۱۴۰۵ فروردین ۱۱, سه‌شنبه

زنان و خشونت جنگ! یک نمونه تاریخی!

فردوس دینی


در شب ۱۸ سپتامبر ۱۹۳۱، انفجاری جزئی در نزدیکی خط راه‌آهن منچوری جنوبی که تحت کنترل ارتش کوانتونگ ژاپن بود، رخ داد.

ژاپنی‌ها بلافاصله چین را متهم کردند و از این حادثه برای توجیه عملیات نظامی در سراسر منچوری استفاده کردند. تحقیقات بعدی نشان داد که خود نیروهای ژاپنی این انفجار را طراحی کرده بودند تا حمله را مشروع جلوه دهند.
پس از این حادثه نیروهای ژاپنی به سرعت تمام منچوری را تصرف کردند. در فوریه ۱۹۳۲، دولت دست‌نشانده‌ای به نام مانچوکوئو با پویی، آخرین امپراتور چین، به عنوان حاکم آنجا گماشت شد. این اقدام با اعتراض بین‌المللی روبه‌رو شد. اما ژاپن با رد فشارها از جامعه ملل خارج گردید و مسیر انزوای خود را در سیاست جهانی هموار ساخت.  
پیامد و اهمیت تاریخی
حادثه موکدن نقطه‌ی عطفی در فروپاشی نظم بین‌المللی مبتنی بر پیمان واشنگتن و میثاق جامعه ملل بود. ضعف واکنش جامعه ملل در برابر تجاوز ژاپن نمونه‌ای از ناتوانی این سازمان در مهار قدرت‌های تجدیدنظرطلب به شمار می‌رود و زمینه را برای تجاوزهای بعدی ایتالیا در حبشه و آلمان در اروپا فراهم ساخت.  
میراث حادثه موکدن در تاریخ چین به عنوان «واقعه ۱۸ سپتامبر» یاد می‌شود و هنوز هم در حافظه جمعی چین به عنوان آغاز اشغالگری ژاپن در شمال شرق کشور و نمادی از مقاومت ملی گرامی داشته میشود.
در جریان جنگ‌های توسعه‌طلبانه ژاپن (از حادثه موکدن تا پایان جنگ جهانی دوم)، یکی از خشونت بارترین حوادث فاجعه معروف به "زنان آسایشگر" بود.
(Comfort Women) سیستم شبکه‌ای سازمان‌یافته ای از بردگی جنسی تحت مدیریت ارتش امپراتوری ژاپن در مناطق اشغال‌شده بود. 
قربانیان زنان و دختران کره‌ای ، چینی، ویتنامی، تایوان، میانمار،
 فیلیپینی، اندونزیایی و دیگر کشورهای آسیایی بودند. این زنان با فریب وعده کار، آدم‌ربایی، فروش توسط خانواده‌های فقیر و اجبار مستقیم نظامی جذب میشدند. و سپس به مکان هایی معروف به «ایستگاه‌های آسایش» (comfort stations) منتقل می شدند. تجاوز مکرر روزانه توسط سربازان ، خشونت شدید و شکنجه موجب مرگ و بیماری 
بسیاری از این زنان گردید.
تعداد زیادی هم در حملات جنگی کشته شدند و یا پس از جنگ با آسیب‌های جسمی و روانی شدید به حال 
خود رها شدند.برخی پژوهشگران و نهادهای حقوق بشری این سیستم را یکی از بزرگترین موارد بردگی جنسی سازمان یافته در تاریخ معاصر میدانند. این سیستم به طور گسترده توسط ارتش امپریال ژاپن ایجاد و مدیریت می شد. انتقال زنان به این مراکز با کشتی و یا قطارهای نظامی صورت میگرفت. این پدیده فاجعه بار یک فحشای پراکنده نبود بلکه یک شبکه سازمان یافته در سراسر مناطق تحت اشغال ژاپن در دوران جنگ جهانی دوم بود. پژو هش های تاریخی رقمی حدود دویست هزار زن را گزارش کرده اند . بسیاری از آنان نوجوان و حتی زیر ۱۸ سال بوده اند. پس از آن‌که بدن زنان در «ایستگاه‌های آسایش» به ابزاری در خدمت ارتش بدل شد، خشونت دیگر محدود به دیوارهای بسته نماند.
در کشتار نانجینگ، این منطقِ بی‌رحم، به خیابان‌ها کشیده شد.
در دسامبر ۱۹۳۷، پس از اشغال این شهر، آن‌چه رخ داد سقوط کامل مرز انسانی بود. در طول چند هفته، هزاران زن از کودکان تا سالخوردگان در خانه‌ها، کوچه‌ها، و حتی در برابر چشم خانواده‌هایشان هدف تجاوز قرار گرفتند.بسیاری از آنان پس از تجاوز کشته شدند؛ گویی بدن‌شان نه تنها میدان تسخیر، بلکه صحنه‌ی حذف نیز بود. این خشونت، نه تصادفی بود و نه استثنایی. آن‌چه در نانجینگ رخ داد، ادامه همان نگاهی بود که پیش‌تر، در  سیستم «زنان آسایشگر»،بدن زن را به قلمرویی قابل تصرف تقلیل داده بود.
نانجینگ نشان داد که وقتی جنگ، با ایدئولوژی برتری طلبی و نظامی‌گری افراطی گره می‌خورد،
مرز میان «نظامی» و«غیرنظامی» فرو می‌ریزد
و نخستین قربانیان این فروپاشی، اغلب زنان‌اند. آنچه نوشتم فقط روایت‌های پراکنده از گذشته نیستند؛
این‌ها نام‌های فراموش‌شده‌ای هستند که بر بدن تاریخ حک شده‌اند. از «زنان آسایشگر» تا کشتار نانجینگ، یک خط روشن دیده می‌شود: وقتی جنگ، انسان را از انسانیت تهی می‌کند، بدن زنان به نخستین میدان اشغال بدل می‌شود. سال‌ها گذشت. و بسیاری از این زنان هرگز نتوانستند سخن بگویند.
اما سرانجام سکوت شکسته شد .
کیم هاک سون در سال ۱۹۹۱ برای نخستین‌بار به‌طور علنی از تجربه‌اش به‌عنوان «زن آسایشگر» سخن گفت. و از آن پس بود که  اعتراضات مداوم زنان کره مقابل سفارت ژاپن در سئول، که به نام تظاهرات چهارشنبه‌ها شناخته می‌شوند سازماندهی شد. یکی از طولانی‌ترین جنبش‌های اعتراضی مداوم در جهان.
کیم هاک سون سکوت را شکست.
او از رنجی گفت که سال‌ها در بدن و حافظه‌اش زندانی بود
و گفتن او راه را برای دیگران گشود. پس از او، زنانی دیگر نیز سخن گفتند. و در برابر سفارت ژاپن، در چارچوب تظاهرات چهارشنبه‌ها، هر هفته گرد هم آمدند نه فقط برای یادآوری گذشته، بلکه برای طلب حقیقت و عدالت.
این‌بار، بدن زن دیگر میدان خاموش جنگ نبود؛ صدا شده بود. و شاید، در همین ایستادگی است که تاریخ، برای نخستین‌بار
نه فقط روایتِ رنج،
بلکه روایتِ مقاومت را نیز به یاد می‌ آورد. و سرانجام در هزارمین چهارشنبه، در سال ۲۰۱۱ تندیسی به نام مجسمه دختر صلح
در مقابل سفارت ژاپن در سئول نصب شد. این تندیس، نه فقط یادبودی از رنج، بلکه ایستادگیِ حافظه تاریخ در برابر فراموشی است.



ماهنامه شماره یکصد و سی و هشتم رهائی زن - مردم ایران برای جنگ آفرینان هورا نمی کشند


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر