۱۴۰۰ مهر ۸, پنجشنبه

« فریاد اعتراض»

نوری شریفی

سپتامبر 2021

بستن دهانها شیوه مرسوم دیکتاتورهاست و بستن صدای هنرمندان معترض خاموش کردن نورو روشنایی است. چراکه به گفته سهیل عربی روزنامه نگار دربند « سلاح من قلم و دوربین منست» و بر هیچ کس قدرت قلم پوشیده نیست.


در طول تاریخ بشریت این « قلم » گردنکشان به زیر افکنده است، قدرتمدارانی که هریک به گونه ای  داعیه فتح جهان را داشتند. در طول 42 سال حاکمیت ننگین جمهوری اسلامی بر ایران نیز هنرمندان بسیاری بازداشت، شکنجه و یا کشته شدند.  توماج صالحی نیز یکی از همین فریادهاست. فریادی که در راستا و در تداوم فریاد ستمدیدگان و دردمندان آن جامعه است، تا جایی که  شجاعت و دلیری کلام و گفتار توماج دستگاه حکومت را به لرزه درآورد. این جوان بی هراس و با صراحت، از لجنزار 42 ساله سران جمهوری اسلامی میگوید. وقتی در رپ «سوراخ موش بخر » خود ، موضع یک مبارز را در صف جلو مبارزه میداند و معتقد است این جنگ با فاسدان و زورگیران نظام ، بیطرف ندارد. هرکسی باید با هشیاری بفهمد در کجا ایستاده است، و همچنین در همین شعر توهمات ایدئولوژی حاکمیت را به سخره می گیرد.

منتظر ناجی نباش خبری تو راه نیست

نجات دهنده خودتی خودت قهرمانی

منو تو اگه ما بشیم بیکرانیم

ما منجی زمانه ایم

امام زمانیم

 تک تک  کلمات توماج همچون گلوله ای  حکومت جلادان و رهبر قدرت طلب علی خامنه ای را آماج حملات خود قرارداده است . مرتجعان کوردل نیز تاب نیاورده و  با همان سبعیت و وحشی گری که تاکنون از آنها در رابطه با خاموش کردن صدای معترضین دیده شد، در 21 شهریور  12 نفر از نیروهای سرکوبگر اداره اطلاعات به محل زندگی توماج یورش برده، او را دستگیر کرده و به زندان مرکزی اصفهان منتقل میکنند. اتهام وی تبلیغ علیه نظام است. سپس در 24 شهریور به سراغ قاسم بهرامی با تخلص شیدای همدانی می روند. شاعری که بخاطر اشعار ضد رژیم خود مخفیانه زندگی میکرد. او در آخرین شعرش با عنوان « من مرتدم»  اعلام ارتداد کرده بود، و سپس با شعر اعتراضی « من نمیترسم دگر» بی یال و کوپال بودن این حکومت پوشالی را نشان داد. وی زمانی که برای کاری ضروری بیرون می آید، شناسایی شده و دستگیر میشود.

گر زنی آتش بجانم من نمیترسم دگر

 تیر دارم در کمانم من نمیـترسم دگر

 تا زمانی‌که همه مردم به آزادی رسند
شعر آزادی بخوانم من نمی‌ترسم دگر
تا شود آزاد ایران از ستم‌های شما،
می‌دهم هستی و جانم من نمی‌ترسم دگر

 این شاعر، با شهامت از براندازی رژیم در اشعارخود می گوید و عکس علی خامنه ای را نیز جلوی دوربین خویش به آتش می کشد. این شکل از اعتراض نشان از روشن بینی و آگاهی نسبت به بی حقوقی ها و نابسامانی ها در جامعه است. اگرچه جهان در تمام طول این 42 سال در همه اعتراضات مردمی شاهد به چالش کشیدن ایدئولوژی حکومت اسلامی بخاطر بی عدالتی ها، تبعیض ها، در فقر و محرومیت نگاهداشتن هدفمند مردم ا ز سوی حاکمیت، فساد سیستماتیک، و بسیار موارد دیگری که جامعه ایران را دچار قهقهرا و عقب ماندگی فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کرده ، بوده است. چالشی که در خیابانها و زندانها جان هزاران نفر از جوانان را گرفت و خونها ریخته شد، اما همچنان از اعتراض  به سانسور و خفقان دست برنداشته اند و سالهاست که در نسلهای پی در پی « اعتراض» به شیوه مبارزه تبدیل شده است . نسل ستار بهشتی ها، ندا آقاسلطانی ها، نسرین ستوده ها، ، نوید افکاری ها، و حالا تورج صالحی و ......به گمان این بومان شب پرست، صدا خاموش میشود، اما هربار صدای این قهرمانان و پیشروان راه آزادی  رساتر، پیامشان عالم گیرتر و نامشان نیز جاودانه میگردد. شعر اعتراض، فریاد پرخروش کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان، زنان سرپرست خانوار، و تمامی اقشار به ستوه آمده از ظلم و جور سردمداران بی کفایت و ابله  جمهوری اسلامی ایران و جیره خواران آنان در داخل و خارج کشور  است. کسانی همچون الهه هیکس که داعیه حقوق بشر دارند اما با حمله به  اشعار مبارزه طلبانه توماج و بر حق نشان دادن جمهوری اسلامی بعنوان یک کشور قانونمند و صلح جو، بخوبی و بازهم ماهیت سرسپردگی خود را نشان داد. این حجم از ابتذال و دنائت خود نشان از بی هویتی و غیر مشروع بودن آنان دارد. باکی از اینان نیست، فرزندان این مرز و بوم به وسعت ایران زمین در جنگی نابرابر ایستاده اند، اما حریف حتی از زندانی بودنشان هم در هراس است. بزرگ مردان و بزرگ زنان مبارز در هر لباس و با هر کسوتی افتخار اکنون و آینده آزاد ایران هستند.


ماهنامه رهائی زن سری سوم شماره نود و هشت منتشر شد

http://rahaizanorg.blogspot.com/2021/09/rahaizan-shomareh-98.html 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر