۱۴۰۵ آبان ۵, سه‌شنبه

همبستگی چیست؟

 


برای فهم همبستگی، باید پیش از هر چیز بفهمیم انسان چیست.

 

زیرا اگر انسان را موجودی کاملاً مستقل، خودبسنده و منفرد تصور کنیم، همبستگی نهایتاً یک قرارداد اجتماعی خواهد بود.


اما اگر انسان را موجودی رابطه‌مند بدانیم، داستان تغییر می‌کند.

انسان در خلأ متولد نمی‌شود.

او در رابطه با "دیگری" به دنیا می‌آید، از "دیگری" مراقبت دریافت می‌کند، زبان را از "دیگری" می‌آموزد، هویت خود را در شبکه‌ای از روابط می‌سازد و حتی مفهوم «من» را در تمایز و ارتباط با «تو» پیدا می‌کند.

پس شاید بتوان گفت:

"دیگری" چیزی نیست که پس از شکل‌گیری «من» وارد زندگی من شود؛ "دیگری" از ابتدا در شکل‌گیری «من» حضور دارد.

سپس به یک سه‌گانه بسیار مهم می‌رسیم

رابطه‌مندی → آسیب‌پذیری →

و همبستگی

اگر انسان موجودی رابطه‌مند است، پس موجودی وابسته نیز هست.

و اگر وابسته است، آسیب‌پذیر است.

من ممکن است امروز قوی باشم و فردا بیمار؛ امروز برخوردار باشم و فردا نیازمند؛ امروز مراقبت‌کننده باشم و روز دیگر نیازمند مراقبت.

پس وضعیت انسانی چیزی شبیه این است:

من برای دیگری ضروری‌ام، همان‌گونه که دیگری برای من ضروری است.

اینجاست که همبستگی دیگر صرفاً «خوب بودن» یا «نوع‌دوستی» نیست.

بلکه می‌تواند پاسخی باشد به یک حقیقت بنیادی درباره وضعیت انسانی:

هیچ‌کس به تنهایی کافی نیست.

زیرا "دیگری" فقط وسیله‌ای برای رفع نیازهای من نیست، بلکه خود دارای ارزش است؟

در اینجا تازه می‌توانیم از "انسان"به "کرامت انسان" برسیم.

و بعد از کرامت به مسئولیت.

و از مسئولیت به همبستگی.

بنا براین انسان ↓

موجودی رابطه‌مند است، موجود رابطه مند ، موجودی وابسته است و موجود وابسته، ↓

موجودی آسیب‌پذیر است.

اما این موجود دارای ارزش ذاتی است که

کرامت انسانی نام دارد. کرامت انسانی با خود

مسئولیت نسبت به دیگری را همراه دارد. این مسولیت با خود همبستگی به همراه دارد.

بنابر این همبستگی

پاسخی است که از خودِ وضعیت انسانی برمی‌ خیزد.

همبستگی از معنای انسان بودن زاده میشود.

 انسان را نمی‌توان بدون نسبت با "دیگری" توضیح داد.

اینجاست که 

همبستگی یکی از امکان‌های بنیادی تحقق انسان بودن است!

فردوس دینی

12.8.2026


ماهنامه شماره یکصد و چهل و چهارم رهائی زن 

 !قاتلان غریبه نبودند، خانه قتلگاه شان شد