درود بر مردم مبارز و انقلابی، رفا و دوستان بسیار عزیزم
اخیرا نیروهای حکومتی اقدام به مسدود
کردن سیم کارتهای تعداد زیادی از فعالین کارگری، معلمان، خبرنگاران، سینماگران،
هنرمندان و ورزشکاران و غیره کرده اند. من نیز از این وضعیت مستثنی نیستم. در
تاریخ 25 شهریور 1404 از زندان آزاد شدم. 13 مهرماه همان سال سیم کارتم را فعال
کردم. اما دقیقا بعد از یک ماه یعنی در تاریخ 13 آبانماه سیم کارتم توسط اطلاعات
مسدود شد برای رفع مسدودیت تلاش بسیار کردم، اما موفق نشدم. این موضوع فقط قطع سیم
کارت نیست بلکه مانعی بزرگ برای انجام ساده ترین امورات روزمره زندگی است (البته
اگر بشود زندگی نامید) امروز تقریبا همه خدمات بانکی و امورات اداری و هر کار
دیگری به دریافت کد پیامک و کد تأیید
نیاز دارد. وقتی سیمکارت اصلی فرد مسدود باشد، راه بسیاری از کارها بسته میشود و
این شیوه جدید، نوعی سرکوب خاموش است.
عملاً وقتی سیمکارت مسدود میشود، یعنی تمام درها برای انجام کارهایمان بسته شده
و از زندگی ساقط میشویم.
فیسبوک من با همان شماره اصلیام ساخته شده بود و به دلیل مسدود شدن سیمکارت
امکان دسترسی به آن را از دست دادم و ناچار شدم حساب جدیدی ایجاد کنم تا لااقل
بتوانم به صفحه اصلیام نظارت داشته باشم. این محدودیتها تنها به فضای مجازی ختم
نمیشود، بلکه بخشهای مختلف زندگی را تحت تأثیر قرار میدهد.
یکی از مهمترین مشکلات من مراجعه به وکیل و تمدید قرارداد وکالت بود. در زمان
دستگیری، مسئولان زندان اجازه ملاقات با وکیلم را ندادند و اعلام کردند وکالت قبلی
مربوط به چند سال قبل است و اعتباری ندارد. برای ثبت قرارداد جدید نیاز به سامانه
ثنا بود، اما بدون سیمکارت امکان استفاده از ثنا وجود ندارد.
در ادامه، جهت تمدید تاریخ کارت بانکی، تعویض کارت ملی، تمدید تاریخ کارت
بازنشستگی، خرید سیمکارت جدید، دریافت فیش حقوقی و بسیاری امورات دیگر نیز با
موانع جدی روبهرو شدم. در هر اداره و نهادی نخستین درخواست این بود که «گوشیتان را روشن کنید تا کد تأیید
ارسال شود»، اما وقتی سیمکارت مسدود است، این مسیر عملاً بسته میشود.
به نظرم اعمال این سیاست، نوعی سرکوب خاموش و شکلی از فشار است که شاید به اندازه
بازداشت و زندان آشکار نباشد، اما زندگی افراد را بهشدت مختل میکند.
زندان آشکار نباشد اما زندگی افراد را بهشدت مختل میکند. متأسفانه چون این نوع
سرکوب کمتر دیده میشود، اغلب مورد توجه افکار عمومی و معترضان به چنین شرایطی
قرار نمیگیرد و با حساسیت اطلاعرسانی نمیشود.
با پروژه جدیدی که نیروهای اطلاعات اتخاذ کردهاند (مسدود کردن سیمکارتها)، میتوانند
افراد زیادی را از حق و حقوق و امکانات اولیه زندگی محروم کنند و پیامدهای دردناکی
را قطعاً به دنبال خواهد داشت.
سرکوبها همیشه در ایران اشکال متفاوتی داشتهاند؛ زندان، شکنجه، سلولهای طولانیمدت،
اعدام، کشتار و محرومیتهای بیش از حد.
مسدود کردن سیمکارتها هم نوع دیگری از سرکوب است، اما خوشبختانه مردم انقلابی و
حقطلب ما بهطور مداوم با اعتراضات و مبارزات زنده در مقابل سرکوبها و شرایط بینهایت
دهشتناک معیشتی و وجود فاصله طبقاتی هرگز عقبنشینی نکرده و همچنان مبارزه و
مقاومت در برابر هر نوع سرکوبی، اولین پارامتر آنهاست.
با تشکر فراوان از شما عزیزان
ناهید خداجو، فعال کارگری
۱۴۰۵/۴/۱
ماهنامه شماره یکصد و چهل و یکم رهائی زن - زن زندگی آزادی در ایران تحصیل، کار، آزادی در افغانستان دو فریاد از زخمی مشترک
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر