۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۰, پنجشنبه

دلنوشته وریشه مرادی برای همبندی دوساله اش در اوین

 


وریشه مرادی، بند زندان اوین

برای تسنیم، کودک دوساله

سخت است هم بندی کودکی باشی که قبل از نکه چشم باز کند سهمش از جهان دیوار بود، قفل بود، انفرادی بود، کودکی که هنوز بند نافش از مادر جد نشده . با صدای بسته شدن درهای آهنگی آشنا شد. سخت است دوساله شود و به جای فوت کردن شمع، نگهبان ها را بشمارد.


سخت است وقتی که تنها رویایش از بیرون در همان سوال کوچک و معصومش خلاصه می شود: "میری ملاقات؟" . انگار تمام جهان همین چند دقیقه پشت شیشه است.  سخت است وقتی تصویر پدرش را از تلویزیون نشانش می دهند و او با چشم های گرد بی خبر از مرگ فقط بگوید: "آقا" و دنیا همانجا یک واژه را برای همیشه یتیم کند.

سخت است، خیلی سخت است وقتی هربار کسی آزاد می شود، با شوقی که هنوز طعم تلخی را نفهمیده بگوید: "بریم براش آزادی آزادی بخوانیم" و نفهمد که آزادی برای بعضی ها نه دررا باز می کند نه آسمان را. سخت است لباس هایش تنگ شود، قد بکشد، بزرگ شود و هیچ عکسی، هیچ قاب یادگاری شاهد بزرگ شدن تسنیم نباشد.

سخت است کودکی کنی بی آنکه اسباب بازی را لمس کرده باشی ، بی آنکه خاک پایت روی کفشت نشسته باشد، بی آنکه میان خنده های بچه های بدوی، زمین بخوری و دوباره بلند شوی. سخت است وقتی کودکی قبل از شناختن دنیا بی عدالتی را یاد بگیرد و اولین صدایی که می شناسد، بمباران باشد، و از همه سخت تر این سوال است که کدام وجدان پاسخگوی کودکی ربوده شده اش است. تسنیم، فرزند دوساله نسیمه اسلام زهی، زندانی عقیدتی بلوچ است که در دوران حبس مادرش، 

در زندان بهدنیا آمده و همچمنان نزد مادرش دربند زندان اوین به سر می برد.


ماهنامه شماره یکصد و سی و نهم رهائی زن - کارگران جهان، صدای کارگران ایران باشید 
    منتشر شد

https://rahaizanorg.blogspot.com/2026/05/long-livemayday.html


قطع اینترنت و تبعات اقتصادی آن برای زنان و اقتصاد غیررسمی

 

 الهه امانی

این مقاله درباره‌ی عمق فاجعه‌بار جنگ، که شری مطلق است، نیست؛ درباره‌ی کودکان بی‌گناهی که جان خود را از دست دادند و هرگز به خانه بازنگشتند، نیست؛ درباره‌ی غیرنظامیانی در ایران و دیگر کشورهای منطقه که کشته شدند، نیست؛ درباره‌ی آثار


تاریخیِ تخریب‌شده و زیرساخت‌های غیرنظامی که به ویرانه تبدیل شدند، نیست؛ هم‌چنین درباره‌ی میلیون‌ها انسانی که از خانه و کاشانه‌ی خود رانده شدند نیز نیست. این تراژدی‌ها انکارناپذیرند و هر یک نیازمند بررسی و پاسخ‌گویی جداگانه‌اند. این مقاله به بُعدی کم‌تر دیده‌شده، اما عمیقاً تاثیرگذار از جنگ می‌پردازد: قطع اینترنت و پیامدهای گسترده‌ی اقتصادی آن، به‌ویژه بر مشاغل خانگی که زنان اکثریت عظیم آن‌ها را تشکیل می‌دهند. روز ۲۲ اردیبهشت، که در ایران «روز مشاغل خانگی» نام‌گذاری شده است، در حالی فرا می‌رسد که بسیاری از این مشاغل، در پی قطع اینترنت، عملاً از چرخه‌ی درآمدزایی حذف شده‌اند.

 

 

 

به‌طور مشخص، این نوشتار بررسی می‌کند که چگونه اختلال و قطع طولانی‌مدت اینترنت به‌مثابه نوعی فلج اقتصادی و اجتماعی عمل می‌کند، نابرابری‌ها را تشدید کرده و ناامنی معیشتی را افزایش می‌دهد. پیامدهای این وضعیت برای گروه‌هایی که در حاشیه‌ی جامعه قرار دارند به‌مراتب شدیدتر است؛ از جمله کارگران اقتصاد غیررسمی، کسب‌وکارهای کوچک، و به‌ویژه زنانی که معیشتشان اغلب به دسترسی دیجیتال برای کسب درآمد، شبکه‌سازی و بقا وابسته است. با قطع ارتباط، مشاغل از بین می‌روند، بازارها فرو می‌پاشند و منابع شکننده‌ی استقلال اقتصادی از دست می‌رود؛ امری که بسیاری را به ورطه‌ی ناامنی اقتصادی و انزوای اجتماعی عمیق‌تری سوق می‌دهد.

 

این نخستین باری نیست که صاحبان قدرت در ایران اینترنت را برای شهروندان قطع می‌کنند. اما اکنون، در یکی از حساس‌ترین برهه‌های تاریخی ایران، محدودیت اعمال‌شده از سوی حکومت برای دسترسی به شبکه‌های جهانی از مرز ۱۰۰۰ ساعت گذشته است. قطع اینترنت برای شهروندان، که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، نه‌تنها از نظر گستره و مدت‌زمان، رکورد طولانی‌ترین و شدیدترین قطع سراسری اینترنت را ثبت کرده است، بلکه یکی از طولانی‌ترین محدودیت‌های اعمال‌شده برای دسترسی به اینترنت در سطح جهان نیز به‌شمار می‌رود. در خلال این مدت، حتی با وقفه‌های کوتاه آتش‌بس در این جنگ خانمان‌سوز، دسترسی به اینترنت برای اکثریت مردم ایران هم‌چنان قطع باقی مانده است؛ وضعیتی که به‌اصطلاح «اینترنت پادگانی» شناخته می‌شود.

 

برآورد می‌شود که در این مدت، دسترسی تنها برای قریب به ۷۰۰ هزار کاربر گزینشی که در «فهرست سفید» قرار دارند و با صاحبان قدرت و نهادهای دولتی در ارتباط‌اند، امکان‌پذیر بوده است. سال‌هاست که حلقه‌ای خاص، با برخورداری از سیم‌کارت‌های «سفید»، امکان دسترسی بدون فیلتر و محدودیت به اینترنت جهانی را دارند.

 

در آغاز سال ۲۰۲۶، حدود ۷۳.۸ میلیون نفر در ایران به اینترنت دسترسی دارند که معادل نرخ نفوذ ۷۹.۶ درصد از کل جمعیت است. با وجود این‌که ایران به دلیل جمعیت زیاد خود یکی از بزرگ‌ترین تعداد کاربران اینترنت در خاورمیانه را دارد، در مقایسه با سایر کشورهای منطقه در سطحی متوسط قرار می‌گیرد. کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت، قطر و بحرین به نفوذ ۹۹ تا ۱۰۰ درصدی اینترنت رسیده‌اند. هم‌چنین کشورهایی مانند عمان (۹۵ درصد)، اردن (۹۳ درصد) و اسرائیل (۸۸ درصد) از سطح بالایی از اتصال اینترنتی برخوردارند. در مقابل، ایران (۷۹.۶درصد)، مصر (۷۳ تا ۷۵ درصد) و عراق (۸۱.۵ درصد) در این بازه‌ی میانه قرار دارند.

 

با این حال، با وجود تعداد بالای کاربران، کیفیت دسترسی به اینترنت در ایران همواره با چالش‌های خاصی مواجه است؛ از جمله آن‌چه تحت عنوان «تاب‌آوری شبکه» تعریف می‌شود. سازمان «انجمن اینترنت» (Internet Society) به ایران امتیاز تاب‌آوری ۴۵ درصد داده و به ضعف در تنوع ارائه‌دهندگان خدمات و نیز ظرفیت متوسط برای مقابله با اختلالات اشاره کرده است.

 

کاربران اینترنت در ایران، حتی پیش از اعمال محدودیت‌های اخیر، با چالش‌های خاص دیگری نیز مواجه بوده‌اند. به‌دلیل فیلترینگ شدید، ۷۱.۳ درصد از کاربران برای دور زدن محدودیت‌های دولتی از وی.پی.ان استفاده می‌کنند؛ چراکه دسترسی اغلب شهروندان به «اینترنت داخلی» —که «شبکه ملی اطلاعات» نامیده می‌شود و سامانه‌ای تحت کنترل دولت و جدا از اینترنت جهانی است— محدود می‌گردد و ارتباطات بین‌المللی به‌طور مکرر کند یا مسدود می‌شود.

 

لازم به یادآوری است که جمعیت ایران در سال ۲۰۲۶ بیش از ۹۳ میلیون نفر (۹۳ میلیون و ۱۶۸ هزار و ۴۹۷ نفر) برآورد می‌شود که از این میان، تقریباً ۷۳.۸ میلیون نفر از طریق دستگاه‌های موبایل (تلفن‌های همراه) به اینترنت دسترسی دارند؛ رقمی که بیانگر نفوذ ۷۹.۶ درصدی است.

 

هم‌چنین تا پایان سال ۲۰۲۵، دسترسی به اینترنت در ایران از نظر جنسیتی نسبتاً متوازن بوده است، به‌طوری‌که حدود ۷۸ درصد از زنان و ۸۰ درصد از مردان از اینترنت استفاده می‌کنند. شکاف جنسیتی دسترسی به اینترنت در ایران حدود ۲ درصد است، در حالی‌که این شکاف در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا، در حوزه دسترسی به اینترنت از طریق گوشی، به‌طور متوسط ۱۷ درصد برآورد می‌شود. با این حال، علی‌رغم این سطح بالای نفوذ، چالش‌های قابل‌توجهی هم‌چنان باقی است؛ از جمله شکاف مهارت‌های دیجیتال مبتنی بر جنسیت، محدودیت‌ها و فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی، و وابستگی گسترده به ابزارهای عبور از فیلترینگ.

 

قطع اینترنت نه‌تنها نقض حقوق انسانی شهروندان است، بلکه پیامدهای اقتصادی شدیدی نیز برای کسب‌وکارهای دیجیتال و ارتباطات ضروری آنان به‌همراه دارد؛ امری که با توجه به میزان نفوذ اینترنت در ایران، بار اقتصادی آن به‌طور نامتناسبی بر دوش شهروندان، به‌ویژه زنان، سنگینی می‌کند.

 

قطع یا محدودیت عامدانه‌ی دسترسی به اینترنت می‌تواند به‌عنوان نقض حقوق بشر تلقی شود، زیرا اینترنت امروز یکی از مهم‌ترین ابزارهای اعمال سایر حقوق بنیادین است؛ از جمله آزادی بیان، دسترسی به اطلاعات، حق اعتراض، آموزش، سلامت، اشتغال و مشارکت در زندگی عمومی. شورای حقوق بشر سازمان ملل نیز تاکید کرده است که اختلال عمدی در دسترسی به اطلاعات آنلاین می‌تواند ناقض حقوق بین‌الملل باشد. در عمل، قطع اینترنت می‌تواند صدای روزنامه‌نگاران را خاموش کند، دسترسی به اطلاعات حیاتی را مسدود سازد و مانع از آن شود که افراد بتوانند نقض حقوق بشر، سرکوب و کشتار معترضان را مستندسازی کرده یا برای دریافت کمک از جامعه جهانی درخواست دهند.

 

در واقع، قطع یا محدودسازی دسترسی به اینترنت طیفی از حقوق اساسی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. آزادی بیان به‌شدت محدود می‌شود، زیرا افراد قادر به بیان دیدگاه‌ها یا سازماندهی فعالیت‌های خود در فضای آنلاین نیستند. دسترسی به اطلاعات نیز مختل شده و مردم از اخبار، خدمات عمومی و منابع آموزشی محروم می‌شوند. علاوه بر این، قطع اینترنت می‌تواند پنهان‌سازی خشونت، بازداشت‌ها یا سایر اقدامات سرکوب‌گرانه را تسهیل کرده و پاسخ‌گویی صاحبان قدرت و اقتدارگرایان را کاهش دهد. در نهایت، حقوق اقتصادی و اجتماعی نیز آسیب می‌بینند، زیرا فعالیت‌هایی مانند بانکداری، تجارت، خدمات درمانی و آموزش به‌طور جدی دچار اختلال می‌شوند.

 

در ایران، در اختیار داشتن ابزارهایی برای دور زدن این محدودیت‌ها، مانند ترمینال‌های استارلینک، می‌تواند حتی مجازات اعدام در پی داشته باشد. موارد قطع یا محدودسازی اینترنت برای شهروندان در ایران، از سوی نهادهای ناظر مانند «نت بلاکس» (NetBlocks)، به‌عنوان یکی از محدودکننده‌ترین و طولانی‌ترین قطع‌های سراسری اینترنت در تاریخ معاصر شناخته شده است.

 

مقام‌های جمهوری اسلامی معمولاً قطع اینترنت در زمان جنگ یا در خلال خیزش‌های گسترده و سراسری را در قالب «اقدامات امنیتی و اضطراری» توصیف می‌کنند؛ یا همان‌گونه که عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در گفت‌وگو با رسانه‌های بین‌المللی اظهار می‌کند، این اقدام صرفاً به‌منظور «حفاظت از مردم در زمان جنگ» انجام می‌شود و دلیل دیگری ندارد.

 

اما روشن است که انگیزه‌های قطع اینترنت برای شهروندان، فراتر از «حفاظت از مردم در زمان جنگ» است. تحمیل سکوت و تاریکی دیجیتال، در سرکوب مبارزات گسترده مردم در ایران –به‌ ویژه در خلال کشتار دی‌ماه— و نیز در مدیریت جنگ، تقابل اطلاعاتی و کنترل روایت‌ها، قطع دسترسی به اینترنت را به پیش‌شرطی راهبردی برای تحقق این اهداف در دستور کار جمهوری اسلامی قرار داده است. کشتار خونین و تاریخی دی‌ماه ۱۴۰۴ در تاریکی دیجیتال و هم‌زمان با قطع اینترنت، نمونه‌ای بارز از این الگوست. این الگو نه‌تنها در ایران، بلکه در سایر کشورها نیز در مدیریت بحران‌ها و خیزش‌های اجتماعی مشاهده می‌شود.

 

داده‌های آماری سال ۲۰۲۵ سازمان «اکسس نو» (Access Now) این واقعیت هولناک را تایید می‌کند که روند قطع اینترنت توسط حکومت‌های اقتدارگرا و دیکتاتور در سطح جهان در حال افزایش است و تاثیرات آن بر زندگی مردم بسیار گسترده است. این سازمان برآورد کرده است که موارد قطع اینترنت در سال ۲۰۲۵ به ۳۱۳ مورد در ۵۲ کشور رسیده و روند افزایشی آن، که از سال ۲۰۲۰ آغاز شده، هم‌چنان ادامه دارد. با این حال، به‌جز کره شمالی که اساساً دسترسی به اینترنت در سطح ملی ندارد، بر اساس آخرین داده‌ها در آوریل ۲۰۲۶، ایران طولانی‌ترین قطع اینترنت در سطح ملی را تاکنون تجربه کرده است.

 

این آمار نشان می‌دهد که در دنیای قرن بیست‌ویکم، با وجود دسترسی گسترده به اینترنت، جنگ‌ها و تقابل‌های نظامی به‌طور هم‌زمان در میدان‌های نبرد، شبکه‌های دیجیتال و عرصه افکار عمومی جریان دارند.

 

 

 

فرایندهای اقتصادی محدود کردن اینترنت در شرایط جنگی

 

تاثیرات اقتصادی جنگ ویرانگر و خانمان‌سوز بر ایران شامل رکود عمیق، تورم فزاینده و اختلال در فعالیت‌های تولیدی است؛ روندی که به اخراج گسترده‌ی کارگران، افزایش بیکاری، کاهش قدرت خرید و تشدید فقر انجامیده است. تعطیلی صنایع و کسب‌وکارهای دیجیتال، در کنار نوسانات نرخ ارز و نااطمینانی اقتصادی، وضعیت معیشتی مردم را بحرانی‌تر از گذشته کرده و به سطحی فاجعه‌بار رسانده است.

 

بر اساس آمارهای منتشرشده تا اردیبهشت ۱۴۰۴، مشاغل خانگی در ایران به یکی از ارکان مهم اشتغال تبدیل شده‌اند. تاکنون بیش از ۲ میلیون و ۱۱۲ هزار مجوز برای این نوع فعالیت‌ها صادر شده و این بخش حدود ۲۰ درصد از کل اشتغال کشور را به خود اختصاص داده است. تنوع فعالیت‌ها نیز به‌طور قابل‌توجهی افزایش یافته و تعداد رشته‌های مشاغل خانگی از ۳۳۵ به ۵۱۵ رشته رسیده است؛ رشدی که نشان‌دهنده‌ی گسترش فرصت‌های کسب‌وکار در مقیاس خرد و خانگی است. بخش قابل‌توجهی از این مشاغل در فضای مجازی فعالیت دارند و تداوم آن‌ها به دسترسی به اینترنت وابسته است.

 

زنان نقش محوری در این حوزه دارند و حدود ۸۰ درصد از فعالان مشاغل خانگی را تشکیل می‌دهند؛ رقمی که حتی از میانگین جهانی مشارکت زنان در اقتصاد غیررسمی—که حدود ۶۰ درصد است—نیز بالاتر است. برخی گزارش‌ها این سهم را در ایران تا ۹۰ درصد نیز برآورد کرده‌اند. توزیع این مشاغل نشان می‌دهد که ۴۷ درصد در بخش صنعت، ۴۳ درصد در بخش خدمات و ۱۰ درصد در حوزه‌ی کشاورزی فعال هستند. این گستردگی، مشاغل خانگی را به بستری مهم برای مشارکت اقتصادی زنان تبدیل کرده است؛ به‌ویژه در شرایطی که امکان حضور در بازار کار رسمی، به‌دلیل سیاست‌های مهندسی جنسیتی، محدودتر شده است.

 

در سال‌های اخیر، سیاست‌های حمایتی دولت، اگرچه کمرنگ و محدود بوده، بر توسعه این بخش متمرکز شده است. دو نوع مجوز برای مشاغل خانگی تعریف شده است: مجوزهای مستقل برای فعالیت فردی و مجوزهای مرتبط با رشته‌های خاص. بر این اساس، تسهیلات مالی تا سقف ۱۵۰ میلیون تومان برای مشاغل مستقل و تا ۳۰۰ میلیون تومان برای برخی رشته‌های خاص در نظر گرفته شده است. اهمیت این حوزه در شرایطی دوچندان می‌شود که اقتصاد با محدودیت در سرمایه‌گذاری‌های کلان مواجه است و مشاغل خانگی، به‌عنوان راهکاری انعطاف‌پذیر و کم‌هزینه، امکان ورود بخش بیش‌تری از جمعیت –به‌ویژه زنان— را به چرخه اقتصادی فراهم می‌کنند.

 

در چنین بستری، اختلال یا قطع اینترنت در ایران –به‌ویژه در شرایط بحرانی و جنگی— فراتر از یک محدودیت ارتباطی عمل کرده و به ابزاری برای فلج‌کردن شریان‌های اقتصادی تبدیل شده است. برآوردها نشان می‌دهد که این اختلال‌ها روزانه بین ۳۷ تا ۸۰ میلیون دلار (معادل حدود ۵ هزار میلیارد تومان) به اقتصاد کلان کشور خسارت وارد می‌کنند. هم‌چنین، خسارت مستقیم به زیرساخت‌های دیجیتال و اپراتورها حدود ۵۰۰ میلیارد تومان در روز تخمین زده شده و در بازه‌های طولانی‌تر، مجموع زیان‌های اقتصادی به بیش از ۲۱۵ هزار میلیارد تومان رسیده است.

 

پیامدهای این وضعیت به‌طور مستقیم بر بازار کار و معیشت مردم اثر گذاشته است. در ایران، حدود ۱۰ میلیون نفر در مشاغل وابسته به اینترنت فعالیت می‌کنند و معیشت آن‌ها در معرض تهدید جدی قرار دارد. از این میان، نزدیک به ۲.۵ میلیون نفر صاحب کسب‌وکارهای آنلاین هستند که با محدودیت دسترسی به پلتفرم‌های بین‌المللی، با کاهش شدید درآمد گاه تا ۸۰ درصد و یا توقف کامل فعالیت مواجه شده‌اند.

 

علاوه بر این، اختلال در ابزارهای حیاتی مانند نقشه‌ها، مسیریاب‌ها و پلتفرم‌های ارتباطی بین‌المللی، فعالیت مشاغل خدماتی، شرکت‌های دانش‌بنیان و فریلنسرها را مختل کرده است. در چنین شرایطی، با توجه به تاب‌آوری محدود کسب‌وکارهای اینترنتی (حدود ۲۰ روز)، خطر تعطیلی گسترده، افزایش بیکاری و تشدید بحران اقتصادی بیش از پیش افزایش یافته است.

 

در نهایت، قطع اینترنت در شرایط جنگی برای شهروندان تنها یک محدودیت فنی یا امنیتی نیست، بلکه ابزاری است با پیامدهای عمیق اقتصادی، اجتماعی و انسانی. این اقدام، با مختل‌کردن جریان اطلاعات و فعالیت‌های اقتصادی، بیش از همه به آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه ضربه می‌زند و نابرابری‌های جنسیتی موجود را تشدید می‌کند.

 

زنانی که در اقتصاد غیررسمی نقش دارند، از نخستین قربانیان این وضعیت هستند؛ زیرا با از دست دادن دسترسی به بازارها و شبکه‌های حمایتی، منابع معیشت خود را از دست می‌دهند. بنابراین، هرگونه تحلیل از پیامدهای جنگ، بدون توجه به نقش حیاتی اینترنت و فرایندهای قطع آن در معیشت زنان در بخش اقتصاد غیررسمی، ناقص خواهد بود. بازگرداندن دسترسی آزاد و پایدار به اینترنت نه‌تنها یک ضرورت فناورانه، بلکه بخشی اساسی از حفاظت از حقوق بشر، کرامت انسانی و امکان بازسازی زندگی‌های ازهم‌گسیخته است.

ttps://www.peace-mark.org/articles/180-7



ماهنامه شماره یکصد و سی و نهم رهائی زن - کارگران جهان، صدای کارگران ایران باشید 
    منتشر شد

https://rahaizanorg.blogspot.com/2026/05/long-livemayday.html

ذره ام من

فردوس دینی


ذره ای از کوه

ذره ای از دشت

ذره ای از آب

ذره ای از خاک

ذره ای از گل

ذره ای از نور

ذره ای از هرچه جان دارد

ذره ای از هرچه بی جان است

ذره ام من در همه عالم

ذره در پیدا و ناپیدا

ذره ای از کهکشانم من

ذره ای از ماه تابانم

ذره ای از سنگ خارایم

ذره ای از پرنیانم من

ذره ای از آب دریاها

رره ای از خاک صحراها

زین سبب با عالم و آدم یکی هستم

ذره ای از هرکدامم من

5.7. 2022

 


ماهنامه شماره یکصد و سی و نهم رهائی زن - کارگران جهان، صدای کارگران ایران باشید 
    منتشر شد
https://rahaizanorg.blogspot.com/2026/05/long-livemayday.html

​بوی باروت، طعمِ طناب؛ اینجا «مرگ» تنها قانون است

 

محمد بهاالدین واحدی یگانه



​مقدمه:

​برخی کلمات را نباید با جوهر نوشت؛ باید با خون گریست. در سرزمینی که «دار» را جایگزین «درخت» کرده‌اند و طناب را مفسرِ قانون، سکوت کردن، جنایتی است نابخشودنی‌تر از تمامِ احکامِ فرمایشیِ قاضیانِ مرگ. ما از کسانی می‌گوییم که جرمشان لبخند به خورشید بود و مجازاتشان، هم‌آغوشی با تاریکی در ساعتِ چهارِ صبح.

​سلاخیِ خورشید در سحرگاهِ استبداد

​«جمهوریِ اعدام»؛ این دقیق‌ترین نام برای سیستمی است که بقای خود را در انقباضِ رگ‌های گردنِ جوانانش می‌بیند. آن‌ها فکر می‌کنند با هر چهارپایه‌ای که به عقب رانده می‌شود، یک «معترض» حذف می‌شود؛ اما غافل از آنکه با هر لرزشِ بدنی بر بالای دار، لرزه‌ای به ارکانِ لرزانِ کاخ‌هایشان می‌افتد.

​ضیافتِ خونینِ قاضیانِ مرگ

​قضاوت در اینجا نه بر اساس «حق»، که بر مدارِ «بقای قدرت» است. قاضیانی که قلمشان بوی مرگ می‌دهد و امضایشان بوی انفرادی، سال‌هاست که عدالت را در مسلخِ مصلحت سر بریده‌اند. آن‌ها زندانی سیاسی را نمی‌کشند که عدالت اجرا شود، آن‌ها می‌کشند تا «ترس» را چون مهی غلیظ بر سرتاسر شهر بپراکنند. اما بدانند: ترسی که از حد بگذرد، به «شجاعتی انتحاری» بدل می‌شود که هیچ لشکری را یارای ایستادگی در برابر آن نیست.

​انفرادی: جایی که خدا هم تنهاست

​زندانی سیاسی در ایران، سردارِ جنگِ اراده‌هاست. او در سلول‌هایی که دیوارها به هم می‌رسند، پهلوانی می‌کند. هر اعدام، نه یک پایان، که یک «تکثیر» است. خونِ ریخته شده بر کفِ حیاطِ زندان، خشک نمی‌شود؛ این خون، ردی است که راهِ خانه را به آیندگان نشان می‌دهد.

​«شما فقط می‌توانید تن‌هایی را به خاک بسپارید؛ اما با آرزوهایی که در رگ‌های یک ملت جاری شده است، چه خواهید کرد؟»

​ناقوسِ مرگِ استبداد

​صدای تق‌تقِ چهارپایه‌ها در سحرگاه، نه صدای پایانِ یک زندگی، که صدای تیک‌تیکِ بمبِ ساعتیِ فروپاشیِ شماست. شما از فریاد می‌ترسید، از موی رها می‌ترسید، از قلم می‌ترسید و از همین روست که به طناب پناه برده‌اید. اما طناب، سست‌ترین تکیه‌گاه برای حکومتی است که مردمش را دشمنِ خویش می‌پندارد.

​کلام آخر: ما، کابوسِ جلادانیم

​به یادِ تمامِ آن چشم‌هایی که در آخرین لحظه به آسمانِ پرستاره‌ی وطن نگریستند و با لبخندی تلخ، مرگ را به سُخره گرفتند: ما فراموش نمی‌کنیم. ما نه می‌بخشیم و نه از یاد می‌بریم. هر نامی که بر کتیبه‌ی اعدام نقش می‌بندد، زخمی است بر تنِ ما که تنها با آزادی التیام می‌یابد.

​این فصلِ خونین به پایان می‌رسد، اما ننگِ طناب، تا ابد بر پیشانیِ شما خواهد ماند.


ماهنامه شماره یکصد و سی و نهم رهائی زن - کارگران جهان، صدای کارگران ایران باشید 
    منتشر شد

https://rahaizanorg.blogspot.com/2026/05/long-livemayday.html

تجمع اعتراضی در محکومیت حملات ایران به "روژهلات"

 


فریده صلواتی

روز یکشنبه، ۲۶ آوریل ۲۰۲۶، تجمعی در مقابل دروازه براندنبورگ در شهر برلین برگزار شد. هدف این تجمع اعلام همبستگی با مردم کرد در روژهلات (کردستان شرقی/ایران) و همچنین محکوم کردن حملات حکومت ایران به منطقه خودمختار کردستان بود.

 

این برنامه از ساعت ۱۶ تا ۱۸ برگزار شد و جمعی از فعالان، اعضای جامعه کردها و حامیان حقوق بشر در آن حضور داشتند. شرکت‌کنندگان با در دست داشتن پرچم‌ها و پلاکاردها، پیام‌های خود را در حمایت از مردم کرد و در اعتراض به اقدامات نظامی و سیاسی علیه این منطقه مطرح کردند.

 

در طول این تجمع، سخنرانی‌هایی از سوی برگزارکنندگان و فعالان اجتماعی انجام شد که بر اهمیت همبستگی بین‌المللی، حمایت از حقوق اقلیت‌ها و ضرورت توقف خشونت‌ها تأکید داشتند.

 

فضای کلی تجمع آرام و مسالمت‌آمیز بود و شرکت‌کنندگان تلاش داشتند صدای خود را به گوش افکار عمومی و نهادهای بین‌المللی برسانند.

 

اینجانب نیز در این تجمع حضور داشتم و این رویداد را گامی مهم در جهت آگاهی‌رسانی و حمایت از حقوق مردم کرد.



ماهنامه شماره یکصد و سی و نهم رهائی زن - کارگران جهان، صدای کارگران ایران باشید 
    منتشر شد

https://rahaizanorg.blogspot.com/2026/05/long-livemayday.html

با اعدام 1600 زندانی از جمله زندانیان سیاسی ، جمهوری اسلالمی در سال 2025 میلادی ، در صدر کشورهای اعدام کنندە به نسبت جمعیت قرارگرفت



علیه مجازات اعدام و برا ی نجات جان زندانيان سياسی در ايران به ميدان بياييم!ا

با اعدام ١٦٠٠ زندانی از جمله زندانيان سياسی، جمهوری اسلامی در سال ٢٠٢۵ ميلادی در صدر کشورهای اعدام

کنندە جهان به نسبت جمعيت قرار گرفت. بسياری تصور میکردند که حملات اخير آمريکا و اسرائيل به رژيم اسلامی منجر به فروپاشی و در نهايت سرنگونی آن خواهد شد. اما از منظر حکومت ايران اين جنگ در واقع يک «هديه

الهی» بود. با آغاز بمباران شهرهای ايران، جنگ مانع از تجمعات و اعتراضات تودهای ضد حکومتی شد. مردم

مجبور شدند برای محافظت از جان خود در برابر جنگ، خيابانها را ترک کنند. اين هديهای بود که رژيم حتی در

خواب هم جرات ديدن آن را نداشت. جنگ به رژيم اسلامی اين فرصت را داد تا کل جامعه را نظامی کند. رژيم همزمان عواملش را گسيل کرد تا پس از هر بمبارانی، خيابانها را اشغال کنند. پستهای بازرسی نظامی و کنترل مستمر مردم به شکلی سرسامآور افزايش

يافت و دستگيریها در ابعادی بسيار وسيعتر از دوران پيش از جنگ آغاز شد. رژيم همچنين برای چنگ و دندان

نشان دادن به مردم، دستههايی از نيروهای نيابتی خود در عراق، افغانستان، لبنان و پاکستان را به ايران فراخواند. برای همگان روشن بود که رژيم در تقابل نظامی با آمريکا و اسرائيل بازنده است، اما در جنگش عليه مردم ايران

همچنان قدرتمند باقی ماند. عليرغم جنگ، رژيم با تمام قساوت عليه مردم به ميدان آمد تا هيچکس جرات نکند فکر  مبارزه برای آيندهای بدون حکومت اسلامی را به سر راه دهد. هم زمان با فرودآمدن بمبها، جمهوری اسلامی اعدام زندانيان سياسی را که در اعتراضات تودهای پيش از جنگ

شرکت کرده بودند، دوبارە آغاز کرد. تاکنون بيش از ١٠ حکم اعدام اجرا شده و خطر اعدامهای بيشتری وجود دارد.

طبق گزارش سازمانهای مختلف حقوق بشری، هزاران نفر بازداشت شدهاند که بسياری از آنها با اتهامات مستقيمی چون جاسوسی يا همکاری با دشمن روبرو هستند؛ جرايمی که طبق قوانين ايران مجازات مرگ در پی دارند. چندين زندانی سياسی سرشناس و قديمی به زندانهای نامعلوم و بدون هيچگونه تماس با دنيای خارج منتقل شدهاند. همه اينها

نگران هشداری عميقا کننده است که رژيم ايران ممکن است قتلعام زندانيان سياسی را تکرار کند، همانگونه که در ً

سال ١٣۶٧ انجام داد و بيش از ۵٠٠٠ زندانی سياسی را در مدت کوتاهی اعدام کرد.

جامعه جهانی بايد اين موضوع را با کمال جديت پيگيری کند. ما نبايد اجازه دهيم رژيم اسلامی حمام خون ديگری از زندانيانی راه بيندازد که جرمی جز آرزوی يک زندگی انسانی نداشتهاند. ما خواهان لغو فوری مجازات اعدام هستيم. تنها يک همبستگی گسترده بينالمللی با مردم ايران میتواند جان و سلامت زندانيان سياسی ايران را نجات دهد. ما خواستار قطع تمامی روابط ديپلماتيک با رژيم ايران هستيم، تا زمانی که اين رژيم جان و سلامتی زندانيان را تضمين  کرده و مجازات اعدام را لغو نمايد.

مجازات اعدام بايد فورا برچيدە شود!

زندانی سياسی آزاد بايد گردد!

مرگ بر رژيم اسلامی!

نه به جنگ آمريکا و اسرائيل در ايران!

کانون همبستگی با مبارزات انقلابی مردم ايران – گوتنبرگ

عالیه دادگر


ماهنامه شماره یکصد و سی و نهم رهائی زن - کارگران جهان، صدای کارگران ایران باشید 
    منتشر شد

https://rahaizanorg.blogspot.com/2026/05/long-livemayday.html