‏نمایش پست‌ها با برچسب حکومت اسلامی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حکومت اسلامی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ شهریور ۲۷, جمعه

حمله انتحاری عوامل حکومت اسلامی در مرکز فرهنگی شهر سوروچ وبررسی عواقب آن - شراره رضائی



حمله انتحاری عوامل حکومت اسلامی داعش در یک شهر مرزی ترکیه که منجر به کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از داوطلبین بازسازی شهر کوبانی بودند، عواقب و واکنشهائی را در بر داشت که در برنامه امشب با شراره رضائی فعال حقوق زنان و مدیر مسئول ماهنامه رهائی زن مقیم آلمان مورد بحث و بررسی قرار میدهیم.

شراره رضائی عزیز به برنامه رهائی زن خوش آمدید.

مینو همتی: قبل از پرداختن به وقایع اخیر، مختصری از مقاومت مردم کوبانی و بخصوص زنان مبارز این شهر در نبرد سرنوشت ساز علیه حکومت اسلامی توضیح دهید.
شراره رضائی: بلی. مقاومت زحمتکشان کوبانی در مقابل داعش در دوره اخیر را دنیا شاهد بود. در این مقاومت زنان و دختران جوان نقش مهمی داشتند. صرفنظر از اهمیت نظامی نقش زنان در جنگ علیه داعش، جنبه مهم دیگر این نقش پوچ کردن داعیه مذهبی درجه دو بودن زنان بخصوص در خاورمیانه و از جمله در ایران است. مقاومت مسلحانه ی مردم کوبانی بویژه زنان کوبانی بعلاوه موجب سمپاتی عمومی در سطح بین المللی وحمایت مردمی وسیع از مقاومت در کوبانی شد. هم اکنون می شنویم  در کردستان سوریه که کوبانی را هم شامل می شود، زنان نقش بارزی در اداره شهر و محل کار و زندگیشان دارند. این نقش بعلاوه ی جلسات عمومی زنان بمناسبتهای مختلف و بخصوص فعالین و رهبرانشان، زنان را در کسب توانایی برای شرکت در اداره جامعه بیشتر کرده است.
این را بگم که تاریخ یک قرن اخیر بخصوص در کشورهای اروپا و امریکا شاهد برابری زن و مرد و نقش زنان در همه عرصه های کار اجتماعی و سیاسی و حتی نظامی بوده است. یا در سه دهه اخیر در ما شاهد مبارزه زنان ایران علیه دخالت مذهب در زندگی شان و یا دیگر قوانین ضدزن جمهوری اسلامی هستیم اما مساله کوبانی و نقش زنان در مقاومت مسلحانه علیه داعش  می شود گفت که کم نظیر است. این را می توان طلوع عروج زنان برای برابری در جوامع عقبمانده و با حکومت های ارتچاعی و ضد زن و مذهبی نامید. 

مینو همتی: حمله انتحاری حکومت اسلامی به مرکز فرهنگی سوروچ، در شرایطی بوقوع پیوست و چه کسانی را هدف گرفته بود؟
شراره رضائی: یکی از خصوصیات مقاومت زحمتکشان کوبانی فاصله گرفتن از سنت ها و فرهنگ رایج ارتجاعی در کشورهای منطقه است. از جمله و همانطوری که در جواب سوال اولتان گفتم یکی از این خصوصیات نقش زنان بود. جنبه دیگر این است که در کوبانی زنان و مردان زیادی  بدون توجه به ملیت و قومیت و مذهب و حتی کشور در مقاومت کوبانی شرکت کردند. از اقصی نقاط جهان به کوبانی آمدند و به حمایت  عملی از مقاومت پرداختند. به این معنا می توان گفت که مقاومت کوبانی رنگ و بوی مذهب یا قومیت را نداشت. یا بعبارت دیگر چپ و مترقی بود.
این خصوصیات علاوه بر مقاومت جانانه نظامی چیزی است که نه تنها داعش حتی حکومتهای منطقه از جمله دولت ارتجاعی اردوغان در ترکیه یا بارزانی در کردستان عراق را نگران و خشمگین کرده است.
در این ماجرا است که تعدادی از جوانان سوسیالیست و مترقی در ترکیه تصمیم می گیرند در کمک مادی و بازسازی کوبانی شرکت کنند. باز هم چپ و سوسیالیست بودن این گروه بزرگ جوانان برای داعش پیام بدی بود. در نتیجه هدف داعش در ترور این جوانان مشخص است. داعش همانند همه مرتجعین دولتی و غیر دولتی و حکومتهای مذهبی چون جمهوری اسلامی و دولت اردوغان و یا بارزانی ، به شدت ضد ترقی و  تمدن و بویژه افکار و ایده های سوسیالیستی و انسانی اند. در یک کلام می شود گفت همه صف ارتجاع در منطقه از جمله داعش ضد زن، ضد سکولاریسم، ضد سوسیالیسم و ضد هر گونه عقاید و پیشرفت انسان زحمتکش و دخالتش در ساختن جامعه با دستان خود است.
به نظر من این حمله تروریستی و جنایتکارانه انتقام از جوانان سوسیالیست و ترقیخواه و آزادیخواه را هدف خود قرار داد و برگ سیاه دیگری به کارنامه ننگین خود اضافه کردند.
مینو همتی:  بازتاب این حمله انتحاری و واکنش مقامات ترکیه و فعالین کرد را چگونه مشاهده کردید؟
شراره رضائی: طبیعی است که این جنایت تنها کشتن چندین جوان پسر و دختر سوسیالیست و انساندوست نبود، این جنایتی علیه کل بشریت متمدن و مترقی است. و به حق با اعتراض و نفرت عمومی بین المللی روبرو شد.
فکر نکنم کسی انتظار داشته باشد دولت ترکیه عکس العملی نشان دهد. دولت اردوغان در ترکیه خود تا مغز استخوان فاسد و ارتجاعی است. در نتیجه می توان گفت که قتل عام جوانان ترکیه برای چنین سیستمی خوشایند هم هست.
دولت ترکیه در حملات مکرر به اعتصاب کارگران، به تظاهرات توده ای و غیره نشان داده است که  برای جان شهروندان این کشور که حکومتش را در دست دارد اهمیتی قایل نیست.
از نظرمن دولت ترکیه اگر خود در این ترور دست نداشته باشد، اما در حفظ جان شهروندان ترکیه هم هیچ مسوولیتی را برعهده نمی گیرد. جنایتکاران داعش در ترکیه ولو اند. همه جا هستند و مورد حمایت دولت و پلیس ترکیه اند. داعش در نتیجهحمایت دولت اردوغان از امکانات نظامی و لجستیکی و درمانی و حمل و نقل و آمد و رفت کاملی برخوردار است.

دولت اردوغان حامی بی قید و شرط داعش در حمله به کوبانی بود و توطئه های زیاید چید که این شهر سقوط کند.
در مقابل  ترور و جنایت داعش علیه جوانان ترکیه، می توان گفت دولت اقلیم به ریاست بارزانی هم همان عکس العمل مشابه دولت اردوغان را دارد. با وجود این در میان مردم و روشنفکران کردستان در منطقه در کردستان ایران، عراق، سوریه و ترکیه انزجار گسترده ای نسبت به این جنایت نشان داده شد. بخصوص فعالین سیاسی و مدنی ترکیه اعم از ترک و کرد زبان و غیره اعتراضات وسیع و شدیدی همزمان علیه دولت ترکیه و داعش سازمان یافت. این جنایت احساس همه انسان های شریف و صف مترقی و سوسیالیستی جامعه ترکیه را جریحه دار کرد.  
مینو همتی: نظر سازمانهای کردی مقیم آلمان در مورد حملات هوائی همزمان ترکیه به کردها در کوههای قندیل عراق و نیروهای داعش در سوریه چیست؟
شراره رضائی: بخش بزرگی از سازماهای کردی مقیم المان حزب کارگران کردستان ترکیه (پ ک ک ) است. حزبی که مورد حمله مجدد هوایی ترکیه قرار گرفته است. پ ک ک مدت ها است که برای صلح و مذاکره با دولت اردوغان اعلام آمادگی کرده است و در عوض دولت ترکیه طفره رفته و بهانه گیری می کند. پ ک ک حتی در مقابل مذاکرهو صلح اعلام کرده است که اسلحه را هم زمین می گذارد. اما این هم مورد بی اعتنایی دولت اردوغان قرار گرفته.
در جنگ داخلی و سناریوی سیاهی که امریکا و کشورهای عربی به سوریه تحمیل کردند، حزب دمکراتیک خلق کردستان ترکیه که متحد پ ک ک است در این جنگ شرکت نکرد و در عوض فرصت پیدا کرد که جامعه کردستان سوریه را طوری سازماندهی کند که هم توانایی اداره جامعه خود را داشته باشند و هم در صورت تعرض نظامی بتوانند از خود دفاع کنند. مقاومت کوبانی در نتیجه همین آمادگی از پیشی بود.
با عروج داعش و مقاومت مردم کوبانی، پ ک ک هم امکان دخالت کردن در تحولات منطقه را هم در سوریه و هم عراق پیدا کرد و به این اعتبار می توان گفت قوی تر شد. این قدرت جدید پ ک ک طبیعی است که برای دولت ترکیه ناخوشایند بوده و هست. به همین دلیل دولت اردوغان در تمام این مدت تلاش کرد تا مقاومت کوبانی را در هم بشکند و پ ک ک را هم تضعیف کند. برای دولت اردوغان داعش همسایه بهتری از مردم کردستان سوریه و منطقه تحت نفوذ پ ک ک بوده و هنوز هم هست.
در نتیجه حمله هوایی دولت ترکیه به مواضع پ ک ک علاوه بر دشمنی و کینه دیرینه دولتهای ترکیه نسبت به مردم کردستان، دلایل امروز را هم دارد.
اما حمله همزمان دولت ترکیه به داعش چه معنایی می تواند داشته باشد؟
من فکر می کنم این حمله صرفا یک مانور و نمایش مسخره است. داعشی که تا همین امروز مورد حمایت همه جانبه دولت اردوغان بوده است حمله به آن بی معنی است. این تناقض را هر انسان عاقلی می فهمد. دولت ترکیه با این کار فریبکارانه بزعم خود می خواهد افکار بین المللی را منحرف کند که به قول خودش با تروریسم در منطقه می جنگد. کسی که خود یکی ازحامیان اصلی تروریسم داعش بوده است. در نتیجه نباید به این پروپاگاند ابلهانه یک ذره باور داشت. 
مینو همتی: در شهر شتوتگارت آلمان عکس العمل به وقایع اخیر چه بوده است؟
شراره رضائی: به محض رسیدن خبر جنایت داعش و کشتار جوانان ترکیه، در اکثر شهرهای آلمان تظاهرات های بزرگی برپا شد. دراین تظاهرات ها هم بدرست دولت اردوغان محکوم شد. وقتی که داعش مورد حمایت اردوغان است و به اسانی می تواند در همه جای  ترکیه امد و رفت کند، در نتیجه می توان گفت که دولت اردوغان هم شریک این جرم و جنایت است. بخصوص دولتی که همه امکانات جامعه رادر اختیار دارد نمیتواند امنیت مردم را تامین کند. چرا پلیس ترکیه در شهر سوروج امنیت تجمع جوانان را که می خواستند حتی اسباب بازی برای بچه های کوبانی ببرند تامین نکرد؟
چیزی که در این تظاهرات ها جلب توجه می کرد این بود که این اعتراضات و تجمعات و ابراز نفرت عمومی اساسا رنگ و بوی چپ و انساندوستانه و مترقی داشت. ملی گرایی و مذهب و شخصیت پرستی و غیره دراین تحرکات اجتماعی نقشی نداشت.
این را هم بگم که جوانان و آزادیخواهان شهرهای آلمان اعم از کرد زبان و آلمانی و غیره بیشترین کمکهای مالی و انسانی را به کوبانی رسانیده اند. هم اکنون تعداد زیادی به کمک مردم کوبانی برای بازسازی شهر رفته اند. یکی از خواستهای تظاهرکنندگان اخیر این بود که مرزهای ترکیه را به کوبانی باز کنند تا کمک های بین المللی به کوبانی رسانده شود.
با سپاس از اینکه نظراتتان را با بینندگان ما سهیم شدید.
لینک مصاحبه:


