‏نمایش پست‌ها با برچسب تبعیض جنسیتی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تبعیض جنسیتی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ شهریور ۵, سه‌شنبه

صدای بی صدا



تهیه و تنظیم
سحر صامت
ژورنالیست ، قعال  حقوق زنان



گفتگئو با  رحیمه سروری  فعال حقوق رنان و کودکان 

سالهاست که  ملت افغانستان نسل به نسل آوارگی و سرگردانی را به دلیل وجود جنگ در آن مرز و بوم تجربه کرده اند. حضور جنگ و زد و بند های سیاسی  آنها را آواره کرده است و چهار دهه از مهاجرت های آنها از کشوران همسایه گرفته تا سراسر جهان می گذرد. اما واقعا امروز بر سر یک تعداد از مهاجران آن جغرافیا چه میگذرد ؟!
آری تعداد زیادی از آنان به لطف معاملات سیاسی میان کشورهای غربی و دولتمردان افغانستان ، در معرض اخراج اجباری از سوی کشوران غربی قرارگرفته اند. با اینکه وضعیت امنیتی در آن کشور از حال و روز خوبی برخوردار نیست اما اداره ی مهاجرت کشور سویدن تصمیم به بازگرداندن آنها گرفته است با اینکه رادیو سویدن خبری در مورد نگرانی از سوی پناهندگان مجردی که به کشور افغانستان بازگردانده شده اند و خود را از خانواده های خود مخفی کرده اند نشر کرده است , در این خبر ابراز نگرانی از اداره ی مهاجرت کشور سویدن نیز به چشم میخورد. احتمال اینکه این جوانان قربانی طعمه ی گروههای تروریستی فعال در افغانستان شوند نیز زیاد است. 
پناهجویانی که با هزاران امید و آرزو پس از طی کردن کیلومترها راه آن هم به صورت غیر قانونی وارد این کشور شده اند و با پشت سر گذاشتن سالها بی سرنوشتی همراه با استرس و دلهره برای دریافت جواب اداره ی مهاجرت و مبتلا شدن به انواع بیماری های روحی و جسمی امروز با تصمیم جدی ترک خاک سویدن از سوی نهاد مذکور روبرو شده اند. 
حال با وصف چنین اوضاع و احوالی تعدادی از خانواده های افغانستانی در پایتخت کشور سویدن نسبت به تصمیماتی که اداره ی مهاجرت این کشور برایشان اتخاذ نموده است دست به اعتراض زده اند.
یکی از افرادی که همواره از حقوق زنان و کودکان دفاع کرده و با قلمش علیه خشونت در برابر زنان مینویسد و سهم زیادی در دفاع از حقوق پناهجویان داشته است ، رحیمه سروری است !
در روزهای اخیر که او خود نیز تحصن زنان و کودکان را از نزدیک دیده بود چنین می نویسد :
این وحشت است که عده ای اززنان و کودکان از  کشوری به نام افغانستان که انواع خشونت در برابر زن و کودک در آنجا وجود دارد در قلب شهر استکهلم در کنار مدعیان حقوق بشر عزادار زندگی شان باشند و مضطرب و نگران از بازگشت اجباری به جایی که اداره مهاجرت میداند آنجا چه بر سر زنان و کودکان خواهد آمد .
 وی در ادامه از مردم خواسته به تحصن کنندگان بپیوندند و نگذارند آنان تنها بمانند. 
رحیمه می گوید سالهاست که ما قربانی دستِ کسانی شده ایم که بر خون مان به گونه های مختلف تجارت کرده اند و نسل به نسل  زندگی ما را به انواع مختلف فروخته اند. نه خودشان امنیت جانی را برای مردم فراهم کرده می توانند و نه اجازه می دهند ملت در این سوی آبها به حداقلی از زندگی دست پیدا کنند.
مصاحبه کوتاهی داریم با رحیمه ، که خود از نزدیک شاهد عینی این تحصن بود در پایتخت کشوری که پرچم دار حقوق بشر و دموکراسی است.

رحیمه جان چه کسانی و از چه زمانی دست به این گردهمایی زده اند؟
اکثراً خانواده های افغان هستند که مدت چهار سال یا بیشتر در حالت بی سرنوشتی به سر میبرند و برخی از آنها در خطر از دست دادن خانه و کمک هزینه ماهیانه خود هستند . تحصن آنها بیش از ده روز است که به طول انجامیده و تا زمان گرفتن یک پاسخ قناعت بخش از سوی اداره مهاجرت ادامه خواهد داشت .
در جمع تحصن کنندگان زنان غمزده ، کودکان خسته و مردان مستأصلی را می بینیم که همه در وحشتِ بازگشت به یک کشورِ ناامن و آینده ای نامطمئن به سر میبرند ، همه راهِ دوری را پیموده اند ، زندگی شان را از دست داده اند تا به اینجا رسیده اند و حالا بازگشت به کشوری که هر روزش با انفجار و انتحار آغاز میشود فکرش هم آزار دهنده است و همانند یک کابوس به نظر میرسد.

در میان اشتراک کنندگان در این گردهمایی چه طبقه از گروه سنی بیشتر از موضوع  بازگشت اجباری به کشور اضطراب و ابراز نگرانی دارند؟

اغلب زنان و کودکان از این بازگشت اجباری در هراسند و معمولاً در چنین اعتراضاتی کودکان بیشتر می شکنند و آسیب روحی می بینند. نشستن بر روی سنگفرش ها و سر دادنِ شعارِ " اجازه بدهید زنده زندگی کنیم ، اجازه بدهید درس بخوانیم ، اجازه بدهید به سویدن بمانیم " دلِ هر انسانی را به درد می آورد و هر چشمی را آکنده از اشک و اندوه میکند . مگر کودکان افغان انسان نیستند که باید عده ای در افغانستان همچون گل پرپر شوند و عده ای دیگر اینگونه از یک کشور سرمایه دار و مدافعِ حقوق بشر تقاضای کمک کنند و شعارِ " اجازه بدهید زنده بمانیم " سر دهند اما هیچکس صدایشان را نشنود و یا بشنود و خود را به کری بزند و صدایِ وجدانش را خفه کند تا مبادا به این غنچه های نو شکفته زندگی اهدا کند به رسمِ انسانیت و حقوقِ بشر ! 

با چه زبانی باید گفت که افغانستان ناامن است مخصوصا  برای زنان و کودکان که در آنجا نه از سوی جامعه حمایت می شوند نه از سوی قانون !
در کشور ما روزی نیست که خبری از شکنجه های مختلف زنان و دختران را نخوانیم ، خبر از اختطاف کودکان ، تجاوز به زنان و دختران ، سنگسار و تیرباران و صدها مورد دیگر که خود نمونهٔ کوچکی از وجود ناامنی است. کشوری که همه روزه دختران در روز روشن آن هم در ملاء عام  دزدیده میشوند و به آنها تجاوز می شود و يا به قاچاقبران فروخته می شوند و کسی به دادشان نمیرسد. جایی که رد پای پر رنگی از حضور زنان در جامعه دیده نمی​شود و حتی می​توان گفت کشوری که اکثر زنان آن بی هویت و گم نام اند.

رحیمه همچنان از پیوستن نوجوانان به گروه های تروریستی در افغانستان ابراز نگرانی میکند و می گوید : طبق آمارهای موجود ارائه شده توسط منابع معتبر، در سالهای اخیر تعداد زیادی از جوانان به علت بیکاری همکاری خود را با گروه های تروریستی آغاز کرده اند . او همچنان فقر سواد ، اقتصاد ضعیف و مذهبی بودن افکار اجتماعی را از دلایل مهم و عمده ی این موضوع می داند.



سروری در این مصاحبه  به روی آوردن اعتیاد جوانان اعم از  پسران و دختران اشاره می کند و میگوید : امروزه موضوع افزایش اعتیاد در میان جوانانی که از کشورهای دیگر به افغانستان بازگردانده شده اند بسیار بیشتر به چشم میخورد. همچنین عدهٔ زیادی از آنان به بیماری های روانی و جسمی مبتلا شده اند و احساس سرخوردگی می کنند که هر از گاهی این موضوعات سرخط درشت اخبار روزانه افغانستان میشود و این خود زنگ خطریست برای نوجونانی که از سوی کشورهای غربی به اجبار اخراج می شوند. رحیمه دلیل این همه بدبختی ملت افغانستان را حضور جنگسالاران در صحنه سیاست افغانستان میداند و می​گوید دلیل تمام این اتفاقات حتی اخراجهای اجباری پناهجویان افغانستانی حضور فساد در سیستم دولتی و سیاستمداران ناکار آمد در کشور است.

آیا به نظر شما این گونه اعتراض ها نتیجه ی مطلوبی در پی خواهد داشت ؟
بله من به این موضوع خوش بین هستم و مصمئنم در صورت مقاومت نتیجه خواهد داد !
امیدوار  کننده ترین چیزی که در تحصن به چشم میخورد محکم و با صلابت بودنِ تحصن کنندگان بود ، اینکه مقاوم ایستاده اند تا به آنچه می خواهند برسند ، حتی کودکان با انسجامی عجیب و دوست داشتنی کنار هم اند تا آینده ای خوب برای خود رقم بزنند و این یعنی امیدواری ، یعنی باور داشتن به توانمندی ، اینکه خواهند توانست در کنارهم مشکلات را حل کنند و زندگی خوشی را در کنار دیگر انسانها داشته باشند .
باز هم تکرار می کنم این تحصن نتیجه خواهد داد در صورتیکه مردم دست به دست هم داده و در محلِ تحصن ، در کنارِ عزیزان دیگر حضور پیدا کنند ، مخصوصا خواهش می کنم از تمام هموطنانی که عضویت احزاب مهاجر دوست را دارند و می توانند توجه احزاب را به این تحصن جلب کنند ، بیایند و از درد مردم آگاه شوند و سپس از طرق  مختلف آن را به گوش قانونگذاران برسانند تا تغییری در قوانینِ سخت گیرانهٔ اداره مهاجرت پدید آید و هموطنانشان هم چند روزی را در آرامش بسر ببرند .
جایِ دوری نخواهد رفت اگر چراغی برای اطرافیانتان روشن کنید ، مطمئنا با آن نور ، حوالی خانه خودتان هم روشنتر خواهد شد

۱۳۹۶ مهر ۱۳, پنجشنبه

منشور حقوق زنان بیوه - پروین ملک







 پیش نویس پیشنهادی برای سازگارسازی با شرایط مشخص حقوقی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور.


جدا از وضعیت اقتصادی و یا سطح تحصیلات زنان، تبعیض و آزار بیوه ها همیشه در تمام مراحل سنی و در گستره فرهنگ ها، ادیان، گروه های قومی و مناطق به صورت وسیع اتفاق میافتد.

نگرش و برخورد به زنان بیوه در کشورهای گوناگون متفاوت است، از گونه ای بی تفاوتی نسبی و جداسازی اجتماعی (که در برخی کشورهای پیشرفته غربی رواج دارد) گرفته تا آزار و شکنجه بدنی و جنسی و حتی قتل زنان بیوه. به گزارش سازمان کمک به سالمندان*، در عرض یکسال در کشور تانزانیا بیش از ۴۰۰ زن سالمند که اکثرشان بیوه بودند به اتهام جادوگری سنگسار شدند و یا به قتل رسیدند. در چندین منطقه از آسیای جنوبی، واژه های بومی برای زنان بیوه عبارتند از جادوگر، عجوزه، فاحشه، و جنده. در میان قوم های مختلف از زنان بیوه مرتب بدگویی می شود و باور بر این است که زنان بیوه بد شگون هستند و بدبختی می آورند و عامل مرگ شوهر هستند. 






در زمینه حقوق قانونی، حتی اگر حقوق زنان بیوه در قوانین بین الملل و قانون اساسی و قوانین داخلی کشور گنجانده شده باشد، قوانین مدرن معمولا به زنان بیوه نمی رسند و زنان بیوه به دلایل گوناگون به سیستم قضایی مدرن در کشورهایشان دسترسی ندارند. در کشورهائی که سیستم های حقوقی موازی (مذهبی، سنتی، مدرن) در کنار هم وجود دارد، حقوق زنان بیوه اکثرا بوسیله رهبران سیستم های مذهبی و سنتی محلی تعریف می شود. از این رو، زنان بیوه از دارایی های غیرمنقول شوهرشان ارث نمی برند، ممکن است از خانه هایشان رانده شوند و حتی حق حضانت فرزندشان را از دست بدهند و سرپرستی فرزندشان به عهده مردی از فامیل شوهر سپرده شود. این زنان ممکن است امکان نگهداری یا فروش زمین را نداشته باشند، و در معرض رفتارهای سنتی وحشتناک، توهین آمیز و خطرناک و جانسوز قرار بگیرند. نبودن قوانینی که از حقوق زنان بیوه دفاع کند، اکثر زنان بیوه را در فقر و درماندگی شدید قرار میدهد. زنان بیوه و فرزندانشان از تهیدست ترین فقیران هستند. 

علی رغم اینکه کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان در بسیاری از کشورها به تصویب رسیده است، برنامه عمل پکن از توافق همگانی برخوردار بوده و اعلامیه رفع خشونت علیه زنان مورد حمایت گسترده قرار گرفته ، و بسیاری از دولت ها قطعنامه 1325 شورای امنیت سازمان ملل متحد** را پذیرفتند، زنان بیوه همچنان از پیشرفت هایی که برای بهبود جایگاه میلیون ها زن در جهان انجام گرفته بی بهره مانده اند. 

زنان بیوه نه تنها از حقوق اولیه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی محروم مانده اند، بلکه حتی نقش حیاتی آنها در جامعه، توسعه، و ساختن صلح، به عنوان تنها سرپرست خانواده به رسمیت شناخته نشده است. داده های آماری و تحلیل های وضعیتی فراوانی از تلاش های روزانه زنان بیوه که برای بقا تلاش میکنند وجود دارد. دولت ها باید از روش های جایگزین برای جمع آوری اینگونه اطلاعات، از جمله تحقیقات ارزیابی مشارکتی، فقر و جمعیتی با مراجعه به خود گروه های زنان بیوه و با پروژه های ارزیابی جمعیتی و مکانی (Mapping and Profiling) استفاده کند.

اما تغییر در راه است و زنان بیوه آغاز به سازماندهی خود کرده اند تا خود عامل تغییر باشند، برای اصلاح قوانین لابی می کنند، در تصمیم گیری ها به عنوان نماینده مردم حضور دارند، و شروع کرده اند که به شمار آیند و شنیده شوند.

منشور حقوق زنان بیوه خواهان از بین بردن کلیه اشکال تبعیض بر علیه زنان بیوه، چه درون خانواده و چه در محله و چه در زندگی اجتماعی، است. عوامل غیردولتی، از جمله افراد خانواده، نمی توانند زیر پوشش "سنت" به آزار زنان بیوه بپردازند. بنا به گفته مشهور نفیس صدیق "هیچ سنت یا مذهبی هرگز نمی تواند سرکوب زنان را توجیه کند." و ما بدان می افزاییم که سرکوب زنان بیوه را نیز.

وضعیت اسفبار زنان بیوه حاصل جنگ همیشه بعد از اتمام جنگ بدتر می شود، و قطعنامه 1325 شورای امنیت نتوانسته پاسخی درخور (با چند استثنای نادر) به نیازهای میان مدت یا دراز مدت آنان دهد. ولی در شرایط بعد از جنگ، یعنی زمانی که تعداد زنان بیوه و زنانی که شوهرانشان مفقود هستند به شدت افزایش می یابد، بهترین فرصت برای زنان بیوه به وجود می آید تا خودشان را سازماندهی کرده و تضمین کنند که مثلا در نگارش پیش نویش قانون اساسی آینده، در اصلاحات حقوقی و اداری، مسائل زنان بیوه بطور اساسی در زمینه های گوناگون مورد توجه قرار گرفته و حقوق آنها تضمین می شود. 

در این پیش نویس از منشورهای و پیمان های حقوق بشر، و به ویژه کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان و برنامه عمل پکن استفاده شده است. همچنین با اهداف توسعه هزاره و قطعنامه ها و اعلامیه های دیگر نیز همساز است.

مواد زیر دربرگیرنده نگرش ها و عملکردهای است که در بسیاری از کشورها هم اکنون در اصول کلی قوانین بین المللی که کشورها تصویب کرده اند وجود دارد. در اینجا آنها به طور مشخص برجسته می شوند.

امید است که سازمان های زنان و گروه های حمایت از حقوق زنان بیوه بتوانند از آن برای لابی های کشورهایشان و آگاه سازی وزارت خانه های مربوطه (زنان، دادگستری، بهداشت، و غیره) از موارد اصولی استفاده کنند. 

                                                      منشور زنان بیوه

پیشگفتار

اینکه تمام زنان در مقابل قانون برابرند و حقوق بشر زنان جدایی ناپذیر، جهانی و غیر قابل انتقال است، 

اینکه در خیلی از کشورها زنان بیوه در موقعیت اجتماعی پائین و در معرض تبعیض، خشونت و نبود حقوق قانونی قرار دارند،

اینکه در بسیاری از مناطق زنان بیوه را شیطان، جادوگر و بدشگون می خوانند و نگرش های اجتماعی به بیوگی مانع مشارکت تام آنان در جامعه مدنی می شود،

اینکه علیرغم قوانین بین المللی و قوانین داخلی که برابری در بردن ارث و داشتن زمین را تضمین کرده و خشونت علیه زنان را جرم می شمارند، زنان بیوه معمولا سهمی از ارث (شوهر) نبرده، از خانه هایشان رانده شده، از همه دارایی شان محروم مانده و در فقر و بیچارگی بجا می مانند،

اینکه زنان بیوه معمولا مورد تحقیر قرار می گیرند و شیوه های سنتی تشیع جنازه و دفن(شوهر)، زندگی شان را مورد تهدید قرار می دهد،

اینکه در برنامه عمل پکن هیچ اشاره ویژه ای به تبعیض و آزار علیه زنان بیوه وجود ندارد،

اینکه زنان بیوه عامل کلیدی توسعه اجتماعی و اقتصادی هستند،

تاکید بر نقش مهمی که زنان بیوه برای حل شدن مساله جنگ های منطقه ای داشته و می توانند ایفا کنند،

ابراز نگرانی از اینکه تاثیر اینگونه رفتار با زنان بیوه پیامدهای جدی و منفی روی همه جامعه دارد. به ویژه از آن رو که فقر زنان بیوه، فرزندان شان را از حقوق بشرشان در داشتن سرپناه، غذا و آموزش که حقوق کودک است ، محروم می سازد.

اذعان به اینکه همترازسازی زنان بیوه در تمام سیاست گذاری ها و تصمیم گیری های قانونی نیاز مبرم است،

تاکید بر اینکه قوانین بین الملی و قوانین حقوق بشری حامی حقوق زنان و دختران، صرف نظر از سن و وضعیت تاهل شان، چه در دوران جنگ و چه در دوران صلح، باید بطور کامل اجرا شود.

همه دولت ها را ملزم می سازد که با به کارگیری همه اقدامات ممکن این تبعیض علیه زنان بیوه را پایان دهند، و با گروه های زنان بیوه همکاری کنند تا بتوانند تعداد و وضعیت آنها را ارزیابی کرده و بر آن مبنا قوانین و سیاست هایی وضع کنند که فقر و جداسازی آنها را کاهش دهد، و سرمایه اجتماعی باارزش آنان را مورد پذیرش قرار دهد.

ماده 1

زنان بیوه، جدا از سن و وضع تاهل شان، باید از حقوق مساوی با هر زن و مرد دیگری برخوردار باشند. 

هر گونه برخوردی با زن بیوه که متفاوت با برخورد با مرد بیوه از لحاظ قانونی، اجتماعی و اقتصادی است، باید تبعیض آمیز شناخته شده و از این رو غیرقانونی شود.

هیچگونه تبعیضی بر علیه زنان بیوه در حرف یا عمل، در خانواده و زندگی خصوصی، یا در جامعه و زندگی عمومی نباید صورت گیرد.

اگر دولت در برابر تبعیض و آزار علیه زنان بیوه به دست افراد غیردولتی، مثلا اعضای خانواده وی، بطور ضمنی چشم پوشی کند، به خاطر بی کنشی مقصر خواهد بود. 

ماده ۲ 

آ - زنان بیوه باید از املاک شوهر ارث ببرند، چه همسر وصیت کرده یا نکرده باشد.
ب – زنان بیوه نباید از ارث محروم شوند.
پ – زنان بیوه نباید به عنوان "ارث" (به جا مانده از شوهر متوفی)، صیغه و یا همسر برادر شوهر شوند، یا به زور ازدواج در فامیل های شوهر باقی بمانند، یا به زور توسط یکی از افراد خانواده شوهر باردار شوند تا نام شوهر متوفی را با بچه آوردن زنده نگاه دارند. 
ت – زن بیوه حق ازدواج دوباره را دارد.
ث – زن بیوه باید آزاد باشد که با هر کس که تمایل دارد، ازدواج کند.
ج – چند همسری و صیغه ممنوع است.
چ – "قتل ناموسی" جنایت است .
ح – دختر باید سهم مساوی با پسر ارث ببرد.
خ - "تصاحب اموال" و "بیرون راندن " جرایم جنائی است و مانند هر جرم دیگری تعقیب قانونی دارد.
د – هر کس که بخواهد بدون اجازه قاضی، زن بیوه را از هر گونه دارایی محروم کند و یا حق حضانت فرزندانش را از او بگیرد، مرتکب جرم جنایی شناخته خواهد شد. 
ذ – هر کسی، فامیل یا غریبه، که بخواهد یا بتواند بدون اجازه کتبی قاضی حساب بانکی، بیمه عمر، یا غرامت تصادف همسر متوفی را غصب کند، مرتکب جرم جنایی شناخته خواهد شد. 
ر – کمک های حقوقی رایگان باید در تمام اختلاف های مربوط به ارث، ملک، دارایی و وضعیت فردی در اختیار زنان بیوه قرار گیرد.

ماده ۳

آ -هر کسی که زن بیوه را به شرکت در مراسم آزاردهنده سنتی و مذهبی مربوط به تشییع و یا دفن جنازه تشویق یا مجبور کند، مرتکب جرم جنایی شناخته خواهد شد. 
(برای مثال: مراسم تطهیر کردن جسد از طریق آمیزش جنسی، تیغ زنی***، محدودیت رژیم غذائی و پوشاندن لباسی که سلامت جسمی و روحی زن بیوه را به خطر می اندازد. )
ب – هر کسی که به عنوان مراسم تشیع جنازه و یا مراسم تدفین، با زن بیوه آمیزش جنسی کند، مرتکب "تجاوز جنسی" شناخته شده و محکوم به شدیدترین مجازات مربوطه خواهد شد.
پ – هر کسی که زن بیوه را به زور از حق سرپرستی فرزندانش محروم کند، باید مجرم شناخته شود.
ث – هر کسی که به صورت جسمانی، روانی و یا جنسی زن بیوه را مورد آزار قرار دهد، مرتکب جرم سنگینی شناخته خواهد شد.
د – هر کس که به زن بیوه ناسزا یا عنوان های توهین آمیز بگوید، باید مجرم شناخته شود.

ماده ۴ 

هر نوع محدودیت در تحرک زن بیوه، حتی بر اساس "سنت" که پس از 14مین روز بعد از مرگ شوهر ادامه می یابد، غیرقانونی است و هر کسی که مسئول محدودیت در جابجایی زن بیوه باشد، مرتکب جرم جنایی شناخته خواهد شد.
آ – هر نوع محدویت اجتماعی، درمانی و یا تحصیلی برای زن بیوه که برمبنای وضعیت تاهل وی باشد، غیرقانونی است.
ب – هر نوع محدودیت مربوط به محل زندگی، رژیم غذائی، نوع پوشش و یا شیوه زندگی که بر خلاف میل باطنی زن بیوه باشد غیرقانونی است.
پ – هر نوع محدودیت برای زن بیوه در زمینه دسترسی به خدمات درمانی و مراقبت بهداشتی از جمله در زمینه تنظیم خانواده غیرقانونی است.
ت – هر نوع محدودیت حقوق زن بیوه در رابطه با حقوق شهروندی، گرفتن پاسپورت و یا محدودیت مسافرت غیرقانونی است.

ماده ۵ 

همه اقدامات لازم باید انجام شود تا تبعیض علیه زنان بیوه در زمینه استخدام از بین برود و 
خصوصا :
آ – امکان استخدام و پاداشی که به هر زن و یا مردی دیگری تعلق می گیرد باید شامل زن بیوه هم بشود.
ب – از لحاظ قانون کار اخراج زن بیوه به علت اینکه بیوه شده و باید برای مراسم دفن و تشیع جنازه همسرش مرخصی بگیرد، جرم است.
پ – این جرم است که زن بیوه را به دلیل پوشش سوگواری استخدام نکنند.
ت- حمایت مناسب از کودکان وسالمندان باید برای زنان بیوه ای که خارج از منزل به کار مشغولند، فراهم شود. 

ماده ۶

آ – عبارت "خشونت علیه زنان" شامل هر نوع خشونت برمبنای جنس علیه زن بیوه است که به آسیب یا رنجاندن جسمانی، جنسی و یا روانی وی منجر بشود، یا احتمال می رود که منجر شود، از جمله تهدید به چنین کارهایی، اجبار، یا محروم کردن از آزادی. 
ب – هیچ گونه آزار زن بیوه نمی تواند زیر پوشش سنت، عرف، و یا مذهب توجیه شود.
پ – تمام اقدامات لازم از طریق آموزش عمومی و آموزش رهبران عقیدتی و مانند آن باید آنجام شود، تا کلیشه های منفی در مورد زنان بیوه تغییر یابد.
ت – هیچ قوم و خویشی نمیتواند زن بیوه را به عنوان کارگر بدون مزد در خانه حبس کند مگر با اجازه دادگاه و زیر نظر و بازرسی مداوم توسط اداره امور اجتماعی. 
ث – تمام اقدامات لازم باید انجام شود تا از زنان بیوه و فرزندان آنها دربرابر بهره برداری جنسی، تن فروشی و قاچاق زنان و دختران حفاظت شود.
د – رضایت زن بیوه به اینکه قربانی خشونت های مورد اتهام باشد به هیچ صورتی در مقابل این قانون، دفاع محسوب نمی شود.

ماده ۷

آ – تمام اقدامات لازم باید انجام شود تا افراد تحت سرپرستی زنان بیوه – کودکان، دیگر یتیمان، سالمندان، افراد بیمار و ضعیف شناسایی شده و کمک های حمایتی لازم برای آنان نیز انجام شود.
ب – جائیکه لازم است باید به زنان بیوه برای تامین فرصت های برابر کمک مالی کرد بتوانند کودکان شان را به مدرسه بفرستند.
پ – اقدامات لازم باید انجام شود تا خشونت علیه زنان بیوه در زمینه های اقتصادی و حقوق شهروندی حذف شود، به ویژه در موارد زیر :
۱- برخورداری از حقوق بازنشستگی و مزایای خانواده.
۲- حذف موانع اداری که باعث به تاخیر افتادن دریافت حقوق بازنشستگی زن بیوه می شود.
۳- حذف فساد در توزیع حقوق بازنشستگی زنان بیوه.
۴- اقدامات خاصی برای کمک به زنان بیوه بیسواد انجام شود تا آنها به حقوق اقتصادی و قانونی خود دسترسی پیدا کنند.
۵- فرزندان زنان بیوه باید در گرفتن بورسیه تحصیلی از اولویت برخوردار شوند.

ماده ۸ 

زنان بیوه دوران جنگ و پس از جنگ :
آ – براساس قطعنامه SCR 1324، و به رسمیت شناختن افزایش عظیم تعداد زنان بیوه و زنانی که همسران شان در ستیزه های مسلحانه مفقود شدند
ب – از آنجائیکه بسیاری از زنان بیوه دوران جنگ قربانی تجاوز جنسی و خشونت جنسی نیز میشوند
پ – از آنجائیکه زنان بیوه و دختران شان در اثر بی ثباتی جوامع در دوران پس از جنگ، به شدت آسیب پذیرند
ت – توجه به اینکه زنان بیوه نقش منحصر به فردی را به عنوان نگهدارنده بافت اجتماعی کوی و برزن به عهده دارند
ث – توجه به اینکه زنان بیوه به خاطر توانایی در همدستی با دیگر زنان بیوه از گروه های قومی، مذهبی وملی متفاوت می توانند نقش منحصر بفردی در ساختن و سامان دادن صلح داشته باشند
ج – توجه به اینکه سالها بعد از امضای قرارداد های صلح، زنان بیوه همچنان در کمپ های پناهندگان و جنگ زدگان برای زنده مانده تلاش می کنند و قادر نیستند به خانه هایشان برگردند
چ – توجه به اینکه زنانی که همسرشان مفقود شده اند، نمی توانند زندگی دوباره ای برای خودشان بسازند چون از وضعیت شوهرانشان نا مطمئن هستند
ح –توجه به مسائل ویژه امنیت فردی زنان بیوه که مردی برای حمایت کردن از آنها نیست
خ – توجه به اینکه در شرایط پس از جنگ معمولا خشونت خانگی و خشونت جنسی در محیط زندگی به شدت افزایش پیدا میکند
د – توجه به اینکه زنان بیوه و فرزندانشان در مقابل تجاوز، تن فروشی اجباری و قاچاق انسان توسط جانی ها، نیروهای اشغال گر و نیروهای به اصطلاح مدافع صلح آسیب پذیرند
ذ- از آنجائیکه تعداد زیادی از یتیم ها، بیماران، سالمندان و زخمی ها برای زنده ماندن به زنان بیوه تکیه می کنند

تمام عواملی را که درگیر مذاکره و اجرای موافقتنامه های صلح هستند فرا می خواند تا به نیازهای ویژه زنان بیوه و زنانی که همسرانشان مفقود شده اند رسیدگی کنند، چنانکه در قطعنامه اسی سی آر 1325 آمده، و حمایت از آنها را تضمین نموده و به حقوق بشر آنها احترام بگذارند.

تمام عوامل درگیر را فرا می خواند که حضور نمایندگان زنان بیوه در مذاکرات صلح را تضمین کنند تا به مسائل مشخص آنها رسیدگی شود، مانند :
۱ – حق بازگشت امن زنان بیوه آواره به خانه پیشین خود
۲ – تعمیر ودوباره سازی محل سکونت 
۳ – تخصیص زمین و مالکیت آن
۴- روشن کردن حقوق قانونی و نیازهای اجتماعی زنانی که همسرانشان مفقود شده اند
۵- تضمین وضعیت شخصی زنان بیوه در قانون اساسی و قانون اصلاحات
۶- حفاظت از زنان بیوه شاهد در دادگاه ها قبل، در حین و بعد از محاکمه ها
۷- مشاوره و مراقبت های بهداشتی برای قربانیان تجاوز و سوء استفاده جنسی 
۸- پاسخ به نیازهای زنان بیوه پناهنده، جنگ زده، و پناهجو

ماده ۹

دولت ازتاسیس فدراسیون بین الملی زنان بیوه حمایت خواهد کرد، با شعبه ها و زیرگروه هایی در هر شهر و بخش، تا اطلاعات مربوط به نیازهای زنان بیوه آماده شده و به اطلاع قانون گذاران در سطح ملی و محلی رسانده شود. 
آ - تمام اقدامات لازم برای حمایت از سازماندهی زنان بیوه در تشکیل گروه های کمک به خویش و توانمند سازی انجام شود . 
ب - تشکل های زنان بیوه باید به عنوان عناصر تصمیم گیرنده جامعه مدنی، و مشارکت کنندگان در توسعه سیاست های اجتماعی، اقتصادی تاثیرگذار بر وضعیت شان شناخته شوند.
پ – باید از تاسیس فدراسیون ملی زنان بیوه حمایت شود و بدان نقش مشورتی در دولت داده شود.
ت – برای زنان بیوه باید خانه های امن و مراکز مشاوره قانونی تاسیس شود. 
ث – جمع آوری آمار و اطلاعت و بررسی تحلیلی در مورد وضعیت و تعداد واقعی زنان بیوه، نیازهای آنها و نقش زنان بیوه در جامعه باید انجام شود.
ج – از آنجائیکه ما آگاهی کافی {از وضعیت زنان بیوه} نداریم، دولت ها باید از روش های جایگزین برای جمع آوری اطلاعات، از جمله مطالعات مشارکتی فقر و جمعیتی با مشارکت خود گروه های زنان بیوه استفاده کنند.

ماده ۱۰

آ - دولت ها باید به وضعیت زنان بیوه در برنامه کار خود رسیدگی کنند تا به هدف های توسعه هزاره برسند.
ب- دولت ها باید زمانی که اقدامات لازم برای اجرایی ساختن کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان، کنفرانس جهانی زنان در پکن، اعلامیه حذف خشونت علیه زنان، کنوانسیون علیه شکنجه، قطعنامه SCR 1324، و همه دیگر منشورها و کنوانسیون های حقوق بشری را مشخص می سازند، باید وضعیت ویژه زنان بیوه را در نظر داشته باشند.
پ – قانون حقوق زنان بیوه باید در تمام دوره های آموزشی حقوق بشر برای همه عوامل دستگاه دادگستری، محلی، و رهبران عقیدتی گنجانده شود.
ت – دولت ها باید در هنگام ارائه گزارش به کمیته های حقوق بشری درباره اجرا ساختن مصوبه ها و بیانیه ها و برنامه های توافق شده با انجمن های زنان بیوه مشورت کند.

برگرفته از:



*
HelpAged

**
این قطعنامه درباره زنان، صلح و امنیت است که تجربه های زنان را در جنگ های منطقه ای به برنامه صلح و امنیت بین المللی پیوند می دهد و به نقش زنان در برقراری صلح و نیز اینکه در زمان جنگ های منطقه ای، زنان بیش از دیگران مورد آسیب قرار می گیرند اذعان می کند. 

***
Scarification
به معنای ترساندن، عبارت از تراشیدن سر زن بیوه با تیغی است که شوهرش استفاده می کرده که گاه باعث انتقال بیماری ایدز می شود. 




۱۳۹۵ مهر ۱۴, چهارشنبه

علل چند همسری در ایران - شهره ملایی کنمی





امروزه يكى از مهمترين مسائل جوامع انسانى مساله رعايت‏ حقوق زنان و پرهيز از برخوردهاى تبعيض‏ آميز و مبتنى بر جنسيت ‏با زنان است.در همین راستا می ‏توان به اعلاميه جهانى حقوق بشر و كنوانسيون «رفع هر گونه تبعيض عليه زنان‏» اشاره كرد. كشور جمهورى اسلامى ايران به دليل وجود موانع شرعى و قانونى هنوز به كنوانسيون رفع هر گونه تبعيض عليه زنان ملحق نشده است. 
در ابتدا بهتر است نگاهی کوتاه داشته باشیم به چند اصل از اصول قوانین غیر انسانی جمهوری اسلامی در خصوص زنان: 
بر اساس اصل بيست و يكم قانون اساسى دولت موظف است‏ حقوق زن را در تمام جهات، با رعايت موازين اسلامى تضمين نمايد و زمينه ‏هاى مساعد را براى رشد شخصيت زن و حقوق مادى و معنوى او فراهم نمايد. بند چهارده از اصل سوم قانون اساسى هم منزلت ‏برابر زن و مرد را مورد توجه قرار داده و دولت را در جهت تامين حقوق همه جانبه افراد كشور، اعم از زن و مرد و برقرارى اصل تساوى عموم در برابر قانون، موظف كرده است. 
طبق اصل چهارم قانون اساسى، اصل اسلامى بودن قوانين بر همه اصول قانون اساسى حاكم است و اصول ديگر بايد در پرتو آن تفسير شوند. 
همه اصول قانون اساسى مقيد به رعايت موازين اسلامى و عدم مخالفت‏ با اسلام هستند كه اين قيد موجب محدوديتهاى شرعى و قانونى براى زنان می گردد و در نتیجه زنان ایران در شرایط نامساعد و نابرابر اجتماعی و اقتصادی بسر می برند که با وجود این قوانین ظالمانه زنان ایران رنج بسیاری را متحمل میشوند. 
با بررسی اجمالی در قرآن و تاریخچه خشونت بار اسلام با مسائل زیر روبرو میشویم اسلام در جامعه‌اي ظهور كرد كه پديدۀ چند همسري بدون هيچ حدّ وشرطي رواج داشت. يك مرد مي‌توانست با تعداد نامحدودي از زنان ازدواج كرده به دلخواه با آنان رفتار كند. 
اسلام چند زني را برخلاف چند شوهري لغو نكرد آيات قرآن ، زندگی ننگین محمد بر مشروعيت و جواز چند همسري دلالت دارد. و چند همسرى براى يك مرد از نگاه قرآن سرشار از خشونت و دروغ، تا چهار (زن) جايز شمرده شده 

« وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُواْ فِى الْيَتَمَى‏ فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَآءِ مَثْنَى‏ وَثُلَثَ وَرُبَعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُواْ فَوَ حِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَنُكُمْ ذَ لِكَ أَدْنَى‏ أَلَّا تَعُولُواْ » نساء/۳ 

همچنين در روايات متعددي به چند زني تصريح شده است و در بررسی زندگی ننگین محمد چند همسری وجود داشته است .تعداد همسران محمد يازده تن میباشد. 
و در پایان با بررسی کوتاه قوانین غیر انسانی در کشور ایران و قوانین خشونت بار اسلام به وضوح شاهد عدم رعایت حقوق انسانی زنان آن هم بر اساس قوانین خشن اسلام در ایران هستیم و تا زمانی که چنین حکومت زن ستیزی در کشور ایران به حیات خود ادامه دهد نمی توان برای زنان ایران چشم اندازی روشن و شرایطی انسانی و براساس اصول دموکراتیک را متصور بود. 



ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره چهل و نهم