‏نمایش پست‌ها با برچسب آکو رضایی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آکو رضایی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ خرداد ۹, یکشنبه

مسلمان کیست؟ : آکو رضایی



ابتداى امر بايد بدانيم مسلمان كيست؟وچرا هر كسى به محض به دنيا آمدن در ايران در زمره آمار مسلمين جهان قرار مى گيرد؟ 

خوب با اطلاعاتى ساده مى دانيم در صدر اسلام هر كس به پيامبر اسلام و وحدانيت الله اعتقاد مى داشت و با گفتن: اشهد ان لا الا الله و اشهد ان محمد رسول الله به طور اتوماتيك مسلمان و به صفوف جان فدايان پيامبر و يا ساير خلفا در مى امد. وقبل از حمله اسلام به ايران مى خواهم نگاهى اجمالى داشته باشيم به دوران صدر اسلام ، زمانى كه ياران حضرت كمتر از انگشتان دست بودند، ابتداى امر بايد عنوان كنم تمامى چيزهايى كه ذكر خواهم نمود به استناد مى باشند و منابعشان : قران، تاريخ تبرى،كتاب ٤٠ سال رسالت وپيامبرى محمدو... بنده به علت محدوديت هاى بسيار سعى مى نمايم بسيار به اختصار اندكى از وقايع ان دوران را ذكر نمايم در أصل علت اصلى رشد وپيشرفت سريع اسلام در ان دوران مى پردازم؛ 

هميشه اين سوْال برايم مطرح بود كه چرا آيه هاى مكى و مدينى كه به اين درستى نيز در قران تفكيك شده اند، اينقدر متمايز هستند؟ چرا هنگامى كه ياران حضرت كم هستند و به قول معروف دستشان به جايي بند نيست ( لا اكراه فى دين) در دين اجبارى نيست وجود دارد وهمه انسان ها سياه و سفيد فقير و غنى همه برادر و برابرند و هنگامى كه تعدادشان افزون مى گردد ديگر نرمشى وجود ندارد و قاطعانه اعلام مى كنند يا إيمان بياوريد و يا كشته مى شويد در راه الله. داستان از اين قرار است هنگامى كه عرصه را در مدينه به محمد تنگ كردند و جاى ماندى برايش نماند با پسر عمويش على چند تن ديگر از يارانش به مكه وبه نزد يكى از طايفه هاى يهودى به نام بنى قريظه پناهنده شدند و به اسرار خودشان با يهوديان پيمان برادرى و مصالحه بستند و عليه دشمن مشتركشان از يكديگر محافظت نمايند ، در أصل يهوديان فقط مى خواستند به انان پناه دهند و كمكشان كنند وگرنه ١٠ نفر چه حفاظتى از طايفه اى ٨٠٠ نفره كه خود داراى برج باروى مستحكمى نيز هستند، مى توانند داشته باشند؟ يعنى انان در شهرى كه دور تا دورش حصار و ديوار بود زندگى مى كردند. 

وقبل از محمد نيز أعراب از قديم رسومى داشتند كه در طول سال ٢ ماه ان را محرم و حرام اعلام مى كردند بدين معنى كه در ان ٢ماه هيچ كس حق جنگ و نزاع نداشت و حتى با غير عربها نيز نمى جنگيدن، و به اين قانون نيز بسيار پايبند بودند. و در يكى از اين ماه ها كه كاروان هايى براى تجارت از اطراف مكه مى گذشتند، وبا علم بر اينكه در ان ٢ ماه اعراب نمى جنگند هيچ اسكورت و محافظى براى خود نداشتند كه حضرت دستور حمله به انان را صادر نمود و بسيار راحت همه انان را خلع صلاح كردند و انانى كه مقاومت نمودند ، از دم تيغ گذراندند.و اين كار را چندين مرتبه تكرار كردند و اين اخبار به مدينه و ساير نقاط مى رسيد و افراد زيادى از همه اطراف و اكناف به صفوف راهزنان حضرت گرويدند به طمع پول و ثروت فراوانى كه به انها مى رسيد ، جمعيتشان به زودى به حدى شد كه حتى كسانى را نيز كه به انها پناه داده بودند تهديد كردند كه يا ايمان بياوريد و تسليم شويد ويا كشته مى شويد، و كم كم عده انان بيشتر از ساكنان مدينه نيز شد يعنى اكثريت جامعه مدينه كه افرادى فقير بودندبه نزد پيامبر رفته بودند و به ظاهر يا شايد در أصل ايمان اورده بودند و اكنون هر كدام كلى مال ثروت اندوخته بودند وبه مدينه نيز حمله كردند كه تسليم شدن و اين سرنوشت كشور ما نيز شد. هم اكنون چه كسانى از ما تا الان قران را به درستى مطالعه كرده ايم بطورى كه متوجه بشويم و ان را بفهميم؟ كداميك اين سوْال را از خود نموده ايم كه چرا مسلمان هستيم جز اينست كه چون، پدران و پدران انها نيز مسلمان بوده ايم پس ما نيز هستيم . سوْال ديگرى مطرح نمى شود و اصولا چون براى كسى اهميتى ندارد اصلا مهم نيست كه مسلمان است يا نه چون ما در أصل مسلمان زاده هستيم نه خود مسلمان اگر دقت كنيم درصد نا چيزى از جامعه تمامى فرايز دينى را كامل انجام مى دهند و هر كس سليقه اى قسمتى را انجام مى دهد و ديگرى را نه. به اميد پيروزى و ازادى ايران عزيزمان




ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره چهل و ششم
http://rahaizanorg.blogspot.se/2016/05/rahaizan-shomareh-46.html




۱۳۹۵ فروردین ۳۰, دوشنبه

نظر شما در مورد 8 مارس روزجهانی زن چیست؟ - آکو رضایی



عرض سلام و خسته نباشيد خدمت تمامى مسئولان نشريه زيباى رهايي زن. نظر من در مورد ٨مارس روز جهانى زن يا ١٧ اسفند در ايران كه در اين روز به خاطر اعتراض هاى كه در نيويورك انجام شد اين روز به يك روز جهانى تبديل شد البته با تلاش تمامى افراد مدافع حقوق زنان اين روز بزرگ به ثبت جهانى رسيد و اينكه در طول تاريخ اديان ما همواره ظلم و نا برابرى نسبت به زنان مى بينيم و از جمله در كشور خودمان نمونه هاى بسيار زيادى از نقض حقوق زنان مشاهده مى كنيم ، حتى اكنون كه در عصر روشن گرى و تبادل اطلاعات به سر مى بريم ما همواره در كشورمان تجاوز به حقوق زنان را مشاهده مى كنيم اعم از جنسى و حقوقى . همچنان ازدواج اجبارى و زود رس دختر بچه ها را مى بينيم و موارد بيشمارى نمونه بارز و اشكار نقض حقوق زنان كشورمان را نشان مى دهد يعنى در نهايت اختصاص دادن يك روز در تاريخ به ياد بانوان گرامى كه همواره نوك تيز پيكان ظلم و بى عدالتى به سمت انان بوده حداقل كارى بوده كه مى شد انجام داد ولى ما همواره در خارج از كشور بايد بكوشيم كه با برپايى مراسم و اكسيون هايى در روز ٨ مارس جامعه خودمان را بيدار و اگاه سازيم چون عدم امنيت زنان جامعه ايران از نادانى و نا اگاهى مردمان محترم ايران است ما با برگذارى مراسم و اكسيون هاى گوناگون سعى در روشنگرى و بهبود وضعيت بانوان خوب كشورمان را داريم به اميد برگذارى باشكوه ترين مراسم ٨ مارس در ايران عزيزمان. با تشكر از نشريه رهايى زن،

اكو رضائى


ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره چهل و چهارم







۱۳۹۵ فروردین ۲۰, جمعه

نگاهى به تاريخچه نقض حقوق زنان در ايران در ماه مارس و مصادف با ٨مارس- آکو رضایی


هفته گذشته شاهد بر گذارى هاى بسيار با شكوهى از سراسر جهان به مناسبت ٨ مارس مصادف با ١٧ اسفند روز جهانى زن در ايران نيز بوديم. ما با گردهمايى ها و بر گذارى اكسيون هاى باشكوه اين روز جهانى را جشن گرفتيم و پيامهاى بسيارى را نيز در فضاهاى مجازى و غير مجازى به اطلاع عموم رسانديم. اما واقعا چقدر تهيه و تدارك اين مراسمات چه اندازه مفيد باشد؟ و چه تأثيرى بر روى جامعه زن ستيز در كشورمان دارد؟ ما حتى روز ديگرى بعنوان ٢٥ نوامبر روز جهانى مبارزه با خشونت عليه زنان را نيز داريم ، ولى همواره در ايران، ما شايد هر روزه شاهد خشونت هاى خانگى هستيم، زنان بسيارى در خانواده خودشان نيز كه همواره بايد امن ترين مأوا براى هر انسانى باشد. براى بعضى از زنان شايد شكنجه گاههايى بسيار خشن تر از زندان هاى جمهورى اسلامى ايران باشند. مى خواهم به جاى تمركز و صحبت كردن راجع به ٨ مارس كه مطالب بسيار زيادى راجع به ان گفته و شنيده ايم ، به اين مطلب بپردازم كه ايا بر گذارى اين مراسم تأثيرى در جهت بهبودى وضعيت، وخيم زنان جامعه كشورمان مى توانند داشته باشند؟ايا مى توان تأثيراتى ايجاد نمود كه بانوان كشورمان نيز مانند بسيارى از كشورهاى متمدن و پيشرفته در اين ضمينه گامى رو به جلو نهاده زندگى با خشونت، و بى مهرى كمترى بتوانند تجربه كنند؟ در واقع پاسخ بلى است . مشروط به اينكه ما اگاهانه بايد بدانيم كه چه هدفى را دنبال مى كنيم؟ وخيلى شفاف به روشنگرى در جامعه بپردازيم، ريشه هاى اين پيامدها، خشونت عليه زنان در بسيارى از موارد ريشه در دين و مذهب اسلامى حاكم بر ايران دارد. يعنى با ضرس قاطع مى توان بيان كرد كه اگر قوانين حاكم بر ايران پيرو حكومت اسلامى نبود به مراتب وضعيت جامعه زنان ما، بسيار بهتر از وضعيت فعلى مي بود. چون در دين اسلام افراد همواره اين تبعيض و خشونت را نسبت به زنان از كودكى مى اموزند كه، زن جنس دوم است و مردان جنس برتر هستند. مى اموزند كه زنان نصف انها حق دارند در همه ضمينه ها، از ارث و شهادت تا حق طلاق و غيره يعنى اين فرامين در جامعه ايران نهادينه شده اند. پسر بچه ها به محض اينكه خود را مى شناسند و متوجه مرد بودن خود مى شوند توأمان مى فهمند كه نسبت به زنان برترى دارند، پس اگر بخواهيم اين مسائل را اساسى و از پايه حل كنيم، بايد به همان مقطع اوليه كه دوران كودكى مى باشد برويم، و از همان بدو دوران خردسالى كودكان به انها بياموزيم كه زنان دوشادوش مردان در جامعه هستند، وهم پا وهم تراز با مردان در همه كارها و أمور مى توانند نقش بسيار مهمى إيفا كنند. بايد همواره در زنان نيز اين حس اعتماد به نفس را ايجاد كنيم كه از هيچ لحاظى نسبت به مردان كمتر نيستند، و در بسيارى از موارد مى توانند بهتر و موئثرتر از مردان در صحنه حضور داشته باشند. و به درستى مى توان اموزش را در اين ضمينه نهادينه كرد. در فرهنگ جامعه اى دموكراتيك و پيشرفته، بايد كودكان با اين ذهنيت كه زن و مرد در عين حالى كه برابر و مساوى هستند در همه ضمينه ها همچنين بايد امتيازات خاصى را نيز براى بانوان در نظر داشت كه به نوعى زن ستيزيى و إجحافى كه در طول تاريخ در حق بانوان انجام شده جبران نمايم. در جوامع و كشورهاى داراى دموكراسى اروپا و أمريكا مراسم ٨ مارس مراسم و جشن هاى با شكوهى بر گذار ميشود كه به معناى واقعى كلمه جشن است و شادى، يعنى اين فرهنگ جايگاه واقعى خود را پيدا كرده، ولى در ايران و ساير كشور هاى اسلامى زنان را بر طبق قوانين اسلامى محدود مى كنند، يعنى فقط در جهان اسلام مى توان ديد كه شأن زنان را چگونه در حد كالا پايين اورده و در خواستگارى و ازدواج حتى توسط خانواده و والدينشان به فروش مى رسانند و طبق اين قوانين زنان به مثابه كالا هستند. مردان مى توانند ٤ زن رسمى و بى نهايت زن صيغه اى در اختيار داشته باشند و حتى در پو شش خودشان نيز يك ازادى نسبى ندارند، انها بايد به گونه اى لباس بپوشند و رفتار نمايند كه مردان تحريك نشوند. يعنى مردان حتى به خود زحمت اين را نمى دهند كه ذهنيت و نگاه خود را تغيير دهند، زنان بايد مواظب اخلاق و رفتار و پوشش خود باشند كه مبادا چشم نامحرم به انها بيفتد و اسلام به خطر بيفتد. داستان هاى بيشمارى در اين خصوص شنيده ايم اما ما همچنان ناظر و شاهد اين قضايا هستيم كه، كودكان خردسال را به عقد و ازدواج كسانى در مى اورند كه سن پدر و يا پدر بزرگشان را دارند. و اين بر طبق قوانين و فرامين اسلامى است، وقتى در دينى خدا و پيغمبر ان دين سفارش به تنبيه بدنى زنان نموده باشد، چه انتظارى از مردم عامه مى توان داشت؟ پيامبرى كه در سن ٥٦ سالگى با دختر بچه ٩ ساله ازدواج كرد و در واقع به او تجاوز كرد. چگونه مى توان اين بحث ها را توجيه نمود؟ و اين نمونه بارز يك شخص پدوفيل مى باشد، و هيچ توضيح ديگرى ندارد و نمى توان داشت. و هدف ما بدين گونه است كه ديگر نگذاريم كه اين اتفاقات وحشيانه صورت گيرد، با فرهنگ سازى و با ترويج تمدن و تربيت صحيح كودكانمان، و دقيقا از خودمان شروع نمايم و به كودكانمان به گونه اى بياموزيم كه نه پسر خود را از دختر بالاتر ببيند و نه دختر خود را كمتر از پسر ببيند. و همچنين بايد اين مسائل اسيب شناسى شوند كه به مرور ما جامعه اى داشته باشيم كه در ان زنان كشورمان كه دورانى طولانى در حقوقشان اجحاف شده است، احساس امنيت و اسايش كنند و پيش از همه درون كانون خانواده خودشان اين امنيت را دريافت كنند، و اين فرايند رفته رفته به جامعه سرايت كند كه ايرانمان كشورى ابادو ازاد و مأوايى أمن براى كليه افراد جامعه الخصوص بانوان ميهنمان باشد. 

به اميد ابادى و ازادى ايران و جامعه اى دموكراتيك و زنانى كه نقش كليدى خود را يافته و بتوانند به موازات مردان ايفاى نقش نمايند.

به اميد سرنگونى جمهورى اسلامى ايران و خامنه اى ديكتاتور.

با تشكر آكو رضائى 


ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره چهل و چهارم





۱۳۹۴ اسفند ۱۳, پنجشنبه

چرا نبايد در انتخابات شركت كنيم؟ - آکو رضایی



در نظام جمهورى اسلامى ايران شاخصه هاى ارزشى متعددى براى گزينش كانديداهاى برتر در انتخابات مختلف وجود دارند،كه بخشى از انها جنبه قانونى و رسمى دارد و متناسب با ارزشهاى حاكم بر جوامع در ساير كشورهاى جهان نيز متداول است. و برخى از انها در رديف مواردى قرار دارد كه به شكل عرفو و اجتماعى و در قالب قوانين نا نوشته وضع شده و مختص جامعه اسلامى و بعضا ايرانى است به عنوان مثال ؛ در ايران اسلامى منتسب بودن به خاندان سيادت و ريشه عربى داشتن يك افتخار است، و طلبگى و كسوت روحانيت نيز افتخار محسوب مى شود، قرار گرفتن در رديف نام اوران و نخبگان علمى و همچنين قهرمانان ملى و ورزشى و چهرهاى شاخص هنرى محبوبيت و اقبال به همراه دارد، خوش برخورد بودن و جذابيت سيما نيز امتياز است. بى شك تمامى موارد در انتخابات نقش اساسى ايفا مى كنند، ولى بى شك هيچ كدام از اين موارد به خودى خود نمى توانند ملاك اصلى براى تعيين كانديداى مورد نظر باشند. چون انتخاب اصلى بر اساس شايسته سالارى و معيارهاى ارزشى قرار ندارند، و فرد معين پايبند به ارزشهاى انسانى و حس مسئوليت پذيرى در مقابل ملت كه او را نماينده خود قرار داده اند ندارد.
چون ان فرد وجود خارجى ندارد و از فيلترينگ جمهورى اسلامى خارج نمى گردد، كه جزو كانديداهاى مورد صلاحيت ما باشند. متأسفانه در ايران تنها چيزهايى كه ارزش ندارند، همين تعهد به ملت و مردم هستند. و يك نسبت قوم و خويشى و يا اشنايى با يكى از منسوبين كار به دست در دولت نقش همه گزينه هاى مورد تأييد در مورد 
نامزدها را ايفا مى كند، علارغم انكه فرد هيچ صلاحيت و يا تخصص لازم را براى شغلش داشته باشد.
چگونه مى توانيم بعد از گذشت سى و هفت سال دوباره به اخوندها اعتماد كنيم؟ و دوباره به پاى صندوق هاى رأى مى رويم،
چندى پيش همزمان با سفر حسن روحانى رئيس جمهور ايران به ايتاليا يك كشيش مسيحى در روزنامه پر تيراژ "كوريه دلاسرا" كه در تيتر روزنامه چنين نوشته "انتقاد دوستانه اى از مردم ايران"
او مى گويد: ايرانيان نمونه بارز داشتن الگو هاى مخرب ذهنى هستند. انها در درازناى تاريخ ويژگى جالبى از خود نشان داده اند، زمانى كه كشورشان در مسير رشد و پيشرفت قرار مى گيرد ، گويا نمى توانند بپذيرند كه پيشرفت ازان انها است، و دست به تخريب نا خوداگاه 
ميزنند. تقريبا بسيارى از دودمان هاى پادشاهى ايران اينگونه از ميان رفته اند، ايرانيان يا خود دست به شورش زده اند يا در برابر دشمن بيگانه به مبارزه واقعى نپرداخته، وحتى پس از رشد اجتماعى و اطلاعاتى معاصر باز هم اين ويژگى حفظ شده است.
اقاى نيتين اناكاندا همچنين افزوده:ايرانيان بايد بدانند كه حكومت فعلى، هيچ تلاشى براى بهبود شرايط مردم نمى كند، چون ادامه حيات حكومت انها ربط مستقيم به ادامه دادن اين روند فعلى، يعنى نگه داشتن مردم در فقر و گرسنگى بستگى دارد. ودر انتها به درستى اشاره به اين موضوع دارد كه: چيزى كه مردم بايد بدانند اين است 
حاكميت هيچگاه نمى خواهد مردمش ، روى رفاه و خوشبختى را ببينند. هاشمى، خاتمى، احمدى نژاد و روحانى همه و همه راستاى اين سياست گام برداشته و پيش رفته اند. فساد در ايران به حدى بالاست كه به نظر نمى رسد كه هيچ يك از مسئولان حكومت بخواهند جلوى ان را بگيرند، و در ايران مردم براى فساد مسئولان حكومت جوك مى سازند و مى خندند، مردم بعد از نزديك به چهار دهه هنوز به روحانيون فاسدشان اميد دارند.
به اميد سرنگونى كامل جمهورى اسلامى ايران و خاندان فاسد اخوند و ملا و خامنه اى شرور و به اميد پيروزى ميهن عزيزمان در اشغال تازى پرستان.

آكو رضائى     ١٢/٠٢/٢٠١٦


ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره چهل و سوم






۱۳۹۴ بهمن ۱۰, شنبه

نگاهى اجمالى به حواشى اخير شب سال نو در كلن المان و استهكلم سوئد در رابطه با تعرضات مهاجران و تقابل فرهنگ ها - آکو رضایی






آمار جرائم مرتكب شده در جريان جشن هاى شب سال نو در شهر كلن به ٥١٦ مورد رسيده كه ٤٠ درصد انها تعرض جنسى بوده است.

پليس المان روز جمعه إعلام كرد كه ١٨ نفر از ٣١ فرد مظنون به دست داشتن در حوادث شب سال نو در كلن پناهجو هستند، كه مليت ٥ نفر از انها نيز ايرانى است. اين رخداد بازتاب گسترده اى در المان داشت، كشورى كه در سال گذشته ميلادى درهاى خود را بر روى پناهجويان باز كرد، تا جمعيتى حدود يك ميليون و صد هزار نفر وارد خاك ان شوند.

پليس سوئد نيز اعلام كرده كه دست كم ١٥ زن جوان در شب سال نو ميلادى در شهر كلمر مورد تعرض جنسى قرار گرفته اند.
به نوشته روزنامه دان كه در روز يكشنبه فاش نموده : دختران و حتى پسرهاى جوان به مدت دو سال در جريان بزرگ ترين فستيوال موسيقى اروپا موسوم به "we are sthlm" كه هر ساله در استهكلم بر گذار ميشود بصورت سيستماتيك مورد آزار و تعرض جنسى دسته هايى از جوانان پناهنده و متقاضى پناهندگى قرار گرفته اند. در حالى كه پليس سوئد گزارشات إرسالى را مخفى نگه داشته اما روزنامه دان مينويسد كه : تعداد افرادى كه در جريان اين فستيوال به دنبال تعرض جنسى به چادر پليس مراجعه نموده و شكايت تسليم كرده اند ركورد اسا بوده به نوشته اين روزنامه اين واقعيت كه اكثريت اين افراد از دختران جوان تشكيل شده بود ، در گذارش پليس حذف و مخفى شده است كه كمترين ميزان سنى انها ١١ ساله بوده است، و عاملين افراد موسوم به پناهندگان نوجوان و عمدتا از كشور افغانستان هستند. به گفته يكى از قربانيان (انا ١٥ ساله) اين واقعه كه خود در بطن ماجرا بوده و حوادث را لمس كرده او مى گويد به مجرد اينكه وارد جمعيت مى شديد دست درازى ها شروع مى شد، دختران را در يك حلقه محاصره قرار مى دادند، او همچنين گفته كه يكى از دوستانم زمين خورد كه اين باعث شد و انها خود را بر روى او مى انداختند، و نكته اي كه انا نيز تأييد كرده مهاجمان از كشور أفغانستان بوده اند.

على رغم ميل باطنى كه نمى خواهم به دين و مذهب بپردازم اين رويداد ها عجيب ريشه هايشان در فرهنگ و دين و مذهب و نگرش جوامع اسلامى گره خورده، به آمار ها نگاهى بيندازيم ٩٥ درصد متجاوزان از كشورهاى اسلامى هستند حتى ايرانى ها نيز به نوعى سهمى دارند ولى از نظر بنده بسيار نرمال است از اين جهت كه اگر چنين نبود جاى بسى شگفتى وجود داشت از انجايى كه خود در ايران دوران نوجوانى و جوانى را در ايران سپرى كرده ام به راحتى مى توانم اين حوادث را اسيب شناسى نموده و بشناسم، ما در ايران يا تمام جوامع اسلامى انسان بودن را دسته بندى می كنيم و اساسا انها را با جنس نر و ماده ميشناسيم و اين امر باعث تفكيك جنسيتى در همان سنين كودكى شده كه كودك از همان دوران با پارادوكس جنس مخالف اشنا مى شود و همين مقدار كافى است كه ذهن كنجكاو يك كودك درگير چنينين مسائلى گردد يعنى كودك در همان دوران مى پذيرد كه انسان ها را نه با ادميت بلكه با جنس انها يعنى نر يا ماده بشناسد و طبيعي است كه موجوداتى كه در چنين جوامعى رشد يافته باشند وقتى كه دست بر قضا سر از اروپا در آورد درگير چنين فجايعى مى گردد، چيزهاى كه در جوامعى مانند اروپا خيلى پيش پا افتاده هستند چون آنها فرزندانشان در تمام سطوح تحصيلى با هم همشاگردى هستند و كم كم با يكديگر و جنس مخالف اشنا مى شوند و به ندرت دچار تحريك و ديد جنسيتى مى گردند. ولى در ايران و ساير كشور هاى به ظاهر مسلمان قضيه به اين راحتيى كه ذكر شد پيش نمى رود و كودك از ابتدا به دنبال و كنجكاو از چيزى كه منع شده و از دست رس خارج بوده مى رود كه ذهن پرسش گرش را أرام نمايد. به نوبه خود ابراز شرمندگى مى كنم و از طرف خودم از قربانيان اين حوادث عذر خواهى مى كنم. بهتر است قدرى با خودمان صادق باشيم و واقع بينانه بپذيريم كه ايرانى كه به تاريخ و هويت و فرهنگش ميباليديم ديگر وجود خارجى ندارد، چون اخوند ها نسل هاى جديدى براى ايران و ايرانيان تربيت كرده اند ، نسل هايى كه تجاوز و تعرض به دختران نوجوان و جوان شاهكار كوچكشان است و اين قضيه در ايران نيز بسيار بسيار رايج است و به كرات مشاهده نموده ام حتى فيلم هاى زيادى مربوط به ايران و ديگر كشورهاى مسلمانان از اين دسته در اينترنت و فضاى مجازى به وفور ديده مى شود و اين يكى از اسيب هايى است كه جامعه ما به ان گرفتار است ، اما خوشبختانه با مقدارى اموزش و فرهنگ سازى قابل درمان است. 

اميدوارم حد اقل هم ميهنان عزيزم اين ذهنيت را داشته باشند كه اگر در چنين شرايطى قرار گرفتند فقط به اون لحظه خودشون فكر نكنند بلكه بدوند كه نماينده يك كشور ٨٠ ميليونى هستند چه بسا از روى رفتار اشتباه من جامعه ايران عزيزمان را قضاوت مى كنند و من نماينده كشورم هستم 

با ارزوى پيروزى و ازادى كشورمان از بلاى خامنه اى و ديگر اخوندك هاى مكار. 

با تشكر آكو رضا ئى



ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره چهل و دوم





۱۳۹۴ دی ۲, چهارشنبه

10 دسامبر روز جهانی حقوق بشر - آکو رضایی



روز پنجشنبه دهم دسامبر ( مصادف با ١٩ آذر ماه) در تقويم سازمان ملل متحد به عنوان روز جهانى حقوق بشر نام گذارى شده است، حقوقى كه بنابر اعلاميه جهانى حقوق بشر جهان مشمول است و معيارى جهانى است براى احترام به حقوق بنيادين انسان ها صرف نظر از مليت نژاد، رنگ، و دين و اعتقادشان. و دهم دسامبر امسال برابر با ٦٧ سال تصويب اعلاميه جهانى حقوق بشر، در حالى فرا رسيده كه انتقادها از وضعيت حقوق بشر در ايران ادامه دارد. شمار اعدامها در ايران در صدر اين انتقاد ها است و باز داشت فعالان حقوق كارگران و حقوق كودكان و حقوق زنان و همچنين نو كيشان مسيحى در مدارج بعدى قرار دارند؛
در ايران متأسفانه چون دين رسمى كشور و نه ملت اسلام است .
و باز متأسفانه اكثريت جامعه به علت عدم روشنگرى و عده ايى هم به علت زور و ارعاب و ترس از حكومت به اجبار پذيرفته اند كه مسلمان خوانده شوند. معمولا در جوامع اسلامى حقوق بشر معنى خاصى نخواهد داشت، چون خود قوانين اسلام در بهترين شرايط و ايده ال ترين حالت رسما و قانونى به حقوق زنان و كودكان احترام كه نمى گذارد هيچ، به حقوقشان تجاوز مى كند ونقض مى نمايد، با پشتيبانى اخوندك ها و روحانيون شياد و در راس حكومت خامنه اى شرير اين نقض اشكار را قانونى البته طبق قانون انجام مى دهند، طبق همان استدلال و قانون انسان ستيز اسلام اين نا حق را به خود حق مى دهند كه دختر بچه ٩ ساله را به عقد خود دراورند و با او همخوابه شوند، وطبق همان قانون باز هم طبق شرع و عرف اسلام ديه يا خون بهاى زن نصف ديه مرد ميباشد و به مردان حق اختيار كردن ٤ زن رسمى و بى نهايت همسر صيغه اى براى مردان قائل مى شود
البته به نظر حقير در هر كجاى اين كره خاكى اگر اسلام از درى وارد شود، حقوق بشر از ان در ديگر رانده مى شود، اين دو معقوله مثل عينى اب و اتش هستند يعنى در بهترين حالت هم هيچ تناسب و سنخيتى با هم نخواهند داشت . ما تحت هيچ شرايطى نمى توانيم در كشورى اسلامى حقوق بشر را به معناى واقعى كلمه حق اش را ادا كنيم، چون دين اسلام همچين اجازه اى به ما نخواهد داد، مگر اينكه كنوانسيون جهانى حقوق بشر تعاريف ديگرى از رعايت يا عدم رعايت حقوق بشر تعريف كند كه بتوان انها را با قوانين اسلام در يك معقوله گنجاند. در ايرانى كه هيچ تعريفى براى جامعه دموكراسى وجود ندارد و مردم هيچ حقى در سر نوشت و اينده خود در هيچ ضمينه اى ندارند چگونه مى توان ردپااي از حقوق بشر ديد. متأسفانه به دليل شرايط بسيار بدى كه سران حكومت ايران مخصوصا خامنه اى ديو سيرت به مردم تحميل شده و عده اى از مردم نيز زير بار زور و ستم و انواع فشار انسانيت را زير پا نهاده و مانند سران مملكت عمل مى كنند. كه صد البته مربوط به تمامى مردم نمى شود، چون اكثريت جامعه همواره خود را نفروخته و هنوز مى توان زره اى از شرافت و كرامت انسانى را در كردارشان مشاهده كرد. چند روز پيش خبر عجيبى كه واقعا دنياى مجازى ايرانى را تحت تأثير قرار داد، كه مربوط به پسر بچه خردسالى بود كه دچار حادثه شده بود و بعد از مراجعه به بيمارستانى در أصفهان و معالجه وى  به علت فقر مالى والدينش نتوانسته بودند هزينه بيمارستان را تقبل نمايند، كه صد البته فقريست كه توسط حكومت به مردم تحميل شده است، بنابر اين اقاى دكتر با وجدان دستور به باز كردن بخيه هاى چانه كودك داده بود و اين كار انجام شده بود . همان طور كه هميشه گفته ام مسئول فقر و ندارى مردم كسى جز حاكمان پست و زور گوى ايران كسى نيست ، كسانى كه اگر مقدارى از حرص و طمعشان مى كاستند به واقع در ايران هيچ كارتن خواب و بى خانمان و فقيرى وجود نمى داشت، چون براستى ايران در موقعيت و شرايط طبيعى و جغرافيايى قرار دارد كه اگر حاكمان شرير ثروت اين مملكت را عادلانه تقسيم مى كردند شايد هيچ بيمارى به علت فقر جان نمى باخت و ... از پول و منابع طبيعى و مالى كه بگذريم ان جلادان در خصوصى ترين عقايد مردم دخالت دارند يعنى حتى درون خانه هايشان نيز به صورت قانونى نمى توانند اجازه داشته باشند كه نوع و پوشش خبرى و رسانه اى خود را انتخاب كنند چه رسد به نفت و گازو و حقوق بشر...
به اميد روزى كه ايران ازاد گردد از دست دد منشان و ديو سيرتان اسلامى انسان ستيز

با تشكر 
آكو رضائى


ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره چهل و یکم




۱۳۹۴ آذر ۳, سه‌شنبه

ديكتاتورى حاكمان زور و زر در جمهورى اسلامى ايران- آکو رضایی


گروهى تاريخ را مى خوانند و چيزى فرا نمى گيرند، گروهى تاريخ را مى خوانند و همان گونه كه خود مى پندارند باور مى كنند. گروهى تاريخ را مى خوانند و از ان چيزهاى مى اموزند براى تكرار نا مردمى ها و ريا كارى، ادم كشى، مردم فريبى و قدرت طلبى هر چه بيشتر،گروهى تاريخ مى خوانند كه ياد بگيرند چگونه حقايق را تحريف كنند و دروغ را بجاى راست بنشانند، و اما گروهى هستند كه تاريخ را نمى خوانند، بلكه مى بينند، انان در بطن رويدادهاى زمان خويش قرار دارند و از چندو چون رفتارها و كردارهاى زمان خويش اگاهند، اگر اينان در نقل حقايق كوتاهى و خيانت كنند، شريك جرم ، تاريخ سازان جنايت پيشه هستند. از انجايى كه من مى خواهم از اين قاعده مستثنا باشم، به سهم خود مى خواهم دينم را تا حدودى ادا كنم؛
على خامنه اى و پاسدارانش براى ادامه حيات خود از هيچ جنايتى فرو گذار نيستند،همانگونه كه همه مى دانيم كشور ايران در بهترين شرايط جووى قرار دارد و منابع و معادن از نفت گرفته تا گاز و اورانيوم و سنگ و ميوه و ماهى و از همه لحاظ داراى ثروت عظيمى مى باشد. ولى اين ثروت چقدر در داخل مردم ايران عادلانه تقسيم شده است؟ و ايا أساسا" ايرانى ها در اين همه ثروت عظيم هيچ  سهمى دارند؟ متأسفانه خير، و مزيد بر علت اينكه روزبروز فقير تر و آمار كارتن خوابها و كودكان كار و بى خانمان ها افزايش ميابد، حتى قشر فرهنگى جامعه نيز به اين صف طويل جامعه زير خط فقر افزوده گشته، كه هر روزه جدا از تجمعات كارگران بى پناه كه براى دريافت مطالبات معوقه خود تجمعات سكوت بر پا مى كنند، معلمان و پرستاران نيز به اين تجمعات كشيده شده اند كه هميشه انها را با خشونت متفرق مى سازند. جدا ازاينكه به روشنى مى دانيم كه على خامنه اى و سپاه پاسداران همانند زالوهاى گرسنه خون ملت و ثروت طبيعى ايران را مى مكند، اينها خود نشانه خوبى است براى اينكه بدانيم انها لياقت و شايستگى كشور دارى را ندارند. و خيلى واضح و به صورت روزانه ما شاهد اخبار اختلاس هاى ملياردى و دزدى در روز روشن و گم شدن دكل هاى نفتى و هزاران جنايت ديگر در خود رسانه هاى حكومت ننگين جمهورى اسلامى ايران هستيم كه توسط خود سران حكومت انجام مى گيرد. بله همه اينها درد است، درد جامعه و ملت ايران. ايران اولين صادر كننده خاويار در دنيا است در صورتى كه خيلى از ما حتى خاويار را از نزديك نديده ايم، صادر كننده بهترين نوع پسته و خشك بار هستيم، ولى مردم ديگر، توان خريد اجيل ندارند.
در دوران نخست وزيرى محمود أحمدى نژاد كه هنوز هم مشخص نشده از كجا پيدايش كردند، تورم ها و دزد هاى شدن كه كمر مردم را جورى شكست كه فقر عظيمى بر زندگى ملت سايه افكند كه تمامى ندارد و مردم توان خريد نان روزانه خود را از دست داده اند. اما واقعا سهم ما از اين دنيا چنين نيست كه ، روزبروز بر آمار جرم و جنايت در كشورمان افزوده شود، و شاهد انحتاط و ويرانى ايران و ايرانى باشيم. و با سرعت قابل ملاحظه اى به قعر جدول استاندارد هاى كشور هاى دنيا ميرويم، از مصرف اب تا سوزاندن و از بين بردن جنگل ها ، بيابان زايى ، زمين خوارى ، تصادفات جاده اى تا سرانه حداقل  مطالعه سالانه كه براى هر ايرانى ٤ دقيقه است و غيره
ولى در مصرف نوشابه و لوازم ارايش بانوان محترم و عمل زيبايى دماغ در جهان اول هستيم. همه اينها نشانه اين نيست كه خامنه اى و حكومت ننگينش مشغول تربيت و پرورده كردن نسلى هستند، كه بى بندوبارى و لا ابالى گرى را سر لوحه كار خود قرار داده اند؟ ما ايرانى ها را چه شده است؟ به كجا خواهيم رفت؟ زمانى ايرانى بودن افتخار بود، اكنون اكثريت در داخل ايران نمى دانند با كدام قافله روانند و فقط أفكار پان ايرانيسم در سر دارند، و شعار نسل اريايى و كوروش كبير سر مى دهند. و در خارج از كشور هم چون اكثريت تربيت شده همان حكومت اخوندى هستيم ، حزب باد هستيم و شعار...
و صد البته كه هر ملتى غير از ما بود صد مرتبه بدتر مى شد. ما چاره اى نداشتيم كه اينگونه باشيم ، وقتى سران مملكت ما كسانى مانند على خامنه اى، اخوندك روحانى، و اخوندك هاى دغل باز وعده اى سردارو پاسدار كه بجز دزدى و چپاول ايران به چيز ديگرى فكر نمى كنند، و طمع و حرصشان تمامى ندارد، ما بايد چه مى شديم؟ انگار كه هيچ بويى از انسانيت نبرده اند، به وضوح فلاكت مردم را مى بينند كه روزبروز قدرت خريدشان را از دست مى دهند،فقير تر و مستمند تر مى شوند ولى ان كفتار زادگان خم به ابرو نمى اورند، جوانان كار و درامدى ندارند، حتى انهاى كه كار دارند و يا كارمند خود دولت هستند خواستار حقوق معوقه شش ماه پيش خود هستند، و حقوق هايشان را پرداخت نمى كنند. آمار جرائم افزايش ميابد، سن اعتياد در دختر بچه ها نيز به ١٣ سال رسيده است، ولى انها نگران روسرى و ساپورت خانمها هستند، كه اسلام به خطر افتاده است. بله حكومت ولايت وقيه امام زمان اينچنين است كه مى بينيم. و بزرگ ترين درد هاى ما درد نادانى است چون مى خواهند ندانيم، كه هرچه بيشتر يوغ اسارت و بندگى را بر گردنمان بيندازند، ما ابتدا بايد قبول كنيم كه نمى دانيم، و بعد مى توانيم دردمان را چاره كنيم. پس را اولمان همان اگاه سازى و روشن گرى است، بكوشيم كه ملتمان را بيدار كنيم، كه از شر اخوند و اخونديسم و دين و اسلام اجبارى رهايى يابيم

به اميد ازادى ايران

ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره چهلم