ماهنامه رهائی زن سری سوم شماره سی و هشتم
http://rahaizanorg.blogspot.com/2015/09/rahaizanshomareh38.html

۱۳۹۴ تیر ۲۳, سه‌شنبه

وجود كودكان كار در ايران، ننگی بردامان حکومت اسلامی




هر انسان زير ١٨ سال كه به منظور كسب  در امد به فعاليت اقتصادى و يا مشاغل كاذب اشتغال داشته باشد كودك كار ناميده مى شود كودكان كار به كودكان كارگرى گفته مى شود كه به صورت مداوم و پايدار به خدمت گرفته مى شوند كه اين امر انها را در بيشتر أوقات از رفتن به مدرسه و تجربه  دوران كودكى بى بهره مى سازد و سلامت روحى و جسمى انها را تهديد مى كند كار كودك نزد بسيارى از كشورها و سازمان هاى بين المللى فعاليتى استثماري
 تلقى مى شود كار مى تواند شامل كار در كارخانه ،معدن،روسپى گرى،كشاورزى، و كمك در كسب و كار والدين و يا داشتن كسب و كار شخصى باشد. نا متعارف ترين شكل هاى كار كودكان استفاده نظامى از كودكان و تن فروشى انها است.
بر اساس آمار سازمان جهانى كار ILOسالانه ٢٥٠ميليون كودك ٥تا١٤ساله در جهان محروم از كودكى مى شوند طبق اين آمار ١٢٠ميليون انها وارد بازار كار شده و مشغول به كار تمام وقت هستند. ٦١درصد اين كودكان در اسيا ٣٢ درصد در افريقا و٧درصد امريكاى لاتين زندگى مى كنند. امروزه اسيبهاى اين كودكان شامل اسيب هاى اجتماعى شامل سو استفاده جنسى ، اعتياد،خرده فروشى مواد مخدر و بزه كارى كودكان كار به گونه اى زيانبار و اسيب رسان بالا مى رود.كار كودكان جنبه هاى منفى اقتصادى و اجتماعى قابل توجهى در بر دارد، اين كار مانع افزايش مهارتها، اموزش و دانش مى شود بهره ورى افت مى كند و درامدهاى بيمه اجتماعى كاهش پيدا مى كند،صدمه هاى جانى و مالى بالا مى رود انواع اسيب هاى اجتماعى افزايش پيدا مى كند. مهاجرتها بدليل امكان كار كردن كودكان به گونه اى زيانبار و اسيب رسان بالا مى رود .امارهاى غيره رسمى نشان دهنده وجود ٧ ميليون كودك كار در ايران مى باشد و نيمى از انها اتباع كشور هاى همسايه مى باشند.بيشترين تعداد كودكان كار در فاصله سنى ١٠ تا ١٥ سال هستند و همچنين باعث وبانى وجود فقر و بى بضاعتى خانواده ها در ايران كه باعث ايجاد خَيل عظيم كودكان كار مى گردد سيستم حكومتى حاكم بر ايران مى باشد ١٢ژوئن ،٢٢خرداد روز جهانى مبارزه عليه كار كودك است. كودكان در ايران از جايگاه متزلزلى بر خوردار هستند به طورى كه به كودك به عنوان يك موجود مستقل نگاه نمى شود و حتى ساده ترين حقوق انها ناديده گرفته مى شود همچنين كنوانسيون حقوق كودك در ايران با وجود تغيرات زياد از جانب دولت ايران كه باعث از دست رفتن صورت اوليه و اصلى ان شده است همچنان بايد و شايد اجرا نمى شود و دولت در اين زمينه نقش اساسى بر عهده دارد دولت ايران كنوانسيون حقوق كودك را به صورت مشروط پذيرفته است،ثانيا مواردى مغاير با اين كنوانسيون در قانون مدنى خود به ان افزوده است كه اين قوانين در بسيارى از موارد ساده ترين حقوق كودك را ناديده مى گيرد، ثالثا دولت به وظائف خود در همان حدى كه خود پذيرفته و در قوانين داخليش اورده عمل نمى كند و تا زمانى كه همچنين حكومت فاشيست و ضد بشرى در ايران بر قدرت است و حكومت مى كند اين ظلم و ستم ريشه كن نخواهد شد.

آکو رضائی


ماهنامه رهائی زن سری سوم شماره سی و هفتم


۱۳۹۴ خرداد ۲۲, جمعه

چرا در ایران کسی بدلیل عملکرد حکومت اسلامی اعتراض نمی کند ؟!



در حال حاضر رژیم دینی ودزد پرور اسلامی علاوه برداشتن بیشترین آمار دزدی و غارت اموال مردم به یکی از حامیان اصلی و تامین کننده مخارج جنگ سوریه ؛ عراق و یمن وهر گروه شیعه اسلامی بدل شده است و این در
حالی اتفاق میافتد که خود شهروندان ایرانی بیشترین فقر و بحران اقتصادی را تحمل می کنند؛ هر روز در یک ارگان دولتی پرونده فساد مالی رو میشود وهر روزمشکلات وجرائم مربوط به نداری و فقر مردم افزونتر !
این همه تاراج وغارت اموال صورت میگیرد ومیلیارد ها تومان خرج قبر امامان و زیارتگاها میشود وفشار بر مردم ازهر طبقه ای بیشتر از روز قبل و سوال اینجاست چرا در ایران کسی جرات اعتراض ندارد ؟

اگر واقع بین باشیم این حکومت فاسد از ابتدا تا کنون فقط بر پایه سرکوب وترس وارعاب مستقر بوده وقتی به تاریخ
عمر ننگینش نگاه میکنیم همیشه دامانی رنگین از خون مخالفان خود داشته است ؛ اعدام های دهه شصت ؛سرکوب و
کشتار دانشجویان ؛ کارگران واقلیت های قومی و مذهبی‌.
وقتی پای محاسبه عملکرد وحرف از فقرمردم بمیان بیاید وحالا هر گروه و طبقه ای بخواهد از اینکه چرا سرمایه مردم ایران خرج دیگران میشود حکومت آنچنان به وحشت می افتدو با سرکوب شدید وکشتارصدای اعتراض را در
گلو خفه میکند و زهی خیال باطل که پیروز هست و ماندگار؛ اما دیر نیست روزی که خلق به ستوه آمده از فقر ونداری وفساد حاکمان بخروشد و دودمان دیکتاتور یک دست را باد بدهد و این درس تاریخ بوده به تمامی ظالمین و دیکتاتورها؛ نابود باد مناره دینی اسلامی که بر ویرانه های فقر مردم ایران بنا شده است.
روز خروش خلق ستمدیده نزدیک است ؛ به امید آزادی


شاهین کاظمی

ماهنامه رهائی زن سری سوم شماره سی و ششم


۱۳۹۴ خرداد ۱۶, شنبه

جایگاه زنان در جمهوری اسلامی ایران ومقایسه با سرنوشت زنان درحکومت اسلامی داعش !




جایگاهی که زنان درحال حاضردر ایران دارند کاملاً به قوانین اسلامی وسنت های جا افتاده مذهبی ربط پیدا می کند و
بعبارتی با زنان همانگونه برخورد می شود که در قلمرو حکومت داعش یا طالبان وبطور کلی هرگروه تندرو؛قبیله وجماعتی از مردان اسلامی با تفکر متحجر اسلامی و سنت و فرهنگ و وحشیگری دینی که در تمام اصول وفروعش فقط زن ستیزی به شکل های مختلف نهادینه شده ؛ من قصد دارم شباهت های میان حکومت دیکتاتورایران با داعش و امثالهم در برخورد با زنان را یادآور بشوم تا بعنوان یک زن دین خود را به زنان گرفتار درچنگال مردان وحکومت های مسلمان وحشی ادا کنم؛
مواردی مثل حجاب اجباری ؛ نابرابری در ارث وشهادت ودیه ؛ عدم استقلال تقریبا تمام عمر ؛ قتل های ناموسی که در اکثر موارد با غیرت پوچ اسلامی رخ میدهد ؛عدم آزادی عمل وکاملاً مطیع و تحت امر بودن مرد (  مردان خانواده خود یا شوهر )؛محدود بودن در تحصیل وشغل و..... اینها وموارد بسیار زیاد دیگر که زنان را در حد یک کالا گاهی خیلی ارزان در اختیار مردان قرار می دهد .
خواندن خاطرات یک زن عرب مسلمان که در قلمرو حکومت اسلامی در ازای یک پاکتسیگار فروخته میشود که وقتی این
جمله را شنیدم و به مرد خریدار فکر کردم که چه برخورد وحشتناکی میتواند با این زن بکند و باور کنید عذابش تا حد
مرگ فرخنده در افغانستان ویا ریحانه وسولماز در ایران  دردناک هست .
زنی که دراسارت حکومت های اسلامی روزگار میگذراند هر روز مرگ را تجربه میکند در واقع در لابلای کتاب قوانین اسلامی زنان سلاخی میشوند وعجیب است که در بیشتر این جنایت ها مجوز شرعی وجود دارد وکسی متهم نیست .
در موارد مشابه با ارسات گرفتن وخریدوفروش زنان در داعش من میتوانم موارد متعددی میتوانم قرار دهم مه از جمله قطع اعضای بدن زنان در افغانستان و اسیدپاشی های ایران که در هر سه حالت فجیع ترین جنایت بر علیه زنان اتفاق افتاده است که وقتی به ریشه این رفتارها نگاه میکنیم گوئی در همه موارد اسم و حاکمان وقوانین اسلام وجود دارد ؛ بله آنچه که زنان را ناجوانمردانه سر میبرد یا آتش می زند همان اسلام با قوانین زن ستیزش هست و بس.
به امید پایان گرفتن عمر این حکومت های دینی که جزء فلاکت و جنایت و خونریزی در قاموس خود ندارند

فرشته نظام آبادی

ماهنامه رهائی زن سری سوم شماره سی و ششم

۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۶, شنبه

ننگ با رنگ پاک نمیشود، زندان اوین در تاریخ مبارزات مردم ایران ثبت شده است




زندان اوین چه در دوران ستم شاهی و چه در زمانه سیاه حکومت اسلامی از مراکز مهم نگهداری و سرکوب و قتل و شکنجه آزادیخواهانی بوده است که بر حاکمیتهای مستبد موجود شوریده اند. محل حصر اندیشمندان و فرهیختگانی که صدای مظلومانه ملتی را در حنجره خود نهاده و تا آخرین دم آنرا فریاد زده اند. برگزیدگانی که جان بکف  رنج و مشقت زندان مخوف رژیم را به بیهوده زیستن ترجیح داده و از خود گذشته اند.
جمهوری اسلامی با طرح تبدیل آن به پارک در صدد است تا آثار جرائم و جنایات بی شمار خود در  این زندان را نیز از میان بردارد . حال آنکه اسناد بی شماری نیز در اختیار جنبش مقاومت باقی است  و قطعا روزی خواهد آمد که پرونده این جنایات در برابر افکار عمومی و نسل جوان کشورمان که بی  شمارند , باز خواهد شد.
چنانچه مسوولین قضائی جمهوری اسلامی تصور می کنند با تبدیل زندان اوین به پارک و فضای سبز میتوانند آثار جنایات خود را از اذهان عمومی و قضاوت تاریخ پاک کنند میتوان آنان را کودن ترین سیاستمداران حکومتهای استبدادی دانست. جنبش دادخواهانه مردم کشورمان که در انتظار روشنائی انداختن بر زوایای هنوز مستتر جنایات رژیم در این زندان است نه تنها از پای نخواهد نشست که در مسیر ثبت هر چه بیشتر آن در میان افکار عمومی مردم و جهانیان همچنان حرکت خواهد کرد.
جمهوری اسلامی که در تخریب سرمایه های ملی کشورمان, نابودی جنگل ها, خشکاندن زاینده رود و دریاچه ارومیه و .... ید تولائی داردهم اکنون برای فضای سبز ایجاد کردن آنهم در محوطه زندان اوین اشک تمساح میریزد و ریاکارانه  چنین عباراتی را برای تحمیق مردم تحویل رسانه های حکومتی میدهد.
شهردار تهران تصریح کرد: اولویت بعدی شهرداری تهران ایجاد فضای سبز و حفظ آن است. حتی یک تک درخت نیز در شهر تهران برای ما موضوعیت دارد.
وی درباره جلسه اخیری که با آملی لاریجانی رئیس قوه قضاییه داشته است اظهار داشت: با رئیس قوه قضاییه مذاکراتی داشته‌ایم و مقرر شد شهرداری تهران و این قوه برای مجموعه اوین و زندان اوین بوستانی را مهیا کند تا این مجموعه نیز همانند باغ موزه زندان قصر تبدیل شود.
زندان اوین  را میتوانند به فضای سبز تبدیل کنند. دیوارهای زندان را میتوانند تخریب کنند. نقشه هوائی آنرا میتوانند دگرگون کنند. مکتوبات را از لابلای نوشتارها  حذف کنند و همانطور که تا کنون سکوت اختیار کنند. آیا میتوانند از خاطرات و روایتهای کمابیش مکتوب نیز جان بدر برند؟ بسیاری از قربانیان این زندان بقتل رسیدند. بسیاری بعلل بیماری و کهولت دیگر در میان ما نیستند. بسیاری از عاملان ومجریان آن جنایات مردند و یا همانند لاجوردی کشته شدند.
اما اوین در دل تمامی اندیشه ورزان و مدافعان آزادی بیان زنده است. اوین چه در هیبت زندان و چه  فضای سبز در ایرانی بدون استبداد میعادگاه عاشقان خواهد شد. همانطور که آلمان نازی نتوانست آشویتس و ماتهاوزن و سایر مکانهای جنایات خویش را نابود کند و هر ساله و پس از گذشت هفتاد سال همچنان و هر ساله میعاگاه قربانیان آن دوره شوم است. وجود زندانی همانند اوین ننگی است بر پیشانی دو حاکمیت مستبد شاهی و اسلامی و قطعا این ننگ شاخص را با رنگ نمیتوان پاک کرد. از جانب دیگر جمهوری اسلامی در قبال حذف این مرکز نگهداری زندانیان قطعا اقدام به بازگشائی مرکزی دیگر خواهد کرد.




