‏نمایش پست‌ها با برچسب بیانیه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بیانیه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ خرداد ۳, چهارشنبه

بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی به مناسبت اول ماه مه – بولتن 38 - هوشنگطر

ح از گفتگوهای زندان
ما زندانیان سیاسی با اعلام خواستهایمان به استقبال اول ماه مه میروم
 ما جمعی از زندانیان سیاسی در آستانه روز جهانی کارگر، بعنوان کسانی که نمونه ای از محاکمات ناعادلانه و صدور احکام امنیتی بخاطر مبارزاتمان در دفاع از انسانها در زندانیم و بعضا سالهاست که در بازداشت بسر میبریم. با اعلام خواستهای فوری مان به استقبال روز جهانی میرویم و میخواهیم که صدای اعتراضمان را به گوش همه مردم و جهانیان برسانیم.
البته این صدای اعتراض ما تنها نیست. این صدای اعتراض همه کسانی است که در زندانند. این صدای اعتراض همه کارگران، معلمان و فعالین اجتماعی است که بخاطر اعتراضاتشان، به دستمزدهای زیر خط فقر، به فقر و فلاکت و بی تامینی ، به تبعیض و نابرابری، به بی حقوقی و نداشتن حق تشکل، حق اعتصاب و آزادی های پایه ای و..، تحت عنوان اقدام علیه امنیت ملی و عناوینی از این دست تحت پیگرد قرار میگیرند. دستگیر و زندانی میشوند و با احکام زندانی طولانی بهترین سالهای زندگی شان را در بند بسر میبرند
اعتراض ما زندانیان سیاسی به همه این بیحقوقی است. به سیستم ظالمانه دستگاه قضایی است. به سرکوب اعتراضات ما مردم تحت بهانه های امنیتی و محرومیت از پایه ای ترین آزادی ها در سطح جامعه است. میدانیم که مثل هر سال تشکلهای کارگری، فعالین کارگری و اکتیویست های اجتمای بیانیه ها و قطعنامه های فراگیر خود را میدهند. بیانیه هایی که خواستهای مشترکی آنها را به هم پیوند میدهد و بدون شک خواستهای ما زندانیان سیاسی را هم نمایندگی میکند. از همین رو ما زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر، علاوه بر دیگر قطعنامه های کارگری به مناسبت روز جهانی کارگر که فریاد اعتراض هم طبقه ای های ما را علیه فقر، علیه تبعیض، علیه نابرابری و برای یک زندگی انسانی است و بدون شک امضای ما را نیز همراه دارد، ما امسال تصمیم گرفتم که با خواست آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و خواستهای فوری مان که در زیر بر شمرده ایم به استقبال اول مه، روز جهانی کارگر برویم و صدای اعتراضمان را بلند کنیم.
آزادی های پایه ای سیاسی ما مردم را میگیرند. ما را از حق تشکل، حق اعتصاب، حق تجمع، حق آزادی بیان و دیگر حقوق پایه ای مان محروم میکنند، تا بتوانند اعتراضاتمان را علیه فقر و استثمار و بیعدالتی و برای داشتن یک زندگی شایسته انسان، عقب بزنند. و وقتی هم اعتراض میکنیم و حق و حقوقمان را میخواهیم، با انگ امنیتی مورد تهدید و پیگرد قرار میگیریم و دستگیر و زندانی میشویم. ما با تاکید بر حقوق پایه ای چون حق تشکل، حق اعتصاب، حق تجمع، حق آزادی بیان و آزادی های پایه ای جامعه اعتراض و مبارزه علیه فقر و فلاکت و در دفاع از حرمت و کرامت انسانی را حق بدون قید و شرط همه مردم میدانیم
ما از همگان میخواهیم که صدای ما را همگانی کنند و از خواستهایمان حمایت کنند. خواستهای فوری ما به قرار زیر استـ
١-ما خواستار اعاده دادرسی و باطل شدن پرونده های امنیتی تشکیل شده برای خودمان و تمامی کارگران، معلمان و فعالین اجتماعی هستیم.


٢- ما احکام صادر شده زندان برای خودمان و تمامی زندانیان سیاسی را از مصادیق بارز امنیتی کردن مبارزات مردم علیه فقر و فلاکت و برای داشتن یک زندگی شایسته انسان میدانیم و خواستار لغو فوری این احکام هستیم.
٣- ما خواستار پایان دادن به تهدید، فشار، پیگرد و دستگیری فعالین اجتماعی بخاطر مبارزات برحقشان در دفاع از زندگی و معیشت خود تحت عناوین امنیتی چون “اخلال در نظم و امنیت ملی” هستیم. به امنیتی کردن مبارزات کارگران، معلمان و فعالین اجتماعی باید خاتمه داد. تشکل، تجمع، اعتصاب، آزادی بیان حقوق پایه ای ماست.
٤- ما خواستار پایان دادن به محاکمات ناعادلانه که هیچ تطابقی با موازین بین المللی ندارد هستیم. دادگاهها در همه جا باید علنی، با حضور هیات منصفه و حق داشتن وکیل باشد. و اینها فقط یک حداقل است. جرم ما دفاع از حقوق انسانهاست و اگر اینها جرم است، با کمال میل برای حضور در یک دادگاه علنی در برابر مردم و با حضور هیات منصفه و داشتن حق وکیل آماده ایم
و در اخر به عنوان یک خواست اضطراری، ما خواستار پایان دادن به وضع نابسامان زندانها، قرار گرفتن تمامی زندانیان بیمار تحت درمان، حق برخورداری از مرخصی و دیدار خانواده و پایان دادن به فشارهای روحی و جسمی در زندانها هستیم.
ما خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و لغو مجازات اعدام هستیم.
 
ما انتظار بیشترین حمایت از این خواستها را از شما کارگران، معلمان، مردم معترض و همه نهادهای کارگری در سراسر جهان را داریم.

 امضاء ها: سعید ماسوری، بهنام ابراهیم زاده، حسن صادقی، ابراهیم فیروزی، رضا اکبری منفرد، امیر امیرقلی پور، جواد فولاد وند، مهدی فراهی شاندیز، شاهین ذوقی تبار، محمد اکرمی، مهدی امیری، عباس توکلی، علیرضا ناصری، رضا کاهه، امیر حسن وند سیار، اسد محمدی، محسن قندهاری، 
اردیبهشت  96




ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره پنجاه و پنجم



۱۳۹۵ خرداد ۹, یکشنبه

بیانیه ندای زنان ایران به مناسبت روز جهانی کارگر


روز اول ماه مه با خواست برابری زن و مرد!!!

اول ماه مه،روز جهانی کارگر کوله باری از مبارزات خستگی ناپذیر،برای داشتن یک زندگی انسانی را بر دوش میکشد. کارگرانی که جنگیده اند تا بتوانند از آنچه که به دست خودشان تولید میشود سهمی داشته باشند و تاریخچه ی این روزرنگ تلاش برای مبارزه با نابرابری و تبعیض را برخود داشته است.و در این میان زنان نه تنها به عنوان تولید کنندگان این جامعه بلکه به عنوان انسانهایی که مورد ستم تبعیض و نابرابری جنسیتی هستند اول ماه مه را روز اعتراض خود میدانند.
با اجرای طرحهای تفکیک جنسیتی در محیط های کار، موقعیت های پست و بدون امکانات را به زنان اختصاص میدهند و همواره زنان مورد تحقیر و بیحرمتی جنسیتی قرار میگیرند حتی در بسیاری موارد کارگران زن در سرویس های ایاب و ذهاب هم جداسازی میشوند و گاه به همین بهانه حق سرویس رفت و آمد از زنان سلب میشود و به این ترتیب کم نیست بی حقوقی هایی که بواسطه جنسیت بر سر زنان آوار میشود.

همچنین زنان در صف اول همه بیکارسازیها و ناامنی های شغلی قرار دارند. و تمام این تبعیض ها تنها در محیط های کاری بوجود نمی آید و حرمت و جایگاه انسانی زنان در خیابانها نیز وقتی مورد بازخواست گشت های محسوس و نامحسوس قرار میگرند لگد مال میشود و البته همین بی حرمتی ها دستمایه بی حقوق کردن هر چه بیشتر زنان توسط صاحبان سرمایه می باشد.
زنانی که امروز نه پدران و همسرانشان به تنهایی قادر به پشتیبانی مالی از آنان هستند و نه دیگر زنان میخواهند در کنج خانه ها منتظر قضا و قدر باشند و با وجود تمامی موانعی که در راه اشتغال پیش روی دارند مصمم هستند که زندگی کنند و تامین معاششان را خود بر دوش کشند و از همین رو با حقوق و دستمزد بسیار پایین تر از حقوق مردان به کار گمارده میشوند.
در الگوی نیروی کاری با 40 درصد بیکاری زنان تحصیل کرده مواجه هستیم و آمار بیکاری زنان دو برابر مردان بیکار میباشد.وهنگامی که نرخ بیکاری کشور 10.5 درصد اعلام میشود بیکاری زنان به بیش از 20 درصد میرسد.هر چند که خیل عظیم زنان خانه دار در هیچ آماری مربوط به اشتغال منظور نمیشود.
وقتی جنسیت زنان مایه فرودستی آنان قلمداد میشود، فرزند داشتن به عنوان یک معضل شخصی در نظر گرفته شده و به این ترتیب تمامی امکانات نگهداری فرزند ان در محیط های کاری برداشته شده است وکارفرمایان خدمات مهد کودک ها و حقوق مربوط به نگهداری فرزندان را حذف کرده اند.
وجود قرار دادهای سفید امضا برای همه کارگران به عنوان یک معضل اصلی در محیط های کاری به شمارمیاید و برای زنان به طریق اولی این شرایط بی ثباتی شغلی به بار آورده و زنان برای حفظ موقعیت های کاری خود به سخت ترین شرایط تن در میدهند.
مناسبات سرمایه داری موجود ،ضدیت با زنان را به حربه ای برای سود آوری هرچه بیشتر بدل کرده وبا تکیه بر قوانین و مناسبات ضد زن به بهره کشی هر چه افسار گسیخته ترمی پردازد و سودهای نجومی به جیب می زنند.و از زنان به عنوان لشکر بیکاران فوق ارزان، سود میبرند و به این ترتیب با نابرابری جنسیتی سطح زندگی همه انسانها را به قعر و نابودی کشانده اند. از همین روی خواست برابری زن و مرد مطالبه جدی اول ماه مه میباشد و رفع ستم جنسیتی از زنان باید به خواست مشترک تمام کارگران در گرامیداشت اول ماه مه بدل گردد.

و در روز جهانی کارگریکصدا با هم اعلام میداریم که
"رهایی زن رهایی جامعه است "
زنده باد اول ماه مه زنده باد برابری زن و مرد




ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره چهل و ششم


۱۳۹۴ دی ۲, چهارشنبه

بیانیه پایانی قرائت شده در مراسم امنه محمدی در سنندج به مناسیت 25 نوامبر- ندای زنان ایران


در بخش هایی ازاین بیانیه آمده است:


خشونت علیه زنان در واقع معضلی است اجتماعی، نه صرفاً یک تراژدی خانوادگی و خصوصی.
در عصری زندگی می کنیم که توانایی ذهن انسان، فضا را در نوردیده و هر روز به امکان تازه ای دست یافته است. عصری که انسان به زندگی بر روی کرهی خاکی راضی نمی شود و هر لحظه تواناییها و قابلیتهایش را در زمینه ی کشف ، امکان حیات و نشانه های زندگی بر روی کرات دیگر، در گوشه ای دیگر از این هستی لایتناهی به منصه ی ظهور میرساند. اما در جهانی با چنین دستاوردهای عظیم و شگفت انگیز علمی، در نقاطی از این کره ی خاکی، کم نیستند کوته نظرانی که دستان ناتوانشان بر گردن آمنه و آمنه هایی سنگینی میکند وساز ناساز، زندگیشان را به سکوتی همیشگی میکشاند.
قربانیان بیگناهی که در مقابل خطایی ناکرده و جرمی اثبات نشده؛ نه از دست دادگری اندیشنده، بلکه از دست بستگان نزدیک خویش حکم میگیرد، حکمی غیرقابل تجدید نظر، حکمی رو به پایان، حکم مرگ…!
تکرار چنین دردهای کُشنده و زخمهای التیام ناپذیری که تحتِ عنوان قتلهای ناموسی از آن نام میبرند، محصول همان سیستم خشونتزا و زنستیزی است که روزانه در ابعاد گسترده و تحت عناوین و القاب گوناگونی، خشونت علیه زنان را در شکلهای آشکار و پنهان بازتولید میکند. پیچیدگی مکانیسم ایجاد چنین خشونتهایی تا حدی است که ارتکاب اعمالی جنایتکارانه از این دست را، چون فُرمی قابل قبول و هنجاری پذیرفته شده در اذهان و اندیشه ی انسانهای این دیار نهادینه ساخته است. گویی که تخطی کردن از اجرای وحشیانه ی اینگونه جنایتها، به منزله ی خطر و تهدیدی جدی برای سلامت اخلاقی جامعه ای تلقی می گردد که شهروندان آن فقط واکنشِ خاموشِ سکوت، بی تفاوتی و گاهاً تأیید در مقابل این جنایت را به عنوان راه عکس العمل موجود تعریف می کنند و آنرا نه به منزله ی خشونتی کُنش پذیرانه، بلکه به عنوان واکنشی اخلاقی در مقابل این جنایت تعریف می نمایند.
قتل های ناموسی که یکی از رایج ترین شکل های خشونت برعلیه زنان می باشد، ضمانت اجرایی خود را از مقبولیت همان اخلاقیات و ارزش های رایج در جامعه به وام می گیرد که روزانه خشونت بر انسان ها را تحت لوای جنسیت، نژاد، طبقه و … به عنوان امری اجتناب ناپذیر و غیرقابل انکار بر ساختار ذهنی شهروندان تحمیل می کند. این خشونت به مثابه درختی تنومند می باشد که ریشه های آن در ساختارهای ایدئولوژی و سیاسی جامعه ریشه دوانیده و در نهاد مقدس خانواده آبیاری می شود. خانواده ای که برای داوری و حکم کردن در خصوص درستی و نادرستی اتهام ثابت نشده، خود را نیازمند تأییدِ هیچ گونه مراجع قانونی و قضایی نمی داند و ارجاع به وجدان های ناسالم جامعه را یگانه راه کسب مشروعیت خویش برای ارتکاب جنایتی این گونه می داند تا شاید با خون ریخته شده ی فرزندشان، آبرو و حیثیت جامعه ای بیمار و درمانده از همه ی انواع تضادها و فشارهای طبقاتی و جنسیتی را جانی دوباره ببخشند.
خشونت علیه زنان عام ترین شکل نقص حقوق بشر می باشد که مانعی برای تساوی، برابری و رشد زنان آن جامعه محسوب می شود که ریشه در تاروپود نظام طبقاتی و مرد سالاری دارد. شرط لازم برای نابودی خشونت و نابرابری زنان به چالش کشیدن نظام مردسالاری است که ارتباطی تنگاتنگ و اُرگانیک با نظام طبقاتی دارد. از آن جا که پیشرفت و اعتلای هر جامعه ای در گرو رشد و بالندگی زنان آن جامعه می باشد. پس به منظور دست یابی به جامعه ای در خور و شایسته با حفظ کرامت و شایستگی های انسانی، لازم است به منزله ی مقابله و هم چنین پیشگیری از تکرار جنایت هایی این گونه، حضور خود را بهعنوان عناصری فعال و کنش گر به منصه ی ظهور برسانیم.
ما جمعی از کنش گران، در آستانه ی 25 نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان ضمن محکوم کردن این جنایت خواهان اجرای موارد زیر هستیم:
1_ مجازات عاملان و آمرین این جنایت و رسیدگی هر چه سریعتر به این موضوع و روشن نمودن اذهان عمومی.
2ـ بازنگری و اصلاح قوانین زن ستیز تحت لوای ناموس.
3ـ وضع قوانینی در جهت تساوی حقوق زنان و مردان در تمامی عرصه های اجتماعی.
4ـ ایجاد مراکزی در حمایت از زنان آسیب پذیر و در معرض خطر.
5ـ آگاه سازی و فرهنگ سازی در سطح وسیع جامعه جهت آشنایی با پیامدهای چنین فجایعی و اقدامات موثر در پیشگیری از وقوع آنها.
درپایان حاضران مراسم با گلباران ارامگاه مرحوم امنه محمدی یاد وخاطر ش را گرامی داشتند.



ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره چهل و یکم