‏نمایش پست‌ها با برچسب اصغر کامروا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اصغر کامروا. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ اسفند ۹, چهارشنبه

فریاد بی صدا ي ترنسها در ایران - اصغر کامروا


ترنس یا ترنسجندر نام متعارفی است که افراد دارای اختلال هویت جنسی را با آن می‌شناسند، گرچه صحیحش چیز دیگری است. ترنس به معنای عبور و ترنسجندر یعنی کسی که از جنسیت خود عبور کرده. در واقع واژه ترنسجندر به فردی اطلاق می‌شود که عمل تغییر جنسیت را انجام داده است. در ایران او را بیمار دارای اختلال هویت جنسی می‌دانند. مطبوعات ایرانی اقدام به انتشار آمارهایی در این رابطه کرده اند، اما این آمارها از یک منبع به منبع دیگر متفاوت است. افرادی که توسط جامعه به عنوان ترنس شناخته میشوند، هم از سوی دولت و هم از سوی اجتماع در معرض خشونت و آزار قرار میگیرند. 
مردان ترنس معمولاً بخاطر نداشتن حجاب دستگیرمیشوند، و زنان ترنس به دلیل اقدام به مبدل پوشی در مال عام، داشتن آرایش غلیظ، و یالباس پوشیدن به سبکی که با الگوهای تحمیل شده توسط دولت در منافات است، دستگیر میشوند. این آزار و اذیتها از سوی پلیس حتی پس از آنکه افراد ترنس نامه رسمی پزشکی قانونی را دریافت کرده اند
نیز ادامه دارد. همین موضوع
برخی اوقات منجر به پیشنهاد راه حل ها و مشاوره های نا درست، ومشکل آفرین و یا حتی خطرناک میشود. بنابراین، چارچوب قانونی در ایران، ناتوان از به رسمیت شناختن افراد تراجنسیتی‌ای است که تمایلی به فرآیند تعیین جنسیت ندارند. ولی در همین فرآیند پزشکی، محدودیت‌های وجود دارد. همه افراد تراجنسیتی مایل ویا قادر به انجام عمل تعیین هویت جنسی نیستند، و برخی دیگر حتّی اجازه انجام چنین عملی را ندارند. به عبارت دیگر، عمل تعیین هویت جنسیت برای همه تضمین شده نیست. به علاوه، بسیاری از افراد تراجنسیتی، به خاطر تبیعیض‌ها در جامعه، دسترسی به فرصت‌های اجتماعی، آموزشی، و شغلی ندارند و این موضوع آنان را از فرصت‌های اقتصادی بی‌بهره می‌کند. همچنین، به خاطر صفت هاو تبعیض‌های اجتماعی، بسیاری از افراد تراجنسیتی از حمایت مادی و معنوی خانواده‌های خود نیز بی‌بهره هستند. 

سوال این است باوجود قوانین مدنی که در ایران  برای حمایت از افراد تراجنسی وجود دارد« ماده ۹۳۹ قانون حمایت از خانواده »مصوب سال ۱۳۹۱ ایا ما در جامعه مرد سالار ایران شاهد حمایت و پشتیوانی از این قشر اسیب پديز جامعه هستیم. 
ايا ميتوانيم به اينده اين قشر اسيب پذير جامعه اميدوار باشيم .ايا سياستها و تفكرات كهنه و پوسيده حاكمان بر جامعه اجازه رشد و پرورش اين فرشتگان زميني را خواهند داد.تنها با مطالعه و اگاهي بخشيندن به جامعه ميتوان دل خوش به اينده و نسل بعدي اين قشر معصوم و بي پناه بود . به اميد روزهاي روشن و دور از خرافات و دين زدگي در سرزمين مادريمان.
( انسانيتم ارزوست)




ماهنامه رهائی زن سری سوم شماره شصت و دوم




۱۳۹۶ بهمن ۹, دوشنبه

به حضور ما عادت خواهند کرد - اصغر كامروا



با نگاهی گذرا بر قران میتوان بر ضدیت و سرکوب زنان و همجنس گرایان پی برد . در بسیاری از ایات همچون نسأ ،مومنون، بقره، شعرإ وبسیاری دیگر میتوان به وضوح دستورات اسمانی که همگی بنا شده  بر سرکوب و کشتار بر علیه زنان و همجنس گرایان هستند را دید دستوراتی که همگی بر میل و مُراد نَر های جامعه میباشند. چرا که این دستورات و ایات تنها بر٬ برتر بودن مردها مهر تایید میزند و زنان را بنا بر جنسیت و طبقه بندی که خود و تفکرات نَر سالارانه قرار داده است مورد شدید ترین تبعیضات و ستم ها قرار میدهد ودر کنار انها دیگر افراد جامعه که بنا بر دید گاه انها متفاوت هستند یعنی همجنس گرایان را نیز مورد شدید ترین احکام ومجازات ها قرار می دهند. چون بنا بر دید گاه جوامعه نَر سالار  افراد همجنس گرای مرد  بنابر تمایلات جنسی و روحی که دارا هستند نمی بایستی  با نگاهی ساده و معمول همچون مردان دیگر دیده شوند چون در دیدگاه انها یک مرد نمیتواند معشوقه با شد و درک این واقعیت که یک مرد در کنار  یک مرد دیگر  عاشقانه زندگی کنند برای انها بسیار غیر باور،درک و دشوار است. و در حقیقت این تفکر ودید گاه زادهُ ایدولژی های اسلامی است که خانواده را تنها در یک چهار چوب مردی در بالای سر یک زن تعریف کرده است.  و تمام قوانینی هم که در مورد مجازات این افراد فردی که در این رابطه نقش فاعل را دارا است نسبت به کسی که در همان رابطه نقش مفعول را داشته از مجازاتی به مراتب کمتر قرار میگیرد چون در انجا هم بخاطر تعیین نقش مرد یا فاعلیت یا مرد یا مفعولیت از نگاه قانوگذار تعریف شده است
بانگاهی به قانون مجازات اسلامی جدید مصوب یکم اردیبهشت ماه سال هزاروسیصد ونود یک که در مجلس اسلامی مورد ارزیابی و به تایید شورای نگهبان هم رسید در فصل دوم بند دویست و سی چهار در مورد حد لواط و مساحقه قانونگذار به شکلی مجازاتهای طرفین را تعین کرده است که حتی اگر در رابطی فرد فاعل دارای همسر شریعی و قانونی باشد ولی بخاطر اینکه از نگاه قانونگذار فرد فاعل را در این رابط شخصیت به اصطلاح مرد رابط دانسته فقط مجازات شلاق و جریم در مورد اول و در صورت تکرار با مجازات زندان مواجهه میکند ولی در همان رابط مرد مفعول که بنابر دیدگاه قانونگذار شخصیت دوم و زن رابط تشخیص و نامگذاری شده را در هر صورت حتی مرتبی اول و حتی مجرد هم صریحن محکوم و به اعدام محکوم میکند .
و اینگونه نگاهای ضد نقض در مورد دو انسان در یک نوع رابطه چیزی نیست جز نگاه زشت و نرسالارانه و غیر منصفانه که نیامده جز از ذهن الوده و پوسیده و از میان کتابهای دینیو اسمانی اسلام زده.
در چنین جا معه ای ما به سرمنزله مقصود نخواهیم رسید مگر با آگاهی دادن هرچه بیشتر به جامعه و هدایت  جامعه به سوی مطاله بیشتر و دور شدن از منجلاب اسلام زده گی.