‏نمایش پست‌ها با برچسب خشونت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خشونت. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ اسفند ۹, چهارشنبه

فریاد بی صدا ي ترنسها در ایران - اصغر کامروا


ترنس یا ترنسجندر نام متعارفی است که افراد دارای اختلال هویت جنسی را با آن می‌شناسند، گرچه صحیحش چیز دیگری است. ترنس به معنای عبور و ترنسجندر یعنی کسی که از جنسیت خود عبور کرده. در واقع واژه ترنسجندر به فردی اطلاق می‌شود که عمل تغییر جنسیت را انجام داده است. در ایران او را بیمار دارای اختلال هویت جنسی می‌دانند. مطبوعات ایرانی اقدام به انتشار آمارهایی در این رابطه کرده اند، اما این آمارها از یک منبع به منبع دیگر متفاوت است. افرادی که توسط جامعه به عنوان ترنس شناخته میشوند، هم از سوی دولت و هم از سوی اجتماع در معرض خشونت و آزار قرار میگیرند. 
مردان ترنس معمولاً بخاطر نداشتن حجاب دستگیرمیشوند، و زنان ترنس به دلیل اقدام به مبدل پوشی در مال عام، داشتن آرایش غلیظ، و یالباس پوشیدن به سبکی که با الگوهای تحمیل شده توسط دولت در منافات است، دستگیر میشوند. این آزار و اذیتها از سوی پلیس حتی پس از آنکه افراد ترنس نامه رسمی پزشکی قانونی را دریافت کرده اند
نیز ادامه دارد. همین موضوع
برخی اوقات منجر به پیشنهاد راه حل ها و مشاوره های نا درست، ومشکل آفرین و یا حتی خطرناک میشود. بنابراین، چارچوب قانونی در ایران، ناتوان از به رسمیت شناختن افراد تراجنسیتی‌ای است که تمایلی به فرآیند تعیین جنسیت ندارند. ولی در همین فرآیند پزشکی، محدودیت‌های وجود دارد. همه افراد تراجنسیتی مایل ویا قادر به انجام عمل تعیین هویت جنسی نیستند، و برخی دیگر حتّی اجازه انجام چنین عملی را ندارند. به عبارت دیگر، عمل تعیین هویت جنسیت برای همه تضمین شده نیست. به علاوه، بسیاری از افراد تراجنسیتی، به خاطر تبیعیض‌ها در جامعه، دسترسی به فرصت‌های اجتماعی، آموزشی، و شغلی ندارند و این موضوع آنان را از فرصت‌های اقتصادی بی‌بهره می‌کند. همچنین، به خاطر صفت هاو تبعیض‌های اجتماعی، بسیاری از افراد تراجنسیتی از حمایت مادی و معنوی خانواده‌های خود نیز بی‌بهره هستند. 

سوال این است باوجود قوانین مدنی که در ایران  برای حمایت از افراد تراجنسی وجود دارد« ماده ۹۳۹ قانون حمایت از خانواده »مصوب سال ۱۳۹۱ ایا ما در جامعه مرد سالار ایران شاهد حمایت و پشتیوانی از این قشر اسیب پديز جامعه هستیم. 
ايا ميتوانيم به اينده اين قشر اسيب پذير جامعه اميدوار باشيم .ايا سياستها و تفكرات كهنه و پوسيده حاكمان بر جامعه اجازه رشد و پرورش اين فرشتگان زميني را خواهند داد.تنها با مطالعه و اگاهي بخشيندن به جامعه ميتوان دل خوش به اينده و نسل بعدي اين قشر معصوم و بي پناه بود . به اميد روزهاي روشن و دور از خرافات و دين زدگي در سرزمين مادريمان.
( انسانيتم ارزوست)




ماهنامه رهائی زن سری سوم شماره شصت و دوم




۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۰, جمعه

عنوان مقاله : خشونت مقدس بخش اول - مرتضی موسوی


جهاد یعنی چه؟

واژه ی جهاد همچون بیشتر واژه هایی که در فقه و اصول اسلامی در مورد آنها بحث میشود دارای یک معنی لغوی و یک معنی اصطلاحی است معنی لغوی جهاد در پارسی «تلاش، تکاپو، و جنگ» است. معنی مصطلح قرآنی جهاد نیز تلاش و تکاپو برای رسیدن به یک هدف است و رایج ترین تعریف جهاد با توجه به آیات قرآنی «جنگ در راه الله» است. جهاد ممکن است معنی غیر اسلامی و ضد اسلامی نیز داشته باشد یعنی ممکن است به تلاش مخالفان اسلام علیه اسلام نیز جهاد گفته شود (هرچند معمولاً کم پیش می آید که از جهاد برای رساندن این منظور استفاده شود)، لذا از نگر اسلامی جهاد لزوماً باری مثبت ندارد، گرچه معنی رایج آن اغلب بار مثبت دارد. مثلاً در آیه زیر از واژه جهاد بصورت منفی (از نظر اسلامی) استفاده شده است:

سوره لقمان آیه 15

وَ إِنْ جاهَداکَ عَلى أَنْ تُشْرِکَ بِی ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما وَ صاحِبْهُما فِی الدُّنْیا مَعْرُوفاً وَ اتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ.

و هرگاه آنها تلاش کنند (در این راه جهاد کنند) که موجودی را شریک من قرار دهی که از آن آگاهی نداری (بلکه می‏دانی باطل است) از آنها اطاعت مکن، ولی با آنها در دنیا به طرز شایسته‏ای رفتار کن، و پیروی از راه کسانی بنما که به سوی من آمده‏اند، سپس بازگشت همه شما به سوی من است و من شما را از آنچه عمل می‏کردید آگاه می‏کنم.

واژه جهاد و مشتقات آن در حدود 32 بار در قرآن آمده است (1) و همانطور که گفته شد رایج ترین معنی آن جنگ در راه الله است. در قرآن از واژه های دیگری نیز برای جنگیدن استفاده شده است، مثلاً از واژه های «قتال و مقاتله، حرب و محاربه» نیز استفاده شده است که این واژه ها کاملاً خنثی هستند یعنی میتوان آنها را هم بر علیه اسلام و هم له اسلام استفاده کرد. بنابر این منظور از جهاد در این نوشتار همان تعریف مصطلح و رایج آن یعنی جنگ در راه الله و در دفاع از اسلام است.آیا مسلمانان دعوت به جهاد میشوند؟

فراخوان قرآن از مسلمانان به جهاد کردن در بسیاری از آیات این کتاب صورت گرفته است. بیهوده نیست اگر گفته شود اساساً هدف پیامبر اسلام از علم کردن اسلام جمع آوری آدمکش ها و تشکیل لشگر برای فتح و غارت اعراب بادیه نشین و بعد هم انجام همان کار در حق همسایگان شبهه جزیره عربستان بوده است. حجم سنگینی از قرآن را آیاتی تشکیل میدهد که مسلمانان را دعوت به حرب، قتال و جهاد میکنند، کمتر موضوعی است که قرآن اینقدر آیه به آن اختصاص داده باشد.

این حجم سنگین تبعاتی را نیز به همراه داشته است، شاید به این نکته توجه کرده باشید که بسیاری از تفریحات، هنر ها و سرگرمی ها در اسلام به شدت تحریم شده اند، مثلاً شرابخواری، شطرنج، موسیقی، رقص، نقاشی، مجسمه سازی و غیره. البته با پیشرفت علم، انسانگرایی و عقلانیت، فشاری بر مسلمانان وارد آمده است که در نتیجه آن بسیاری از این احکام منسوخ شده اند و باقی مانده آن احکام نابخردانه و الهی نیز قهراً به همین ترتیب بزودی منسوخ خواهند شد اما برای مسلمانان اولیه این کارها بگونه ای بسیار جدی حرام حساب میشده است و از یک مسلمان هرگز انتظار نمیرفت که چنین کارهایی کند. مثلاً در نوشتارهایی که از شیعیان علیه یزید بن معاویه نوشته اند، بسیار دیده میشود که «آن ملعون شطرنج بازی میکرد»!. دلیل این احکام احمقانه چیست؟ کدام آدم عاقلی ممکن است رقصیدن را نکوهش کند؟ پاسخ بسیار ساده و روشن است، پیامبر اسلام بدنبال تشکیل یک پادگان نظامی بوده است و معمولاً در هر پادگان نظامی این کارها جلف و مزاحم نظم گیری ارتش و پادگان بوده و هست. نقاش و موسیقی دان و رقاص را معمولاً در پادگان ها جایی نیست. از همین رو است که پیامبر اسلام هرچه بیشتر سعی در میلیتاریزه کردن جامعه اسلامی داشته است و این کار او بر روی قوانین اسلامی نیز تاثیر مستقیم و شگرفی داشته است. هنوز هم ائمه جمعه وقتی نماز میخوانند سلاح به دست میگیرند تا نشان دهند که اهل جنگیدن هستند، بر هر پدر مسلمانی واجب است که جنگیدن را به فرزندش بیاموزد. در احادیث آنقدر برای توصیه جهاد حدیث وجود دارد که واقعاً ذکر آنها دشوار است، اما بعنوان نمونه از احادیث معروف نبوی که میتوان تقریباً در هر مجموعه حدیثی یافت از این قرار است:

نهج الفصاحه شماره 576 و 1329

انًّ ابواب الجنه تحت ظلال السیوف

براستی که درهای بهشت زیر سایه شمشیر هاست.

نهج الفصاحه شماره 1619

ذروه سنام الاسلام الجهاد فی سبیل الله لا یناله الا افضلهم.

اوج مسلمانی جهاد در راه خدا است که جز مسلمانان برجسته بدان نرسند.

نهج الفصاحه شماره 2250

لقیام الرجل فی الصف فی سبیل الله عز و جل ساعه افضل من عباده ستین سنه.

یک ساعت ایستادن مرد بصف در راه خدا از شصت سال عبادت بهتر است.

نهج الفصاحه شماره 2564

ما من جرعه احب الی الله من جرعه غیظ کظمها رجل او جرعه صبر علی مصیبه و ما من قطره احب الی الله من قطره دمع اهرقت من خشیه الله و قطره دم اهریقت فی سبیل الله.

هیچ جرعه ای نزد خدا از جرعه خشمی که مردی فرو برد یا جرعه صبری که بر مصیبت نو شده محبوب تر نیست و هیچ قطره ای در نزد خدا از قطره اشگی که از ترس خدا ریخته شود یا قطره خونی که در راه خدا ریخته شود محبوبتر نیست.

اما در پاسخ به اینکه آیا در قرآن نیز مسلمانان دعوت به جهاد میشوند یا نه، ابتدائاً پرسش دومی را مطرح میکنیم، آیا مسلمانان وظیفه دارند روزه بگیرند؟ حتماً اگر خود شما نیز مسلمان بوده اید و یا هستید و یا با مسلمانان مراوده دارید خوب میدانید که روزه گرفتن در اسلام چه اهمیت و ارزشی دارد. به مسلمانان در آیه زیر دستور به گرفتن روزه داده شده است.

سوره بقره آیه 183

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ.

ای افرادی که ایمان آورده‏اید، روزه بر شما نوشته شد همان گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شده، تا پرهیزکار شوید.

به ترکیب و لحن این آیه دقت کنید، عبارت «کتب علیکم ال….» (بر شما …. را واجب کردیم/نوشتیم) از محکمترین حکم های الهی است، یعنی هرگاه این عبارت به کار میبرد بنا به نظر مفسرین قرآن الله به مسلمانان بگونه ای بسیار قطعی و محکم دستور انجام آن عمل را میدهد و انجام آن عمل بر مسلمانان واجب است، از همین رو است که روزه نگرفتن در اسلام مکافات سختی دارد. حال چند صفحه بعد تر در همان سوره به آیه زیر برخورد میکنیم:

سوره بقره آیه 216

کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ کُرْهٌ لَکُمْ وَ عَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ.

جهاد در راه خدا، بر شما مقرر شده، در حالی که برایتان ناخوشایند است. چه بسا چیزی را خوش ‍ نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شر شما در آن است. و خدا می‏داند، و شما نمی‏دانید.

حال باید برای شما روشن شده باشد که جنگیدن و قتال کردن در اسلام چقدر برای مسلمانان اهمیت دارد یا باید داشته باشد، دقیقاً به همان اندازه که نماز و روزه اهمیت دارند. در همان سوره و با همان لحن و با همان عبارتهایی که بر مسلمانان روزه گرفتن واجب شده، قتال کردن و شرکت در جهاد نیز واجب شده است، یعنی این دو به یک اندازه از نظر الله اهمیت دارند.

اما دعوت مسلمانان به جهاد به این آیه بسیار محکم محدود نمیشود، در بسیاری از آیات قرآن مسلمانان به جهاد دعوت میشوند. در قرآن مسلمانان به دو گونه برای جهاد تشویق میشوند، یکی پاداش اخروی است و دیگری غنیمت هایی است که از چپاول دشمن بدست می آورند، به این شیوه اصطلاحاً تبشیر (بشارت دادن، مژده دادن) گفته میشود، در هردو این گونه ها مسلمانان برای سود مادی خود باید و پاداش الهی دست به جهاد بزنند.



ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره چهل و پنجم






۱۳۹۵ فروردین ۲۰, جمعه

خانه امن در روز جهانی زن خانه‌هایی بدون خشونت می‌خواهد


خانه امن روز جهانی زن ۸ مارس را گرامی می‌دارد و معتقد است گرامی‌داشت چنین روزی می‌تواند محور عمل برای کاهش خشونت خانگی علیه زنان قرار گیرد.


سازمان ملل متحدد روز جهانی زن در سال ۲۰۱۶ را با شعار برابری جنسیتی بین زنان و مردان اعلام کرده با امید به آن‌که تا سال ۲۰۳۰ کشورهای جهان به تعهدات خود در این زمینه سرعت بخشیده و بتوانند به برابری جنسیتی میان شهروندان دست یابند.

خانه امن معتقد است تنها با برابری جنسیتی و تعهداتی که پیرامون آن شکل می‌گیرد امکان پیشگیری و رفع خشونت علیه زنان امکان‌پذیر است وحرکت در جهت وضع و اجرای قوانین موثر در محو خشونت علیه زنان بدون برابری جنسیتی امکان‌پذیر نیست.

ما در این مسیر معتقد به سیاست‌گذاری دولت برای توانمندسازی زنان و ایجاد فرصت‌های برابردر عرصه اجتماعی، اقتصادی، آموزشی و حقوقی هستیم و امیدواریم دولت با زمینه‌سازی برای فعالیت سازمان‌های غیردولتی بتواند از مشارکت مردمی در جهت تحقق اهداف توسعه هزاره از جمله برابری جنسیتی دست یابد.

خانه امن بر این باور است که اصلاح نظام آموزشی و تغییر نگاه رسانه‌ها به هویت و منزلت انسانی زنان که هویتی برابر با مردان است گامی در جهت توزیع متوازن قدرت برای دست‌یابی به اهداف برابری از جمله خشونت علیه زنان و دختربچه‌هاست و تمرکز بر حقوق بشر زنان چراغی پر نور و روشن برای شروع و تدوام حرکت در این مسیر است.

هم‌چنین مشارکت و فعال‌سازی بخش خصوصی با دولت و جامعه مدنی ضرورتی است که بدون برنامه‌ریزی دقیق دولت محقق نمی‌شود و دولت باید با توجه به اهمیت مشارکت بخش خصوصی و تقویت جامعه مدنی در این زمینه به سیاست‌گذاری عمومی بپردازد.

ارتقا آگاهی از جمله لوازمی است که منجر به برابری جنسیتی و کاهش نابرابری و محو خشونت علیه زنان می‌شود و تبادل تجربه با دیگر کشور‌ها و استفاده از اطلاعات و دانش و فرصت‌هایی که کشورهای دیگر در اختیار می‌گذارند نیز دارای اهمیت است. خانه امن بر ضرورت تبادل تجربه با دیگر کشور‌ها و استفاده از فرصت‌های علمی و دانشگاهی و مطالعاتی تاکید می‌کند.

از آنجایی‌که محور فعالیت خانه امن رفع خشونت خانگی است و بیش‌ترین آمار خشونت خانگی در جهان نسبت به زنان اتفاق می‌افتد اصلاح قوانین خانواده، قانون مدنی و قانون مجازات اسلامی برای پیش‌گیری از خشونت علیه زنان ضروری است.

ما معتقدیم آن‌چه موجب تغییر و بهره‌مندی زنان از حقوق تصریح‌شده آن‌ها در اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون‌های مربوط به آن است فعالیت و مشارکت تک‌تک زنان و مردانی است که به برابری جنسیتی اعتقاد دارند. زنان و مردانی که مهر را به جای خشونت و عشق را به جای تنفر ارزشمند دانسته و خانه‌هایی بدون خشونت می‌خواهند.

خانه امن همراه و همگام چنین زنان و مردانی خواهد بود که سیاره‌ای بدون خشونت و آکنده از صلح و دوستی می‌خواهند.


ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره چهل و چهارم


۱۳۹۴ تیر ۲۰, شنبه

خشونت علیه زنان همچنان ادامه دارد و پایان پذیر نیست



خشونت علیه زنان پدیده ای است که با وجود تلاش و همبستگی همه سازمانها و زنان فعال در این عرصه نه تنها محونشده بلکه کاهش هم نیافته وروز به روز افزایش می یابد و همچنان زنان ضمن خشونت های خانوادگی با خشونت های سیاسی نیز روبرو بوده اند بخصوص خشونت فیزیکی و بی سرنوشتی زن از سوی مرد که طبق آمارهای موجود سال به سال رو به افزایش می باشد تجاوز٬ فشارهای جنسی در سر کار ٬تفاوت های درآمدی فاحش ٬ کشتن وآتش زدن٬ سنگسار ٬ ختنه ٬ازدواج اجباری و قتل های ناموسی تجاوز در زندان ازطرف مامورین و مسئولان و بالاخره اسیدپاشی مصاد یقی هستند که حکومت زن ستیز ایران در حق زنان اعمال می دارند و اوج گیری قتل های ناموسی یکی از بارزترین شیوه های خشونت علیه زن است که نمونه آنرا خودسوزی دختری در دانشگاه شیراز می توان نام برد و سنگسار هم شکل دولتی آن میباشد که نمونه آن ریحانه که یا باید تن به هرکاری می داد وسنگسار می شد یا توسط رژیم داعشی اعدام می شدو یا مثل فرینازکه  خود کشی می کرد و همچنین زنانی که بخاطر شرایط نامناسب اجتماعی و خانوادگی از سوی حاکمان شرع اسلامی به مجازات مرگ محکوم می شوند .خشونت عليه زنان امری پنهان است زيرا بسياری از زنان در جوامع مختلف به دلايلی همچون مجازات سخت و عدم حمايت های قانونی از ابراز آن خودداری می كنندخشونت در مورد زن ها جا و مکان خاصی ندارد در خانه از سوی پدر ٬همسر و برادر و درخیابان یا محل کار با انواع خشونت روبرو هستند و متاسفانه بسیاری از دختران و زنان حاضر نیستند بر علیه خشونتی که به آنها روا داشته شده به پلیس گزارشی دهند چون به شکایات ترتیب اثری داده نخواهد شد و همچنان زنان خشونت را به شکل ها ی مختلف شامل فیزیکی ٬روانی ٬ اقتصادی و جنسی همه تجربه میکنند .
متاسفانه در ایران خانه امنی برای زنان وجود ندارد که برای ترمیم جراحت های این زنان که خشونت بیش از آنکه جسم را بخراشد روح و احساس آنان را جریحه دار می کند وباعث می شود که یا بدستان اقوام و خویشان خود به قتل می رسند یا خودسوزی وخودکشی می کنند با وجود تمامی تجاوزات ٬ کشتارها عیله انسانها و بخصوص علیه زنان می شود
عامل اصلی خشونت عليه زنان را می توان در تبعيضی يافت كه مانع از برابری زن با مرد در همه سطوح زندگی می شود. اتحاد و هبستگی زنان دنیا عیله نفی خشونت علیه زنان را رمز موفقیت می توان دانست واین مبارزه ادامه دارد و پیروز است .
نه به تجاوز جنسی ـ نه به حذف فیزیکی ـ نه به تفاوت درآمدی ـنه به ختنه دختران  ـ نه به قتل های ناموسی ـنه به ازدواج اجباری ـنه به اسید پاشی ـ نه به حذف زنان ازشغل های کلیدی ـنه به برخورد فیزیکی ـنه به بازارسکس و فروش تن وروان ـ نه به سکس پرس ( منظور انتظارات و فشار برای سواستفاده جنسی از طرف کارفرما در محل کار(
در پایان نه به حکومت داعشی  زن ستیزاسلامی ایران


فرشته نظا م آبادی

ماهنامه رهائی زن سری سوم شماره سی و هفتم

http://rahaizanorg.blogspot.se/2015/07/rahaizanshomareh37.html

۱۳۹۴ خرداد ۲۳, شنبه

خشونت عليه زنان در ايران




خشونت علیه زنان امری پنهان است زیرا بسیاری از زنان در جوامع مختلف به دلایلی همچون مجازات سخت و عدم حمایت های قانونی از ابراز آن خودداری می كنند. خشونت علیه زنان مرز نمی شناسد، محدود به جوامع عقب مانده نیست. در همه جای دنیا زنان كم و بیش مورد انواع خشونت های جسمی، جنسی و كلامی واقع می شوند
يکی از بزرگترين و مهمترين پژوهش‌ها در باره خشونت عليه زنان در ايران، يک طرح ملی است که در سالهای آخر دوران رياست جمهوری محمد خاتمی و توسط دفتر امور اجتماعی وزارت کشور و مرکز 

مشارکت امور زنان رياست جمهوری ، اجرا شد. پژوهشی که تعدادی از برجسته‌ترين جامعه شناسان ايرانی از جمله محمود قاضی طباطبايی ، عليرضا محسنی تبريزی و هادی مرجايی مجری آن بوده اند و استادان به نام دانشگاه‌های ايران همچون شکوه نوابی‌نژاد ، نسرين مصفا ، شهلا معظمی ، شهرام رفيعی فر ، مقصود فراستخواه ، احمد رجب‌زاده و ... با آن همکاری داشته اند.
محمود قاضی طباطبايی، مجری اين طرح ملی، برای توصيف ابعاد خشونت جانگی عليه زنان در ايران، انواع مختلف آن را در هشت گروه تقسيم بندی کرده است : خشونت‌های زبانی، روانی، فيزيکی، حقوقی، جنسی، اقتصادی، فکری و آموزشی و مخاطرات.
آمارهای همين طرح ملی نشان می‌دهد که ۶۶ درصد زنان ايرانی، از اول زندگی مشترکشان تاکنون، حداقل يکبار مورد خشونت قرا گرفته‌اند. با اين حال ميزان و انواع خشونت خانگی در استان‌های مختلف ايران از تنوع و تفاوتهای زياد و معناداری برخوردار است .
خشونت خانگی می تواند همه زنان را در هر سن، نژاد و طبقه اجتماعی قربانی کند، اما طبق يافته‌های پژوهشی، اين نوع سوء ‌رفتار، با عوامل مالی و پايگاه اقتصادی افراد رابطه مستقيم دارد.
بنا به ‌گزارش سازمان بهزيستی ايران در سال ۱۳۸۴، ظرف شش ماه، هشت هزار مورد خشونت خانگی عليه زنان گزارش شده است، يعنی به‌طور متوسط روزانه حدود ۴۴ مورد خشونت به‌اطلاع مسئولان می‌رسد، درحالی که بسياری از موارد ديگر ممکن است هيچ‌ وقت به نهادهای رسمی گزارش نشود.
به گزارش هرانا، سردار سعید منتظرالمهدی در گفتگو با خبرنگار مهرخانه، در خصوص آمار خشونت خانگی در ایران گفت: براساس آمار موجود، در سال ۱۳۹۳ حدود ۱۵ هزار نفر با موضوع بدرفتاری جسمی و عاطفی به مراکز مشاوره و دوایر مددکاری اجتماعی کلانتری‌ها مراجعه کرده‌اند.
روزنامه اعتماد چند ماه پیش گزارش داد که میزان خشونت خانگی در تهران، ۱۸.۹ درصد جسمی و ۵۲.۴ درصد روانی است. همچنین در سطح کشور، در هر ۹ ثانیه یک مورد خشونت اتفاق می‌افتد.

متأسفانه در ایران  باورهای مردسالار به نوعی این خشونت را طبیعت مرد می داند و سعی می كند آن را توجیه كند و به زنان می قبولاند كه زن با لباس سفید به خانه بخت می رود و هر چه كه بر سرش آید باید با كفن سفید از آن بیرون بیاید.

شهره ملایی کنمی

ماهنامه رهائی زن سری سوم شماره سی و ششم

۱۳۹۴ فروردین ۷, جمعه

نگاه حکومتی به زنان اسلامزده ایران




آب از سرچشمه گل آلود است،کاملا واضح است که خشونت جاری در جامعه بر علیه بانوان ایرانی زیر نظر خود حکومت انجام می شود تا به نحوی زنان را ترسانده و مجبور به خانه نشینی و فرزند آوری کند تا آرزوی رهبری برای ازدیاد جمعیت بر آورده شود،والا چطور ممکن است بعد از ۵ ماه هنوز عاملین اسیدپاشی دستگیر نشوند ولی یک دیپلمات ربوده شده در آنسوی مرزها بلافاصله آزاد و بازگردانده شود
نظام حاکمه در ایران باید نابود بشه و دوباره با رای اکثریت مردم یک نظام متشکل از تمامی جناح ها به صورت دورهای نه همانند حال تشکیل بشه و به تمام ادیان و اعتقادات احترام گذاشته بشه نباید اجازه بدیم بیشتر از این انسانیت و آزادی نابود.بشه ؛ ایرانی عرب نیست و فرهنک عرب توانایی مقابله و یا برابری با فرهنگ اصیل ایرانی رو نداشته و نداره پس اگه ایرانی هستید برای ایرانی عاری از همه زشتیها و بدیها باید متحد و یکپارچه بشیم.
- حکومت آنقدر از وضعیت متذلزل خود نزد مردم، آگاه است که می خواهد با وضع قوانین مسخره ای همچون طرح تولید مثل بیشتر که فقط به فکر این هست که سرباز برای اهداف احمقانه خودش دست وپا کنند، حق ملت را محدود و عمال خودش را درراس نگاه دارد!
- حکومت فاسد و دیکتاتور دینی می خواهد حرف رهبرکیلویی خود را به کرسی بنشاند،حتی با تدوین قوانین مسخره جنسیتی، که به خیال خود مجردها را مجبور به تاهل کند!یعنی ذایل کردن حق بخشی از ملت که ازقضا نسل جوان امروزند.
شما به این ترتیب می خواهید دنباله رویی برایتان باقی بماند!بگذریم که این اقدامات نابخردانه فقط به ما می گوید که این ها به واقع قبر خودرا بادست خود می کنندکه این مایه بسی امیدواری وشعف است.
به امید سرنگونی حکومت دیکتاتور دینی خامنه ای کثیف در ایران

شاهین کاظمی

۱۳۹۳ بهمن ۲۲, چهارشنبه

من چارلی هستم


                                         


من چارلی هستم فریاد انسانهای آزاده سراسر جهان است پس از وقوع حادثه دلخراش و تکان دهنده روز چهارشنبه
فاجعه ای که در آن تروریست های جنایت کار اسلامی با فریادهای الله اکبر...
چارلی هبدو را میکشیم...انتقام پیامبر را گرفتیم به دفتر نشریه چارلی هبدو حمله کرده و دوازده انسان را از جمله چهار کاریکاتوریست برجسته و سر دبیر ارشد این روزنامه را به قتل رساندند.
کشورهای فرانسه و مردم سراسر دنیا در شوک بزرگی به سر میبرند.
حادثه ای تلخ که نتیجه رفتارهای ددمنشانه و ستیزه جویانه تروریست های اسلامی میباشد.ریشه این فاجعه تلخ که حمله ای به تمامی اهل قلم در سراسر جهان میباشد باید در جایی دیگر جستجو کرد.
در فتوای خمینی علیه رشدی نویسنده کتاب آیات شیطانی و یا فتوای فاضل لنکرانی آخوند شیعه در خصوص رافق تقی روزنامه نگار اهل جمهوری آذربایجان که به مرگ ایشان منجر شد.
ترویج خشونت با استفاده از آیات و با فتوای این افراد هر بار در گوشه ای از جهان قربانیانی را به کام مرگ برد.
امید است که همبستگی پس از این حادثه سپری باشه برای مقابله با این گونه رفتارهای خشونت آمیز.

پریا مصیری منجی