محمد بهاالدین واحدی یگانه.
جامعهی ایران در سالهای اخیر با بحرانی عمیق در عرصههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی روبهرو بوده است؛ بحرانی که
زمینهساز شکلگیری موجهای متوالی مقاومت مردمی شده است. کارگران، معلمان و فعالان مدنی با طرح مطالباتی چون دستمزد عادلانه، حق تشکلیابی مستقل، آزادی بیان و عدالت اجتماعی، از چارچوب صرفاً صنفی عبور کرده و به بازیگران مهم صحنهی سیاسی بدل شدهاند.
در برابر این مطالبات، ساختار حاکمیتیِ جمهوری اسلامی ایران عمدتاً
با رویکردی امنیتی واکنش نشان داده است؛ بازداشت فعالان، صدور احکام سنگین، سرکوب
تجمعات و در مواردی کشتار معترضان، بخشی از واقعیت تلخ سالهای اخیر بوده است. با
این حال، تداوم اعتراضها و همگرایی میان اقشار مختلف نشان میدهد که مطالبات
انباشتهشده نه خاموش شده و نه به حاشیه رانده شدهاند.
بخش قابل توجهی از معترضان، این خیزشها را نه صرفاً اعتراضاتی مقطعی،
بلکه تلاشی برای یک دگرگونی بنیادین در ساختار سیاسی میدانند. بسیاری از مردم با
وجود هزینههای سنگین، بر ادامهی این مسیر ایستادهاند و خواهان پایان نظام کنونی
و شکلگیری نظمی تازه بر پایهی ارادهی عمومی و حاکمیت مردم هستند. مقاومت امروز،
بیش از هر زمان دیگری، بیانگر عزم بخشی از جامعه برای تغییرات اساسی و بازتعریف
کامل رابطهی قدرت و شهروندان است
فوریه 2026.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر