مهناز صلواتی
23.05.2026
در جغرافیایی ایستادهایم که معنای کلمات در آن مسخ شده است. جایی که «زندگی» به بقا تقلیل یافته و «آزادی»، جرمی است با مجازات طناب دار. امروز ایران، زیر سایه حکومتی که نام خود را جمهوری اسلامی نهاده، به ویترینی از رنجهای مرکب تبدیل شده است؛ رنجی که از سفرههای خالی آغاز میشود، در قطع پیوند با جهان عمق مییابد و بر بالای چوبههای اعدام به اوج میرسد.
سفرههایی
از جنس حسرت
معیشت
مردم، دیگر یک مسئله اقتصادی نیست؛ یک بحران انسانی است. طبقه متوسط نابود شده و
خط فقر به خط بقا تغییر نام داده است. پدری که شرمسار چشمان فرزندش است و مادری که
برای داروی بیمارش جوانیاش را حراج میکند، تصویر روزمره سرزمینی است که روی دریایی
از نفت و گاز شناور است. ثروت یک ملت، بجای آنکه صرف توسعه و رفاه شود، خرج بقای سیستمی
میشود که اولویتش هر چیزی است جز مردمش.
قفس
شیشهای؛ قطع اتصال با جهان
در
دنیای قرن بیست و یکم، جایی که اینترنت به اندازه اکسیژن برای تنفس جوامع حیاتی
است، در ایران حکومت فرکانسها را ترور میکند. سرعتهای قطرهچکانی، فیلترینگ بیرحمانه
و خاموشیهای عمدی شبکه، فقط سانسور اندیشه نیست؛ بلکه شلیک مستقیم به معیشت میلیونها
دستان خلاق، کسبوکارهای آنلاین و حق طبیعی یک نسل برای ارتباط با جهان است. آنها
میخواهند ایران را به جزیرهای متروک تبدیل کنند تا در تاریکی مطلق، هیچ صدایی از
این جغرافیا به بیرون مخابره نشود.
چرا
که در تاریکی، جنایت راحتتر صورت میگیرد.
چوبههای
دار؛ آخرین سنگر استبداد
و
سرانجام، به سرخترین فصل این تراژدی میرسیم: اعدام. حکومت وقتی در حل بحران
اقتصادی درمانده میشود و وقتی در برابر اراده ملت برای تغییر کم میآورد، به تنها
ابزاری که بلد است چنگ میزند: وحشت.
هر
طنابی که بر گردنی آویخته میشود، نه برای اجرای عدالت، بلکه برای تزریق ترس به رگهای
جامعه است. اعدام جوانان، معترضان و حتی متهمان عادی، تلاش مذبوحانهای است برای
سرپا نگه داشتن سازهای که پایههایش در افکار عمومی فرو ریخته است. آنها جانها
را میستانند تا بقیه را به سکوت وادارند.
کلام
آخر: فردای روشن
اما
این تصویر، تمامِ واقعیت ایران نیست. این فقط نمای بیرونی یک حکومت در حال زوال
است. حقیقت واقعی ایران در رگهای جریانی زنده است که زیر پوست این انسداد نفس میکشد.
ملت ایران نشان داده است که فقر، فیلترینگ و جوخههای اعدام شاید بتوانند سرعت
حرکتشان را کم کنند، اما هرگز نمیتوانند میل به زندگی، آزادی و کرامت انسانی را
در آنها سرکوب کنند.
تاریکی
هر چقدر هم غلیظ باشد، رفتنی است. ایران از این دالان تاریک عبور خواهد کرد، چرا
که هیچ قدرتی در تاریخ نتوانسته است ملتی را که تصمیم گرفته «بیدار» بماند، برای
همیشه در بند نگه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر