فریده صلواتی
25.07.2026
خاورمیانه بار دیگر در سایه تنشهای فزاینده و خطر گسترش جنگ قرار
گرفته است. در این میان، ایران نیز با دو بحران همزمان روبهروست؛ از یک سو، چالشهای
داخلی و نارضایتیهای گسترده، و از سوی دیگر، تهدید درگیریهای نظامی که میتواند
پیامدهای سنگینی برای مردم و آینده کشور داشته باشد.
جنگ، صرفنظر از آغازکننده آن، نخستین قربانی خود را از میان غیرنظامیان
میگیرد. ویرانی زیرساختها، خسارتهای اقتصادی، آوارگی و از دست رفتن جان انسانها،
از شناختهشدهترین پیامدهای آن است. تجربه کشورهای مختلف منطقه نیز نشان داده است
که جنگ، حتی اگر با شعارهای آزادی یا امنیت آغاز شود، لزوماً به صلح، ثبات یا
توسعه منتهی نمیشود.
در داخل کشور نیز جمهوری اسلامی طی دهههای گذشته با محدودیتهای سیاسی،
سرکوب اعتراضات، نقض حقوق بشر، فساد و بحرانهای اقتصادی با انتقادهای گستردهای
روبهرو بوده است. بسیاری از شهروندان بر این باورند که ادامه این وضعیت، چشمانداز
روشنی برای آینده ایران ترسیم نمیکند.
از همین رو، شعار «نه به جنگ، نه به جمهوری اسلامی» برای بخشی از
جامعه، بیانگر مخالفت همزمان با دو مسیری است که هر دو میتوانند به رنج و خسارت
بیشتر برای مردم منجر شوند. این دیدگاه بر این اصل تأکید دارد که مخالفت با جنگ،
به معنای حمایت از وضعیت موجود نیست و مخالفت با حکومت نیز به معنای استقبال از
مداخله نظامی خارجی تلقی نمیشود.
آینده ایران، بیش از هر چیز، به توانایی جامعه برای دستیابی به راهحلهایی
مسالمتآمیز، مبتنی بر خواست شهروندان و حفظ منافع ملی وابسته است. توسعه، آزادی،
امنیت و رفاه پایدار تنها در سایه ثبات، مشارکت مردم و احترام به حقوق اساسی آنان
امکانپذیر خواهد بود.
در نهایت، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، حفظ جان انسانها و فراهم
شدن شرایطی است که مردم ایران بتوانند درباره آینده کشور خود، بدون خشونت، جنگ و
سرکوب تصمیم بگیرند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر