افشین صلواتی
23.10.26
گاهی یک واژه آنقدر تلخ میشود که جان عزیزترین
آدمهای زندگیمان را میگیرد: «ناموس».
چطور میشود کلمهای که قرار بود معنی حمایت و
امنیت بدهد، بشود بهانهای برای از بین بردن یک انسان؟ متأسفانه هر از گاهی خبرهای
دردناکی میشنویم؛ دختری یا زنی که تنها به خاطر یک سوءظن، یک تصمیم متفاوت، یا
ترس خانواده از «حرف مردم»، زندگیاش به دست نزدیکترین افرادش تمام میشود.
چرا این اتفاق میافتد؟
* حرف مردم مهمتر
از جان انسان! در خیلی از جریانات متعصب، آبروی ظاهری را به جان یک فرزند ترجیح میدهند.
*نگاه مالکانه:
فکر میکنیم چون پدر، برادر یا همسر کسی هستیم، حق داریم درباره ماندن یا رفتنش
تصمیم بگیریم.
* جای خالی گفتوگو:
وقتی بلد نیستیم حرف بزنیم و خشممان را کنترل کنیم، تعصب جای عقل را میگیرد.
چه باید کرد؟
باید یاد بگیریم که هیچ آبرویی با خون شسته نمیشود.
هیچ چیز در این دنیا مهمتر از «حرمت جان یک انسان» نیست.
حل این مشکل فقط با قانون درست نمیشود؛ ما احتیاج
داریم یاد بگیریم با هم صحبت کنیم، تعصبهای نادرست را کنار بگذاریم و اگر خطری کسی
را تهدید کرد، پناهش باشیم نه قاتلش.
> کلام آخر:
> وقت آن رسیده است که باور کنیم هیچ دلیلی، برای گرفتن حق زندگی از یک انسان کافی نیست. بیایید حامی باشیم، نه قاضی و مجری حکم!
ماهنامه شماره یکصد و چهل و چهارم رهائی زن
ماهنامه شماره یکصد و چهل و چهارم رهائی زن

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر