مریم مرادی
بیستم ژوئن
تنها یک مناسبت نمادین نیست. این روز یادآوری میکند که میلیونها انسان در سراسر
جهان هنوز در انتظار داشتن یک زندگی عادی هستند؛ زندگیای که بسیاری از مردم آن را
بدیهی میدانند.
در روز جهانی
پناهندگان، اغلب درباره سرپناه، غذا، اسناد هویتی و امنیت فیزیکی صحبت میشود؛ اما
یکی از عمیقترین زخمهای پناهندگی کمتر دیده میشود: فرسایش تدریجی امید، انگیزه
و احساس ارزشمندی انسان.
پناهندگی تنها
از دست دادن یک کشور نیست؛ گاهی از دست دادن آیندهای است که فرد برای آن سالها
تلاش کرده بود. بسیاری از پناهندگان زمانی دانشجو، معلم، پزشک، مهندس، هنرمند،
پژوهشگر، کارآفرین یا فعال اجتماعی بودند. انسانهایی که رویا داشتند، برنامه
داشتند و میتوانستند در جامعه خود یا جامعهای دیگر منشأ تغییرات مثبت باشند. اما
سالها بلاتکلیفی، محرومیت از حقوق اولیه و زندگی در انتظار، به تدریج این سرمایه
انسانی را فرسوده میکند.
پناهندگی؛
زندانی بدون دیوار
یکی از دشوارترین
ابعاد زندگی پناهندگی، زندگی در حالت «تعلیق» است. فرد نه میتواند به گذشته
بازگردد و نه قادر است آینده خود را بسازد. هر روز شبیه روز قبل است؛ بدون چشماندازی
روشن، بدون امکان برنامهریزی بلندمدت و بدون اطمینان از فردا.
انسان برای
زنده ماندن تنها به غذا و سرپناه نیاز ندارد. او به هدف، معنا و احساس پیشرفت نیز
نیازمند است. وقتی سالها امکان تحصیل، اشتغال قانونی، سفر، تشکیل خانواده یا
برنامهریزی برای آینده از انسان گرفته میشود، به تدریج انگیزه جای خود را به
خستگی میدهد و امید به ناامیدی تبدیل میشود.
مرگ خاموش
استعدادها
شاید تلخترین
پیامد پناهندگی طولانیمدت، نابودی استعدادهایی باشد که هرگز فرصت شکوفایی پیدا نمیکنند.
در میان جوامع پناهندگان، هزاران نفر وجود دارند که میتوانستند پزشکان برجسته،
استادان دانشگاه، مخترعان، نویسندگان، هنرمندان یا رهبران اجتماعی باشند. اما سالها
انتظار و محرومیت باعث میشود تواناییهای آنان به تدریج فرسوده شود.
جامعه جهانی
اغلب درباره هزینههای مالی بحران پناهندگان صحبت میکند، اما کمتر درباره هزینه
انسانی آن سخن میگوید؛ درباره نسلی که جوانی خود را در انتظار گذرانده است،
درباره کودکانی که بزرگ شدهاند بدون آنکه احساس تعلق به جایی داشته باشند، و
درباره بزرگسالانی که سالها فرصت مشارکت مؤثر در جامعه را از دست دادهاند.
آسیبهای پنهان
بر روح انسان
زندگی طولانی
در وضعیت پناهندگی تنها مشکلات اقتصادی ایجاد نمیکند؛ بلکه تأثیرات عمیقی بر
سلامت روان افراد دارد
احساس بیقدرتی،
اضطراب مزمن، ناامیدی، افسردگی، انزوا و فرسودگی روحی از پیامدهای رایج این وضعیت
هستند. انسانی که سالها برای تغییر شرایط خود تلاش کرده اما نتیجهای ندیده است،
به تدریج ممکن است باور خود را به تأثیرگذاری از دست بدهد. این همان نقطهای است
که پناهندگی از یک بحران حقوقی به یک بحران انسانی تبدیل میشود؛ جایی که نه تنها
زندگی افراد، بلکه اعتماد آنان به آینده نیز آسیب میبیند
پشت هر پرونده،
یک انسان قرار دارد
گاهی در گزارشها
و آمارها، پناهندگان تنها به اعداد تبدیل میشوند؛ اما پشت هر پرونده یک زندگی
وجود دارد. پشت هر شماره ثبتنام، آرزوها، خاطرات، خانوادهها و سالهایی از عمر
قرار دارد که هرگز بازنمیگردند.
وقتی یک
پناهنده بیست سال در بلاتکلیفی زندگی میکند، تنها بیست سال زمان از دست نمیرود؛
بلکه بیست سال فرصت برای رشد، مشارکت، خلاقیت و ساختن آینده نیز از بین میرود.
روز جهانی
پناهندگان باید فرصتی باشد برای دیدن انسانها فراتر از برچسب «پناهنده». آنان
قربانی نیستند؛ آنان انسانهایی با استعداد، توانایی و ظرفیت هستند که تنها به یک
فرصت عادلانه نیاز دارند. شاید بزرگترین تراژدی پناهندگی این نباشد که انسان خانه
خود را از دست میدهد؛ بلکه این باشد که به تدریج باور خود را به امکان ساختن آیندهای
بهتر از دست بدهد. در این روز جهانی پناهندگان، باید به یاد داشته باشیم که امید نیز
یک حق انسانی است. و هیچ انسانی نباید سالهای عمر خود را در انتظارِ پایان نیافتنیِ
فردایی نامعلوم سپری کند.
بیستم ژوئن –
روز جهانی پناهندگان
به یاد میلیونها
پناهنده در سراسر جهان که نه تنها در جستجوی امنیت، بلکه در جستجوی فرصتی برای
زندگی با کرامت، امید و آیندهای روشن هستند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر