‏نمایش پست‌ها با برچسب خشونت جنسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خشونت جنسی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ شهریور ۵, سه‌شنبه

درد مشترک

ماهنامه رهائی زن سری سوم شماره هفتاد و چهار




م ش( هستی)


شرح حالي كه در ذيل خواهيد خواند ، نمونه اي از هزاران رفتار و خشونتي است، قرون وسطايي و چه بسا فراتر از آن كه بر زنان سرزميني است كه ادعاي ٢٥٠٠ سال تمدنش گوش فلك را آزار ميدهد.
من م ش (هستي) زاده جغرافيايي هستم كه در حكم آن محكوم به تحمل هزاران عقوبت در ازاي گناهي نا كرده ام هر چند زن بودن همه اين عقوبتها را توجيه ميكند، آري چهار پنج سالي پيش پديده اي شوم به اسم داعش همه را در سراسر دنيا متوجه كشورهاي سورية و عراق كرد و همه به سرزنش و نكوهش آن پرداختند، غافل از اينكه اين داعش هميشه بوده چه بسا در پستوي خانه هر مسلمان امروزي، امانوع خشونت آن متفاوت بود ولي تفكر همان تفكر است. داعش خشونتش را براي همه از مرد و زن ارائه داده اين خشونت عريان عليه إنسانها بود كه طبل رسوايي آن در جهان صدا داد.
آري من دختری هستم از سرزمين تمدن ٢٥٠٠ ساله ،تمدني كه نقش زن در آن بي رنگ و مبهم است در آن مرا ضعيفه مي نامند.
در شهرم شغلي داشتم كه با تمام سختيها ، بي مهريها ، فشارها، توهين ها و تحقيرها نزديك به هجده سال يكه و تنها ياور خانواده تهيدست و پناه زنان و دختراني بودم كه دردهاي مشترك داشتيم، كه حتي تا قبل از آن ، آنها را با تمام وجود قبول كرده بوديم و حرف زدن در مورد آن تابو بود ديوار بلندي به نام دين در مقابل ماها بود كه جرّأت سؤال و فكر كردن در ما وجود نداشت.
دختري كه پدرش در سنين كم براي تأمين معاش و مواد مخدر خودش مجبور بوده گدايي كند و تنش را عرضه كند.
آن يكي در مقابل ازدواج اجباري به خاطر اينكه داراي تحصيلات دانشگاهي بود و جرّأت پيدا كرده بود صدايش را در مقابل اين همه ظلم و بي عدالتي بلند كند، توسط خواستگارش ( شايد هم با اطلاع خانواده اش) ربوده ميشود به اون تجاوز كرده و با حكم نادادگاه حكومت إسلامي در نهايت به عقد و ازدواج متجاوز در مي آيد، با يك دنيا تحقير و بي حرمتي به اون توسط خانواده ،دوستان و جامعه بيمار گونه بدون اينكه فرصتي براي شنيدن حرفهايش و درد و رنجهاي كه كشيده داده باشند.
حرفهاي كه براي هميشه در دل خاك دفن شد باري تنها راه رهایی را در زندگي نكردن يافت.
آن ديگري به مدت شش سال با مردي با عنوان شوهر زندگي ميكرد، كه هر روز با رفتن شوهرش به كار أو در آن خانه با درها و پنجره هاي قفل شده در زنداني غير رسمي بود، حتي اجازه تلفن داشتن و تلفن زدن نداشت و شوهرش كه در تصادف كشته شد، از آخرين كساني بود كه از مرگش خبردار شده بود.
بعد از چهلم همسرش خانواده اش او را مجبور به ازدواج با يك نَفَر بالاي بيست و پنج سال بيشتر از خودش ميكنند، با اين عنوان كه آبروي ( كاش ميشد اين واژه نحس و ملال آور "آبروي ما در خطر است" را كه آفت و بلاي جان زنان سرزمينم است، را معنا كرد )ما در خطر است، ولي از ترس زنداني ديگر و زندانباني با تجربه تَر راه مقاومت را در پيش ميگيرد، كه برادرش براي حفظ آبروي خانواده اون را تهديد به سوزاندن ميكند و عاقبت آن تهديدها را عملي ميكند، كه آن سوختگيها به ديد جامعه چشمچران او را زشت كرد ولي شايد اين زشتي به نحوي او را نجات داده از زنداني ناشناخته ديگر.
اما آن داعشي كه گفتم روزي در قالب برادر بزرگ معتادم ،كه زندگي جداگانه در شهري ديگر داشت و تمام گرفتاريهايش براي من و خانواده ام بود، از تامين پوشاك بچه هايش هزينه هاي جانبي و رهن خانه اش و پولهاي دستيي كه ميگرفت و پس نميداد. من را به خاطر اينكه آبروي آنها را به خطر انداخته ام و اينكه سن من بالا رفته تنها و يكه در مغازه كار ميكنم ، آدمهاي زيادي آنجا رفت و آمد ميكنند ، پست سرت حرفها هست و اينكه براي خريد وسائل كارم به شهرها مرزي بايد ميرفتم كه وسايل را ارزانتر تهيه كنم و به دهها دليل عجيب و غريب آن فرهنگ، بايد ازدواج كنم و آنهم به كسي كه او تعيين كرده بود ، شخصي بدنام در كار خريد و فروش مواد مخدر با بيست سال اختلاف سني نسبت من، از اينرو براي تسويه بدهي هايش قول ازدواج من يا به عبارتي فروش من را داده بود و اين قضيه هر روز جدي تَر و آزار دهنده تَر ميشد تا جاييكه يك روز در مقابلش ايستادم همه دردها درونم را در غالب يك نه بزرگ داد زدم كه در برابر همه يك قندان فلزي به صورتم پرتاب كرد و باعث شكسته شدن چهار دندان جلوييم شد. همين بود براي اولين بار با شجاعت اقدام به شكايت برادرم كردم، اما بعد من را مجبور به دادن رضايت كردند با اين منطق كه برادرت اختيار جانت را هم دارد. هر روز اين فشارها بر من بيشتر ميشد مني كه با تمام وجودم در شرايط بد اقتصادي از پدر و مادري پير و بدون كوچكترين درآمد و خواهري بيكار در كنج خانه و نيز برادري كوچكتر دچار بيماريهاي متعدد و افسردگي شديد حمايت و نگهداري ميكردم،
در كش و قوس اين مسائل بودم كه برادرم كه در يكي از كشورهاي اروپايي زندگي ميكند و از لحاظ عاطفي خيلي بهم نزديكيم ، دچار ضايعه نخاعي شد و هرچه زودتر نياز به عمل جراحي داشت و با توجه به اينكه دو بچه كوچك داشت و شرايط جسمي همسرش هم مناسب نبود، قرار شد به مدت يك ماه جهت مراقبت از ايشان مسافرتي داشته باشم ولي شرايط طوري پيش رفت كه بر خلاف ميلم بايد بيشتر از يك ماه ميماندم، برادرم كه همواره دنبال بهانه گيري و تنبيه من بود به قصد بهم زدن محل كارم و به تعطيلي كشاندن آن به مغازه ام وارد ميشود و بهترين آتو را از من بدست مي آورد، طوري كه من چند كتاب و وسيله به تعبير حكومت، غير مجاز و ممنوعة داشتم كه آن را از يك آشناي تشكيلات حزبي براي مطالعه به من داده بود، بنابر تمام شواهد و قرائن موجود ، من را به سیستم لو میدهد، از آن روز هويتهم كه شغلم بود پدر و مادر كه جاي فرزندان نداشته ام و خواهر و برادر درمانده ام و تمام زنان و دختراني درد كشيده بودند كه براي لحظاتي در كنارم احساس نيمچه آزادي داشتند و مرحمي ناچيز بر زخمهايشان ميگذاشتم از من گرفته شد، دردآورتر از آن تهدیدها و حرمتی ها گاه و بیگاهش از هزاران کیلومتر آنسوتر به گوشهایم میرسانند و اصرار مادر و پدرم برای برگشت و تن دادن به خواسته برادرم و قبول خفت و خواری آنهم اگر از دستهای ضحاک حکومتی که بر ملک سوخته وطنم سایه انداخته ،جان سالم بدر ببرم. به امید دنیایی عاری از سنجش انسانها از نظر مختصات جغرافیایی انسانها و و تبعیض رنگ و جنس و ملیت و دین.

۱۳۹۶ شهریور ۱۴, سه‌شنبه

جامعه همجنس گرایان و ترنسجندرهای کلمبیا درجستجوی حقیقت و اجرای عدالت


در طول درگیری‌های مسلحانه در کشور کلمبیا، صدای بسیاری از گروه‌‌ها و اقلیت‌ها با خشونت  ساکت شد. بیشترین گروه‌های به حاشیه رانده شده: لزبین، گی، دوجنسگرا، ترنسجندر و افراد دوجنسی (LGBTI) هستند که  موردهدف خشونت آشکار حقوق‌بشر توسط تمام گروه‌های مسلح در طول ۵۰ سال درگیری مسلحانه کلمبیا بودند.
قتل، خشونت جنسی، و کوچ اجباری برخی از خشونت‌هایی است که جامعه همجنسگرایان در کلمبیا متحمل آن شده‌اند. – و هنوز دچار آن هستند-  در کلمبیا هنوز جنایت‌های براساس هویت جنسی و گرایش جنسی به اندازه کافی بررسی نمی‌شوند و یا در کشور مورد تحلیل و بررسی قرار نمی گیرند.
(ICTJ)مرکز بین المللی عدالت انتقالی، در اتحاد با سازمان‌های اتحاد تایید کارائیب، کلمبیای متنوع و بنیاد سانتا ماریا و با حمایت سفارت کانادا، سه نشست را با فعالان و قربانیان این درگیری‌ها، سازماندهی کرده است، تا در مورد نیازهای جامعه اقلیت جنسی بیشتر بداند. و بررسی کند که چگونه اقدامات عدالت انتقالی – به خصوص اقدامات غیرقضایی- می تواند به حفاظت از حقوق آنها کمک کند.

این نشست‌ها در کالی، ریوهاچا و بوگوتا در طول ماه مارس و آوریل برگزار شد، و طی آن شهادت آن دسته افرادی که تحت تاثیر درگیری‌ها قرار گرفته بودند را از نواحی مختلف جمع آوری کردند.
اشتراکات اساسی در تجربیات اقلیت جنسی به برگزارکنندکان کمک کرد تا الگوهای فراگیر نقض حقوق آن‌ها را تشخیص دهند.
با اثبات اینکه این افراد قربانیان گسترده جنایات هدفمند هستند. فعالان این حوزه در تلاش هستند تا پس از درگیری‌های کلمبیا به حقیقت و عدالت واقعی  دست پیدا کنند.
هدف خشونت سیستماتیک
ماریا کامیلا مورنو مدیر برنامه ICTJ در کلمبیا توضیح می‌دهد: “روشن است که خشونت علیه اقلیت جنسی، یک الگوی ساختاری تبعیض و محرومیت اجتماعی را دنبال می‌کند که توسط درگیری‌های گروه‌های مسلح به دنبال کنترل جامعه در مناطق تحت نفوذ این گروه‌ها شدت یافته است.” “همه‌ی عاملان مسلح، به طور مغرضانه علیه افراد اقلیت جنسی اقدام کردند.”
شهادت‌های جمع‌آوری شده در کارگاه‌های آموزشی نشان می‌دهند که، اگرچه تمام افراد مسلح درگیر در جنگ در خشنوت سیستماتیک علیه اقلیت‌های جنسی دخالت داشتند – یعنی FARC، شبه نظامیان و نظامیان کلمبیایی- اما عاملان اصلی این خشونت‌ها نهادهای اعمال قانون هستند. این امر به ویژه برای زنان ترنسجندر، که بیشترین گزارش را در رابطه با تبعیض پلیس ارائه کرده‌اند صادق است.
درگیری‌های مسلحانه همچنین به عادی‌سازی خشونت علیه اقلیت‌های جنسی در کلمبیا کمک کرد. زیرا بخش قابل توجهی از جامعه حقوق اقلیت‌های جنسی را به رسمیت نمی‌شناسد و برخی حتی خشونت‌های مکرر نسبت به جامعه اقلیت جنسی را موجه می‌دانند.
یک پروسه حقیقت‌یابی، به شکلی که نور حقیقت را بر روی ذات سیتماتیک خشونت براساس هویت جنسی بپاشد. می‌تواند به نشان دادن خشونت و تعصب کمک کند.” مورنو همچنین اضافه می‌کند: ‌‌ “امروزه در چهارچوب روند صلح، ما این فرصت را داریم تا این نوع از خشونت را مورد دید عموم قرار دهیم و یک پروسه حقیقت‌یابی و یادآوری ایجاد کنیم که به این اجتماعات قدرت بدهیم تا حقوق خود را مشروعیت ببخشند و به آنها این اجازه داده شود تا حیثیت خود را دوباره بدست آورند.”
موریسیو آلباراسین ، مدیر سازمان کلمبیای متنوع، این نکته را برجسته می‌کند که ریشه های فرهنگی این درگیری‌ها برخلاف دلایل اقتصادی آن، هنوز مورد بررسی قرار نگرفته‌اند.
آلباراسین استدلال می‌کند: به حاشیه راندن اقلیت جنسی، از قبل از دوران جنگ نیز وجود داشته. او اضافه می‌کند: این نشست‌ها، یک فرصت بودند تا “علل ریشه‌های فرهنگی” را که باعث حفظ و تداوم درگیری‌ها شدند را درنظر بگیریم.
ارزشمند است که شانس خود را برای صلح امتحان کنیم و بر درک جامعه از قربانیان غلبه کنیم. ما کشور کنشگران سیاسی هستیم، کشوری که نیازمند تلاش همه است تا به یک تحول ساختاری دست پیدا کند.
مدیر اتحاد تایید کارائیب، ویلسون کاستاندا، تصریح کرد که این جلسات می‌توانند به آغاز گفتگوها درباره امکان صلح در منطقه کمک کنند.
وی افزود: ” مهم است که اصولی طراحی کنیم تا این اجازه را بدهند که، فکر کنیم و بنیادی بسازیم تا خاطرات را جمع آوری کنیم. از این طریق ما قادر خواهیم بود تا آسیب‌های مربوط به درگیری‌ها را شناسایی و تاثیر آنها را بررسی کنیم.”
مشاهده پاسخ جهانی به خشونت علیه اقلیت جنسی
در بوگاتا، مدیر برنامه عدالت جنسیتی ICTJ کیلی مادِل، با فعالان اقلیت‌های جنسی کلمبیایی و قربانیان در این رابطه صحبت کرد که، چگونه در کشورهای دیگر پس از جنگ، به خشونت علیه حقوق بشر براساس گرایشات جنسی اشاره شده است.
مادل، تاکید کرد، بررسی موارد نقض حقوق بشر و خشونت‌هایی که جامعه اقلیت جنسی از آن رنج برده هنوز یک کار در حال انجام برای سازمان دادن پروسه عدالت انتقالی است. یکی از مشکلات اصلی این است که این نوع از خشونت‌ها به جای اینکه به عنوان یک استراتژی عمدی سازماندهی شده در زمینه جنگ شناخته شوند بخشی از خشونت عادی ارزیابی می‌شوند.
مادل همچنین تاکید کرد که جنایت‌های انجام شده براساس گرایش جنسی در بسترهای گوناگونی از درگیری و یا سرکوب مستند شده‌اند، از هولوکاست در آلمان، آفریقای جنوبی در دوران آپارتاید تا پرو در طول درگیری مسلحانه‌اش. اگرچه، مادل اصرار دارد هنوز کارهای زیادی برای بررسی و افشای این الگوهای جنایت باید انجام شود.
مادل گفت: “حامیان سیاسی و نهادها، باید آگاه شوند که خشونت روزمره و خشونت مربوط به دوران جنگ و درگیری نمی‌تواند از هم جدا شود.”. “درگیری به عادی سازی خشونت ختم می‌شود و این خشونت بر زندگی روزمره تاثیر دارد.”
در مقایسه با بسیاری از سازمان‌های زنان، که به موفقیت‌های قابل توجهی در رابطه با نشان دادن، نقض حقوق و وقوع خشونت براساس جنسیت در چندین کشور دست یافته‌اند، این مسئله هنوز در رابطه با جامعه اقلیت جنسی اتفاق نیفتاده است.
مادل براهمیت به رسمیت شناخته شدن این نقض حقوق به منظور رسیدن به تاثیر واقعی، هم در پروسه حقیقت یابی و هم در اصلاحات نهادی اصرار دارد.
مادل گفت: افریقای جنوبی یکی از مترقی ترین قوانین اساسی در جهان در رابطه با حقوق لزبین‌ها، گی‌ها، بایسکشوال‌ها و ترنسجندرها و اینترسکس‌ها دارد. با این حال این قوانین به نهادهای زیرربط تفهیم نشده است و این نهادها با برخورداری از مصونیت، به رفتارشان ادامه می‌دهند.
یکی از اصلی‌ترین شکایت‌های شنیده شده از جانب قربانیان افریقای جنوبی این است که کمسیون‌های حقیقت و صلح، ماهیت سیستماتیک خشونت‌های رخ داده در آپارتاید را  بررسی نمی‌کنند. در نتیجه خشونت روزمره از بین نرفته است. در عوض به چیزی تغییر شکل یافته است که ما آن را به عنوان خشونت روزمره و معمول می‌شناسیم. نمونه آن خشونت پلیس است.
در مورد کلمبیا، مادل این واقعیت را برجسته می‌کند که سازمان‌هایی که برای حقوق اقلیت‌های جنسی  مبارزه می‌کنند با بیان مطالبات خود، جامعه را از تجربیات خود آگاه می‌سازند.
وی گفت: بسیار مهم است که جامعه اقلیت‌های جنسی را از ابتدا در فرآیند و پروسه حقیقت‌یابی، و در روند عدالت انتقالی برای بیان مطالباتشان به رسمیت بشناسیم. این تنها راهی‌ست که آنها می‌توانند به تغییر واقعی اجتماع کمک کنند.
لینک مطلب در شش رنگ:
http://6rang.org/2527
ترجمه توسط شش رنگ، منبع :

http://bit.ly/1Pzqj99




۱۳۹۵ مهر ۴, یکشنبه

خشونت مقدس بخش سوم - مرتضى موسوى



آیا جهاد تنها امری دفاعی است؟ 

پرسشی که مطرح است این است که آیا اگر جهاد تنها دفاعی میبود، لازم بود که اینقدر در قرآن مسلمانان تشویق به جهاد بشوند؟ آیا مسلمانان خودشان شعورشان نمیرسد که باید از خودشان دفاع کنند؟ روشن است که انسان نیاز به اینکه کسی به او بگوید تو باید از خودت دفاع کنی ندارد. حتی حیوانات نیز چنین چیزی را تعلیم نمی بینند، اگر موجود زنده ای در معرض تهدید قرار بگیرد بطور طبیعی و فطری از خود دفاع میکند و این امری بیولوژیکی و کاملا طبیعی است، و حتی مسلمانان نیز احتمالاً این را میفهمند که لازم نیست برای اینکه کسی را وادار کنند تا از خود دفاع کند به او جایزه و پاداش بدهند و او را تهدید کنند، مگر مردمانی بر روی زمین هستند که در هنگام مورد هجوم و تجاوز قرار گرفتن از خود دفاع نکنند؟ آیا ایرانیان که در مقابل اعراب قرنها ایستادگی کردند قرآن داشتند و یا کسی به آنها وعده بهشت داده بود؟ آیا ویتنامی ها و روس های کمونیست از خود دفاع نمیکردند؟ بنابر از آنجا که دفاع از خود امری فطری است، وقتی در قرآن اینقدر روی جهاد تاکید شده است و از روش های مختلف برای واداشتن مسلمانان به جهاد استفاده شده است، این خود نشان میدهد که دستکم گوشه ای از این جهاد ها، تهاجمی تشویق یک شخص به دفاع از خود به دلیل فطری بودن شبیه آن است که کسی را تهدید به این کرد که اگر نفس نکشی تو را بیچاره خواهیم کرد و یا اگر نفس بکشی به تو حوری و غلمان خواهیم داد، و این دو کاملاً مسخره هستند

در جدول رخدادنگاری زیر میتوانید تاثیر آیات جنایی قرآن و عکس العمل مسلمانان نسبت به آنها را ببینید

⦁ 570 – تولد محمد در عربستان، در قبیله عربستان

⦁ 583 – اولین مسافرت محمد به سوریه با اهداف تجارتی

⦁ 595 – محمد با خدیجه ازدواج می‌کند

⦁ 595 – مسافرت دوم به سوریه

⦁ 610 – محمد در غار حرا جبرئیل را ملاقات می‌کند

⦁ 613 – محمد ادعای پیامبری اش را بطور عمومی اعلام می‌کند

⦁ 615 – مسلمانان توسط قریش مورد آزار قرار میگیرند

⦁ 619 – با سوده و عایشه ازدواج می‌کند

⦁ 620 – نمازهای پنجگانه اجباری میشوند

⦁ 622 – محمد از مکه به مدینه مهاجرت می‌کند

⦁ 623 – جنگ ودان

⦁ 623 – جنگ صفوان

⦁ 623 – جنگ ذوالعشير

⦁ 624 – محمد و اطرافیانش آغاز به حملات پی در پی به کاروانهای تجارتی برای غارت ثروت آنها می‌کنند

⦁ 624 – زکات اجباری می‌شود

⦁ 624 – جنگ بدر

⦁ 624 – جنگ بنی سلیم

⦁ 624 – جنگ بنی قینقاع

⦁ 624 – جنگ سویق

⦁ 624 – جنگ بنی قطفان

⦁ 624 – جنگ بحران

⦁ 625 – جنگ احد

⦁ 625 – جنگ حمراء الاسد

⦁ 625 – جنگ بنی النضیر

⦁ 625 – جنگ ذات الرقاع

⦁ 626 – جنگ بدر الاخره

⦁ 626 – جنگ دومه الجندل

⦁ 626 – جنگ بنی المصطلق

⦁ 627 – جنگ خندق

⦁ 627 – جنگ بنی قریظه

⦁ 627 – جنگ بنی لحیان

⦁ 627 – جنگ غیبه

⦁ 627 – جنگ خیبر

⦁ 628 – محمد معاهده ای را با قریش امضا می‌کند

⦁ 630 – محمد مکه را فتح می‌کند

⦁ 630 – جنگ حنین.

⦁ 630 – جنگ تبوک

⦁ 632 – محمد میمیرد.

⦁ 632 – ابوبکر، پدرزن محمد، و عمر حرکتی نظامی را آغاز می‌کنند تا اسلام را در عربستان تحمیل کنند

⦁ 633 – جنگ در عمان

⦁ 633 – جنگ حضرموت.

⦁ 633 – جنگ کازیما

⦁ 633 – جنگ ولاجه

⦁ 633 – جنگ اولیس

⦁ 633 – جنگ عنبر

⦁ 634 – جنگ بصره,

⦁ 634 – جنگ دمشق

⦁ 634 – جنگ اجنادین.

⦁ 634 – مرگ ابوبکر و به خلافت رسیدن عمر

⦁ 634 – جنگ نمارق

⦁ 634 – جنگ سقطیه.

⦁ 635 – جنگ جسر.

⦁ 635 – جنگ بویب.

⦁ 635 – فتح دمشق.

⦁ 635 – جنگ فحل.

⦁ 636 – جنگ یرموک.

⦁ 636 – جنگ قادسیه.

⦁ 636 – فتح مدائن.

⦁ 637 – جنگ جلولاء.

⦁ 638 – جنگ یرموک.

⦁ 638 – مسلمانان رومی ها را شکست می‌دهند و وارد جارالسلام میشوند

⦁ 638 – فتح جزیره.

⦁ 639 – فتح خوزستان و حرکت به سوی مصر.

⦁ 641 – جنگ نهاوند

⦁ 642 – جنگ ری در ایران

⦁ 643 – فتح آذربایجان

⦁ 644 – فتح فارس

⦁ 644 – فتح خاران.

⦁ 644 – عمر کشته می‌شود، عثمان خلیفه می‌شود

⦁ 647 – فتح جزایر قبرس

⦁ 644 – عمر کشته می‌شود و عثمان جانشین او می‌شود.

⦁ 648 – حمله به بیزانسی ها

⦁ 651 – جنگ دریایی علیه بیزانسی ها

⦁ 654 – اسلام در شمال افریقا پخش می‌شود

⦁ 656 – عثمان کشته می‌شود، علی خلیفه میگردد

⦁ 658 – جنگ نهران.

⦁ 659 – فتح مصر

⦁ 661 – علی کشته می‌شود.

⦁ 662 – مصر به دست اسلامگرایان می افتد.

⦁ 666 – مسلمانان به سیسیل ایتالیا حمله می‌کنند

⦁ 677 – محاصره قسطنطنیه

⦁ 687 – جنگ کوفه

⦁ 691 – جنگ دیر الجلیغ

⦁ 700 – حملات نظامی به شمال افریقا انجام میگیرد

⦁ 702 – جنگ دیر الجمیرا

⦁ 711 – مسلمانان به جبل الطارق حمله می‌کنند

⦁ 711 – فتح اسپانیا

⦁ 713 – فتح ملتان (منطقه ای در پاکستان)

⦁ 716 – حمله به قسطنطنیه

⦁ 732 – جنگ در فرانسه.

⦁ 740 – جنگ نوبلز.

⦁ 741 – جنگ بگدورا در شمال افریقا

⦁ 746 – جنگ روپار ثوثا

⦁ 748 – جنگ ری.

⦁ 749 – جنگ اصفهان

⦁ 749 – جنگ نهاوند

⦁ 750 – جنگ زب

⦁ 777 – جنگ ساراگوسا در اسپانیا

پاسخ مربوط اين پرسش را ميتوان بسادگي دريافت که آیا اسلامگرایان در مورد دفاعی بودن این آیات دروغ میگویند و از انسانیت خجالت میکشند که چنین دروغی میگویند و اسلامشان را سانسور میکنند یا نه؟ بهانه حمله مسلمانان صدر اسلام به کشورهای متعدد بیگانه که در زمان عمر با تایید و حتی شرکت امامان شیعه شروع شد چه چیز غیر از گسترش اسلام و همین آیات جنایی قرآن بوده است؟ آیا چنین دینی میتواند دین صلح آمیز و انسانگرایی باشد؟ هرگز!

قتل عام وحشیانه و بی سابقه هندوها توسط مسلمانان

نمونه خوب دیگر این جنایات حمله مسلمانان به هند و قتل عام بی سابقه هندوها در تاریخ بشریت است. ملاها و خلفای اسلامی با استناد به آیات جنایی قرآن جان انسان های بی شماری را گرفتند هزاران انسان که گناهی جز دگراندیشی نداشتند را با وحشیتی بی سابقه به خاک و خون کشیدند تا بر طبع شریعت اسلام و سنت پیامبر اسلام خزانه ها را پر از زر کنند و زمین را همان گونه که قرآن گفته از وجود کفار پاک کنند من اینجا قسمت هایی از این قتل عام بی سابقه را از زبان ویل دورانت تاریخ نگار بزرگ غربی نقل می کنم:

كشورگشايي مسلمين در هند احتمالا خونينترين داستان تاريخ است. حكايتي است نوميدكننده، كه نتيجة اخلاقي آشكارش اين است كه تمدن چيزي است سپنجي، و تار و پود تافتة ظريف نظم و آزادي و فرهنگ و صلح آن مي‌تواند در هر آن، به دست وحشيان مهاجمي كه از بيرون آمده يا در داخل آن گرد آمده باشند، از هم دريده شود. هندوها گذاشته بودند كه توش و توانشان در تفرقه و جنگ خانگي از ميان برود؛ دينهايي را، چون آيين بودا و آيين جين، پذيرفته بودند كه آنان را در وظايف زندگاني سست كرده بود؛ نتوانستند نيروهايشان را سازمان دهند تا از مرزها و تختگاهها، ثروت و آزاديشان در برابر قبايل سكاها، هونها، افغانها، و تركها نگهباني كنند؛ اينان پيرامون مرزهاي هند پراكنده وچشم به راه ضعف ملي آن بودند كه بدان راه يابند. مدت چهارصد سال (600-1000ميلادي) هند چشم به راه سلطه‌اي بود كه سرانجام از راه رسيد.

اولين هجوم مسلمين [ يعني، غازيان عرب] حملة گذرنده‌اي به مولتان بود، در غرب پنجاب (سال 664ميلادي). مهاجمان در سه قرن بعد حملات مشابهي به هند كردند، كه حاصلش استقرار مسلمين در درة سند بود، و اين مقارن زماني است كه همدينان عربشان در غرب، در نبرد تور (سال 732 ميلادي)، براي استيلاي بر اروپا مي‌جنگيدند. اما فتح واقعي مسلمين در هند در پايان هزارة اول ميلادي اتفاق افتاد.

هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ.

او كسي است كه رسولش را با هدايت و آئين حق فرستاد تا او را بر همه آئينها غالب گرداند هر چند مشركان كراهت داشته باشند.

این آیه به صراحت اعلام می دارد که غرض از بعثت و ارسال پیامبر گرامی اسلام این بوده است که دین او، اسلام، جهانگیر شود. آن حضرت از طرف خداوند جهان آفرین مامور بود که همه مردم جهان را به اسلام دعوت کند تا اگر جهان گیر شدن این دین در زمان حیات خود وی تحقق نیافت، دست کم، مقدمات جهان گیر شدنش برای آینده فراهم گردد و حقا که آن حضرت این ماموریت سنگین را به بهترین شکل ممکن انجام داد.

پیامبر اسلام از همان آغاز رسالت خود، در مسیر جهانی شدن و گسترش اسلام گام برمیداشت. آن حضرت در زمانی که هنوز از زمان تشکیل نخستین جامعه اسلامی در مدینه چند صباحی بیش نگذشته بود و قدرت مادی و ظاهری این جامعه نوپا و نوظهور به هیچ وجه با قدرت سایر حکومت ها و دولت های موجود در آن عصر، و از جمله دو ابر قدرت ایران و روم، قابل مقایسه نبود؛ آری در چنین شرایطی، نامه هایی برای امپراطور روم، پادشاهان: ایران، حبشه، اسکندریه، بحرین و پادشاهان کوچک و بزرگ دیگر نوشتند و آنان را به اسلام دعوت کردند.




ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره چهل و هشتم




۱۳۹۴ اسفند ۱۳, پنجشنبه

تجاوز جنسی در ازای حفظ شغل - شراره رضائی



شینا شیرانی  یکی از گویندگان تلویزیون اخبار انگلیسی زبان پرس تی وی از آزار جنسی در محیط کارش افشاگری کرد. این زن نه اولین و نه اخرین است که در محیط ناامن کار مورد آزارهای جنسی و کلامی قرارمیگیرد. روزانه صدها زن در محیط کارشان هم سرنوشت او هستند که نه مانند شینا شیرانی مجری مسلط به زبان انگلیسی هستند و نه مانند صدف طاهریان چهره ای سرشناس بازیگر هستند تا لااقل صدایشان رسانه ای شود و نه در جایگاه و موقعیتی که بتوانند از جهنم جمهوری اسلامی فرار کنند. زنانی که  ترس ازدست دادن کار آنها را وادار به سکوت می کند و اگر اعتراضی هم کنند تنها منجر به  از دست دادن کار و اخراجشان می شود.

از اولین مصاحبه ی شیرانی با رسانه ها پس از خارج شدنش از ایران، در شبکه های اجتماعی بازتاب و واکنش های متفاوتی داشت. عده ی معدودی او را بخاطر شجاعت به افشاگری ش تمجدید کردند و بعضی به او بد و بیراه و فحاشی کردند وگفتند: "کرم از خود درخت است!". برخی مدافعان حقوق زن این عمل را بعنوان  آزار جنسی بر زنان  محکوم کردند ولی با یک " اما"!  همراه بود که  این خانم چون در سیستم دولتی کار می کرده پس مزدور جمهوری اسلامی است و از گزینش آن رژیم عبور کرده و در این پست منصوب شده است. اگر به صحبت های این زن دقیق شویم. از مسایل  پرده برمی دارد که حداقل برای بسیاری از زنان شاغل عجیب و غریب نیست و شناخته شده است و آنرا در محیط کارشان تجربه کرده اند. اینکه این خانم به رژیم وابسته بوده یا نه به نظرم به بیراهه کشاندن و کم جلوه دادن دفاع از زنی ست که مورد آزارجنسی قرار گرفته است. زنان بسیاری هستند که برای پیدا کردن کار چاره ای ندارند تا وارد سیستم جمهوری اسلامی بشوند. معلمان، زنان کارگر در کارخانه ها، بخش های اداری، صداو سیما و .... همه از یک گزینشی بنام گزینش هسته ای اسلامی عبور کرده اند. نمی توان همه را محکوم کرد که چون در بخش های اداری و دولتی جمهوری اسلامی کار می کنند با رژیم همراه هستند.

متاسفانه قضاوت ها به مراتب خطرناک تر و آزاردهنده تر از تعرض جنسی به زنان است!.  بسیاری از  مردم و افکار عمومی از اروپا تا ایران زنی که مورد تجاوز جنسی یا در معرض آن قرار میگیرد را شریک جرم یا مجرم اصلی می دانند و به نظرشان زنان با پوشیدنش لباس های تحریک آمیز مردان را دعوت به تجاوز می کنند. احساسات، خواست ها و تمایلات و نیازهای مردان  محور اصلی قضاوت ها قرار میگیرد و خواست زن  مفهوم ندارد. اینجا فقط شینا نیست که مورد تجاوز کلامی و جنسی قرار می گیرد. وقتی (عمادی رئیس) درخواست ی رفع نیاز جنسی اش در قبال کمکی که (بهتر بگوییم سوء استفاده و یک اهرم فشار برای دست یافتن به تمایلات جنسی اش) او را  در موقعیتی تنگنا و منگنه وار  قرار می دهد و می گوید تخم هایم درد گرفته! کمکم کن من به تو کمک کردم ام. حتی وقیحانه شروع  به تعریف و تمجید جزئیات اندام زن می کند. این خوک کثیف، به تصور افکار بیمارگونه اش که زنان از تعریف و تمجید خوششان می آید می خواهد او را تحت تأثیر قرار دهد  تا تن به خواسته های او بدهد و راضی شود.  حتما وقتی آن شب جواب منفی می شنود برای رفع دردهای جنسی اش اگر سراغ زن های دیگر نرفته باشد. اولین و دسترس ترین، زنِ خود اوست که با رویای هم آغوشی با دیگری به زنش تجاوز می کند و حتما به یاد رویای زنی دیگر، همین تمجیدها را تحویل زنش می دهد!.

در جامعه ای که زن بعنوان یک شی و کالا باید در خدمت برآورده کردن نیازهای جنسی مردان باشد.همانطور که شینا شیرانی می گوید:" در محیط کارم من را  بعنوان یک شی نگاه می کردند". در چنین جامعه ی بیماری،  طبیعی ست نگاه مردان به زنان  شی انگارانه باشد و حرمت انسانی و شخصیت  زن،  تنها در حد یک کالای جنسی تنزل پیدا می کند. در جامعه ای که در تاریخ ادبیات بیمارش زن همیشه آهوی خرامان است که جلب توجه می کند و گریزپاست و مردان شکارچیانی هستند که بدنبال شکار اویند. در جامعه ای که نیازهای جنسی زن همیشه در هاله ای از ابهام  و انکار قرار می گیرد مگر در صورتی که مرد بخواهد آنوقت زن باید تماماً مطلوب مرد واقع شود.
در کشورهای بورژوازی  سرمایه داری، اگر شما از کنار یک مزرعه یا باغی عبور کنید و میوه ای بچیند و بگوید میوه های باغ تان زیبا و خوش رنگ و لعاب بود و هوس کردم و  یکی را چیدم و خوردم. همین قوانین اروپایی و متمدن، یقه تان را میگیرند که بی خود کردی که  به حریم شخصی و ملک خصوصی مان تجاوز کردی و بر علیه تان اعلام جرم می کنند و باید جریمه ای سنگین بپردازید. لشکری از شریعت تا  قوانین و مردسالاری برعلیه زن قرار گرفته و مجوز تجاوز به زنان را صادر می کند و مشروعیت می بخشد. در این دنیای وارانه زن همه چیزش تحریک آمیز است از لباس ش تا خندیدن، آواز خواند و موها و ...  باید خودش و خواسته هایش را سانسور کند تا مبادا مردان تحریک نشوند.
در فرهنگ و قانون اسلامی که زن ناموس مرد است و مرد برای حفظ ناموس ش اجازه قتل های ناموسی را دارد. "تجاوز" به دختربچه های 9 ساله قانونا با نام "ازدواج" در ایران و کشورهای اسلامی اجرا می شود. تعرض جنسی در ایران وکشورهای اسلامی پنهان هم نیست کاملاعلنی ست از کوچه و خیابان گرفته تا محیط کار و قانون هایی که علیه زنان تصویب می شود همه چیز آشکار است و در ملاء عام صورت میگیرد و همه از آن آگاه هستند. تنها در این مقطع  زنی به دلایل جایگاه و موقعی نسبی که در جامعه داشته جسارت به خرج داده تا آنرا بیان کند وخودش را از آن شرایط نجات دهد. زنی که باوجود موقعیت نسبی که دارد می گوید: "عمادی رئیس بود و پست مهمی داشت و من هرچه باشم تنها یک مجری بودم". دنیای بورژوازی که انسان ها را نه بر اساس تخصص ها،  استعدادها،  توانایی هایشان، بلکه براساس تقسیم جنسی انسان ها در تولید نابرابری جنسی برای بقای پست و مقام و بهره کشی بیشتر استفاده می کند و این موقعیت زن کارگر و شاغل را در جایگاهی ضعیف قرار می دهد. زنان کارگری که بخاطر مخارج فرزندشان، زندگی شان، تعرض و تجاوزهای جنسی و کلامی را می شنوند و با تمام استرس ها و فشارها و تعرض ها، باید کارشان را به بهترین نحو انجام دهند تا توبیخ، جریمه و یا اخراج نشوند.