشگاه ها صحنه پرتلاتم  تقابل جنبش دانشجویی با نیرو های حکومتی بودند واین بار نیروهای جنبش دانشجویی کشف امیدی برای اصلاح طلب و حاکمیت نداشت و من برای اولین بار به عنوان فرد  18یا 19 سال داشتم شعارهای سرنگونی طلبانه میشنیدیم میدیدیم مثلا یکی از شعارها جمهوری اسلامی فانوس در باد است و از این اتفاقات انرژی گرفتیم و باعث شد در نیمه سال 82 در تاریخ 16آذرشعار هایی با پلا کارد های سرخ با شعار آزادی برابری که این روز ها در دانشگاه ها هنوز هم باب است و میشنویم و همچنین پلاکارد هایی برای اعتصابات کارگران صنعت نفت پتروشیمی معلمان و پرستاران در 16 آذر، بالا بردیم به صورت متشکل حضور داشتیم و میتوان گفت از این تاریخ نقطه آغاز حضور متشکل نیروهای چپ در جنبش دانشجویی در دانشگاه ها بود.

که دیگر از همان تاریخ شروع چاپ نشریه های دانشجویی نشریه خاک که من از سردبیران و عضو هیِیت موسس آن بودم به عنوان یکی از نشریه های چپ و رادیکالی  در آن سال ها ازش یاد میشد که جای خالی این نشریه تاجایی احساس میشد که این نشریه در شهرها و دانشگاه ها و کارخانه جات  دیگرهم کپی میکردند و پخش میکردند، فکر ما روی 100 تیراژ بود ولی بالای 500 تیراژ رسید، تیراژی بود که مجله های عام در آن روز ها به تیراژ نشریه دانشجویی نمیرسید.

که در سال های بعد نشریه خاک بالای 1000 تیراژ داشت.  بعد از آن نشریه هایی به وجود آمد، نشریه پیش رو،  آرمان نو، گوزن ها و فریاد که اینها نشریه چپ بودند در آن زمان، جنبش دانشجویی روی نشریه ها کار میکرد.

جنبش دانشجویی چتری بود برای جریانات و  تفکرات مختلف که در آن زمان وجود داشت.

در سال1385 در اعتراضات خرداد ماه درباره اخراج سازی های وسیع اساتید، دگر اندیش دانشگاه ها و همچنین احکام کمیته های انضباطی علیه دانشجویان، ستاره کردن دانشجو ها که  بر علیه اینها اعتراضاتی شکل گرفت که به مرکزیت تهران و به شهرهای دیگر هم کشانده شد.

در آن اعتراضات هیچ اثری از اصلاح طلب ها نبود.

جنبش چپ دانشجویی لازم دیدیم که با اعلام حضور متشکل خودمان حضور پیدا کنیم و زیر آنرا امضا کردیم به عنوان دانشوجویان آزادی خواه و برابری طلب با شعار دانشگاه پاد گان نیست که بعد ها این شعار بسیار معروف شد.

از 16آذر مراسم بزرگی با دفتر تحکیم وحدت برگزار کردیم و آنهم داستان های خودش ودرگیری های خودش را داشت، معروف شد به 16 آذر سرخ که بعد از آن هیچ مراسمی باهم برگزار نکردیم و 16 آذر 86 مستقل برگزار شد.

این یک خلاصه از اتفاقات نیمه اوایل دهه 80 رخ داد میتوان به عنوان شروع جنبش دانشجویی دانست.

و اتفاقاتی که افتاد مردم کلمه انقلاب، اعتراض  واعتصابات را عار میدانستند. الان همه انقلابی شدند ولی در شرایط انقلابی، انقلابی بودن در شرایط خفقان، اینکه انقلابی باشی و شعله های انقلاب را زنده نگه داری این مهم یود .

اتفاقی که در دهه 70 افتاد نقطه ابتدایی سیاست ورزی انقلاب در درون جنبش دانشجویی بود. این سیاست انقلاب ورزی تا 88 سرکوب شدید داشت، که خیلی بچه ها در زندان رفتند، خیلی ها تا سال ها در زندان بودند و خیلی ها مجبور به تبعیید شدند، از جمله خودم، خیلی از بچه ها در تبعیید دست به خود کشی زدند، خیلی ها در ایران مجبور به سکوت شدند و از تحصیل محروم شدند، در واقع سرکوب اتفاق افتاد، ولی اتفاقی که سال ها بعد نشان داد، این بود که سرکوب پر زور بود، ولی جوانه ها از بین نرفتند و می بینیم که دهه 90 دانشجویان رادیکال را دورمحور شوراهای صنفی متشکل میکنند، اتحادیه صنفی دانشگاه های کل ایران را نگاه که می کنی ، اهداف آنها فراتر از دغدغه های صنفی بوده و اتفاق هایی بودند که در سطح جامعه در حال رخ دادن بودند.

 در سال 96 در جامعه اتفاقی میافتد و افرادی که در شورای صنفی حضور داشتند مورد سرکوب قرار میگیرند، به زندان میروند و همچنان در زندان هستند. خیلی ها از ایران خارج شدند و خیلی ها ممنوع التصویر شدند و مدام در حال بازداشت هستند و مجبور به سکوت شدند.

ولی باز هم با اتفاقات سال های بعد متوجه شدیم که جمهوری اسلامی با سرکوب ها نتوانسته این آتش را خاموش کند، و با سرکوب بنزین را ریخته روی آتش، با اینکه دانشگاه ها 2سال به علت کرونا تعطیل بودند، خیلی ها امدند و تحلیل کردیم و حکومت میخواست جلوه بدهد غیر سیاسی بودن دانشجو هارا، و ما میگفتیم که جای کار دارد تا دانشگاه به خودش برگردد، ولی با اتفاق های اخیر متوجه شدیم، چنین چیزی نیست.

دانشجو به واسطه آن نقشی که در جنبش های اجتماعی دارد آن شعله رادیکالیسم در دانشگاه زنده مانده، و این زنده ماندن رادیکالیسم در دانشگاه تداوم سال ها و دهه ها تلاش و مبارزه درونی جنبش دانشجویی است. میشود این را یک سلسله ای از مبارزات دید، عبور از اصلاح طلب ها و پاگرفتن اندیشه های انقلابی در دانشگاه، نتیجه اش میشود، روز های کنونی که جنبش دانشجویی چه جوری دارد عمل میکند، چقد پیشرو عمل میکند در مبارزه با حکومت، سیاست های خودش را پیش میبرد.

مینو همتی: حتما شما و بسیاری از همرزمانتان بخاطر میآورید که رهائی زن از طریق این برنامه تلاش میکرد پژواک فریادها و مطالبات دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب باشد، مایلم بدانم پوشش خبری و نظری ما تا چه حد به اهداف شما یاری میرساند؟

 کاوه عباسیان: سوال بسیار مهمی است، چون که مسله پوشش خبری برای خانواده هایی که بچه هایشان دستگیر میشوند، فشار حکومت برای اینکه با رسانه ها صحبت نکند، تهدید میشوند که بچه هایتان را تحویل نمی دهیم و در واقع الان رسانه ها هم برای جمهوری اسلامی مسله مهمی شده که بعضا در گذشته از این تهدید ها میترسیدند و رسانه ای نمیکردند موضوع را، و در نبود پوشش خبری چقدر فشار می آورند روی زندانی، چقدر میتوانتند مانور بدهند، شکنجه انجام بدهند و منجر به مرگ آنها میشود.

من میخواهم برگردم به دوران حاضر، 3سال پیش، 3جوان محکوم به اعدام شدند و مردم میگفتند، هشتگ زدن چه فایده ای دارد و همان هشتگ گذاری ها باعث شد این خبر چقدر جهانی بشود، ترند شدن آن هشتگ حکم اعدامشان لغو شد، همین که جان 3نفر نجات یافت خیلی مهم است.

برگردیم به سال های دوران خودمان  در دوران سرکوب جریان دانشجویان آزادی خواه و برابری سال 1386 به عنوان مثال یک جریان سیاسی بی بی سی فارسی باشد تلوزیون نبود و رادیو بود و دهه ها کار میکرد و پربازده بود و اینها اخبار های مارا کار نمیکردند به هردلیل به جز چند خبر جزیی.

 مربوط به سرکوب دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب bbc این موضوع جالب بود برای من چون ما ناقد اخبار در رسانه های جریان اصلی بودیم، و اینکه ببینی انقدر واضح یک خبر داره بایکوت میشه از طریق رسانه ای، برای من آن سال ها جالب بود، رسانه های مستقل و مردم نهاد داشتن خیلی خوب کار میکردند.

ما در سمت چپ در سنت انقلابی در قرن 20 در ادبیات بحث هژمونی را پیش میکشیم آنتو کرا از ایتالیا میاد طبقات حاکم رسانه های خودشون و دارن و به هژمونی فرهنگی دست پیدا میکنند و میگویند این هژمونی نمیتواند کامل باشد و ما میتوانیم حفره ای ایجاد کنیم.

در آن سال ها یک حزب حاکم، یک طبقه حاکم 2و3 روزنامه داشته یکی مثل گرامشی هم گفته ماهم 4تا روزنامه میزنیم روزنامه مردم نهاد میزنیم که در شرایط امروز متفاوت شد. فیلم، سینما، سوشیال مدیا، رادیو، پادکست و فضا گسترش پیدا کرده در نتیجه نقش رسانه های مستقل، چون میدونیم پشت رسانه ها چندین میلیون دلار و پوند و... هزینه هست و بسیار اینکه تقابل یک رسانه و دو رسانه پشت با اینها تقابل کنند بلکه کار چندین رسانه مردم نهاد مستقل و نیروهای اجتماعی  که در فضاهای خودشون فضاهای فیزیکی با هجمه رسانه ای جریان راست مقابله کنند که جریان راست نمونه های متفاوتی دارد که در برنامه بعدی در موردش صحبت خواهیم کرد.  میخواهم بگویم فعالیت رسانه ای در رسانه شما چقدر مهم بود برای اینکه صدای یک جریان، یک جریان متفاوت و جریان انقلابی در دانشگاه منعکس را کند، جریانی  هرچند در آن روز ها توسط رسانه هایی چه در داخل ایران چه در خارج از ایران بایکوت میشد. ثابت شد که در این روز ها همان کلام انقلاب همان حرف ها که خیلی ها از شنیدنشون کحیر میزدند اعتصاب و انقلاب و ... همان حرف هاست که الان لق لقه زبان کسانی شده که در جریان اصلی حضور دارند.

مینو همتی: در آنزمان تلاش ما و شما این بود که جنبش رهائی زن، جنبش دانشجوئی و جنبش کارگری را بهم پیوند زنیم. بنظر میرسد در این برهه از زمان بذری که در آن زمان در دل این جنبشها کاشته شد میوه داده است. نظر شما چیست؟

کاوه عباسیان:  من موضوع را جنبشی و تاریخی نگاه میکنم. خیلی فکر نمیکنم دقیقا کارهایی که ما انجام دادیم نتیجه اش اینه بلکه خودمان هم را نتیجه یک تاریخ و یک جنبش در قبل از ما میبینم، جنبش چپ، جنبش سوسیالیستی چند دهه قبل نه تنها در ایران بلکه در خارج از ایران در نتیجه اتفاقاتی که در دانشگاه میبینیم ادامه یک جنبش  چپ میبینم  من نمیگویم تک تک دانشجویان که الان دارن مبارزه میکنند، آرمان سوسیالیستی داشته باشند، این آرمان انقلابی جنبش انقلابی برای عبور از جمهوری اسلامی که نمایان  این جنبش از جنبش چپ شروع شد در دانشگاه ها و الان هم دانشجوها آگاه هستند مثلا دانشگاه هنر در دانشکده موسیقی سرود خلق متعهد سروده وباز خوانی کردند که این تاریخ دارد، برمیگردد، که در شیلی ابتدای دهه 70 خوانده میشد و تبدیل به موسیقی جنبشی جهان شد. امروز بازخوانی اش کردند با ترجیبند برپاخیز برای زن، زندگی، آزادی و این سرود را در دانشگاه، خودشان خواندند و سرود هایی که این روز ها داره خوانده میشود بلاچاو در واقع این نشان دهنده این هست که جنبش داخل ایران جنبش انقلابی دارد پیوند خود با جنبش های تاریخ قرن 20 وصل میکند و روی این موضوع باید تاکید داشت. صرفا نباید جنبش دانشجویی امروز و زاییده رسانه ها یا لیدری هایی که تازه سردرآوردند را صرفا برای اتفاقات دهه 80 دانست  و بلکه باید اینرا نتیجه دهه ها مبارزه انقلابی در ایران در جنبش دانشجویی دانست.

مینو همتی: تفاوتهای این نسل از دانشجویان را با نسل قبلی در چه میبنید؟ پایان تاریخ مصرف منادیان اصلاح پذیری این گندیده ترین نظام تاریخ ایران، چه نقشی در رادیکالتر شدن نظری و عملی دانشجویان داشته است؟

کاوه عباسیان:  بله این هم موضوع مهمی هستی چونکه دانش اموزان نقش مهمی را ایفا کردند هفته های اول اعتراضات فقط در کف خیابان بود و حاکمیت توانست با یک کشتاروسیعی این اعتراضات را در خیابان خفه کند، اولین جایی بعد از دانشگاه بود و دنباله اعتراضات را گرفتند، دانش آموزان بودند، دانش آموزان دختر و پسر در مدارس خودشان این شعله جنبش انقلابی را زنده نگه داشتند و با شعار دادن، آتش زدن روسری، کندن عکس های خامنه ای و خمینی از اول صفحه کتاب هایشان، در دیوار مدرسه و با شعار دادن در بیرون از مدرسه موفق شدند شعله انقلاب را زنده نگه دارند. بعد از چند روز خفقان نسبی در خیابان جنبش انقلابی به خیابان برگشت و بعد به بازاریان، کارخانه جات، کارگران، راننده ها و... کشیده شد، که نقش بسیار مهمی داشته و چند روز پیش مراسم 13 آبان در مدرسه شعار مرگ بر آمریکا میدادند و دانش آموزان در جواب شعار مرگ بر دیکتاتور سر میدادند و در دوره ما جنبش دانش آموزی وجود نداشت. در سالهای دهه 80 در سطح دانش آموزان جنبشی وجود نداشت. فعالیت سیاسی نبود و این صحنه یادآور سال 57 که دانش آموزان  وارد عرصه سیاسی و سیاست ورزی در آن دوران میشدند، انقلابی در آن سال ها میشود و به نظر من نشانه های امید در جنبش دانش آموزی  این سال ها هست.

این روز ها خیلی باب شده ادبیاتی که دارد استفاده میشود، و تقلیل میدهند به یک نسلی که آمده که دیگه سازش گر نیست و دیجیتالی هستند، خود به خود انقلابی هستند، چون دهه 80 هستند، طومار جمهوری اسلامی را در هم بپیچند. من خودم با اینجور نگاه و تحلیل مخالفم چون هم تقلیل گرایانه است و تاریخ را نگاه نمیکنه و اتفاقی که جلوی چشمش دارد میافتد را نگاه میکند. اولا در خیابان نسل های دیگه هم وجود دارند. خب همین دهه 80 ها بچه های همین نسل قبل هستند این تربیت نسل های قبلی است تا این حد در نسل دهه 80 تاثیر گذاشته.

ولی در واقع در تاریخ جنبش انقلابی دانشجویی، دانش آموزان عبور از اصلاحات وجود نداشت همین بچه های ده 80 هم به همان اشتباهات و سازش کاری هایی متهم میشدند که دهه های قبلی شدند در واقع تجربه 2دهه اعتراضی قبل در ایران که باعث میشه که این دهه براساس تجربه های قبل، دیگر امیدی به اصلاحات و آقایان بالاسر و چانه زنی از بالا نداشته باشند و بتوانند تصمیم نهایی بگیرند که سرنوشت شان را به دست خودشان رقم بزنند. از این نظر به نظر من در عین حال که من درود میفرستم به جوانان انقلابی در خیابان، در کارخانه ها، دانشگاه ها و مدارس حضور دارند ولی باز به نظر من باید موضوع را تاریخی و جنبشی هم دید.

مینو همتی: جنبش دانشجوئی کنونی با اینکه در بطن جنبش انقلابی همگانی، گامهای استواری را برمیدارد و بتداوم مبارزه تا رسیدن به تغییرات بنیادی میپردازد. نیازمند پیوستن هرچه بیشتر و سریعتر استادان به صف مردم و برای عبور جامعه از تونل زمان و بازگشت به قرن بیست ویکم میباشد. شما پیامتان به استادان چیست.

 کاوه عباسیان: در جمهوری اسلامی برای تبدیل شدن به استاد دانشگاه شدن باید از هفت خوان رستم رد بشوید، گزینش ها،  فیلترینگ های بسیار زیادی دارد و در واقع بسیاری از کسانی که احتمال داشته باشد که اصلا هم گام با اعتراضات به صورت خود به خودی نمیتونند از این فیلتر ها رد بشوند، خیلی ها مجبور به خروج از کشور میشوند خیلی ها.

 

 


ماهنامه رهائی زن سری سوم شماره صد و هشت  منتشر شد - 

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر