‏نمایش پست‌ها با برچسب حقوق بشر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حقوق بشر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ دی ۱, جمعه

به مناسبت ۲۵ ام نوامبر روز جهانی منع خشونت علیه زنان - معصومه توکلی، فعال حقوق بشر در کمیته ی دفاع از حقوق زنان



موضوع تراژدی تن )خشونت خانگی)
 به سادگی می‌توان گفت انسان بدون بدنش تعریف نمی‌شود و بدن انسان و تصمیمات انسان درباره‌ی آن از یکدیگر تفکیک ناپذیرند؛ حق آزادی فردی نیز بدون تسلط انسان بر بدنش قابل درک نیست. در نتیجه حق مالکیت بر بدن در زمره‌ی حق  بر آزادی و امنیت شخصی تعبیر می‌شود
ماده‌ی سوم اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر می گوید:
هر فردی سزاوار و محق به زندگی، آزادی و امنیت فردی است.
از مفهوم امروزی این حق چنین استنباط می‌گردد که، همه‌ی انسان‌ها حق دارند تا درباره‌ی سلامت شخصی، تمامیت جسمانی، روابط جنسی و فرزند آوری با آزادی تصمیم بگیرند. هیچ‌گونه ترس، نگرانی، خشونت و تبعیض نباید نسبت به انسان‌ها در این موقعیت برای ایجاد محدودیت در حق تسلط بر بدن خود اعمال گردد
در دیدگاه سنتی تحت تاثیر آمیزه‌های مذهبی، فرهنگی و سیاست‌های برتری طلبانه، نژادپرستانه یا تبعیض آمیز همواره گستره تعریف امروزی درباره‌ی این حق را بر نمی‌تابد. از زمانی‌که کسب آزادی‌های فردی و اجتماعی از عرصه‌ی نظری وارد سیاست‌های دولت‌ها و قوانین ملی و بین المللی حقوق بشر شده است، به تدریج مفهوم تسلط و مالکیت بر بدن نیز وارد ادبیات حقوقی گردید.
مصادیق متعددی از اعمال تبعیض علیه انسان‌ها، به ویژه زنان، می‌توان برشمرد که منجر به عدم تسلط آن‌ها بر بدنشان می‌شود؛ نمونه‌ی روشن آن را می‌توان بردگی، کار اجباری، قاچاق انسان و اندام انسانی، ازدواج در کودکی، ازدواج اجباری، هم‌چنین مهم‌تر دانستن نقش مادری از ماهیت وجودی زن تا عقیم سازی اجباری و اعمال مجازات برای سقط جنین را برشمرد.
حق انسان بر بدن خویش بدین معنا است که هر انسانی این حق را دارد که در آزادی کامل راجع به وضعیت بدنی خویش تصمیم گیری نماید. به موجب این حق، هر انسانی می‌بایست از هر نوع فشار خارجی (وارده از سوی افراد دیگر) که بدن او را تحت تاثیر قرار می‌دهد، مصون باشد. حق بر بدن این اجازه را به شخص می‌دهد تا او نسبت به بدن خویش حس استقلال داشته به طوری که بدن به عنوان حریم خصوصی فرد درآمده واو احساس کند بر این بدن مالکیت دارد و احساس نکند که دیگری ویا حتی حکومت بر این بدن مالکیت دارد، متاسفانه در کشورهای با اکثریت مسلمان  به نظر میرسد که فقط مردان نیستند که مالک بدن زنانند بلکه حکومت هم نمایندگی دارد از طرف شوهر ، پدر، برادر.. که مالکیت مردان خانه را بر تمام زنان آن خانه کاملا مورد حمایت قرار دهد ، وبه هیچ وجه مالکیت زن بر بدنش را محترم نمی شمارد . هرگونه تعرض به این حریم، نقض یکی از حقوق بنیادین بشر شناخته می‌شود. حق بر بدن به صورت‌های گوناگون در اسناد بین المللی اشاره شده که از ماحصل آن‌ها می‌توان چنین نتیجه گرفت که هر نوع تغییر در وضعیت ظاهری و داخلی بدن انسان می‌بایست با رضایت خود شخص باشد.
 موضوع حق زن بر بدن ، موضوع گسترده ایست یکی ازمهمترین مسایل مطروحه در حیطه حق بر بدن ، خشونت خانگی است در این مقاله من به ریشه یابی خشونت خانگی و انواع و پیامدهای آن میپردازم.
برای ریشه یابی خشونت خانگی لازم میدانم ابتدا اشاره کنم که در بافت سنتی و مذهبی جامعه ایران از دیر باز زنان مورد خشونت خانگی بوده اند، با روی کار آمدن جمهوری اسلامی و انقلاب مردسالارانه ایران که بر تفاوت های جنسیتی و نقش زن در خانواده پافشاری میکند  فرودستی زنان از سوی حاکمیت جدید تثبیت شد ، ستم جنسی که در عرف و شرع وجود داشت ، شکل قانونی به خود گرفت.
تحقیقات و بررسی های آسیب شناسان مسائل اجتماعی نشان می دهد، خشونت خانگی پیامد تبعیض جنسیتی است
البته اسناد بین المللی در این باره ساکت نیست ، کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان در بر گیرنده همه انواع این خشونت هاست که ناشی از تبعیض جنسیتی است
درماده‌ ۲این کنوانسیون آمده است:
دولتهای‌ عضو، تبعیض‌ علیه‌ زنان‌ را به‌ هر شکل‌ محکوم‌ می‌نمایند و موافقت‌ می‌نمایند بدون‌ درنگ‌، به‌ طرق‌ مقتضی‌سیاست‌ رفع‌ تبعیض‌ علیه‌ زنان‌ را تعقیب‌ نمایند و بدین‌ منظور، بر امور زیر تعهد می‌نمایند:
الف‌: گنجاندن‌ اصل‌ مساوات‌ زن‌ و مرد در قانون‌ اساسی‌ یا دیگر قوانین‌ متناسب‌ داخلی‌ خود، اگر تا کنون‌ چنین‌ کاری‌ انجام‌ نشده‌ و حصول‌ اطمینان‌ از تحقق‌ عملی‌ این‌ اصل‌، از طریق‌ وضع‌ قانون‌‌  و طرق‌ مناسب‌ دیگر.
ب‌: اتخاذ تدابیر قانونی‌ و غیره‌ از جمله‌ وضع‌ ضمانت‌ اجراهای‌ مناسب‌ به‌ منظور جلوگیری‌ از اعمال‌ تبعیض‌ علیه‌ زنان‌.
ج‌: حمایت‌ قانون‌ از حقوق‌ زنان‌ براساس‌ تساوی‌ با مردان‌ و حصول‌ تضمین‌ و اطمینان‌ از حمایت‌ مؤثر زنان‌ علیه‌ هر نوع‌ تبعیض‌، از طریق‌ دادگاههای‌ صالح‌ ملی‌ و دیگر مؤسسات‌ عمومی‌.
د: خودداری‌ از انجام‌ هر گونه‌ اقدام‌ و عمل‌ تبعیض‌آمیز علیه‌ زنان‌ و تضمین‌ اینکه‌ مقامات‌ و موسسات‌ عمومی‌ بر طبق‌ این‌ تعهد عمل‌ نمایند.
ه‌: اتخاذ هر گونه‌ اقدام‌ مناسب‌ برای‌ رفع‌ تبعیض‌ علیه‌ زنان‌ توسط‌ هر فرد، سازمان‌ یا مؤسسه‌.
و: اتخاذ تدابیر لازم‌، از جمله‌ تدابیر قانونگذاری‌، برای‌ تغییر یا لغو قوانین‌، مقررات‌، عادات‌ و عملکردهایی‌ که‌ نسبت‌ به‌ زنان‌ تبعیض‌آمیز هستند.
ز: نسخ‌ کلیه‌ مقررات‌ کیفری‌ داخلی‌ که‌ تبعیض‌ علیه‌ زنان‌ را در بردارند.

لازم میدانم به دو موضوع در اینجا اشاره کنم :
 ۱- ضمن تحقیق در زمینه خشونت خانگی به ندرت به خشونت علیه دختران در خانواده اشاره شده بود و هر جا در مورد خشونت خانگی مطلبی نوشته شده بود منظور خشونت شوهران بر همسرشان بود در حالیکه من فکر میکنم اغلب زنان ابتدا در خانه پدر مورد خشونت واقع میشوند و بعد از ازدواج گاها خشونت شوهران علیه خودشان را طبیعی میپندارند.) بنابر این در هر جا واژه زنان را به کار میبرم ، منظورم کل جامعه زنان اعم از دختران و زنان متاهل است (
 ۲- آمارهایی که درصد خشونت خانگی علیه زنان در ایران را ۶۰ تا ۶۶درصد اعلام میکرد در حالی که درصد بسیار زیادی از زنان قربانی هیچ وقت در آمارها دیده نمیشوند. آنها به عنوان زنان «سازشکار» و «صبور» لب به بیان مشکل باز نمی کنند.
* خشونت رفتاری است که با هدف آسیب رساندن به دیگری ، به گونه های جسمی ، روانی ، تحمیل محدودیت های مالی ، ممانعت از پیشرفت های شغلی و ارتقای توانایی های فردی ، بی اعتنایی به دیگری _ در صورتی که میدانیم او به توجه و حمایت ما نیازمند است - و غیره گفته می شود .
 *خشونت خانگی که تقسیم میشود به خشونت های زبانی، روانی، فیزیکی، حقوقی، جنسی، اقتصادی ، فکری، آموزشی و مخاطرات که در خانه به زنان و دختران تحمیل می شود.
در تحقیقات به عمل آمده خشونت روانی و کلامی در رتبه نخست و خشونت جنسی رتبه آخر را دارد . خانواده هایی که از نظر فرهنگی ، اجتماعی در سطح بالاتری هستند اعمال خشونت بر علیه زنان در آنها در رتبه پایین تری وجود دارد و خانواده های که درسطح فرهنگی ، اجتماعی پایین تری هستند درصد اعمال خشونت بر علیه زنان به شدت بالاست .
 قوانین در جمهوری اسلامی ایران متاسفانه بعضی از این خشونت ها را مورد حمایت قرار میدهد.
خشونت خانگی در نوع خشونت فیزیکی آن انواع مختلف دارد که متاسفانه اولا به علت اینکه زنان علاقه ای ندارند که وارد مراکز انتظامی و دادگاهی شوند که به مهمترین دلیل آن اشاره کردم ) زنان صبور و سازشکارو بعضا ترس از بدتر شدن وضعیت و قضاوت اطرافیان که ترجیح میدهند سکوت کنند( و ثانیا به این دلیل که میدانند گوش شنوایی وجود ندارد و به این خشونت نیروی انتظامی و حتی بعضا دادگاه ها چندان اهمیت نمی دهند به این دلایل زنان اغلب ترجیح میدهند این خشونت ها که از طرف شوهر ، پدر ، برادر ویا افراد ذکورخانواده به آنها وارد میشود پنهان کنند البته این پنهان کاری در مورد خشونت خانگی خاص ایران نیست در همه دنیا زنها گاهی این خشونت ها را پنهان می کنند
ولی در ایران این پنهان کاری بیشتر از دیگر جوامع است چون در عرف و سنت و مذهب اغلب این خشونت ها طبیعی است و همچنین اتکایی به محافل پلیسی و قضایی ندارند و در قوانین هم کنترل خاصی در نظر گرفته نشده واز زنان در برابر خشونت خانگی حمایت نمیکند.
خشونت خانگی گاهی منجر به مرگ می شود ،جنایات و قتل های ناموسی از این دسته اند که قانونگزار نسبت به جانی بسیار مهربان است .
خشونت خانگی از نوع عاطفی که درقانون جمهوری اسلامی وجود دارد و به مرد حق چند همسری میدهد که عواطف زنان را جریحه دار می کند
وهمینطور حق صیغه کردن زنان دیگر برای مردان در قوانین ایران پذیرفته شده است .
خشونت جنسی از دیگر نوع خشونت خانگی است که متاسفانه قوانین ناظر بر این خشونت هاست اصل تمکین زن  به معنای فرمان برداری بی چون و چرای زن از شوهر می باشد.
  درماده ۱۱۰۸ قانون مدنی جمهوری اسلامی اشاره میکند ،، هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند ، مستحق نفقه نخواهد بود  در حقیقت زن مجازات می شود
اگر زنی که همسرش را دوست دارد در مواردی که آمادگی جسمی و روانی برای هم آغوشی ندارد ، احساس میکند به او تجاوز شده و مورد خشونت قرار گرفته است.
 میتوان با اطمینان گفت ، تبعیض جنسیتی باعث خشونت میشود و خشونت چون باز تولید میشود انواع دیگری از خشونت را بوجود می آورد به عنوان مثال دخترانی که در خانه ازشدت خشونت و محدودیت از سوی پدر ، برادر و افراد ذکور فامیل روبرومی شوند زمانی که خانه را ترک می کنند تا به وضعیت خود سر و سامان دهند، با برچسب دختران فراری که هم تحقیر آمیز و هم مجرمانه است بسیاری ازامتیازات و احترامات زندگی فردی و اجتماعی را ازدست می دهند ، این دختران یا به اجبار به خانه پدری یعنی محل خشونت بازگردانده میشوند بدون مددکاری برای رفع عامل خشونت یا در جامعه رها میشوند که با انواع دیگری از خشونت مثل بیکاری ، جذب شدن به گروه های فساد ، اعتیاد و غیره درگیر می شوند .
و باز به عنوان مثال زنی متاهل که از خشونت خانگی خسته شده اگر طلاق بگیرد یا مجبور شود خانه را ترک کند ، مجبور میشود انواع دیگر خشونت را تحمل کند به عنوان یک زن بیوه در جامعه ای که حضور این زنان قابل احترام نیست زنی که بعد از طلاق احتمالا منابع مالی و اغلب سر پناه خود را از دست داده اند ودر موارد بسیار زیادی حتی فرصت دیدن فرزندانش را به بهانه های مختلف از او سلب کرده اند و چتر حمایت  اجتماعی او را در بر نمی گیرد  او مجبور میشود با خشونت های بسیاری دست و پنجه نرم کند . اگر بدون طلاق خانه را ترک کند مجبور میشود برخوردهای خشونت بار همسایه ، خویشاوندان و آشنایان را تحمل کند و یک زندگی اجتماعی بسیار محدود را تجربه کند

در پایان ، اینکه جمهوری اسلامی ایران در قانون اساسی اصل ۲۱ ماده ۱ میگوید ایجاد زمینه های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیا حقوق مادی و معنوی او و در همه مواردی که به زنان مربوط میشود با کلمات زیبایی مثل،احیای جایگاه واقعی زن ، زن راچون فرشته ای معرفی میکنند که جایگاه والایی دارد و از این دست ، با آن چیزی که عملا بر سر زنان می آید منافات دارد ،با مشاهده نرخ آسیپ پذیری زنان واعمال خشونت علیه زنان علی رغم اینکه به دلایلی که گفته شد آمار واقعی وجود ندارد میبینیم که زن هیچگونه احترامی در ساختار قوانین کنونی ایران ندارد آنچه واقعی است ذهنیت بیمار و زن ستیزاست که خشونت را بر زنان روا میدارد و ریشه در نگاه تبعیض آمیز در قوانین اسلامی  ، عرف و سنت علیه زنان در ایران دارد به قولی خانه از پای بست ویران است ، خواجه در بند نقش ایوان است.


نسخه پی دی اف:

   

۱۳۹۶ مرداد ۱۶, دوشنبه

گزارش وضعیت حقوق بشر در ایران - مرضیه آدمی




یران تحت حاکمیت رژیم دیکتاتور و زن ستیز  جمهوری اسلامی به لحاظ شکاف جنسیتی و اعمال بی حقوقی و خشونت بر زنان در میان  180 کشور مورد مطالعه  مجمع جهانی اقتصاد  ،   در رده 169 ام قرار گرفته است.

اعمال بی حقوقی و خشونت بر زنان ریشه در مناسبات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی حاکم بر جامعه دارد. در جامعه ایران خشونت علیه زنان اساسا ناشی از حاکمیت یک رژیم سرمایه­ داری مستبد مذهبی است که قوانینش مبتنی بر تعالیم دینی می باشد. رژیم جمهوری اسلامی رسما زن ستیز است و با اعمال قوانین اسلامی بطور همیشگی و نهادینه شده حقوق مدنی و انسانی زنان را پایمال می کند و با سلب تمام آزادی های فردی و اجتماعی از آنان، به اعمال خشونت همه جانبه علیه زنان در جامعه و خانواده از طرف حکومت و مردان اجتماع مشروعیت بخشیده است. رژیم جمهوری اسلامی برای تداوم حاکمیت خود از فرهنگ پوسیده مردسالاری در جامعه تغذیه می کند


هجوم خودسرانه مأموران امنیتی به منزل مادر بهارین عسگریه در تبریز و تهدید مادر بیمار او

ماموران خودسر امنیتی  و اطلاعاتی وابسته به سپاه به منزل مادر بهارین عسگریه،که از شاگردان محمدعلی طاهری بنیانگذار فرادرمانی و سایمنتولوژی است  در تبریز هجوم آوردند.

 به گزارش ندا، نهضت دفاع از حقوق بشر به نقل از یک منبع آگاه، مأموران امنیتی بدون ارائه حکم و کارت شناسایی، پس از هجوم به منزل مادر بهارین عسگریه اقدام به تفتیش منزل و توقیف اموال شخصی خانواده عسگریه نمودند.

این منبع آگاه به خبرنگار ندا گفت : مادر بهارین عسگریه بیمار است و به دلیل هجوم مأموران امنیتی  و ارعاب و تهدید توسط آنان، وضع جسمی او وخیم شده است.

بهارین عسگریه از مربیان عرفان حلقه در تبریز است که با اتهامات تبلیغ علیه نظام، توهین به مقدسات، اقدام علیه امنیت ملی، اخلال در نظم عمومی در شعبه 26 دادگاه انقلاب محاکمه شد و با اعمال نفوذ ضابطان قرارگاه ثاراله توسط قاضی ماشاء الله احمدزاده، قاضی گوش به فرمان، مطیع و سرسپرده سپاه به 6 سال حبس تعزیری و 74 ضربه شلاق تعزیری محکوم شد.

این رأی در دادگاه تجدید نظر با دستور سپاه ثاراله توسط قاضی سید احمدزرگر بدون توجه به لایحه دفاعیه وکلا و مدارک و مستندات ارائه شده، تأیید شد.

یک منبع مطلع دیگر به ندا گفت : برای این پرونده با وکالت زینب طاهری از وکلای محمدعلی طاهری تقاضای اعاده دادرسی شده است که قاضی مربوطه برای نپذیرفتن اعاده دادرسی توسط بازجویان ثاراله تحت فشار قرار دارد.



https://t.me/MATaheriHRs/2436

 ندا، نهضت دفاع از حقوق بشر

https://telegram.me/MATaheriHRs


خطر مرگ جان هنگامه شهیدی را تهدید میکند


خبرگزاری هرانا ـ گزارشگران بدون مرز  در بیانیه ای با تاکید بر خطر جانی برای هنگامه شهیدی روزنامه نگار زندانی «در اعتصاب غذا»، رفتار غیر مسئولانه مقامات حکومت ایران را محکوم کرد

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از گزارشگران بدون مرز گزارشگران بدون مرز رفتار غیر مسوولانه مقامات حکومت ایران را که از آزاد کردن هنگامه شهیدی خودداری (RSF)، متن این بیانیه به قرار زیر است؛

میکنند به شدت محکوم میکند. این روزنامه نگار از تاریخ ۱۹ اسفند ۱۳۹۵ که بازداشت شده است، در اعتصاب غذابسر می برد
.
هنگامه شهیدی به تاریخ ۱۲ فروردین در تماس تلفنی مادرش را مطلع کرده است که از تغذیه و آشامیدن نیز خوداردی کرده است و « دیگر توان راه رفتن ندارد و خودش را روی زمین می کشد». وی در ۱۹ اسفند ۱۳۹۵ با

دستور دادسرای فرهنگ و رسانه تهران بازداشت شد. هنگامه شهیدی در نامه ای که پس از بازداشت بر روی حساب توئیترش منتشر شده است،اعلام کرده بود که پس از بازداشت تا آزادی یا مرگ اعتصاب غذا خواهد کرد. این 
روزنامه نگار در بند ۲۰۹ زندان اوین نگاهداری میشود. رضا معینی مسوول دفتر ایران و افغانستان گزارشگران بدون مرز .

(RSF)در این باره اعلام کرد : « ما
صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضایی، عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، مصطفی پور محمدی وزیر دادگستری و محمود علوی وزیر اطلاعات را مسئول جان هنگامه شهیدی میدانیم

هنگامه شهیدی نخستین قربانی رفتار غیر انسانی و تحقیرآمیز مسئولان جمهوری اسلامی با زندانیان عقیدتی و ازاین میان روزنامه نگاران و شهروند خبرنگاران زندانی نیست. این زندانیان تنها راه اعتراض به بازداشت خودسرانه

و شرایط بازداشت خود را اعتصاب غذا میدانند. در سال میلادی ۲۰۱۶ دستکم  ده روزنامه نگار زندانی با به خطر انداختن جان خود به این روش اعتراضی دست زده اند گزارشگران بدون مرز از عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه  گزارشگران بدون مرز میخواهد گزارشگر ویژه سازمان ملل از مسئولان جمهوری اسلامی در باره وضعیت سلامت هنگامه شهیدی خواهان پاسخی روشن شود

احضار و بازداشت روزنامه نگاران در ایران ادامه دارد، ۲۶ و ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، مراد ثقفی مدیر مجله گفتگو و رامین کریمیان پژوهشگر و همکار این رسانه را ماموران امنیتی بازداشت و به محل نامعلومی منتقل کرده اند

جمهوری اسلامی ایران با ۳۰ روزنامه نگار و شهروند خبرنگار زندانی یکی از ۵ زندان بزرگ جهان برای فعالان رسانه های است. این کشوردر رده بندی جهانی آزادی مطبوعات گزارشگران بدون مرز از میان ١٨٠ کشور جهان در
    قرار دارد رده ١۶٩           
            

https://www.hra-news.org/statements/a-188/


ما در جای درست تاریخ ایستاده ایم / دلنوشته گلرخ ایرایی

خبرگزاری هرانا – گلرخ ابراهیمی ایرایی، کنشگر مدنی محبوس در بند نسوان زندان اوین در نامه ای سرگشاده به بهانه حبس یازده ساله زینب جلالیان، زندانی سیاسی از امید به تغییر و رسیدن روزهای بهتر سخن گفته است، او 

در این نامه با نام بردن از تعدادی از زندانیان دیگر به نقل از هرانا می نویسد

گذشته تمام نمی شود. قلم ها شکسته می شوند و روایت ها نانوشته می مانند اما سینه به سینه پیش می آیند و به نسلها هویت می بخشندتاریخ پر سنگلاخ مان روایت درد بسیار در سینه دارد و ما نسل سوخته این دیار همچنان دوره  میکنیم زخم هایی  که بر پیکر پدرانمان بوده را   

زینب جانم (زینب جلالیان) بهار را به یاد یازدهمین بهاری که پشت میله های زندانی آغاز می کنم و به استقامتت فکر می کنم. به انفرادیهای طولانی مدت و شکنجه های روحی و جسمی که تاب آورده ای.

به مرخصی های هرگز نرفته ات و به چشمان زیبایت که کینه توزانه از حق درمان شان محرومت کرده اند به ایستادگی ات فکر می کنم و هرگز سر خم نکردنت در برابر این حجم سنگینی که میخواست به زانو دربیاردت اما
قویترت نمود تو. نماد نسلی هستی که سرکوب و خفقان و ارتجاع و فاشیسم را نفس کشید و هنوز زنده است و همچنان امیدوار است به فردایی که مترسک ها کنار بروند و آزادی دامن بگستراند و طلیعه آفتاب آنچنان بدمد که دیگر یادآور ریسمان و چوبه دار و پاهای آویخته و پیکرهای معلق بین زمین و آسمان نباشد                    

اگر چه سقوط کرده ایم در خود و به شعبده خو گرفته ایم و پشت نقاب هایی که بر صورتمان کشیده اند، دوره می کنیم شب و روز را، اگر چه ارتجاع هنوز بر ما می تازد و استبداد چون یوغی بر گردنمان سنگینی میکند

ما در جای درست تاریخ ایستاده ایم / دلنوشته گلرخ ایرایی

اگرچه کمند زینب هایمان که این دنیای وارونه را تاب بیاورند و آزادگی را به جوهر جان بر صفحات تاریخ ثبت کنند، اما فردا بعید نیست. تو تکثیر می شوی و فصل پرواز کلاغ های سیاه میگذرد.

روزگار زیستن زیر ذره بین جهلشان و لحظه لحظه رصد شدن زندگیمان و تفتیش مغزهامان و ورق زدن روزهایمان تمام خواهد شد. حق گرفتنی است و می ستانیمش و دیگر بیگانه نخواهیم بود در خانه ی پدری.

کودکیمان خاکستری بود و بوی خون میداد. هنوز در مشاممان تازه است و رد سرخی اش بر دامنه های توچال خیال را پرواز میدهد تا آن روزهای تلخ که چون تاولی بر سینه ی تاریخمان مانده است

هربار که به این تکه ی کوچک آسمان که سهم این روزهایم است، نگاه می کنم، به سهم تو از آسمان، در این سالها که به بیش از یک دهه می رسد، میاندیشم. ما سهممان کم نبود اگر به بغضشان دریغمان نمیکردند.

بگذار به بندمان کشند زینب جانم. بگذار ترکه ی بیدادشان پیکرهایمان را درهم بریزد. بگذار سهممان از بودن،
عشق و حتی چشمانمان، چون سهممان از آسمان از ما دریغ شود. ما ایستاده ایم بر حقانیت خود و آن حجم قطور از تاریخ را که آشفته و ترسان و ناتوان از ورق زدنش مانده اند را سنگینتر کنیم.

اینجا هربار که باد میوزد، داستان سعید (سلطان پور) در گوشمان زمزمه می شود. این تپه ها بیهوده به خون آن هزاران لاله ی عاشق گلگون نشده اند. جریان دارد خونشان، حتی اگر شقایقهای روییده بر خاکشان را درو کنند

 و درو کنند و باز هم درو کنند بگذار بر چوبه های دار سجده برند و فکر کنند شهرام (احمدی) در سینه ی گورستانی بسیار دورتر از سرزمین مادری به خاک سپرده شد. آرزوهایش، استقامتش و حقانیتش در ما تکثیر می شود.

بگذار چون مریم (اکبری منفرد) کودکانمان را از آغو مان بیرون کشند و نزدیک به یک دهه محروممان کنند ازنوازشها و لالایی های شبانه ی مادرانه، محروممان کنند از تماشای کودکمان در صف مدرسه. کودکی که پشت

شیشه های کدر کابین ملاقات قد کشید و در سینه اش کتابی دارد از تاریخِ ما که بی زندگی روزگار بر ما گذشت بگذار بر خانه هایمان یورش بیاورند و بازهم رفقایمان را چون مجید اسدی که به تازگی پس از اتمام مدت حبسش.

آزاد شده بود، به ناکجاآباد ببرند. ما این بیخبری عبوس را تاب می آوریم و می مانیم. چراکه دستمان در دستان جعفر (عظیم زاده) است و عزم مان با او که چون کوهی ایستاده، یکی است.

ما در جای درست تاریخ ایستاده ایم زینب جانم، حتی اگر تحریف مان کنند. بگذار پرچم ریا و تزویرشان به اهتزاز باشد. ما بیهوده تاب نمی آوریم. ما ذات مان «هست» است و باورمان جاودانه،

حتی اگر از میانه راه به تیشه کین، ساقه هایمان را ساقط کنند، باز هم ریشه می زنیم تا آیندگان،همانگونه که خود جوانه زدیم از بذر پیشینیان و آنکه نیست می شود این منجلابی است که تا خرخره
هایمان بالا آمده، اما یارای خموش کردن مان را ندارد. .