مقاله آقای تقی روزبه به این نکته اشاره داشته است که در لینک زیر مشاهده می کنید.



لینک زیر نیز بخشی از تصاویر مربوط به زندان اوین را که جمع آوری و منتشر شده است را نشان میدهد.




بهروز سورن

15.05.2015
ماهنامه رهائی زن سری سوم شماره سی و پنجم

۱۳۹۳ بهمن ۱۸, شنبه

ما همه شارلی هستیم! ( گفتگوی مینو همتی با عزت ملکی )




)متن گفتگوی مینو همتی با عزت ملکی در مورد وقایع پاریس در برنامه تلویزیونی رهائی زن از کانال یک(
پیشگفتار:
جهان بار دگر شاهد جنایت علیه بشریت بود. طرفداران حکومت اسلامی یا داعش در فرانسه قلب آزادی بیان را نشانه رفتند و در یورش مسلحانه به کارکنان مجله فکاهی شارلی ابدو، دوازده نفر از جمله دو محافظ پلیس این موسسه را بقتل رساندند.
با اینکه تروریستهای حکومت اسلامی در درگیریهای روز بعد کشته شدند، لیکن جامعه فرانسه یکپارچه این عمل جنایتکارانه را محکوم کردند. محکومیت تروریستهای حکومت اسلامی و القاعده نه تنها از طرف سکولارهای جامعه فرانسه بلکه از طرف مسلمانان مخالف تروریسم در راهپیمائی میلیونها شهروند در روز یکشنبه در قلب پاریس بنمایش گذارده شد.
در برنامه امشب ضمن ابراز تسلیت و همدردی با خانواده های قربانیان جنایات تروریستی در فرانسه با یکی از فعالین سیاسی مقیم فرانسه به گفتگو مینشینیم تا سیر وقایع را از نزدیک مرور نمائیم.
عزت ملکی عزیز به برنامه رهائی زن خوش آمدید.
۱) قبل از هرچیز، آیا روز واقعه حمله تروریستهای حکومت اسلامی به کارکنان مجله فکاهی شارلی ابدو را چگونه بخاطر میآوری؟
عزت ملکی: با سلام به شما و بیندگان تلویزیون رهایی زن.  روز چهارشنبه هفتم ژانویه قبل از ظهر دو برادر تروریست اسلامی بنامهای سعید و شریف کواشی، به دفتر مجله فکاهی شارلی ابدو با سلاحهایی مانند AK-47 و RPG و کلاشنیکُف حمله کرده و دوازده نفر از جمله چهارکاریکاتوریست برجسته و سردبیر چپ گرای آن استِفان شاربونیه معروف به شارب را کُشتند.  این تروریستها پس از این عملیات در یک چاپخانه در نزدیکی پاریس استقراریافته که روز بعد توسط پُلیس کُشته شدند. دههاهزارنفراز مردم پاریس در چهارشنبه شب و پنج شنبه شب در میدان جمهوری جمع شدند و سرودخوانان یاد جان باختگان آزادی بیان را گرامی داشتند.
دیروز هم یکی از سخنگویان القاعده یمن مسوًلیت این جنایات را به عده گرفت.  هردو برادر تروریست قبلا" در یمن آموزش دیده بودند اما امدی کولیبالی همراه همسرش در سوریه و عراق جزو تروریستهای داعش بوده اند.  حیات بومدین، همسر کولیبالی بعد از واقعه تروریستی هفته گذشته از طریق ترکیه به سوریه نزد داعش برگشت.  (دولت اسلامی ترکیه که آشکارا به داعش در سوریه و عراق کمک های تدارکاتی و نظامی ارسال میکند، باوجود افشای هویت حیات بومدین همزمان با عملیات ترویستها از طریق رسانه ها در سراسر جهان، دولت اسلامی ترکیه براحتی بوی اجازه داد که وارد فرودگاه آنکشور شده و از طریق مرز ترکیه به سوریه بگریزد.  پُررویی و عوامفریبی طیب اردوغان تا این حد است که دول غربی و اسرائیل را متهم به دست داشتن در ترور کارتونیستهای مجله شارلی ابدو میکند!)
