‏نمایش پست‌ها با برچسب شراره رضایی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شراره رضایی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ مهر ۱۳, پنجشنبه

تعرض به حقوق معلمان، تعرض به کل جامعه است - شراره رضائی



وزارت آموزش و پرورش ایران طی بخشنامه ای، مجموعه ضوابطی را برای داوطلبان شغل معلمی در نظر گرفته که مطابق آن، معلمانی که وارد آموزش و پرورش می‌شوند نباید "بیماری‌های" مشخصی را داشته باشند.
به گزارش خبرگزاری فارس که تاکید میکند این شیوه نامه طبق بند یک و 2 ماده 12 قانون گزینش معلمان و کارکان آموزش و پرورش تهیه شده که براساس آن، "ناباروری" و "موهای زاید صورت" زنان، میگرن شدید، دیابت بی مزه، گواتر، اعتیاد به سیگار، کوتاهی یک پا بیش از ۱۰ سانتیمتر و "لهجه غلیظ و غیر قابل تغییری که که مانع تلفظ برخی حروف فارسی مثل چ، گ، ژ، ق ‌شود" (برای معلمان دوره ابتدایی) در شمار موانع ورود افراد به حرفه معلمی ذکر شده اند.
از بیماری های دیگری که در این شیوه نامه آمده ست و منعی برای  انتخاب حرفه معلمی ست: "نداشتن دید کمتر از ۱۰/۱۰ در یک چشم،کمتر بودن تعداد دندان‌ها از ۲۰ عدد" ، "انحرافات ستون فقرات مادرزادی ، کوتاهی یک پا بیش از ۱۰ سانتی متر از پای دیگر نیز، بیماری‌های پوستی که در اثر حساسیت و یا مسمومیت نسبت به مواد شیمیایی (شغلی، دارویی، جنگی) ایجاد شده ، انواع آکنه (جوش) "وقتی که شدید باشند و یا منظره صورت را تغییر دهند"، و آسیب اعصاب صورت که منجر به "اختلال عملکرد یا کراهت منظر" شود ، تنگی‌های شدید دریچه‌ میترال و آئورت، اعمال جراحی دریچه‌ای قلب، سنگ های کلیه، پروستات و مثانه "، اعمال جراحی روی کبد، کیسه صفرا، مجاری صفراوی و لوزالمعده، در فهرست بیماری های ممنوعه وزارت آموزش و پرورش جای دارند.

وقتی این خبر را خواندم به یاد، "استیون هاوکینگ" فیزیکدان و کیهان شناسی و دانشمند معروفی افتادم که در سن 21 سالگی دچار بیماری نادری بنامALS  " خواب اندام" شد و تمام بدنش به مرور زمان فلج شده و حتی قدرت تکلم ش را از دست داده است. با این وجود او در سال 2009 موفق به دریافت مدال آزادی ریاست جمهوری آمریکا شد و دارنده کرسی ریاضات لوکاس است و علم و پیشرفت های  کیهان شناسی و حتی  به فکر ساخت هوش مصنوعی ست تا دنیا را متحول کند و دنیای علم بشریت امروز مدیون اوست.
این را یادآور شدم که جامعه می تواند با مردم و شهروندانش چه کند. اگر استیون هاوکینگ در کشوری مثل ایران بدنیا می امد حتما یا در دارالمجانین به زنجیرش می بستند و یا در خیابان ها مورد تمسخر و لوده گی قرار می گرفت و ایران را مقایسه کنید با دنیای پیشرفته ای که انسان ها طی تلاش و مبارزاتی تاریخی نظام سرمایه داری را مجبور کرد تا حق استفاده از تمم امکانات جامعه بدون تبعیض بدست آورد و دولت موظف است که امکانات رفاهی و اجتماعی را برای تمام شهروندانش به رسمیت بشناسد.
وزارت آموزش و پرورش هرسال دهن دریدگی و تعرض ش  بر علیه معلمان و زحمت کشان جامعه بیشتر می شود. همین پارسال بخشنامه ی بی شرمانه ی مشابه ای صادر کرد. مبنی براینکه "ورود قد کوتاه‌ها و چاق ها به آموزش و پرورش ممنوع ” که از سوی عباس قنبری، معاون دانشجویی دانشگاه فرهنگیان بیان شده بود. وزارتی که  نه از آموزش خبری ست  و نه از پرورش، شبیه چاه  فاضلابی ست که هر دم بوی گندش بالا می زند و همه را خفه می کند.
وزارتی که  به جای افرایش علم و دانش، پریروی پرور است و باروری معیار زنانگی ست و زیبایی چهره جای عقل و اندیشه را گرفته است. در حکومتی که وزارت علوم ش، ظواهر و سروقامتی و اندام ا مهم تر و واجب تر از  نخبه پروری و شکوفایی خلاقیت است.  مدارسی که به برکات حکومت خشونت پرور،  بجای آرامش و آموزش کودکان شبیه به شکنجه گاهی ست که هر روز کودکی، زیر ضربات عقده های فروخورده و نیازها و احتیاجات برآورده نشده ی و بی پاسخ حکومت نالایق  به خواست مردم و معلمانش، شکنجه و یا نقص عضو می شوند و یا با اراجیف دینی مغز و ذهن کودکان را شستشو می دهند. به جای تحویل آینده سازانی آگاه و روشنفکر، با برگزاری جشن ارتجاعی "جشن تکلیلف"  رویاهای شیرین کودکان را از 9سالگی ویران می کند و آنها را به دنیای زنانگی سوق می دهد. وزارتی  که هرچه ریش و پشم بلندتر و  جای مهرتظاهر و ریا برپیشانی عمیق تر باشد و بوی گند و تعفن از ذهن عقب مانده شان بیشتر تراوش کند مقام و پُست بالاتری می گیرند و به سمت وزیر و معاون منسوب می شوند.
 حکومت زن ستیزی که شمشیرش را خیلی وقت از رو بسته و با هر بخشنامه و قانونی شریف ترین  انسان ها  و کارگران و خصوصا  با حذف زنان از چرخه کار و اقتصاد آنها را سلاخی می کند. در کشوری که به میمنت وجود  منحوس رژیم اسلامی مقام اول کشور افسرده در جهان را کسب می کند هیچ وزیری و معاونی از کار منع نمی شود که چه بلایی برسر کودکان مملکت آورده اند. افزایش رو به رشد خودکشی و اعتیاد در میان دانش آموز هیچ کس نه از کار برکنار شده و نه بازخواست می شوند ولی موی های زاید و ناباوری عیب و نقص محسوب می شود.  طبق آمار معلمی تنها شغلی ست که زنان به دلایل مختلف از جلمه  احساس امنیت در محیط کلاس، محدودیت های مردسالاری حاکم برجامعه، پاره وقت بودن و تعطیلات تابستانی و رسیدگی بیشتر به فرزندان و کارهای خانه،  تمایل بیشتری برای ورود به این شغل از خود نشان می دهند و رژیم می خواهد این عرصه اقتصادی را هم برزنان تنگ تر کند.
دست روی  هر بخش این سیستم ضدانسان و نکبتی  بگذاریم،  درد و خشونت بیرون میزند. مدارسی که کودکان تنها بخاطر عدم وجود وسیله ی گرمایشی سالم در آتش سوخته اند. دانش آموزان شین آباد، کودکانی که زیبایی و زندگی شان را باخته اند و هر سال با آمدن زمستان خبری از سوختن معلمی یا کودکانی را می شنویم، تا معلمانی مثل  "اسماعیل عبدی" که  به جرم دفاع از حقوق معلمان و پیگیری مطالبات صنفی، حق  تحصیل رایگان برای تمام کودکان ، برای شنیده شدن صدایش، دست به اعتصاب غذا می زند و سالیان عمرشان را پشت میله های زندان می گذراند.
باید از رئیس جمهورش گرفته تا وزرای نالایق ش به جرم جنایتی بزرگ علیه کودکان و نسل های سوخته، عدم شادی و بازی و رفاه کودکان، علیه هزاران کودکان بازمانده از تحصیل، علیه معلمان درزنجیر محاکمه کرد. هیچ راه علاج  و درمانی برای اصلاح چنین حکومت فاسدی باقی نمانده، کسی که هنوز هم دم از اصلاح می زند یک فریبکار بزرگ و در جنایت و با جنایتکاران رژیم همراه و همدست است. جمهوری اسلامی با تمام دم و دستگاه ش خود بزرگترین مانع خوشبختی و شادی و رفاه و امنیت در جامعه است و بزرگترین دشمن علم و آگاهی و انسانیت است. باید همدست و یکپارچه این غده ی سرطانی حکومت اسلامی  را از ریشه در آورد تا جوانه های امید به بهبودی زن، کودک، معلم و کارگر دوباره به جامعه بازگردد.




۱۳۹۶ فروردین ۲۳, چهارشنبه

گزارش هشت مارس- شتوتگارت / آلمان : شراره رضائی



8مارس روز جهانی زن، سمبل مبارزات و دستاوردهای ارزنده زنان مبارزی چون کلاراازتکین هاست.
با وجود گذشت بیش از صد سال از این روز، وضعیت زنان دنیا خصوصا در کشورها و حکومت های اسلامی چون افغانستان و ایران اسف بار است . زنان برای پایه ای ترین حق شان که حق انتخاب و حجاب است، در خیابان ها توسط پلیس دستگیر می شوند و شلاق می خورند و به قتل می رسند. در خیابان بر روی صورت زنان اسیدمی پاشند و برای ابراز عشق خارج از ازدواج سنگسار می شوند.
حکومت ایران  که باید بعنوان متجاوزترین قاتلان بشریت و ضد زن و آپارتاید جنسی محاکمه شود. اما زنان سران حکومت های  اروپا برای منافع سود سرمایه داری،  حقارت سرکردن حجاب و اطاعت محض نوکرمأبانه را درمقابل اخوند وجنایتکارترین حکومت اسلامی را به راحتی می پذیرند. باید دنیایی شرم آور و نظام سرمایه داری را از بین برد.
میلیون ها زن در ایران  از تحمیل حجاب اجباری، آپارتاید جنسی و نابرابری حق انتخاب رشته های دانشگاهی، دستمزد نابرابر، عدم فرصت های شغلی در مبارزه می کنند و تاوان سنگین زندان های طولانی و شکنجه را تحمل می کنند.
 آتنا دایمی و سعید شیرزاد نمونه هایی هستند که  به جرم دفاع از حق زن و کودک و حقوق بشر، سال های طولانی  جوانی شان  را در زندان سپری می کنند.
در قانون اسلامی ایران سن مجازات  کودکان دختر 9 سال و پسران 15 سال تعیین شده است. ایران رکوردار اعدام کودکان است و سن ازدواج دختران 13 سال می باشد.  در سال 1394،  28 هزار و 242 کودک زیر 15 سال مجبور به ازدواج شده اند و بیش از 204 هزار ازدواج دختر در سنین 15 تا 18 سال  به ثبت رسیده است .
مطالبات و خواست های زنان درایران تنها به یک روز 8 مارس خاتمه نمی یابد. بلکه هر روز در خیابان ها درحال دست به یقه شدن و مبارزه با پلیس و اوباش رژیم جمهوری اسلامی ایران هستند.

زنده باد 8 مارس
زنده باد آزادی و برابری و مبارزات مردمی
مرگ بر جمهوری اسلامی زن ستیز
سازمان رهایی زن









ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره پنجاه و چهارم




۱۳۹۵ اسفند ۱۱, چهارشنبه

یک بیلیون زن بپاخیزید گزارش: شراره رضائی


روز 14 فوریه در شهر شتوتگارت از سوی شبکه سراسری زنان، با همکاری تمام گروه ها سازمان ها و فعالین حقوق زن با عنوان “ یک بیلیون زن بپاخیزید” برعلیه خشونت بر زنان سازماندهی شده بود. این روز بنام روز مبارزه علیه خشونت بر زنان و دختران نام گرفته که از تمام زنان در سرتاسر دنیا در چنین روز دعوت می شود تا ین بیلیون زن در هر شهر و محله ای به خیابان ها می آیند و برعلیه خشونت بر زنان به رقص می پردازند. روز 14 فوریه عالوه بر شهر شتوتگارت در چندین شهردیگر این ایالت از جمله مانهایم/ کالسروهه /فرایبورگ و توبینگن درساعت 17 زنان و همه کسانی که مخالف خشونت علیه زنان هستند به خیابان های مرکز شهر آمدند و به رقص و پایکوبی پرداختند. این روز با شعار "نه یعنی نه" مورد استقبال گسترده ای قرار گرفته بود. عکس هایی از این مراسم :




سازمان رهایی زن سری سوم شماره پنجاه و سوم


۱۳۹۵ اسفند ۱, یکشنبه

کودکی ام را تاراج نکنید! - شعر از: شراره رضائی

شرم بر دنیای که ورق می زند
 مژگان خیس از باران اشکت را
و در نی نی مردمک چشمان فرشته گونه ات
قصه های غصه های قلبت را
چه گستاخانه به تماشا می نشیند
 و دم برنمی آرد
نگاهش به آیینه درهم می آمیزد
این غریبه کیست!
او را نمی شناسد!
دستپاچه بدنبال عروسک ش میگردد
عروسک با لبانی سرخ به او لبخند می زند
و کودکی اش را گوشزد می کند!
آرامشی لحظه ای
لبخندی کوتاه
و
دهل ها و سازها
چه بی رحمانه
 آغاز مرگ کودکی را جشن گرفته اند
در گوشش نجوایی اندوه بار می گوید
اینبار نوبت توست
وقت رفتن است
برای آخرین بار همدم شب هایش را محکم تر از همیشه
بغل می فشارد
و دستی زمخت مردانه و مردسالار
او را می برد
تا کودکی اش
را تاراج کند!
تجاوز (ازدواج) کودکان ممنوع!





ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره پنجاه و دوم







۱۳۹۵ آبان ۳۰, یکشنبه

حرام کردن دوچرخه سواری زنان بزرگترین توهین به مردان - مصاحبه تلویزیون رهایی زن با شراره رضایی




از ابعاد کنترل و سرکوب حکومتی این فتوا که بگذریم آنچه از پرده حجاب اسلامی بیرون میافتد همانا بی اراده تلقی کردن مردان آن جامعه است. مردانی که به تعبیر مراجع تقلید با دوچرخه سواری زنان محجبه در کشورشان آنچنان از خود بیخود میشوند که نظم جامعه برهم میخورد.
چگونه استکه در کشورهائی چون دانمارک و هلند که زنان بدون پوشش اسلامی در کنار مردان و در ملا عام دوچرخه سواری میکنند و نظم جامعه اشان برهم نمیخورد. آقایان، نظم اجتماعی شما کهنه و پوسیده است که با ابراز وجود اجتماعی زنان فرو میپاشد. در برنامه امشب با شراره رضائی فعال حقوق زنان و مدیر مسئول ماهنامه رهائی زن در اینباره به گفتگو مینشینیم.
شراره رضائی به برنامه رهائی زن خوش آمدید .
مینو همتی: اولین سوالی که  مطرح میشود اینست که مردان آن جامعه تا کی میتوانند توهین علمای اسلام را به اراده و فهم و شعورشان تحمل کنند؟
شراره رضائی: اجازه بدید برای بینندگان عزیز یه توضیحی بدم که جریان از چه قرار بوده. از سوی شهرداری مریوان کردستان، برای کاهش آلودگی هوا اعلام روزسه شنبه های پاک بدون خودرو اعلام شد. زنان و دختران جوان و مردان از این روز استقبال کردند و با دوچرخه به خیابان ها آمدند. بعد از آن امام جمعه ی مریوان گفت باید جلوی دوچرخه سواری زنان گرفته بشه که بعد از این اظهارات، پلیس مانع دوچرخه سواری زنان شد.زنان مریوان در واکنش بە اظهارات مسئولان حکومتی و اقدامات نهادهای امنیتی در مریوان مبنی بر ممانعت از دوچرخه سواری دختران و حرام دانستن آن، حدود ۱۴۰۰ تن از فعالین زنان و مدنی و افراد عادی در محکومیت ممنوعیت دوچرخه سواری زنان در فضای عمومی در مریوان بیانیەای منتشر کردند.
در قسمتی از این بیانیه آمده که« ما امضا کنندگان این بیانیه ضمن حمایت از حق دوچرخه سواری زنان در مریوان بر این باوریم که فعالیت در فضای عمومی، بر طبق رویه های قانونی، جنسیت و تبعیض جنسیتی نمی شناسد و حق هر فردی است فارغ از جنسیت و جغرافیا در چارچوبهای قانونی، فعالیت روزمره داشته باشد و نباید رویه های فراقانونی حقوق قانونی را مخدوش کنند". بعد از اعتراض زنان مریوان، زنان بوکان و قزوین هم به این کمپین پیوستند با دوچرخه به خیابان ها آمدند و به این اعتراض کردند. وقتی رژیم دید که عملا این اعتراض زنان داره در کل کشور گسترده می شه و نمی تونند جلوی دختران و زنانی که خواهان حقوق برابر بدون تبعیض جنسی هستند. اینجا بود که  دیگه خامنه ای رهبر رژیم اسلامی وارد عمل شد و فتوایی صادر کرد مبنی بر اینکه " دوچرخه‌سواری بانوان در مجامع عمومی و نیز در جایی که در معرض دید نامحرم باشد، حرام است".
 حالا در پاسخ به سوال شما باید بگم که: اول باید دید که آیا واقعا مردان این نوع محدودیت ها علیه زنان را، توهین به اراده و فهم  و شعور خودشان تلقی می کنند یا نه؟. من فکر می کنم بخشی از جامعه که مردان آزادی خواه و برابری طلب هستند حتما مخالف این نوع قوانین و تفکر های ارتجاعی هستند و در تجمعات قبلی و حتی اخیرا دیدم که در بین این معترضان زن در ممنوعیت دوچرخه سواری زنان، مردها هم حضور داشتند و همراه زنان به این قوانین عقب مانده اعتراض کردند و این نوع قوانین رو توهین به شخصیت انسانی خودش تلقی می کنند و خواهان حقوق برابر بدون تبعیض جنسی شدند. حتما این نوع قوانین شریعت هدف ش همین است که هرچه بیشتر بین زن و مرد شکاف بیاندازه و  گویا که مرد یک موجود بی اراده، بدون تفکر و کم ظرفیتی ست که با دیدن هر عمل زن، تحریک می شوند. ولی واقعیت اینکه همه مردان اینطور فکر نمی کنند و بخشی از مردان بااجرا و فتوای چنین تفکرات عقب مانده ای،  اتفاقا یک دستاویزی برای آنان می شود که برای مهارکردن و به اطاعت درآوردن زن است.
طبق تعالیم قرآن و احکام مذهبی اسلام و از نظر فلاسفه امام محمد غزالی می گوید:" زنان وسوسه گر، مخرب و مخل نظم اجتماعی اند و از این رو باید آنها را در جامعه و خانواده  کنترل کرد که مردان بتوانند به وظایف اموراجتماعی و  دینی  شون برسند".  در فرهنگ اسلامی، آزادی زن و حضورش در جامعه، فساد و هوسرانی ست. پس باید کنترل بشوند.
نباید اینو فراموش کنیم که این اتفاق برای خانم "نیلوفر اردلان" که در مسابقات فوتسال آسیایی بنام "خانم گل" لقب گرفت، همسر ایشان که اتفاقا مجری خبرهای ورزشی هم هستند مانع از خروج همسرشون به خارج از کشور برای مسابقات شد و  گفت این حقی که قانون به من می دهد و من آن را اجرا کردم. منظورم اینکه حتی اگر مردانی  آگاهانه یا ناآگاهانه درهرحال از این قوانین ارتجاعی بهره می برند علیه فشار بر زن و اینطور نیست که این قوانین ارتجاعی را همه توهین به خودشون بدانند.

مینو همتی: بفرض اگر حاج خانم خواب نما شود و در خواب از دوچرخه سواری آقایان تحریک شود، آقاشون دوچرخ سواری برای آقایان را هم حرام میکند و یا اینکه احساسات خانمها در مکتب علما گناه محسوب نمیشود؟
شراره رضائی: نه حتما این اتفاق نخواهد افتاد. بر طبق باورهای اسلامی، مردان همیشه قوی تر، محکم تر و عقلانی تر توصیف شده اند. ولی همین مردان بردگان امیال جنسی خودشون هستند و زنان دقیقا برعکس این در تفکر عقب مانده اسلامی توصیف شده که زنان آدم های غیرعقلانی، ضعیف توصیف شده اند ولی در کشش جنسی شون بر خودشون مسلط تر هستند و از اراده بیشتری برای کنترل این امیال برخوردارند.
در قرآن آمده:" زنان کشتزار شمایند و از هرکجا که می خواهید برای کشت خود وارد شوید". اساساً در اسلام برای مردان هیچ محدودیتی وجود ندارد. مرد طبق قانون شریعت می توانند تا 4 زن رو عقد کنند و تا بی نهایت صیغه کنند. زن از نگاه مذهب و دین، یک وسیله لذت جویی مرد توصیف شده و فرودستی زنان یک حکم الهی و اراده خداوند است. پس هرگز این اتفاق نمی افتند چون مردان از نگاه علمای عقب مانده دینی هرزمان که احساس کنند نیاز جنسی دارند می تونند به خواسته هاشون برسند و هر زنی را که اختیار کنند صیغه می کنند ولی  زنان محکوم هستند که یا نیازهاشون رو کنترل و سرکوب کنند و در غیراین صورت با عنوان قتل های ناموسی کشته و یا به حکم قانون بربریت شریعت سنگسار می شوند.
در کل مذاهب، فرودستی و بردگی جنسی در برابر مردان را یک اراده الهی  و ابدی قلمداد می کنند. رسالت اسلام و مذاهب هم هدفش جدایی  انداختن بین زن و مرد هست. و هرگز چنین اتفاقی نمی افتد که این مسئله و حکم برعکس بشود.

مینو همتی:از طنز تلخ تاریخ این فتواها که بگذریم میرسیم به تغییر در توازن قوای اجتماعی کهنه پرستان و نسل جوان و مدرن که ارکان نظام را نه زیر تانک بلکه زیر دوچرخه له کرده است. بنظر شما ترس رژیم اسلامی و توسلش به حربه فتوا از چیست؟
شراره رضائی: می شود گفت رژیم هیچ وقت خواب آرام نداشته این واقعیتی هست. هیچ وقت نتوانسته آرزو و آمال ش که تحمیل برقع و پوشش کامل رو که چار می دانه برزنان تحمیل کنه و موفق نشده. . پس از اعلام حجاب اجباری خمینی در سال 57، جنش عظیم 8 مارس زنان  علیه این حکم ارتجاعی تاریخ ساز بوده و هست. این مسأله اصلا چیز جدیدی نیست، چاقو زدند، اسید پاشیدند، زنان رو محدود کردند ولی زنان نزدیک به نیم قرن هست که رژیم را به مصاف می طلبند و زنان در تمام عرصه های زندگی و اجتماعی، مبارزه کردند و تاوان دادند تا حرمت انسانی و آنچه که بعنوان یک انسان حق شون هست رو بگیرند و علیه قانون، سنت ها و اخلاقیات واپسگرایانه مبارزه کردند. و امروز هم نسل جوان ارکان نظام رو همانطور که خودتون می گید زیر دوچرخه ها له کرده و به مسخره گرفته است.
رژیم همیشه از حضور زنان ترس و واهمه داشته. حضور زنان در صحنه های اجتماعی و مشارکت در جامعه  با پس زدن به تمام ارزش های عقب مانده مذهبی تلاش کردند که  سرنوشت خودشون رو بدست خودشون بسازند و بدست بگیرند..
گسترده شدن اعتراضات زنان و ترس از گسترده شدن ابعاد اعتراض و رسانه ای ترشدن و مقاومت بیشتر، رژیم رو می ترسونه. در یک فیلم کوتاهی دختر و مادری که سوار دوچرخه هستند و پیام خودشون رواینطور بیان می کنند که ما بعد از شنیدن  فتوای خامنه ای، دوچرخه کرایه کردیم و به خیابان آمدیم تا بگیم که ما دوچرخه سواری  و ورزش را کنار نمی گذاریم و آنچه که حق ماست کنار نمی گذاریم. در تجمع اعتراضی زنان در قزوین هم  عکس جالبی توجه رو جلب می کند.  مردی مسنی داره به زنش دوچرخه سواری رو آموزش می دهد. خب مسلم که رژیم به وحشت می افتد. یعنی زنان و دختران دارند با بالاترین مقام کشوری که رهبری هست رودررو می شن و پیام می دهند که حتی فتوای تو برای ما ارزشی نداره و ما آنچه که حق ماست و علیه تبعیض و نابرابری می ایستیم و مقاومت می کنیم. 

مینو همتی:بنظر میرسد کشمکش نسل جوان آزادیخواه و برابری طلب با مقرارات اسلامی هر روزه ابعاد تازه ای بخود میگیرد، انعکاس این مبارزات در اروپا چگونه بوده است؟
شراره رضائی: در ایران همانطور که همه خبر دارند در رسانه های داخلی فتوای خامنه ای منعکس می کنند ولی دلیل اینهه ترس و وحشت رو حتما اعلام نمی کنند. اعلام نمی کنند که چه چیزی باعث واکنش خامنه ای به این امر شده ولی با این وجود دیدم که در همون کمپین زنان مریوان بیش از 1400 نفر در عرض یکی دو روز اول به این کمپین پیوستند و این نشان از ابعاد گسترده ی اعتراضات و خواست تمام زنان ومردان آزادی خواه است که به این اعمال قرون و سطایی پایان بدهید و رژیم را وارد می کند که به این خواسته های بحق جوانان باید تن بدهد. این نوع مبارزات در رسانه ها و دنیای اینترنت و مجازی ابعاد گسترده ای پیدا می کند چون یک مسأله و خواست به حق جامعه ست که با چنین سرعتی زنان در شهرهای دیگربه این کمپین پیوستند و با دوچرخه هاشون خیابان ها رو به تسخیر در آوردند و نشان دادن که مثل همیشه جوانان برای  اراجیف خامنه ای و دار دسته اش پشیزی ارزش قایل نیستند.
حتما بعد از فتوای خامنه ای مثل همیشه یکسری بگیر و ببندها شدت بیشتری پیدا می کنه ولی این طرح ارتجاعی شون هم مثل تمام آنچه که تاکنون در خیابان ها خواستن اعمال کنند از مسأله حجاب،  و یا حتی با حذف و محروم کردن  77 رشته دانشگاهی برای زنان.  ولی امسال باز شاهد بودیم که 59 درصد از قبولی های دانشگاه ها زنان بودند. با محدودیت ورزش برای زنان و با وجود واکنش های تند فسیل های امام جمعه که گفتند این افتخار نیست که زنان برند در کشورهای دیگر و لگد بزنند بلکه افتخار زن به خانه و خانه داری ست،  دیدیم که ا کیمیا علیزاده در المپیک مدال طلا را کسب کرد. تا کنون رژیم هر طرحی رو اجرا کرده زنان با تمام نیرو مخالفت خودشون رو اعلام کردند .
حتما سخت خیلی هم سخت که زنان دایما باید خودشون رو اثبات کنند و دایما مبارزه کنند ولی عزم راسخ زنان نشون داد که از بگیر و ببندهای خیابانی برای حجاب تا استخدام پلیس نامحسوس و جاسوس تاکنون نتونسته زنان رو خانه نشین کنند. عملا از زمانی که فتوای خامنه ای صادر شده نشان داده که زنان واکنش های شدیدتری نشان دادند و بیشتر از قبل دارن با این یاوه گویی ها مقابله می کنند. این مبارزات در ابعاد گسترده  در دنیا انعکاس هایی داشته و نشون داده که رژیم نتونسته که زنان رو خانه نشین کنند.  مسأله مبارزه همیشه در بستر جامعه ادامه داشته و همچنان قوی تر خواهد شد. خوشبختانه نسل جوان امروز می دانند که از زندگی چی می خواهد و حقش چی هست و به تمام قوانین زن ستیز و تبعیض آمیز پشت پا می زنند و به مبارزه اش ادامه می دهند و به این راحتی ها به این قوانین و شریعت غیرانسانی، تن نمی دهند.

مینو همتی: شراه عزیز با سپاس از اینکه نظراتت را با بینندگان ما در میان گذاردی
شراره رضائی: منم از شما و بینندگان عزیزسازمان رهایی زن متشکرم









ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره پنجاهم







۱۳۹۵ آبان ۲۸, جمعه

وضعیت حقوق زنان در ایران - شراره رضایی



من خیلی فکر کردم که راجع چه بخشی از موقعیت زنان در ایران صحبت کنم. نمی تونید تصور کنید که چقدر سخت درباره جامعه ای صحبت کنی که رسماً و قانوناً سیستماتیک، زنان حقوقی ندارد.
وقتی به تاریخ آپارتاید نژادی برگردیم موقعی که سفیدها از سیاهان قانونا و رسما برتر بودند و آنها را از دیگران جدا می کردند رو بخاطربیارید .
فراموش نکنید که آن جدایی به خاطر فرهنگ نژاد پرست و راسیست و یا عقب ماندگی مردم نبود٬ هرچند فرهنگ و سنت نژاد پرستی همه جا حاکم بود. این تبعیض و این جدایی از همه مهمتر رسمی و قانونی  و دولتی بود که از آن حمایت و محافظت میکرد. دولت نژاد پرست و آپارتاید آفریقای جنوبی را می گویم. جایی نصب تابلوهای ورود سیاهان ممنوع و اتوبوس های فقط مخصوص سیاهان و محل هایی که سیاهان فقط  بخاطر رنگ شان اجازه ورود نداشتند٬ امر عادی بود. قانونی بود و پلیس از آن حفاظت می کرد. این آپارتاید نژادی  همین سال ۹۴ کاملا لغو شد.
                                                                                                                           
https://fa.wikipedia.org/wiki/آفریقای_جنوبی

حتما خیلی تأثرآوره و به نظرتون می یاد که اون دوره به تاریخ غیرمتمدنانه بشریت پیوسته. ولی جالبه که بدونید در ایران همون آپارتاید٬ البته این بار نه به خاطر رنگ که به خاطر جنسیت درمورد زنان داره در همین دنیایی که بشر ادعای متمدن بودن می کنند  در مورد زنان و دختران ایران دارد اجرا می شود. شاید فکر کنید که این کمی اغراق کردن است. ولی این یک واقعیت تلخ است . تلخ تر اینکه چون بنام مذهب، قانونا همان کار را دارند اجرا میکند٬ و به همین دلیل در انظار برخی از اروپاییان به نوعی توجیه و  بخشیده میشود.  

من در سخنرانی امروز ام٬ سعی می کنم با رجوع به فاکت ها و واقعیاتی وضیعت کلی زنان در ایران را پیش چشم شما بگذارم. اما مهتر از همه تلاش می کنم که نشان دهم که جریانی که وضع زنان در ایران را نتیجه  فرهنگ و مذهب و سنت در جامعه٬ میدانند٬ تا چه اندازه یا ناآگاه هستند٬ یا منفعتی در پنهان کردن حقایق مربوط به دلایل وضیعت زنان در ایران دارند. مسله گویا تقابل سنت و مدرنیته٬ نیست. مسیله وجود سیستم و قانون و نظامی است که سیاه بر سفید در تمام قوانین اش٬ زن شهرند درجه دو٬  و گاهی شهروند بی حقوق تعریف شده است و این قانون شریعت اسلامی و سیستم است که اتفاقا از فرهنگ و سنت مردم عقب تر است. چرا که برای اجرای آپارتاید جنسی علیه زنان٬ پلیس و زندان و جریمه و .. گذاشته اند. و تاریخا میلیون ها زن به خاطر نافرمانی از قوانین جداسازی جنسی٬ همان آپارتاید جنسی٬ دستگیر٬ شکنجه٬ کشته و سرکوب شده اند. خاطره ای را اجازه بدهید اینجا چون مربوط است٬ برایتان تعریف کنم .
در یک مراسمی که 8 مارس بود در همین المان متنی آماده کردم که در آن بیانیه ی کوتاهی در مورد وضعیت زنان بود که کلمه ی آپارتایدجنسی را بکار برده بودم. یک آلمانی که خیلی هم سابقه ی مبارزه داره تعجب کرد و پرسید پدیده آپارتاید الان خیلی وقت که لغو شده چرا این کلمه رو بکار می بری؟.
حتما برای شما هم سوال. آیا می تونید تصور کنید که یک روز چشم تون رو باز کنید و ببنید قانون  به شما که زن هستید بگوید دیگه نمی توانی دوچرخه سواری کنی، نمی توانی آواز بخوانی چون صدات برای مرد تحریک کننده ست. نمی توانی به استادیوم ورزشی برای دیدن مسابقات ورزشی بری. نمی تونی در بسیاری از رشته های دانشگاهی خصوصا مهندسی شرکت کنی چون زن هستی.
در ایران زنان، مانند سیاهان باید در قسمت عقب اتوبوس و یا قطار جدا از مردان سوار بشن ، در دانشگاه ها اگر کلاس مختلط باشه دختران در ردیف های آخر کلاس باید بشینند. شما بعنوان جنس مرد می تونی در خیابان ها  و در قانون شریعت اسلامی، هر کاری بکنی ولی خواهرت، مادرت و دوست دخترت نتونه همون کار رو انجام بده. چه حالی به شما دست میده؟ و این نه فرهنگ و رسم و مذهب مردم٬ که قانون و سیستم است و برای اجرایش پلیس و زندان و جریمه و .. عمل میکند.

در اروپا وقتی کمی آفتاب می شه همه این روز غنیمت می شمرند و با لباس های راحت و حتی لخت در میدان های شهر دراز می کشند. ایران یکی از کشورهای گرم و پر افتاب محسوب می شه و گاهی در بعضی شهرهای جنوبی تا 50 درجه هم می شود  ولی دختران باید با مانتو و روسری خودشون رو بپوشانند و به جرم بدحجابی پلیس هر روز توی خیابان ها زنان رو دستگیرمی کنند، جریمه های سنگین می شوند و حتی ماشین آنها را به همین بهانه متوقف می کنند.
 جالبه در ایران اعدام کردن جزء شرع و قانون، اجرا می شه و جان یک انسان رو در ملاء عام و جلوی چشم کودکان توی  خیابان ها در بالای دار انسانی جان می ده این جرم نیست.  در ماه های اعیاد اسلامی سر هزاران حیوان رو می برند و این عبادت و فضیلت خداوند محسوب می شه.  ولی دوچرخه سواری زنان جرم است و اخیرا به حکم رهبر رژیم ایران، دوچرخه سواری زنان حرام اعلام شده و این عمل زنان ضد اخلاقی ست و به جرم دوچرخه سواری دستگیر می شن. تاکید می کنم،  این ها فرهنگ و سنت مردم نیست! این ها قانون است و به زور اجرایش می کنند.

 در چنین جوامعی که مشکل اصلی قانون رسمی کشورش "زن" است و زنانش مورد خشونت قرار می گیرند و همه چیز برعلیه ش است٬ به همین روال وضع زن در کار و خانواده و زندگی خصوصی و شخصی و .. همه و همه اسفناک است. اما اجازه بدهید با این مقدمه برویم سراغ فاکت هایی در مورد وضع زنان در  ایران که چنین جهنمی، زنان و دختران چه وضعیتی دارند. البته من بخاطر کمی وقت و ابعاد گسترده خشونت علیه زنان در ایران، در هر مورد اشاره های کوچکی کنم.
حالا همین درها و دروازه ها رو باز میکنیم به سوی خانه و زنان خانه دار، طبق آمار 2 و نیم میلیون زنان خانه داری هستند که هیچ شغل و یا تخصصی ندارند و مسئول تأمین مخارج زندگی هستند. اینها از هیچ حمایت تأمین اجتماعی برخوردار نیستند و اکثر اینها در خیابان ها دستفروشی می کنند و یا با بچه های خردسالشان تن فروشی می کنند. البته بسیاری از این زنان، شوهردارند که یا از کار اخراج شده اند و بیکارند و یا در محیط کار دچار معلولیت های جسمی و بیماری شدند که قادر به ادامه کار نیستند و قانون کار و دولت از آنها هیچ حمایتی نمی کنند و نخستین ازدواج آنها بین سن 13 تا 18 سال است.
فاجعه است وقتی فیلمی از دختر بچه ی 9 ساله در اینترنت پخش می شه که در شهر مشهد ایران بچه اش را بدنیا آورده و همه بهش تبریک می گویند. تصورش را بکنید که دختر 9 ساله می تونه به اجبار پدر و به حکم قانون اسلام به ازدواج مردی در بیاد و آنچه که در قران آمده دلیل این امر را پاسخ به نیازهای جنسی و جلوگیری از انحرافات و از دام شیطان افتادن محفوظ بماند. طبق قانون شریعت قانون کیفری و مجازات شامل دختر 9 ساله می شه ولی همین دختر برای ازدواج اگر 40 سالش هم بشود باید با اجازه پدر و یا دادگاه ازدواج کند.
درقانون شریعت و دین اسلام، مردان زندگی زنان از "پدر، برادر، عمو و ..." کسانی که هستند که برای سرنوشت زنان تصمیم میگیرند و اونها رو تحت کنترل خودشون دارند و به اصلاح مالکان زن و دخترانشان هستند. دراسلام آمده زن، بدون اجازه شوهر حق بیرون رفتن رو نداره و شوهر اگر صلاح بداند می تونه مانع کار زن. به همین حکم مالکیت مردان زندگی زنان، قتل های ناموسی در شهرهای ایران بنا بر تعصب و مردسالاری شدت بیداد می کنه، زنانی که بدست "پدر، برادر، عمو" حتی به حکم شک و تردید اینکه زن و یا دخترانشان با کسی رابطه ی عشقی دارند کشته می شوند و زنان املاک خصوصی مردان محسوب می شوند. اینها نه غیرواقعی و نه قدیمی هست. همین الان که با شما صحبت می کنم ممکنه یک زن در ایران بخصوص در شهرهای کردستان و یا ایلام و زاهدان بدست پدر یا برادر به قتل برسه. طبق اخبار سلامت نیوز  قتل های ناموسی رتبه اول جنایت در کشور رو داره و 31 درصد قتل ها توسط بستگان و افراد درجه یک خانواده رخ می ده.طبق آمار اعلام شده در ایران تحت عنوان دفاع از ناموس در سال 1990 حدود 340 مورد با عنوان قتل های ناموسی، زنان کشته شده اند.
 بسیاری از با اصطلاح روشنفکران و حتی کشورهای غربی، اینو با نام "نسبیت فرهنگی" یا همان "فرهنگ" قبول می کنند و بر جنایت های عقب ماندگی های شریعت و دین مهر تایید می زنند. طبق  ماده 630 قانون اساسی مجازات اسلامی ایران تحت عنوان "قتل در فراش" " هرگاه مردی، زنش  را در رابطه گرفتن(ارتباط جنسی) با یک مرد غریبه دید می تونه هر دو را به قتل برساند".  و  ماده 220  معروف هست به "فرزندکشی" که پدر بعنوان مالک فرزند می تونه فرزندش را به هر بهانه ای بکشد  بدون اینکه شاکی داشته باشد . مادر در اینجا حتی حق نداره بعنوان شاکی باشه، چون مرد یا پدر صاحب و مالک تام الاختیارفرزند و است و کسی در قانون شریعت نمی تونه علیه پدر قاتل شکایت کنه و تنها به جرم اینکه نظم عمومی جامعه را برهم زده، به حکم قاضی دادگاه  بین 2 ماه تا 2 سال بنا به مصلحت قاضی میتونه زندانی بشه همین.!
زنان در ایران از ابتدایی ترین حقوق یک انسان و فرد محروم هستند و با مردان برابر نیستند در هر موردی که بخواهیم بگیم در شهادت در دادگاه، حضانت فرزند، ارثیه، دیه و .... و زن حق قاضی شدن و یا به مقام قضاوت در دادگاه را ندارد، همه اینها تأثیرات مخربی را بر تمام ابعاد زندگی زنان گذاشته و می گذارد. زنانی که در مسابقات ورزشی عنوان قهرمانی رو کسب کرده بود خانمی بنام" نیلوفر اردلان" زنی که عنوان «خانمِ گل»  در بازی های فوتبال آسیایی لقب گرفت.  برای خروج از کشور و شرکت در مسابقه ی المپیک برای گرفتن  پاسپورت و خروج از کشور نیاز به اجازه شوهر داشت که همسرش مانع از خروج ش شد و از شرکت در مسابقات المپیک باز ماند.
در حقیقیت این آپارتاید جنسی فقط به اینها ختم نمی شه و ابعاد و فجایع گسترده تری از نظر سیاست های فاشیستی، اقتصادی، حقوقی و فرهنگی بر زنان تحمیل کرده، طبق گزارش رسمی در سال تحصیلی 2012، دختران از انتخاب 77 رشته ی تحصیلی که بیشتر رشته های فنی و مهندسی، سیاسی، مدیریت های بازرگانی، زبان انگلیسی بود. محروم شدند و در سال گذشته این محرومیت به 99 رشته هم رسیده که زنان حق شرکت در آن را ندارند  و دانشگاه ها تک جنسیتی هستند و تنها مردان را می پذیرند.
نتیجه ی این محرومیت ها و محدودیت های زنان  در رقابت کاری، افزایش نیروی کار زنان  ارزان  و یا خدمات جنسی ست "تن فروشی". که جامعه از آنها سود می برد و از آنها بعنوان بردگان جنسی و جسمی استفاده می شود و بهره کشی می کنند. تبعیض و خشونت زندگی زنان کارگر را تهدید می کند. از  سهم 48 درصدی خدمات در اشتغال کشور، زنان تنها 11 درصد از این شغل ها را اشغال کرده اند.
زنان بدون هیچ حمایت و پشتوانه ی قانونی کار، به فرزندآوری تشویق می شوند و کارخانه ی کاندوم سازی در ایران را تعطیل کرده اند و کسانی که اقدام به عمل های جلوگیری از بارداری می کنند. جریمه نقدی و شلاق می خورند. حتی شما مخاطبان عزیز نمی تونند تصور کنید که با چه حکومت عقب مانده و مرتجعی ملت ایران روبرو هستند.
زنانی که بدلایل عقیدتی و مذهبی، سیاسی، فعالیت های مدنی و  یا جرم های دیگه،  سالیان سال در زندان بسر می برند زیادند. حتما اسامی بسیاری از آنها را شنیده اید از معروف ترین آنها "نرگس محمدی" ست که بدلیل دفاع ازحقوق بشر محکوم به تحمل 16 سال حبس در زندان شده است. ولی بسیاری از زنان گمنام هستند که من و شما از رنج و دردی که آنها می کشند بی خبریم چون اسم و رسمی ندارند. زنانی که فرزندانشان را در زندان ها بدنیا می آورند و بزرگ می شوند. بر اساس آخرین آمار در خرداد سال 94 ،  426 کودک در کنار مادران زندانی در زندان بسر می برند بدون اینکه مهدکودک و یا فضای بازی برای کودکان مهیا شده باشه. کودکانی که وقتی چشم باز می کنند فقط میله های سرد زندان رو می بینند و در همانجا بزرگ می شن و با غم و یا مرگ و اعدام هرکدام از این زنان و یا مادرشان، این کودکان هم گویا اعدام شده اند و بسیاری از این کودکان هرگز طمع آزادی بیرون از زندان را درک و یا تجربه نمی کنند و کسی رو در خارج از زندان ندارند و در همانجا برای همیشه ماندگار می شوند.
با تمام این محدودیت ها، زنان ایران خودشون رو تا حد زیادی به رژیم و حاکمیت تحمیل کردند، امسال  با تمام محدودیت ها، طبق اخبار سازمان سنجش آموزش کشور در سال جدیدتحصیلی،  57 درصد از دانشگاه ها رو زنان تسخیر کرده اند. زنان مریوان و قزوین و چند شهر دیگر بعد از فتوای خامنه ای که دوچرخه سواری را حرام اعلام کرد.  با دوچرخه ها و با شعارهایی در دستشان که "دوچرخه سواری حق من است" به خیابان ها آمدند اگرچه دستگیر شدند و دوچرخه های آنها توقیف شد. اما می خوام بگم با تمام تبعیض ها و نابرابری ها زنان در مقابل رژیم سرخم نکردند و در واقع مبارزات در دل بستر جامعه ایران جاری ست.
زنان دارند بابت  این قوانین ضد انسانی و ضدحقوق بشری را با تمام گوشت و پوست و روانشان، تاوان سنگینی  پرداخت می کنند. از اعدام، شکنجه، تجاوز در زندان ها، زندان های طولانی ، سنگسارو همه را متحمل شده اند. اگرچه این مبارزات زنان بسیار ارزشمنده که در مقابل رژیم سرتعظیم فرودنیاورند و به آنچه که حکومت می خواست در موردحجاب اجباری که سرتاپا سیاه و چادر بر آنها تحمیل کنه و زنان را هر روز با تنگ تر کردن حلقه های قوانین عقب مانده قانون شریعت و اسلام خانه نشین کنه ولی موفق نشده اند. و این از سر لطف و محبت رژیم اسلامی ایران نیست آنها بدترین قوانین قرون وسطایی تبعیض و نابربری، قتل های ناموسی، اسیدپاشی و چاقو زدن به صورت و بدن زنان رو انجام دادند ولی جامعه و زنان و مردان آزادی خواه جلوتر از رژیم فکر می کنند و عمل می کنند.
 ولی مسئله اینجاست که زنان، تا کی باید تاوان عقب ماندگی و تفکر ارتجاعی حکومت را بپردازند. این سوالی که تمام کشورهای غربی و اروپایی و حقوق بشر دنیا خودشون را به ندیدن و نفهمیدن و نشنیدن زدند. برای رئیس جمهور جنایتکار ایران "روحانی" که دستش به خون هزاران نفر آغشته است و طی 15 سال اخیر رکوردار اعدام ها در ایران بوده فرش قرمز پهن می کنند. اگر در اروپا تنها یک نفر اعدام بشه و به گوش تان برسه که اعدام شده حتما شوک بزرگی بهتون وارد می شه و مشمئز کننده ست. ولی وقتی پای روابط خارجه بین کشورها و سودآوری بین المللی مطرح می شود همین اروپای متمدن چشم بروی همه جنایت های جنایتکاران رژیم ایران می بنده و با آغوش باز، زنان سران کشورش با  روسری و لباس های بلندی و گشاد به دیدار این جانیان می فرستند و حتی در ایتالیا روی مجسمه های لخت، پارچه می کشند که مبادا خدشه ای در روابط اقتصادی بین کشورها وارد بشود. 
 زنان ایران و مردم ایران دارن تاوان همین ها رو در خیابان ها می دن بخاطر رعایت نکردن حجاب بر صورتشون اسید می پاشند، چاقو می زنند و به زندان می روند.  
نه اینکه قراره اروپایی ها، مردم  و زنان ایران رو نجات بدهند نه این نظر من نیست. ولی حتی در دنیای متمدن اروپایی که  حقوق بشر آن را شعار می دهد. جنایتکاران را باید در هر نوع روابط خارجه تحریم کرد نه مردم کشور را. و جمهوری اسلامی را بخاطر جنایت علیه بشریت و اعدام ها و تبعیض جنسی و نابرابری ها پای محاکمه کشیدو مورد محاکمه دنیا قرار بگیرد.
در ایران یک سیستم و نظام آپارتاید جنسی برقرار است. این را امروز خود صاحب منصب های جامعه ناچاراند که به آن اعتراف کنند. به همین دلیل باید قبول کرد که در ایران زن بودن جرم است و یک جرم سیاسی است. و هر زن فراری از کشورهای ایران و کشورهای مثل افغانستان و پاکستان که بنا بر جنسیتش که سیستماتیک مورد خشونت قرار می گیرند، هم چون هر همجنس گرا و ترانس جندرها  فقط به خاطر جنیست اش و به جرم زن بودن،  باید بی قید و شرط در کشورها مورد قبول پذیرش پناهندگی بشوند و تحت حمایت قرار بگیرند. 








ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره پنجاهم






۱۳۹۵ آبان ۲۳, یکشنبه

گزارشی از برگزاری آکسیون علیه فروش زنان (روسپیگری) و انسان (همراه با عکس) - شراره رضائی


دیروز شنبه 15 اکتبر 2016 آکسیونی از سوی حدود 30 موسسه و ارگان های مختلف در شهر شتوتگارت آلمان علیه تن فروشی زنان و فروش انسان ها برگزار شد.

در این آکسیون صدها تن از زنان ومردانی که لباس هایی متحدالشکلی که روی آن نوشته شده بود: "قدمی برای آزادی" همراه با در دست داشتن کاغذهایی که روی آن تصویر بارکد کالا نمایان بود و در بالا و زیر این بارکد (برکسب کالا)، دو جمله خودنمایی می کرد، " من فروشی(کالا یا جنس) نیستم، من حراج نیستم"، با لب هایی که چسب هایی سیاه برآن زده بودند در تمامی مراکز و خیابان های پر رفت و آمد و سنترم(مرکز) شهر در سکوتی مطلق که نشان از درد و رنج زنان و قربانیان تن فروشی ست، هر عابر و رهگذری را به خود جلب می کرد.

در این آکسیون شعارها و پلاکاردهایی با این عناوین در دست بود:

- قرن بیست و یکم، بردگی مدرن

- مردان واقعی، زنان را نمی خرند

- انسان ها جنس (کالا) نیستند

- روسپی گری اجباری، بردگی قرن مدرن 

این موسسه ها و کانون ها هر ساله در شهرهای مختلف آلمان آکسیونی علیه روسپی گری زنان و فروش انسان ها برگزار می کنند. سال گذشته این آکسیون در برلین و امسال در شهر شتوتگارت برگزار شد. 

در این میان بروشورهایی در بین مشتاقان و رهگذران پخش می شد که در آن آمده است: 

دلایل: استفاده برای حمل قاچاق مواد مخدر / روسپی گری و فروش اعضا بدن انسان ها

واقعیت ها: 

- در دنیا 20 تا 30 میلیون انسان قربانی می شوند و فروخته می شوند.

- سود حاصل از قاچاق بین المللی سالانه 32 میلیارد دلار تخمین زده می شود.

- بعد از قاچاق مواد مخدر قاچاق انسان، دو سوم سود آوری کسب و کار جهان است.

- بیشتر قربانیان در اروپا به فحشای اجباری وارد می شوند.

- 880 هزار قربانی فروش انسان در کل اروپا هستند که بیشترین آنها به تن فروشی وادار می شوند. 

- تقریبا نزدیک به 80% از قربانیان زن و دختران جوان هستند.

- نزدیک به 20% از قربانیان در اروپاشرقی، کودک هستند.

- آلمان یکی از اصلی ترین کشورهای مقصد اروپایی ست که در این کشور این زنان وکودکان معامله می شوند.

- 56% از این قربانیان سال 2011 در آلمان که توسط پلیس شناسایی شده اند که زیر سن 21 سال داشتند.

- فقط 1% از این قربانیان نجات پیدا می کنند و از راه خلاصی از این شرایط برایشان امکان پذیر می شود.

هدف این موسسه:

- اطلاع رسانی و علنی کردن واقعیت ها

- حمایت از قربانیان

- پایان دادن به این شرایط 




سایت 





ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره پنجاهم