فروردین ۹۶′′
گلرخ ابراهیمی ایرایی همسر آرش صادقی، فعال مدنی و فعال حقوق بشر به اتهام توهین به مقدسات و تبلیغ علیهنظام در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در شعبه ۵۴ دادگاه

تجدیدنظر به ریاست قاضی صلواتی بدون حضور وی تایید شد خانم ایرایی، ۳ آبان ماه ۱۳۹۵ بدون دریافت احضاریه کتبی توسط ماموران امنیتی جهت اجرای حکم ۶ سال حبس تعزیری بازداشت و به زندان اوین منتقل شد

بر اساس محتویات پرونده گلرخ ابراهیمی به دلیل داستانی منتشر نشده در نقد سنگسار و با درنظر گرفتن سنگسار به عنوان مقدسات به توهین به مقدسات متهم شده است.


https://www.hra-news.org/letters/a-333/

همنوعان عزیز تا زمانیکه ما با هم بپا نخیزیم و برای حقوق مسلممان متحد و یکپارچه نشویم ٍمطمئن باشید هیچ حکومت اسلامی و زن ستیزی حاضر نمیشود که زن را دارای حقوق انسانی بداند و روز به روز بیشتر زنان را تحقیر و کوچک میکند  مائیم که باید فریادمان گوششان را کر کند .پس تا آزادی ایران و زنان ایرانی بیتفاوت ننشینیم و با ظالمان غاصب بجنگیم .

بامید نابودی  تمامی حاکمان ظالم و زن ستیز ایران

maj 2017



۱۳۹۶ فروردین ۲۳, چهارشنبه

مروری بر نقض حقوق بشر در ایران


مرضیه آدمی فعال حقوق بشر و مدافع حقوق زنان

مروری بر نقض حقوق بشر و وضعیت اسفناک مردم مملکتمان که هر روز بدتر از قبل میشود و مرتب دستگیری زنان و مردان روشنفکرمان و اعدام هموطنانمان آزادیخواهو و شکنجه آنها رو به فزونی است و صدای سازمان ملل و مجامع حقوق بشری به گوش دنیا میرسد به جز حاکمان و مسئولان ظالم ایران و تنها خودمان هستیم که میتوانیم بداد هموطنانمان برسیم و آنها را از شر این حنایتکاران قرن نجات دهیم و
وضعیت حقوق بشر در ایران 'بهتر نشده است'

به گزارش یک سازمان بین‌المللی مدافع حقوق بشر، از زمان آغاز ریاست جمهوری حسن روحانی وضعیت حقوق بشر شهروندان ایران در مقایسه با قبل بهتر نشده است.
روز  ۶ اسفند (۲۵ فوریه)، گزارش سالانه سازمان عفو بین‌الملل در مورد وضعیت حقوق بشر در کشورهای مختلف جهان طی سال میلادی (۲۰۱۴) منتشر شد که بخشی از آن نیز به وضعیت حقوق بشر در ایران اختصاص دارد.
در مقدمه  آمده  که طی این  سال ، حکومت ایران آزادی بیان، اجتماع و تجمع را محدود کرد، به بازداشت و پیگرد اقلیت‌ها، فعالان مدافع حقوق زنان، روزنامه نگاران، مدافعان حقوق بشر و تمامی دگراندیشان مبادرت ورزید در حالیکه شکنجه و انواع دیگر سوء رفتار با بازداشت‌شدگان کاملا رواج داشت و شکنجه‌گران هم مورد بازخواست قرار نگرفتند. زنان و اقلیت‌های دینی و قومی با انواع تبعیض مواجه بودند و مجازات‌های غیرانسانی مانند شلاق، قطع اندام‌ها در ملاء عام  و اعدام برای گستره‌ای از جرایم رواج داشت و در مواردی، افراد زیر سن قانونی نیز به اعدام محکوم شدند.

آغاز ریاست جمهوری روحانی انتظاراتی را در مورد بهبود وضعیت حقوق بشر به همراه داشت
 انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری در ژوئن سال ۲۰۱۳ این امید را پدید آورده بود که دولت او به "اصلاحات بسیار ضروری" در زمینه وضعیت حقوق بشر در ایران مبادرت خواهد کرد اما تا پایان سال ۲۰۱۴، حرکت چندانی در این راستا دیده نشد و تلاش‌های دولت مثلا برای کاهش محدودیت شدید بر مراکز علمی و دانشگاهی با واکنش بازدارنده محافظه کاران مجلس مواجه گردید.
در سال ۲۰۱۳، رئیس جمهوری ایران "منشور حقوق شهروندی" را جهت اظهار نظر پیشنهاد کرد اما این منشور همچنان به صورت یک پیش‌نویس باقی مانده و حمایت لازم از حقوق انسانی ایرانیان، به خصوص حق حیات، حق عدم تبعیض و حق مصونیت از شکنجه به عمل نیامده است. به همین دلیل، شورای حقوق بشر سازمان ملل ماموریت گزارشگر ویژه این شورا برای ایران را تمدید کرد در حالیکه مقامات ایرانی از دادن اجازه ورود به او خودداری ورزیده‌اند. در ماه اکتبر، شورای حقوق بشر در بررسی دوره‌ای  پرونده ایران، نسبت به شرایط وخیم حقوق بشری این کشور و عدم اقدام دولت در اصلاح این شرایط ابراز نگرانی عمیق کرد و خواستار اجرای پیشنهادهایی شد که در سال ۲۰۱۰ مطرح شده بود. ایران گفته است که تا جلسه بعدی شورا در ماه مارس، در این مورد اظهار نظری نخواهد کرد.
آزادی بیان، اجتماع و تجمع
در ادامه گزارش عفو بین‌الملل آمده است که حکومت ایران همچنان به محدود کردن آزادی بیان و رسانه‌ها، از جمله پارازیت اندازی بر پخش برنامه‌های ماهواره‌ای خارجی و تعطیل کردن رسانه‌های داخلی ادامه داد در حالیکه اعمال مقررات حجاب اجباری زنان و پیگرد متخلفین از این مقررات در چارچوب قانون مجازات اسلامی هم برجا بود.

عفو بین الملل از فقدان آزادی بیان و اجتماعات در ایران سخن گفته است
 صدها زندانی عقیدتی، از جمله منتقدین حکومت، روزنامه‌نگاران، حقوقدانان، فعالان اتحادیه‌های کارگری، فعالان دانشجویی و مدافعان حقوق زنان و اقلیت‌ها صرفا به دلیل پیگیری مسالمت‌آمیز حقوق انسانی خود گرفتار زندان هستند و به خصوص روزنامه‌نگاران به خاطر گزارش‌های انتقادآمیز از مقامات، هدف پیگرد و مجازات قرار گرفتند.
این گزارش یادآور می‌شود که اگرچه رهبر و رئیس جمهوری و سایر مقامات ارشد حکومتی همگی از امکانات رسانه‌های اجتماعی مانند فیسبوک، توئیئر و اینستاگرام برای ارتباط با مخاطبان استفاده می‌کنند، حکومت همچنان به فیلتر کردن اینگونه وبسایت‌ها ادامه می‌دهد و در ماه سپتامبر و پس از انتشار مطالب طنزآمیز در مورد آیت‌الله خمینی، یک مقام ارشد قضایی به وزارت ارتباطات دستور داد تا ظرف یک ماه برای مسدود کردن و کنترل موثر محتوای آنها اقدام کند.
شکنجه و بدرفتاری
عفو بین‌الملل می‌نویسد که شکنجه و سایر انواع بدرفتاری به خصوص در زمان بازداشت قبل از محاکمه در ایران رواج داشت و عدم دسترسی بازداشت شدگان به وکیل مدافع و مصونیت مرتکبین شکنجه از پیگرد قانونی زمینه مساعد برای ادامه این وضعیت را فراهم کرده است.
از جمله روش های شکنجه و بدرفتاری رایج در ایران می‌توان به حبس انفرادی، حبس در سلول‌های کوچک با شرایط دشوار، کتک زدن شدید و تهدید اعضای خانواده‌های زندانیان اشاره کرد در حالیکه مقامات عموما نسبت به شکایات در مورد وقوع شکنجه و پیگرد مرتکبین بی‌تفاوت بوده‌اند. اصلاحیه جدید قانون آئین دادرسی که در ماه آوریل در مجلس به تصویب رسید هم شامل اصلاح قوانین قضایی و مقابله با رواج شکنجه و بدرفتاری نبوده است.

نهادهای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی نیز بازداشتگاه‌هایی را ایجاد کرده‌اند که برخلاف قوانین این کشور، تحت نظارت و پوشش سازمان دولتی زندان‌ها قرار ندارند. شکنجه و سایر انواع بدرفتاری با بازداشت شدگان در این مراکز رواج کامل دارد و در برخی موارد، مقامات قضایی محکومان به اعدام را قبل از اجرای حکم به این مراکز منتقل کرده‌اند.


محاکمات غیرمنصفانه
عقو بین‌الملل می‌افزاید که قوه قضاییه ایران مانند گذشته فاقد استقلال است و تحت نفوذ نهادهای امنیتی و اطلاعاتی قرار دارد و محاکمات به خصوص در دادگاه‌های انقلاب، عمدتا به شکلی غیرمنصفانه برگزار می‌شود. قانون جدید مجازات اسلامی مصوب مجلس هم به دادستان اجازه داده است تا در صورتی که دسترسی وکیل مدافع به تمامی مدارک و شواهد علیه متهم را "مانع کشف حقیقت" یا مضر به امنیت ملی تشخیص دهد، این مدارک در اختیار وکیل قرار نگیرد.
تبعیض علیه اقلیت‌ها
در این گزارش آمده است که تصمیم آقای روحانی در انتصاب دستیار ویژه در امور اقلیت‌های قومی و مذهبی در کاهش تبعیض همه جانبه علیه اقلیت‌های قومی از جمله اعراب اهوازی، آذربایجانی‌ها، بلوچ‌ها، کردها و ترکمن‌ها یا علیه اقلیت‌های مذهبی مانند اهل حق، بهایی‌ها، نودینان مسیحی، صوفی‌‌ها و مسلمانان سنی تاثیری نداشته است.

هنوز هم صدها دانشجو از حضور در دانشگاه‌ها محروم هستند
تبعیض علیه اقلیت‌های قومی مانع از دسترسی آنان به خدمات عمومی در زمینه مسکن، آب و بهداشت، اشتغال و تحصیلات شده و به آنان اجازه استفاده از زبان قومی خود در آموزش داده نمی‌شود؛ اقلیت های قومی با امکان پیگرد قانونی تحت عناوین مبهمی مانند "محاربه با خدا" یا "افساد فی الارض" مواجه هستند که می‌تواند مجازات اعدام را در پی داشته باشد.
در ماه اکتبر، دست کم سی و سه مرد سنی، که اکثرا از اقلیت کرد بودند، به اتهام "اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی" و "تبلیغ علیه نظام اسلامی" و "عضویت در گروه های سلفی" و "محاربه با خدا و افساد در زمین" به اعدام محکوم شدند در حالیکه شیعیانی که به اسلام سنی بگروند با پیگرد و آزار مواجه می‌شوند.
حقوق زنان
تبعیض گسترده و انتظام یافته علیه زنان در ایران همچنان برجاست و بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، زنان در موضوعاتی مانند ازدواج، طلاق، حضانت کودگان و ارث در موقعیتی فروتر نسبت به مردان قرار دارند.
در حال حاضر، دو لایحه مربوط به مسایل جمعیتی در مجلس ایران در دست بررسی است که دسترسی زنان به خدمات بهداشت جنسی و باروری و در نتیجه، حق حیات و برخورداری از حریم خصوصی، تساوی جنسیتی و آزادی تصمیم‌گیری در مورد تعداد و فاصله گذاری زایمان را از زنان سلب می‌کند.
در زمینه اشتغال نیز، زنان با تبعیض مواجه بوده‌اند و آمار رسمی که در ماه سپتامبر انتشار یافت حاکی از آن است که طی هشت سال گذشته، آمار اشتغال زنان هرساله یکصد هزار شغل کاهش داشته است.
حق برخورداری از حریم خصوصی
در ایران، ارتباط جنسی بین افرادی که ازدواج نکرده‌اند یک عمل مجرمانه محسوب می‌شود و همچنین افراد به دلیل داشتن گرایش جنسی متفاوت یا حتی تصور داشتن چنین گرایشی مجازات می‌شوند. قانون جدید مجازات اسلامی نیز همچنان تمامی ارتباط های جنسی داوطلبانه بین افراد بالغ همجنس را جرم می‌داند و مجازات‌هایی از یکصد ضربه شلاق تا اعدام را برای آنها پیش‌بینی کرده است.

برخی از مجازات‌های معمول در ایران از نظر معاهدات بین‌المللی غیرانسانی و وحشیانه محسوب می‌شود
قوانین ایران هویت و حقوق افراد فراجنسیتی را در زمینه‌های مختلف از جمله تحصیلات و اشتغال به رسمیت نمی‌شناسد مگر اینکه این افراد با عمل جراحی، تغییر جنیست بدهند.
در ماه فوریه همین  سال  فدراسیون فوتبال ایران هفت زن را به دلیل "ابهام" در مورد جنسیت آنان از شرکت در مسابقات فوتبال زنان محروم کرد.
حق برخورداری از تحصیلات
حکومت ایران همچنان صدها دانشجوی ایرانی را به دلیل استفاده از حق آزادی بیان و دیگر حقوق انسانی از حضور در دانشگاه‌ها محروم کرده و دانشجویان بهائی نیز رسما از حضور در دانشگاه‌ها محروم هستند. دهها تن از دانشجویان و استادان دیگر از جمله چند تن از کسانی که با موسسه آموزشی عالی بهائیان مرتبط بودند، در زندان هستند و تلاش وزرات آموزش عالی برای بازگشت تعدادی از دانشجویان محروم از تحصیل به دانشگاه‌ها هم نتیجه‌ای در بر نداشته است.
جمهوری اسلامی با توسل به سهمیه‌بندی جنسیتی در صدد جلوگیری از مشارکت بیشتر زنان در آموزش عالی است هر چند در سال تحصیلی ۱۴-۲۰۱۳ این محدودیت‌ها تاحدودی تعدیل یافت.
اعدام
در ایران، برای تعداد قابل توجهی از جرایم مجازات اعدام وجود دارد که از جمله شامل جرایم مبهمی مانند "محاربه با خدا" می‌شود. در سال ۲۰۱۴ تعداد زیادی احکام اعدام به اجرا گذاشته شد که بعضی از آنها در ملاء عام اجرا شد.
قانون جدید مجازات اسلامی هم مجازات اعدام را برای انواع جرایمی تایید کرده که براساس موازین حقوق بین‌الملل، مشمول طبقه‌بندی "جرایم بسیار جدی" نیست. حقوق بین‌الملل مجازات اعدام را تنها برای این طبقه از جرایم منع نکرده است.
در بسیاری از موارد، حکم اعدام پس از انجام محاکماتی صادر شد که به وضوح با موازین بین‌المللی دادرسی منصفانه اختلاف بسیار داشت و از جمله شامل صدور حکم بر اساس "اعترافاتی" بود که زیر شکنجه یا تحت انواع دیگر فشار از متهم اخذ شده بود. متهمان غالبا از دسترسی به وکیل مدافع قبل از آغاز محاکمه محروم بودند. تعدادی محکوم نوجوان، از جمله کسانی که هنگام ارتکاب جرم هنوز به سن ۱۸ سالگی نرسیده بودند نیز اعدام شدند یا با اجرای حکم اعدام مواجه هستند.
قانون جدید مجازات اسلامی مجازات اعدام نوجوانان را برای جرایم مستوجب قصاص و حدود تجویز کرده مگر اینکه مرتکب این جرایم از قوه ادراک برخوردار نبوده باشد یا اینکه توانایی عقلی او مورد تردید قرار گیرد. لازم به یادآوری است که قوانین بین‌المللی صدور حکم اعدام برای افراد زیر ۱۸ سال را در هر صورت کلا ممنوع کرده است.
قانون جدید مجازات اسلامی همچنان شامل سنگسار به عنوان مجازات "زنای محصنه" بوده و گفته می‌شود سال گذشته، دست کم یک مورد حکم سنگسار در قائمشهر صادر شد اما از اجرای حکم سنگسار در این مدت گزارشی نرسیده است.

عزیزانم عاجزانه ازتان خواهش میکنم که همه حرکتی جمعی انجام دهیم و به این حکومت ظالم و متحجر که تیشه به ریشه ایران و ایرانی زده و تا نابودی کامل دیت بردار هم نخواهد بود .
آزاد باد ایران و ایرانیان تحت جور و ستم آخوندی
نابود باد رژیم دیکتاتور و جانی ایران

مارش 2017







ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره پنجاه و چهارم