۲) دومین اقدام تروریستی در یک فروشگاه مواد غذائی یهودیان اتفاق افتاد که چهار تن جان خود را از دست دادند. آیا این اقدام جامعه یهودیان فرانسه را در منگنه دست راستیهای فرانسه و اسلامیون افراطی فرانسه قرار نمیدهد؟
عزت ملکی: در بعداز ظهر همانروز، تروریست اسلامی دیگری بنام امدی کولیبالی به یک فروشگاه موادغذایی یهودیان حمله کرد.  این حمله در هماهنگی با اقدامات دوتروریست مسًول حمله به دفتر شارلی ابدو بوده و گویا امدی کولیبالی از این تارگت برای منحرف کردن جهت پُلیس استفاده کرده است.  جامعه یهودیان فرانسه تنها از طرف اسلامیون مورد هدف قرارگرفته اند و طی دوسال گذشته در معرض چندین حمله تروریستی از جانب اسلامیها بوده اند و درچندین مورد کارکنان یهودی یک موزه و یا کتابخانه ای در فرانسه کشته شده اند.  جنگ تروریستهای اسلامی علیه جامعه یهودیهای فرانسه تنها به ایجاد تنفر از خود این تروریستها منجر میشود.  این جنایتکاران میخواهند وانمود کنند که به انتقام کشتار و آوارگی مردم توسط ارتش ضدبشری اسرائئل دست به چنین جنایاتی علیه مردم عادی منتسب به یهودی را در اروپا و فرانسه راه میاندازند، که بی اساس است.  اما مردم فرانسه و اروپا خوب میدانند که این جنایتکاران مُسلمان هیچ ربطی به درد و رنج مردم فلسطین ندارند.  خود جامعه یهودی فرانسه هم در مورد سواستفاده جریانات اسلامی و راست یهودی و مسیحی هوشیار است.  درست یکروز بعداز راهپیمایی میلیونی مردم پاریس، نتان یاهو در یک مجلس یادبودی که در یک کُنیسه یهودی در نزدیکی همان فروشگاه ترتیب داده شده بود، حاضر شد و از جامعه یهودیان فرانسه دعوت کرد که به اسرائیل کوچ و مهاجرت کنند!  تمامی افراد حاضردر آن کُنیسه با خواندن سرود ملی فرانسه، جواب دندان شکنی به نتانیاهو دادند.
۳) عکس العمل افکار عمومی به این فجایع در شکل راهپیمائیهای پی در پی و با شعار "من هم شارلی هستم" به سراسر جهان مخابره شد، مشاهدات و برداشت شخصی شما از این تحرک اجتماعی چگونه است؟
عزت ملکی: همانطور که توضیح دادم، در همان روز حمله جنایتکاران تروریستها، دههاهزار نفر از مردم پاریس، باوجود تداوم عملیات تروریستها، به حمایت از آزادی بیان و گرامیداشت یاد جان باختگان آزادی، در میدان جمهوری تجمع کرده و از اینکه ممکن است تروریستها به تجمع آنها حمله کنند، ترسی بخود راه ندادند.  در روز یک شنبه یازدهم ژانویه هم بیش از دومیلیون نفر از مردم پاریس در راه پیمایی به طرف میدان جمهوری شرکت کردند که اکثر قریب باتفاق آنها شعارهایی در حمایت از آزادی بی قیدوشرط بیان، کنترل و به زنجیر درآوردن دین و مذهب وماهمه شارلی هستیم و اینکه ۱۷ نفر را کشتند اما میلیونها نفر را زخمی و جریحه دارکردند، را در دست داشتند.  البته در این تظاهرات حاکمین ضدآزادی و تروریست ۴۰ کشورجهان همراه رهبران احزاب سیاسی اُلتراراست و ضدبشرنیزبرای سواستفاده تبلیغاتی به نفع حاکمیت خود شرکت داشتند.  حاکمینی که مستقیما" در تولید و رُشد جریانات تروریستی در سراسر جهان دست دارند.  در اینمورد یکی از طنز نویسان جان بدربرده شالی ابدو طی مصاحبه ای با لموند گفت که "خواب اش را هم نمی دیدیم که روزی ناقوس کلیسای نوتردام به یادِ شالی ابدو نواخته بشود!  و زینب الرهازویی یکی دیگر از همکاران این مجله گفت: ای کاش آنهایی که حالا مرده اند تا وقتی که زنده بودند از چنین حمایتی برخودار می شدند.  حال که اصلا" چنین نبود.  در هرواقعه تروریستی که برایمان اتفاق میافتاد، همینها میگفتند که تقصیرخودتان است!
این مجله طنزو فکاهی فرهنگی، سیاسی واجتماعی یکی از نادرترین رسانه ای در غرب است که با زبانی طنز و تلخ دست به ریشه می برد و در جهان میدیای مزدور و نان بنرخ روز خور که روزمره به تولید جعلیات فرهنگی و سیاسی پرداخته و به مهندسی افکارجامعه به نفع سیستم موجود دست میزند، بایست قدر چنین رسانه ای را دانست
۴) آیا در جامعه فرانسه بحث پیرامون مبارزه با سربازگیری جریانات تروریسم اسلامی به کجا رسیده؟ آیا دست به ریشه معضل اجتماعی برده میشود، تاریخچه مبارزه با خشونت گرائی جریانات اسلامی به چه سالی برمیگردد.
عزت ملکی: مردم فرانسه هم مانند مردم تمام دنیا، دارای گرایشات سیاسی متفاوت و گوناگونی هستند که رسانه های گروهی، دولت و احزاب و جریانات سیاسی در شکل گیری این گرایشات تاثیر بسزایی دارند.  در مورد سربازگیری جریانات تروریست اسلامی، حکومت فرانسه و تمام دول غربی بیش از هشتاد سال است، برای مبارزه با کمونیسم، در تولید و بازتولید آنها مستقیما" دست دارند.  تمامی دول غربی برای تقسیم جامعه به ادیان، فرهنگها و نژادهای  مختلف، نهادهایی مانند مالتی کالچرالیزم (چندفرهنگی)  و نسبیت فرهنگی را بوجود آورده و سالانه بیلیونها دلار از طریق این نهادهای ارتجاعی و ضد بشری، به تاسیس مدارس اسلامی و مساجد و دیگر نهادهای مذهبی و فرهنگ ارتجاعی کمک میکنند.  جالب است بدانید که این جریانات تروریست اسلامی را میدیا و خود دول غربی بزرگنمایی میکنند.  هرکسی که از جهان اسلامزده به این ممالک قدم میگذارد، ولو کمونیست و آتئیست هم باشد، بر طبق آمارهای رسمی دول غربی "مسلمان" محسوب میشود.  در همین فرانسه که رسانه های مزدور و سیاستمداران دولتی، جمعیت مسلمان کشور را نزدیک به پنج میلیون قلمداد میکنند، در اعتراضات سیاسی اسلامیست ها، در همین پاریس و باوجود مسافرت و گردهم آیی دههانفراز آنها از لندن و شهرهای دیگر اروپا، تعداد نفرات شرکت کننده در این اعتراضات به هزارنفر نمی رسد. حال شما قیاس بکنید هزارنفر را با آمارجعلی رسمی منوط به پنج میلیون مسلمان!  با این آمارهای جعلی است که اسلامیستهای فاشیست و ضدزندگی احساس قدرت میکنند و دست به عملیات تهاجمی میزنند.
من میتوانم ادعا کنم که پس از غصب انقلاب ضد استبدادی و آزادیخواهانه و برابری طلبانه ایران در سال ۱۳۵۷ ایران توسط فاشیسم اسلامی، تروریسم در سراسر دنیا ترویج و نهادینه شد.  کُشتار دههاهزارنفر از آزادیخواهان و کمونیستهای ایران توسط جمهوری اسلامی و سکوت دول غربی و جامعه باصطلاح جهانی در مورد تروریسم دولتی جمهوری اسلامی، چه در داخل ایران و چه در خارج، و همینطور سرمایه گذاری سازمانهای مخوف جاسوسی و جنایتکاری مانند اسکاتلندیارد انگلیس و سیای آمریکا درسازماندهی جریانات و باندهای آدمخوار اسلامی در افغانستان و پاکستان و دیگر کشورهای اسلامزده برای مقابله با بلوک شرقی رقیب خود به باز آفرینی این جنایات کمک کرده و میکنند
عزت ملکی عزیز با سپاس از اینکه نظراتت را با بینندگان ما در میان گذاشتید.
عزت ملکی: من هم متشکرم و با سپاس از دعوت شما و آرزوی موفقیت.