‏نمایش پست‌ها با برچسب فعالین زن افغانستان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فعالین زن افغانستان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ شهریور ۵, سه‌شنبه

صدای بی صدا



تهیه و تنظیم
سحر صامت
ژورنالیست ، قعال  حقوق زنان



گفتگئو با  رحیمه سروری  فعال حقوق رنان و کودکان 

سالهاست که  ملت افغانستان نسل به نسل آوارگی و سرگردانی را به دلیل وجود جنگ در آن مرز و بوم تجربه کرده اند. حضور جنگ و زد و بند های سیاسی  آنها را آواره کرده است و چهار دهه از مهاجرت های آنها از کشوران همسایه گرفته تا سراسر جهان می گذرد. اما واقعا امروز بر سر یک تعداد از مهاجران آن جغرافیا چه میگذرد ؟!
آری تعداد زیادی از آنان به لطف معاملات سیاسی میان کشورهای غربی و دولتمردان افغانستان ، در معرض اخراج اجباری از سوی کشوران غربی قرارگرفته اند. با اینکه وضعیت امنیتی در آن کشور از حال و روز خوبی برخوردار نیست اما اداره ی مهاجرت کشور سویدن تصمیم به بازگرداندن آنها گرفته است با اینکه رادیو سویدن خبری در مورد نگرانی از سوی پناهندگان مجردی که به کشور افغانستان بازگردانده شده اند و خود را از خانواده های خود مخفی کرده اند نشر کرده است , در این خبر ابراز نگرانی از اداره ی مهاجرت کشور سویدن نیز به چشم میخورد. احتمال اینکه این جوانان قربانی طعمه ی گروههای تروریستی فعال در افغانستان شوند نیز زیاد است. 
پناهجویانی که با هزاران امید و آرزو پس از طی کردن کیلومترها راه آن هم به صورت غیر قانونی وارد این کشور شده اند و با پشت سر گذاشتن سالها بی سرنوشتی همراه با استرس و دلهره برای دریافت جواب اداره ی مهاجرت و مبتلا شدن به انواع بیماری های روحی و جسمی امروز با تصمیم جدی ترک خاک سویدن از سوی نهاد مذکور روبرو شده اند. 
حال با وصف چنین اوضاع و احوالی تعدادی از خانواده های افغانستانی در پایتخت کشور سویدن نسبت به تصمیماتی که اداره ی مهاجرت این کشور برایشان اتخاذ نموده است دست به اعتراض زده اند.
یکی از افرادی که همواره از حقوق زنان و کودکان دفاع کرده و با قلمش علیه خشونت در برابر زنان مینویسد و سهم زیادی در دفاع از حقوق پناهجویان داشته است ، رحیمه سروری است !
در روزهای اخیر که او خود نیز تحصن زنان و کودکان را از نزدیک دیده بود چنین می نویسد :
این وحشت است که عده ای اززنان و کودکان از  کشوری به نام افغانستان که انواع خشونت در برابر زن و کودک در آنجا وجود دارد در قلب شهر استکهلم در کنار مدعیان حقوق بشر عزادار زندگی شان باشند و مضطرب و نگران از بازگشت اجباری به جایی که اداره مهاجرت میداند آنجا چه بر سر زنان و کودکان خواهد آمد .
 وی در ادامه از مردم خواسته به تحصن کنندگان بپیوندند و نگذارند آنان تنها بمانند. 
رحیمه می گوید سالهاست که ما قربانی دستِ کسانی شده ایم که بر خون مان به گونه های مختلف تجارت کرده اند و نسل به نسل  زندگی ما را به انواع مختلف فروخته اند. نه خودشان امنیت جانی را برای مردم فراهم کرده می توانند و نه اجازه می دهند ملت در این سوی آبها به حداقلی از زندگی دست پیدا کنند.
مصاحبه کوتاهی داریم با رحیمه ، که خود از نزدیک شاهد عینی این تحصن بود در پایتخت کشوری که پرچم دار حقوق بشر و دموکراسی است.

رحیمه جان چه کسانی و از چه زمانی دست به این گردهمایی زده اند؟
اکثراً خانواده های افغان هستند که مدت چهار سال یا بیشتر در حالت بی سرنوشتی به سر میبرند و برخی از آنها در خطر از دست دادن خانه و کمک هزینه ماهیانه خود هستند . تحصن آنها بیش از ده روز است که به طول انجامیده و تا زمان گرفتن یک پاسخ قناعت بخش از سوی اداره مهاجرت ادامه خواهد داشت .
در جمع تحصن کنندگان زنان غمزده ، کودکان خسته و مردان مستأصلی را می بینیم که همه در وحشتِ بازگشت به یک کشورِ ناامن و آینده ای نامطمئن به سر میبرند ، همه راهِ دوری را پیموده اند ، زندگی شان را از دست داده اند تا به اینجا رسیده اند و حالا بازگشت به کشوری که هر روزش با انفجار و انتحار آغاز میشود فکرش هم آزار دهنده است و همانند یک کابوس به نظر میرسد.

در میان اشتراک کنندگان در این گردهمایی چه طبقه از گروه سنی بیشتر از موضوع  بازگشت اجباری به کشور اضطراب و ابراز نگرانی دارند؟

اغلب زنان و کودکان از این بازگشت اجباری در هراسند و معمولاً در چنین اعتراضاتی کودکان بیشتر می شکنند و آسیب روحی می بینند. نشستن بر روی سنگفرش ها و سر دادنِ شعارِ " اجازه بدهید زنده زندگی کنیم ، اجازه بدهید درس بخوانیم ، اجازه بدهید به سویدن بمانیم " دلِ هر انسانی را به درد می آورد و هر چشمی را آکنده از اشک و اندوه میکند . مگر کودکان افغان انسان نیستند که باید عده ای در افغانستان همچون گل پرپر شوند و عده ای دیگر اینگونه از یک کشور سرمایه دار و مدافعِ حقوق بشر تقاضای کمک کنند و شعارِ " اجازه بدهید زنده بمانیم " سر دهند اما هیچکس صدایشان را نشنود و یا بشنود و خود را به کری بزند و صدایِ وجدانش را خفه کند تا مبادا به این غنچه های نو شکفته زندگی اهدا کند به رسمِ انسانیت و حقوقِ بشر ! 

با چه زبانی باید گفت که افغانستان ناامن است مخصوصا  برای زنان و کودکان که در آنجا نه از سوی جامعه حمایت می شوند نه از سوی قانون !
در کشور ما روزی نیست که خبری از شکنجه های مختلف زنان و دختران را نخوانیم ، خبر از اختطاف کودکان ، تجاوز به زنان و دختران ، سنگسار و تیرباران و صدها مورد دیگر که خود نمونهٔ کوچکی از وجود ناامنی است. کشوری که همه روزه دختران در روز روشن آن هم در ملاء عام  دزدیده میشوند و به آنها تجاوز می شود و يا به قاچاقبران فروخته می شوند و کسی به دادشان نمیرسد. جایی که رد پای پر رنگی از حضور زنان در جامعه دیده نمی​شود و حتی می​توان گفت کشوری که اکثر زنان آن بی هویت و گم نام اند.

رحیمه همچنان از پیوستن نوجوانان به گروه های تروریستی در افغانستان ابراز نگرانی میکند و می گوید : طبق آمارهای موجود ارائه شده توسط منابع معتبر، در سالهای اخیر تعداد زیادی از جوانان به علت بیکاری همکاری خود را با گروه های تروریستی آغاز کرده اند . او همچنان فقر سواد ، اقتصاد ضعیف و مذهبی بودن افکار اجتماعی را از دلایل مهم و عمده ی این موضوع می داند.



سروری در این مصاحبه  به روی آوردن اعتیاد جوانان اعم از  پسران و دختران اشاره می کند و میگوید : امروزه موضوع افزایش اعتیاد در میان جوانانی که از کشورهای دیگر به افغانستان بازگردانده شده اند بسیار بیشتر به چشم میخورد. همچنین عدهٔ زیادی از آنان به بیماری های روانی و جسمی مبتلا شده اند و احساس سرخوردگی می کنند که هر از گاهی این موضوعات سرخط درشت اخبار روزانه افغانستان میشود و این خود زنگ خطریست برای نوجونانی که از سوی کشورهای غربی به اجبار اخراج می شوند. رحیمه دلیل این همه بدبختی ملت افغانستان را حضور جنگسالاران در صحنه سیاست افغانستان میداند و می​گوید دلیل تمام این اتفاقات حتی اخراجهای اجباری پناهجویان افغانستانی حضور فساد در سیستم دولتی و سیاستمداران ناکار آمد در کشور است.

آیا به نظر شما این گونه اعتراض ها نتیجه ی مطلوبی در پی خواهد داشت ؟
بله من به این موضوع خوش بین هستم و مصمئنم در صورت مقاومت نتیجه خواهد داد !
امیدوار  کننده ترین چیزی که در تحصن به چشم میخورد محکم و با صلابت بودنِ تحصن کنندگان بود ، اینکه مقاوم ایستاده اند تا به آنچه می خواهند برسند ، حتی کودکان با انسجامی عجیب و دوست داشتنی کنار هم اند تا آینده ای خوب برای خود رقم بزنند و این یعنی امیدواری ، یعنی باور داشتن به توانمندی ، اینکه خواهند توانست در کنارهم مشکلات را حل کنند و زندگی خوشی را در کنار دیگر انسانها داشته باشند .
باز هم تکرار می کنم این تحصن نتیجه خواهد داد در صورتیکه مردم دست به دست هم داده و در محلِ تحصن ، در کنارِ عزیزان دیگر حضور پیدا کنند ، مخصوصا خواهش می کنم از تمام هموطنانی که عضویت احزاب مهاجر دوست را دارند و می توانند توجه احزاب را به این تحصن جلب کنند ، بیایند و از درد مردم آگاه شوند و سپس از طرق  مختلف آن را به گوش قانونگذاران برسانند تا تغییری در قوانینِ سخت گیرانهٔ اداره مهاجرت پدید آید و هموطنانشان هم چند روزی را در آرامش بسر ببرند .
جایِ دوری نخواهد رفت اگر چراغی برای اطرافیانتان روشن کنید ، مطمئنا با آن نور ، حوالی خانه خودتان هم روشنتر خواهد شد

۱۳۹۶ آبان ۱۴, یکشنبه

نظرخواهی از فعالین حقوق زنان در شرایط کنونی افغانستان - مصاحبه مینو همتی با سحر صامت

نظرخواهی از فعالین حقوق زنان در شرایط کنونی افغانستان


وخیم شدن وضعیت زنان موانع و همچنان مشکلات برای حضورشان در جامعه و واکنش جامعه ی مدنی و مردم و همچنان نظرخواهی با تنی چند از فعالین حقوق زنان جامعه ی افغانستان مباحثی هستند که در این برنامه با سحر صامت از مدافعین و فعالین جنبش رهایی زن به گفتگو نشسته و درمیان میگذاریم. با سلام های بسیار گرم سحر صامت عزیز و خوش آمدید میگم به برنامه ی خودت
سحرصامت: دورد بر شما و همکاران خوبمان در سازمان و تلویزیون رهایی زن و همچنان بینندگان عزیز برنامه
مینو همتی: با وجود وخیم شدن اوضاع زنان در افغانستان می پردازیم به موضوع ورود گلبدین حکمتیار پس از مصالحه ی دولت وحدت ملی به افغانستان
لطفا برای مخاطبین ما کمی توضیح بدهید گلبدین حکمتیار کیست و حزب اسلامی چه سالی تاسیس شد؟
سحرصامت:گلبدین حکمتیار در  پنجم ماه سرطان ۱۳۲۶ در کندز واقع در شمال افغانستان به دنیا آمد ،او برای دوره ی  کوتاهی دانشجوی رشته مهندسی را در دانشگاه کابل بود.
او بنیانگذار حزب اسلامی در سال ۱۳۵۸ هجری شمسی است که یک تن  تندرو ترین رهبران احزاب افغانستان به شمار می آید. به مرور زمان این حزب در میان مردم افغانستان طرفداران زیادی پیدا کرد. حزب اسلامی یکی از طرفداران جنگ های داخلی در افغانستان در آغاز دهه ی هفتاد در این کشور بود و تعداد زیادی از مردم افغانستان به خصوص کابل نشینان با پرتاب راکت های حزب اسلامی به رهبری حکمتیار جان های خود را از دست دادند. حکمتیار باعث شروع دوره ی جدیدی از جنگ داخلی در افغانستان در سالهای ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ شد. در این جنگها تنها در شهر کابل بیش از ۵۰٬۰۰۰ غیرنظامی کشتهشده و موج عظیمی از مهاجرتها از افغانستان بهخصوص از شهر کابل آغاز شد. حزب اسلامی به راکت پرانی های کور و قتل هزاران انسان بی گناه غیر نظامی میان کابلیان متهم است. این حزب کمک های مالی زیادی را از خارج افغانستان برای جنگ دریافت می کرد و عضو اصلی اتلاف هفتگانه ی احزاب جهادی افغان ها در کشور پاکستان بود. همچنان این حزب بارها پس از شکست شوروی در افغانستان تلاش کرد تا قدرت و حکومتداری را بدست گیرد اما در این زمینه ناکام ماند.چندی قبل از روی کار آمدن گروه ترریستی دیگر به نام طالبان حکمتیار به عنوان نخست وزیر وارد شهر کابل شد و در بین سالهای ۱۹۹۳ و ۱۹۹۴ و همچنین در سال ۱۹۹۶ پیش از روی کار آمدن طالبان نقش ایفا کرد.
 زمانی که گروه طالبان زمامداری را به دست گرفتند گلبدین حکمتیار پس از سقوط پایتخت به کشور ایران پناه برده و تا زمانی که حکومت طالبان فرو پاشیده نشد  فعالیت سیاسی چندانی نداشت. پس از  بین رفتن رژیم دیکتاتوری طالبان رهبر حزب اسلامی کشور ایران را ترک کرده و جای دیگر که تاکنون اطلاعات درست و موثقی از محل زندگی وی در طول این سالها در دسترس منابع خبری و رسانه ها نیست.پس از روی کار آمدن دولت موقت کرزی، این فرد به عنوان رهبر یکی از احزاب اسلامی و سیاسی به شدت درگیر جنگ با نیروهای امنیتی افغان و نیروهای خارجی شد. رهبر این حزب خواستار خروج نیروهای خارجی از افغانستان و تغییر در قانون اساسی این کشور شده بود. پس از روی کار آمدن دولت جدید تا امروز شاخه های انشعابی این حزب در عرصه ی سیاسی در افغانستان به شدت فعالیت داشته و دارند
 جالب هم اینجاست که دولت آمریکا برای سر وی مبلغ ۲۵ میلیون دلار جایزه تعیین کرده بود
اوایل ماه میزان یا مهر ماه  سال گذشته حکومت وحدت ملی به رهبری اشرف غنی و عبدالله اعلام کردند که مذاکرات صلح با حزب اسلامی به نتیجه رسیده است و یک هفته پس از اعلام این خبر توافقنامه ی صلح  توسط اشرف غنی و حکمتیار به امضا رسید و حکمتیار از طریق ویدیو کنفرانس از محلی کاملا نامشخص در مراسم شرکت کرد. سازمان ملل نیز به درخواست دولتمردان افغانستان حکمتیار را به بهانه ی آغاز صلح با گروه های شورشی و مخالف با دولت افغانستان از لیست سیاه در آورده و تحریم های بین المللی را بر وی لغو کرد.
بعد از امضای توافقنامه ورود رهبر این حزب پس از گذشت هفت ماه در شهر لغمان اعلام شد. حکمتیار پس از بیست سال به کابل سفر کرد. البته همه ی ما میدانیم که سیاست های پشت پرده چیز دیگری است و امکان داره که در گذشته طالبان ارگ نشین از کرزی تا احمدزی پیشاپیش زمینه را برای ورود مهیا کرده بودند.
مینو همتی: واکنش جامعه مدنی و مردم با ورود حکمتیار در عرصه ی سیاست و امضای تفاهمنامه میان او و دولت چگونه است؟
سحرصامت:پس از به امضا رسیدن تفاهمنامه ی صلح توسط اشرف غنی و حکمتیار صدای اعتراض نهاد های مدنی و جامعه ی حقوق بشر و همچنان تعدادی از مردم بلند شد.شماری از شهروندان، فعالان جامعه مدنی و قربانیان جنگ، با راهاندازی یک گردهمایی در کابل، نسبت به آنچه که دادن مصوونیت قضایی به گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی میخوانند، دست به اعتراض زده میگویند که کابل قصابش را نمیبخشد. این معترضان همچنین شعارهایی را که در آن «حکمتیار باید محاکمه شود، با جلاد کابل معامله نکنید، با قربانی کردن عدالت صلح بدست نخواهد آمد، کابل قصابش را نمیبخشد، قانون عفو لغو شود، نام حکمتیار از فهرست سیاه سازمان ملل حذف نگردد» نوشته شده بود، با خود حمل میکردند. آنها در قطعنامه خود نوشتهاند: "ما جمعی از نهادها، فعالان مدنی، نویسندگان، شاعران، هنرمندان و قربانیان، رسماً به این پیمان حکومت و حکمتیار اعتراض داریم."
در قطعنامه از حکومت، سازمان ملل و نهادهای مدافع حقوق بشر خواستهشده که در مورد شماری از مواد توافقنامه صلح با حکمتیار "تجدیدنظر" شود تا "عدالت به نام صلح قربانی" نشود.
مینو همتی سوال بعدی خود را اینگونه مطرح میکنم حضور رهبر این گروه به عنوان یکی از تندرو ترین رهبران احزاب سیاسی افغانستان چه موانعی برای حضور زنان در جامعه و دستاوردهایشان ایجاد می کند؟
همچنین شما با تنی چند از فعالین  در این زمینه از جمله خانم ها فرشته ی نوری از هلند ویدا ساغری و همچنان لیلا جعفری از افغانستان گفتگو کردید و نظر ایشان را در این زمینه جویا شدید. در این زمینه نیز مایلیم نظرات عزیزان را به اطلاع مخاطبین برسانیم.مهمترین بخش که امروز به صورت مختصر به آن می پردازیم ورود حکمتیار  موانع و چالش ها برای زنان  است
سحرصامت :ورود حکمتیار و سهم گرفتن او در حکومتداری  زنگ خطری برای آزادی و حضور زنان در جامعه و تهدیدی برای از بین رفتن دستاورد های ۱۶ ساله شان از عرصه ی سیاست و اقتصاد گرفته تا فعالیت های مدنی آن هم در جامعه ی سنتی و کهنه پرستی مانند افغانستان است زیرا با اولین فرصت طبق احکام دینی تغییراتی کلی در قانون نابکاره ی اساسی افغانستان به خصوص در مورد حقوق مدنی اجتماعی زنان می آورد . دستهای از فعالان شبکههای اجتماعی با بازنشر چند طرح گرافیکی علیه گلبدین حکمتیار، از صلح با حزب اسلامی انتقاد کردند . به عقیده این کاربران صلح با حزب اسلامی زمینه حضور آقای حکمتیار را در ساختار قدرت فراهم میکند و همین حقوق زنان را تهدید خواهد کرد.
 کاربری به نام بهار می نویسد: "هر کسی برای اعتراض به صلح و گفتگو با حکمتیار دلیلی دارد، من حقوق زن و انسانیت را در خطر میبینم. ورود تفکر افراطی و طالبانی به دایره قدرت ،جامعهای که هنوز به "زن" سنگ می زند را به کجا خواهد کشاند؟
مجله ی گلاره همزمان با افزایش نگرانیها در باره چگونگی وضعیت زنان در افغانستان پس از آمدن گلبدین حکمتیار رهبری حزب اسلامی به کابل و همچنین تلاش دولت برای آغاز مذاکرات صلح و کنار آمدن با گروه افراطی و زنستیز طالبان، جمعی از دختران جوان در پایتخت اولین مجله ی خود را که نشر تصاویر دختران و زنان افغان است به عنوان مدلینگ لباس آغاز کرد.
از زمان ورود حکمتیار به افغانستان نیز میزان حملات و آمار تلفات جنگ های داخلی افغانستان بشدت رو به افزایش است. تعدادی از فعالین جامعه ی مدنی معتقد بر اینند که در حال حاضر حزب اسلامی به گونه ی غیر مستقیم در اوضاع و احوال سیاسی کشور دخیلند. یک تعداد از کاربران شبکه ی اجتماعی فیسبوک حمله به قول اردوی ۲۰۹ شاهین و همچنان حمله در منطقه ی وزیر اکبر خان و همچنان حمله به مسجد دشت برچی را که مسوولیت این حملات را گروه های دیگر بر گردن گرفته اند را از برکت ورود گلبدین به افغانستان می دانند.
زنان سختی ها و مشکلات زیادی از زمانی که حکمتیار و حزبش وارد سیاست افغانستان شده و جنگ های داخلی را آغاز نموده تا به امروز متقبل شدند. چون این حزب افراطی و تروریست  کاملا با حضور زنان آزاد اندیش و در کل رشد زنان در جامعه مخالف است ورود این حزب به معنای تخریب دستاورد زنان و محو حضورشان از جامعه می گردد.همچنان موضوع دیگر که زنان را نگران می کند افزایش حملات انتحاری است. کشته شدن یکی از مشهورترین استادان حقوق و فعالین حقوق بشر افغانستان به همراه خانواده اش بر اثر حمله ی انتحاری در سال ۲۰۱۱ یکی از تکان دهنده ترین اخباری بود که مسوولیت حمله را حزب اسلامی و گروه تروریستی طالبان بر عهده گرفتند. با حضور این گروه در صحنه ی سیاست و دولتداری در افغانستان احتمال زیاد بالا رفتن آمار افزایش خشونت علیه زنان  در خانه و جامعه اذیت و آزار های خیابانی

با تعدادی از فعالین جامعه ی مدنی و زنان مبارز گفتگویی داشتم و نظر آنها را راجع به این موضوع پرسیدم



فرشته نوری، ژورنالیست و فعال جامعه ی مدنی از کشور هلند چنین می گوید
این که آقای حکمتیار، ربانی، سیاف، مزاری غیره رهبران مانند ایشان در گذشته چه کار کردند یا نکردند میگذاریم به تاریخ و مردم.
اما فعلا مشکل اصلی زنان افغانستان خود اشخاصی مانند آقای حکمتیار نیست. زنان افغانستان با ایشان و امثالش " منظور حضور فیزیکی است" مثل آن ها مشکل شخصی ندارند.
مشکل اصلی در مورد اندیشه و تفکری است که به ایشان تعلق دارد.
هرچند این اندیشه و تفکر تنها از حکمتیار نیست.همین حالا در داخل نظام موجود، در رهبری دولت، کابینه، شورای ملی، شورای صلح، شورای علما، قوه قضاییه و غیره هم اشخاصی با این تفکر حضور دارند.
چیزی که واضح است، این است که صاحبان این تفکر تعبیر متفاوتی از دین در خصوص زنان دارند که شبیه تفکر طالبان است.
آقای حکمتیار و همرزمان قبلی و فعلی شان قبل از اشغال افغانستان توسط روس ها و در زمان حاکمیت های قبلی نیز علیه نظام های وقت مبارزه میکردند و همواره از حاکم ساختن نظام اسلامی حرف میزدند.
در آن زمان نیز محور اصلی نظام دلخواه شان، موضوع چگونگی آزادی و عدم آزادی زنان، جایگاه و نقش زنان در حیات اجتماعی و سیاسی کشور بود و است.
البته صاحبان این تفکر هرگز تعریف واضحی از این تفکر شانندادند.همیشه گفتند که آنها موقفی برای زنان میخواهند که خدا، پیامبر و اسلام گفته است.در حالی که این یکفرضیه کلی است.
ظاهرا هر کدام شان برای این فرضیه یکتعریفی جداگانه ای دارند که با احساسات و تفکرات خود شان مربوط است و دقیقا نگرانی زنان بیشتر در مورد این فرضیه گنگ است.
مخصوصا وقتی که در مورد این فرضیه شان سوالی و یا انتقادی مطرح میشود، به بسیار آسانی پرسنده ها و انتقاد کنندگان را به کفر نسبت میدهند.
ما قرائت اولین دولت مجاهدین در سال های ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۶ و قرائت طالبان را نیز از این فرضیه ها دیدیم.
خوب اگر قرار باشد که آن دوره ها و آن تفکر در مورد زنان، تحصیل شان، کار شان، حق انتخاب شان در تعیین سرنوشت شان، نقش شان در امور سیاسی و اجتماعی جامعه دوباره تکرار شود، زنان حق بجانب اند که نگران باشند.
چون در این صورت سرنوشت آنها است که شرط سیاسی رهبران احزاب و حاکمین فعلی دولت میشود و واقعا این همان فاجعه ای است که کسی نمی خواهد اتفاق بیفتد‌.



 

ویدا ساغری گرداننده ی برنامه های سیاسی و اجتماعی و همچنان فعال حقوق زنان
ویدا ساغری دیدگاه خود را در این زمینه اینگونه تشریح می دهد
این آدم یک رها  شده از تبعید گاه های سیاسی به قصد ترور و شکل دهی ناامنی بیشتر است. او مسول کشتن یک میلیون کابلی است.مسوول حملات انتحاری وحشیانه ی به نام استشهادی های وحشتناک است
او مسوول تیزاب پاشی به روی دختران و ترویج ان در شهرها مخصوصا در کابل است.
حال هم آمده تا بحث فاشیزم قومی را برای مهیا کردن هرچه بیشتر فضا برای جنگ و فروش اسلحه آماده کند.
او خود در مورد زنان هیچ گاهی نظری نداشته است و این بیشتر از کم اهمیت دادن به حضور و غیر حضور زنان در عرصه هاست برعکس پسرش را به این قسمت گماشته است که در جواب یکی از نوشته های من به من و زنان و مردان با دید گاه من بقه" قورباغه"  خطاب کرده گفت که میتواند ما را به سادگی زیر پایش له کند.



لیلا جعفری لیسانس علوم سیاسی و همچنان فعال حقوق زنان

به عنوان یک زن افغانستانی نگرانم، از بازگشت آقای حکمتیار به بدنه ی قدرت سیاسی افغانستان.
چرا که در دوره ای که جامعه افغانستان به سوی توسعه و مدرنیته گام برداشته بود و جایگاه زنان افغانستان در تمام سطوح و ساختارهای کشور برجسته میشد، اما  ایدیولوژی هایی چون حکمتیار زنان را از هسته ی جامعه و قدرت پس زدند.به روی زنان کابل تیزاب پاشیدند .درب مکاتب " مدارس" دخترانه را بستند. دختران را به ازدواجهای اجباری مجبور ساختند.موسیقی و آواز خوانی را برای زنان ممنوع ساختند و  تمام این ممنوعیتها را رنگ و بوی دینی بخشیدند. آقای حکمتیار و همفکرانش جامعه افغانستان خصوصا طبقه ی زنان را سالها عقب مانده نگه داشتند تا امروز زن افغانستانی نیازمند و  بی سواد و فقیر جلوه نماید.
زن افغانستانی امروز از خشونتهای خانوادگی تا خیابان آزاری ، دانشگاه آزاری و حتی مورد آزار و سو استفاده در محیط کار قرار میگیرد.من نگرانم از افکار تندروانه آقای حکمتیار و همفکرانش.
اما چندی قبل رییس جمهور افغانستان اعلام کرد که به هیچ فردی حق نمیدهد تا حقوق و جایگاه زن افغانستانی و دستاوردهای یک و نیم دهه ی اخیر  را از آنان سلب نماید.
لذا با تمام نگرانیهایی که پیرامون وضعیت زنان پس از پیوستن حکمتیار به نظام فعلی وجود دارد،اما من به آینده زنان و دختران جوان افغانستان خوشبینم.اما خواسته ام  از زنان افغانستان این است که تحصیلات عالیه کسب کنند.توانا شوند در موارد تخصصی و به میدان رقابت و سیاست پای بگذارند جامعه جهانی باید دموکراسی نو پای افغانستان را حمایت کند برای سالهای آینده ، خصوصن زنان افغانستان را در راستای بدست اوردن حقوق و جایگاه اجتماعی و سیاسی شان حمایتهای دوامدار و موثر نمایند. زن افغانستانی از پایتخت تا دورترین قریه افغانستان باید سواد بیاموزد و در بخش اقتصادی حمایت شوند تا زنانی توانا و مستقل در تمام امور زندگی و جامعه باشند.
پس از سقوط رژیم طالبان و ریکار آمدن دولت ارتجاعی تاکنون  زنان افغان با وجود افکار مردسالارانه و زن ستیزانه و همچنان افکار مذهبی و افتخار به کهنه پرستی ملت بسیار سخت کوشیده اند تا در عرصه های گوناگون مانند سیاست، اقتصاد، هنر، ورزش و فعالیت های مدنی برای خود و تاریخ زنان افغانستان دستاورد هایی به ارمغان بی آوردند،اما از آغاز جنگ های داخلی تاکنون برای حضور در جامعه و پیشرفت در مسایل گوناگون با چالش ها خطرات و تهدید های گوناگون روبرو شده اند.
سحر صامت
دیدگاه من نیز به عنوان یک دختر افغانستانی از ورود گلبدین حکمتیار چنین است، با آغاز و ادامه ی درگیری ها همیشه از موقف و آزادی های زنان در افغانستان گرفته تا امنیت جانی و اقتصادی و همچنان دستاورد هایشان در یک جامعه ی سنتی و مردسالار با خطر مواجه می شود و این مسایل برای من به عنوان یک زن  از آن سرزمین مهم بوده و تا جایی که امکان وجود داشته باشد برای آزادی جانی و مالی زنان و همچنان دستاورد هایمان جنگیده و تا مبارزه خواهم کرد. متاسفانه در کنار حضور چنین گروه هایی در افغانستان که مانع رشد و پیشرفت زنان می شوند بانوان افغانستان چه در خانه و چه در بیرون از طرف خانواده ها حمایت نمی شوند هیچ آنها تجربه های زیادی از آزار های اجتماعی را نیز دارند. در حدی این آزار و اذیت های اجتماعی از طرف اکثر مردان بر آنها وارد می شود که خود زنان از مبارزه خسته و نه تنها حضورشان در جامعه کمرنگ بلکه به مرور زمان محو می شود. در این برنامه بر تاریخچه ی جنگ های داخلی در افغانستان توسط گروه احزب اسلامی به رهبری حکمتیار و انواع آسیب های وارد شده به زنان و دختران را یک مرور کلی کردیم. زمانی که حکمتیار کابل را خط مقدم جنگ ساخته بود زنان زیادی مورد تجاوز های جنسی قرار گرفتند و  سینه هایشان بریده شد تیزاب پاشی شدند و یک تاریخچه ی وحشتناک و خوفناک از حضور این گروه در افغانستان بجا ماند. برای همین شخص خود من ورود این افراد را به عرصه ی سیاست افغانستان یک زنگ خطر برای آزادی ها و دستاورد های زنان میبینم. این موضوع را با تمام وجود لمس می کنم که اگر چنین انسان بسیار کهنه پرست آن هم با افکار اسلامی افراطی  جنایتکاری قدرت سیاسی را در دست بگیرد در قدم اول قانون اساسی تغییر بسیار می کند و به گونه ی مستقیم و توسط تطبیق ماده های ضد انسانی و به خصوص ضد زن و احکامی که خودش صادر می کند خشونت را بر دختران و زنان آن سرزمین روا می دارد
و حقوق زنان را بیش از حال حاضر پایمال می کند. پس از فروپاشی رژیم دیکتاتوری طالبان خون خوار و روی کار آمدن دولت ارتجاعی زنان در افغانستان با وجود حاکمیت ویروس مردسالاری و زن ستیزی و موج زدن افکار کهنه پرستی و مذهبی در میان مردم  تلاش های زیادی برای به دست آوردن ماهیت و حقوق انسانی و اجتماعی خود کرده اند. در طول این شانزده سال زنان افغان وارد عرصه های گوناگون چون سیاست و اقتصاد،هنر، ورزش و سینما نیز شدند و دستاورد هایی کسب کردند. همچنان در زمینه ی فعالیت های مدنی پس از سقوط دولت طالبان دیوار سکوت را شکسته و  به خود این اجازه  را دادند تا صدای اعتراض خود را بلند کرده و حضور خود را در جامعه نشان دهند. به نظر من خیلی حیف است که با ورود چنین شخصیت منفور سیاسی دستاورد های زنان به خاک سیاه نشانده شود. از دیدگاه من حضور افرادی چون گلبدین حکمتیار در جامعه خطری جدی به خصوص برای رشد فکر نسل جوان است زیرا چنین اشخاصی حکم ویروس را در اجتماع دارند. امیدوارم اشخاص و افراد آگاه به خصوص فعالین جامعه ی مدنی در این زمینه سکوت نکنند و زنان و دختران افغانستان باری دیگر قربانی سیاست های چندگانه در این سرزمین نشوند.
زمانی که دولت افغانستان اعلام مصالحه و حکمتیار را کرد و پس از مدتی این شخص در افغانستان حضور یافت صدای اعتراض فعالین و آگاهان سیاسی و مدنی به آسمان رفته بود. همزمان با این مبارزات تعداد حملات انتحار و انفجار در افغانستان به گونه ی چشمگیری افزایش یافت و تلاش بر این بود که با ناامن کردن جامعه تمرکز را به سمت دادخواهی برای قربانیان این حملات بکشانند. امیدوارم که هر چه زودتر باری دیگر تمرکز آگاهان جامعه ی مدنی و جوانان به سمت موضوع اصلی دادخواهی " مصالحه با حکمتیار رهبر حزب اسلامی" جلب شود زیرا حضور این فرد در آینده یی نه چندان دور خطری بسیار جدی برای آلوده کردن ذهن جوانان به مسایل قومی، نژادی، زبانی و افزودن اعتقادات قدیمی و دینی بیشتر و منحرف کردنشان به سمت ناکجا آباد است.




نسخه پی دی اف