به مناسبت روز جهانی زن
عالیه دادگر
زن، ستون خانه است و جان وطن. بیزن، جامعه فردایی ندارد. اما در جمهوری اسلامی همین ستون سالهاست آماج قانونگذاریهای تبعیضآمیز، کنترل حکومتی و سرکوب سیستماتیک بوده است. در چنین ساختاری، زن نه تنها از بسیاری حقوق
برابر محروم شده، بلکه به یکی از اصلیترین میدانهای اعمال قدرت سیاسی بدل شده است.
روز جهانی زن برای زنان ایران تنها یک مناسبت نمادین جهانی نیست؛ روز
یادآوری بیش از چهار دهه مقاومت در برابر ساختاری است که تبعیض جنسیتی را در متن
قانون نهادینه کرده است. در این ساختار، زن نه بهعنوان شهروندی برابر، بلکه بهعنوان
«موضوع نظارت» تعریف شده است؛ موضوعی که باید کنترل شود، هدایت شود و در چارچوبهای
ایدئولوژیک معین باقی بماند.
حجاب اجباری، نابرابری در قوانین خانواده و ارث، محدودیتهای قضایی و
شغلی، سهمیهبندیهای جنسیتی، و سرکوب خشن اعتراضات زنان، صرفاً مجموعهای از سیاستهای
پراکنده نیستند. اینها اجزای یک نظم سیاسیاند که کنترل بدن و صدای زن را به
ابزاری برای تثبیت قدرت تبدیل کرده است. در چنین نظمی، مسئله زن صرفاً مسئلهای
فرهنگی یا اخلاقی نیست؛ مسئلهای عمیقاً سیاسی است.
زن ایرانی در دهههای اخیر نشان داده است که این نظم را به چالش میکشد.
از مبارزه علیه حجاب اجباری تا حضور پیشرو در اعتراضات خیابانی، از مادران دادخواه
تا کنشگران کارگری و دانشجویی، زنان در خط مقدم مطالبه کرامت انسانی ایستادهاند.
تجربه این سالها نشان داده است که هرجا صدای آزادی بلندتر شده، حضور زنان نیز
پررنگتر بوده است.
قدرتی که از زن میترسد، در واقع از آزادی میترسد؛ زیرا آزادی زن،
نظم تبعیضآمیز را از بنیاد به پرسش میکشد. زن در چنین ساختاری تنها با یک تبعیض
اجتماعی روبهرو نیست، بلکه با ساختاری از قدرت مواجه است که کنترل بدن، پوشش و
صدای او را به بخشی از سازوکار بقای سیاسی خود تبدیل کرده است.
سرکوب، بازداشت، پروندهسازی و خشونت خیابانی نتوانسته است صدای زنان
را خاموش کند. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که هرچه فشار بیشتر شده، آگاهی نیز
گستردهتر شده است. آزادی زن دیگر مطالبهای محدود به یک قشر یا طبقه نیست؛ به یکی
از مهمترین مطالبات اجتماعی در جامعه ایران بدل شده است.
آزادی زن یعنی حق بر بدن، حق انتخاب پوشش، حق طلاق برابر، حق حضانت
عادلانه و حق مشارکت کامل در قدرت سیاسی. همچنین یعنی حق زیستن بدون ترس از گشت،
سرکوب و نظارت دائمی. این حقوق امتیاز نیستند؛ حقوق بنیادین انسانیاند.
روز جهانی زن یادآور این حقیقت است که بدون برابری جنسیتی، هیچ گذار
دموکراتیکی پایدار نخواهد بود. جامعهای که نیمی از جمعیت خود را تحت کنترل ایدئولوژیک
نگه میدارد، نمیتواند مدعی عدالت و آزادی باشد. زن موضوع ترحم نیست؛ زن نیروی
آگاهی و تغییر اجتماعی است.
و این تغییر صرفاً با اصلاحات ظاهری یا وعدههای مقطعی تحقق نخواهد یافت.
تا زمانی که ساختار قدرت بر پایه تبعیض قانونی، ولایت ایدئولوژیک و انحصار سیاسی
استوار است، برابری جنسیتی تحقق نخواهد یافت. آزادی زن مستلزم دگرگونی بنیادی در
ساختار حقوقی و سیاسی کشور است؛ دگرگونیای که در آن قانون بر پایه برابری
شهروندان، جدایی نهاد دین از دولت، و تضمین حقوق فردی بدون تبعیض جنسیتی استوار
باشد.
زن، ستون خانه است و جان وطن؛ و تا زمانی که آزاد نشود، وطن نیز آزاد
نخواهد شد. آزادی زن شرط رهایی جامعه است. هر جامعهای که زن را آزاد ببیند، آیندهای
آزادتر خواهد ساخت.
و آزادی، رهایی از اسارت است؛ شجاعت زیستن، و حق انتخاب در پرتو برابری

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر