محمد بهاالدین واحدی یگانه
26.07.2026
امروز
بیش از هر زمان دیگری روشن است که بقای جمهوری اسلامی با کشتار، ترس و ویرانی گره
خورده است. این حکومت برای حفظ صندلیهای قدرت خود، دو بازوی مرگآفرین را همزمان
به کار گرفته است: «کشتار در داخل با چوبههای دار» و «بحرانسازی و جنگافروزی در
خارج».
آزادی ایران از مسیر پایان دادن به این چرخه شوم میگذرد.
۱. اعدام؛ ابزار ارعاب و قتل دولتی در درون مرزها
جمهوری
اسلامی از اعدام نه به عنوان ابزاری برای عدالت، بلکه به عنوان سلاحی سیاسی برای ایجاد
وحشت عمومی و سرکوب اعتراضات مردمی استفاده میکند.
انتقام
از معترضان: سیاهترین پروندههای قضایی برای حذف جوانان آزادیخواه، فعالان مدنی،
دادخواهان و اقلیتها صادر میشود تا صدای حقطلبی در گلو خفه شود.
قتلهای
حکومتی: هر چوبهی دار، نمادی از استبدادی است که حق حیات انسانها را به سُخره
گرفته و با کشتار سیستماتیک، بهدنبال خریدن روزهای بیشتر برای استقرار خود است.
۲. جنگافروزی؛ تاراج سفره و جان ملت برای بقای نظام
سیاستهای
مخرب، جنگطلبانه و نیابتی حکومت، ایران را به لبهی پرتگاه نابودی کشانده است.
قربانی
کردن منافع ملی: هزینههای نجومی این ماجراجوییهای منطقهای از جیب مردمی پرداخت
میشود که زیر خط فقر دستوپا میزنند.
بازی
با جان ملت: حکومت با ایجاد تنش و جنگافروزی، هزینهی بحرانهای خود را از جان
جوانان و امنیت سرزمین ما تأمین میکند تا به قیمت نابودی ایران، چند روز بیشتر
عمر کند.
۳. ریشه در یک نقطه: استبداد حاکم
جنگ
و اعدام، دو روی یک سکه و ابزارهای اصلی جمهوری اسلامی برای بقا هستند. حکومتی که
دستش به خون جوانان در زندانها آلوده است، بهآسانی میتواند کل کشور را قربانی
مناقشات ویرانگر کند.
«ایران با جمهوری اسلامی طعم صلح، زندگی و آزادی را نخواهد دید.»
فریاد
مشترک ما
امروز
در خیابان، دانشگاه، زندان و بر صفحات مجلات و رسانهها، رسالت تاریخی ما یک چیز
است: نه گفتن به تمامیت این رژیم مرگآفرین. با صدایی رسا اعلام میکنیم:
نه
به اعدام، نه به جنگ؛ نابود باد بنیاد جمهوری اسلامی.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر