‏نمایش پست‌ها با برچسب بهروز سورن. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بهروز سورن. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ آبان ۱۴, یکشنبه

بهروز سورن: سونامی تجاوز و قتل کودکان در جمهوری اسلامی باز هم قربانی گرفت

تجاوز وقتل اتنا, ملیکا و ستایش و اهورا تنها مواردی هستند که رسانه ای شده اند و آمارهای واقعی این حوادث در پرده ای از ابهام قرار دارد. این وقایع تلخ هم در کانون خانواده و هم محیط های آموزشی و مدارس بوفور روی میدهد. موارد بسیاری از تجاوز و آزار جنسی دانش آموزان در مدارس گزارش و رسانه ای شده است و در بسیاری موارد دیگر خانواده ها برای حفظ آبرو! یا از شرم! سکوت می کنند. بدین ترتیب کودکان هم در صف کار خیابانی و کارگاه ها و هم در صحن و محیط های خانوادگی و آموزشی بزرگترین قربانیان پدیده هولناک ازار جنسی و تجاوز و قتل و خشونت هستند.

 هنوز ماجرای قتل آتنا, ملیکا و ستایش نازنین پس از تجاوز و ازار جنسی از صفحه رسانه ها پاک نشده که خبر هولناک و دردآور تجاوز ناپدری به کودک دوسال و نیمه رشتی منتشر شده است. اهورای کوچولو توسط ناپدری پس از تجاوز به قتل میرسد. صدای گریه و فریاد او را همسایگان می شنوند و سراسیمه ماموران انتظامی را مطلع می کنند. خونریزی شدید او سهم اش را از زندگی ربود و در بیمارستان جان داد.
ناپدری اعتراف کرد و دلی پر درد برای همگان باقی گذاشت. جمهوری اسلامی نهالی را که با فرهنگ ارتجاعی و مذهبی خود که از ابتدای روی کار آمدنش با قوانین الهی! و فتاوی آیت الله هایش کاشت, امروزه با این جنایات و فجایع پی در پی اتفاقیه  بارور کرده است. نهادهای رژیم  که به مقوله آسیب ها و ناهنجاری های اجتماعی و بویژه  در عرصه کودک آزاری بی توجه بوده و هستند اصولی چند را برای مقابله با آن که عمدتا پاک کردن صورت مسئله بوده است بکار میگیرند.
اصل بی تفاوتی و اختفای اخبار و گزارشات جنایی که هر روزه اتفاق می افتند و در پرونده های پلیسی و انتظامی ثبت می شوند اما از رسانه ای شدن آنها پیشگیری میشود مگر انکه افکار عمومی و انسانی انرا بطور وسیع رسانه ای کنند و اعتراضی گسترده نیز صورت گرفته باشد. پرونده سعید طوسی قاری ویژه رهبری نیز یکی از مواردی است که میتوان ناشی از فشار افکار عمومی برای افشای آن دانست.
اصل پاک کردن صورت مسئله با اعدام عوامل این جنایات و بخشا در ملاء عام و چنانچه این شیوه مجازات قرون وسطایی و خود خشونت پرور موثر میافتاد میبایستی امروز سیر نزولی این اتفاقات وحشتناک را شاهد میبودیم حال آنکه با نگاهی آماری میتوان گفت که خلاف آن واقع شده است. اصل ایجاد وحشت و رعب عمومی بدینوسیله قاعدتا و پس از تکرار مکرر مواردی اینچنینی موضوعیت خود را از دست داده است.
 
فساد بیداد میکند و اصل و کانون خانواده مورد هجوم سرمایه داری هار و سودجوئی طیف فقهای حاکم قرار گرفته است. رشد فقر و بیکاری و اعتیاد انفجاری است. آقازاده ها در دزدی و اختلاس اموال عمومی و منابع مالی ملی از یکدیگر سبقت می گیرند و تورم و بحران مرزی نمی شناسد. مذهب و قوانین ارتجاعی فقهی بنیان های آموزشی کشور را آلوده کرده اند و خشونت زایی و خشونت پروری پیشه حکومتیان و دست اندرکاران آنها شده است.آموزش های ضروری جنسی و روانشناختی یا در مخیله حکومتیان نمی گنجد و یا از لابلای رساله های قرون وسطایی فقها و مراجع مذهبی بیرون کشیده میشود.
شکی نیست که عامل تجاوز به اهورای کوچولو جنایتکار است. هیچگونه دلیل و برهانی تجاوز و قتل این کودکان نازنین را توجیه نمی کند اما  بایستی هوار کشید و جار زد که حاکمان اسلامی شریک مستقیم این جنایتکاران هستند و با رفتار خود و ایجاد محیط های مساعد برای پرورش آنها و دست در دست آنها در این جنایات سهیم اند.
در فضا و مناسباتی که هر گونه ارتباطی میان نوجوانان دختر و پسر غیر شرعی و غیر قانونی محسوب میشود, وقتی که ماموران انتظامی و ارشاد رژیم پی در پی متخلفان! را بازداشت و قوه قضائیه آنان را محکوم به شلاق  میکند و هنگامی که حاکمان مکررا بجای حل ناهنجاری های اجتماعی صورت مسئله را با مجازات اعدام پاک می کنند, زمانی که شوهر دادن دختران نوجوان شرعی و قانونی است, در شرایطی که نهادهای حراستی رژیم در مدارس و دانشگاه ها از ارتباط آزادانه دختران و پسران جلوگیری میکنند و نشست و برخاست ارادی و آگاهانه آنها بنیان های حکومت اسلامی شان را با خطر جدی مواجه میکند از سوی دیگر هیچگونه حراستی از این کودکان مقتول و سایر آنها که فراوانl مورد آزار و اذیت جنسی قرار می گیرند, نمی کند.بدین شکل همواره شاهد سیر صعودی این جنایات خواهیم بود.

تجاوز وقتل اتنا, ملیکا و ستایش و اهورا تنها مواردی هستند که رسانه ای شده اند و آمارهای واقعی این حوادث در پرده ای از ابهام قرار دارد. این وقایع تلخ هم در کانون خانواده و هم محیط های آموزشی و مدارس بوفور روی میدهد. موارد بسیاری از تجاوز و آزار جنسی دانش آموزان در مدارس گزارش و رسانه ای شده است و در بسیاری موارد دیگر خانواده ها برای حفظ آبرو! یا از شرم! سکوت می کنند. بدین ترتیب کودکان هم در صف کار خیابانی و کارگاه ها و هم در صحن و محیط های خانوادگی و آموزشی بزرگترین قربانیان پدیده هولناک ازار جنسی و تجاوز و قتل و خشونت هستند.
19.10.2017



نسخه پی دی اف




۱۳۹۴ آذر ۳, سه‌شنبه

« یکی از ما » روایتی از اعماق, بازسازی یک تراژدی انسانی- برداشتی از بهروز سورن


Image result for EINER VON UNS - ONE OF US    فیلم « یکی از ما »  روایت داستانی واقعی است که در گذشته ای نزدیک اتفاق افتاده است. تابستان سال 2009 درپی  دزدی از یک فروشگاه بزرگ مواد غذائی در محدوده شهر کرمس اتریش پسر نوجوان 14 ساله ای توسط پلیس کشته میشود. او از پشت سر و از فاصله ای نزدیک هدف گلوله قرار می گیرد. این واقعه تراژیک  افکار عمومی مردم اتریش را بشدت  متاثر و گزارشات مربوط به آن در تیتر اول بسیاری از روزنامه ها و منابع خبری جای می گیرد. کشته شدن یک نوجوان غیر مسلح توسط پلیس در کشورهای غربی مکرر اتفاق افتاده است و شاید این مورد آخرین نیز نباشد. بازسازی و نقد این واقعه موضوع فیلم نامه « یکی از ما » است. کارگردانی فیلم با اشتفان ریشتر فیلمنامه نویس و کارگردان آلمانی متولد در شهر درسدن آلمان است که به علل شغلی در اتریش زندگی می کند. آرش ریاحی تهیه کننده این فیلم است. آرش ریاحی کارگردان و تهیه کننده پرکار ایرانی مقیم اتریش است که با فیلم های :

 1999 ECLIPSA-NAM CE FACE - SOLL DIE WELT DOCH UNTERGEHEN
2004 DIE SOUVENIRS DES HERRN X

2006 EXILE FAMILY MOVIE
 2013NERVEN BRUCH ZUSAMMEN

2008 EIN AUGENBLICK FREIHEIT

2014 EVERYDAY REBELLION  - ( Riahi Brothers )

در جمع کارگردانان سرشناس بین المللی قرار گرفته است و تا کنون جوایز پرشماری از فستیوالهای بین‌المللی ی بنام را از آن خود کرده است. آرش ریاحی بلحاظ عمومی بر روی موضوع و مضمون فیلم هایش تاکید خاصی دارد. او رئالیستی منتقد است. منتقد مناسبات موجود و نظم  نئولیبراالی که در فیلم هایش توجهی خاص به نسل جوان دارد. این ویژگی و مشخصه را در فیلم های بسیار زیبای:  برای یک لحظه ازادی « Ein Augenblick Freiheiُt   »  : هر روز شورش «EVERYDAY REBELLION » و سایر کارهای پیشین او نیز دیده ایم.
    بزرگترین دستمایه فیلم « یکی از ما » برای تبدیل شدن به فیلمی بزرگ سوژه و سناریویی است که عامدانه به فضایی محدود ( سوپرمارکت )  اکتفا کرده است. میتوانست این سناریو به زمینه های اجتماعی مسبب این حادثه دست اندازی بیشتری کند و ریشه ها را بیشتر هدف قرار دهد و  زاویه نگاه تماشاچی را به عوامل و دلایل وجودی این ناهنجاری ها بیشتر باز کند اما تهیه کننده و کارگردان « یکی از ما » از همین مواد اولیه و این ماجرا منفرد به بهترین نحو سود جسته اند و با تعمیق لحظه هایی از فیلم و با بازی قوی هنرپیشه های جوان فیلم که بگفته برخی از آنان نخستین بار است که در یک فیلم بازی می کنند تماشاگر را بدنبال می کشند.
    
    فیلم « یکی از ما »  تلاش دارد تا ناهنجاری های اجتماعی را در مدت هشتاد دقیقه به  تصویر بکشد. سعی می کند تا بیکاری, تنگدستی و فقر را در قلب اروپای متمدن و مرفه نشان دهد و در این زمینه و در زمانی که برای ارائه آن در اختیار دارد به نمایش تصاویری از ناتوانی خانواده در برآوردن خواست کودک, گرایش به اعتیاد و مواد مخدر, روزهای کسل کننده نوجوانان و جوانان در شهرهای کوچکتر با محیط های بسته و مصرفی و امکانات محدود, بیکاری، بی آیندگی و روی آوری به مشروبات الکلی در سنین نوجوانی میپردازد. سوپر مارکت میدان اصلی نمایش است که آگاهانه انتخاب شده است. الگویی است از جامعه مصرفی و محل خرید و بازدید تقریبا روزانه تمامی اهالی و همچنین مکان ملاقات نوجوانان و جوانانی همانند قربانیان این تراژدی و دام مرگی برای این نوجوان! که بدون برنامه ریزی قبلی به محلی وارد می شود که گرانترین قلم کالاهای آن شاید بیست یا سی یورو بود و در پایان جسد بی جانش را در کف زمین می یابند. نمایش فیلم واکنش های متعددی داشته است و نقدهایی در همین رابطه منتشر شده است. آنطور که آرش ریاحی در مراسم افتتاحیه نمایش فیلم ابراز کرد, پس از وقوع حادثه و واکنش خشن و بی رحمانه قلم زن ( کرونن زایتونگ ) یکی از روزنامه های دست راستی و پرتیراژ اتریش بود که نوشت:
( آنکه برای دزدی بالغ است برای کشته شدن نیز بالغ است! )
     فیلمنامه که بر اساس واقعه ای حقیقی نوشته شده است علاوه بر به پرسش کشیدن مناسبات ناعادلانه سرمایه داری و بیکاری مزمن, در بازتاب و نمایش خشم و تنفر و نارضایتی جوانان نسبت به مناسبات موجود موفق است. این فیلم با وضوح تمام سیستم پلیسی و حفاظت از این مناسبات که پلیس شهری است را به چالش کشیده است. پلیس هائی که علیرغم آموزش برای حفاظت از سیستم موجود با توسل به خشونت و سلاح از مناسبات در برابر شهروندان دفاع می کنند حال آنکه در تعاریف آمده است پلیس برای حفاظت از مردم است. مردمی که نوجوانان و کودکان نیز به آنها تعلق دارند. در حقیقت امر به حق طبیعی یولیان چهارده ساله بی اعتنائی شده است و آنطور که کارگردان فیلم نظر دارد این واقعه را بعنوان نقض حقوق بشر در اتریش میبایستی پیش چشم مسئولین نگاه داشت. پلیس مزبور برای تبرئه خود صحنه سازی می کند، وانمود میکنند که در موقعیتی اضطراری و دفاع از خود بوده اند و صحنه سازی و آنگونه بازگویی می کنند آن دو نوجوان با پیچ گوشتی و وسیله ای گلخانه ای قصد حمله داشته اند. کارشناسان دادگاه اما ماجرا را همانطور دیدند که اتفاق افتاده بود. ناگفته نماند که پلیس مزبور بطور کامل مورد حمایت پلیس و دستگاه قضائی اتریش قرار می گیرد و به هشت ماه زندان تعلیقی محکوم و چندی بعد ضمن ابقاء در شغل خود در منطقه ای دیگر به کار ادامه میدهد.
     اینکه بخشی از پلیس اتریش به نمایش این فیلم معترض باشد حتمی است. اینکه معتقد باشند که نمایش این  فیلم چهره حافظ امنیت و محبوب! پلیس را خدشه دار میکند, قطعی است اما نکته ظریف تر آنجاست که حتی در نظام پلیسی کشورهائی همانند اتریش نیز یکپارچگی نظری موجود نیست. همین نکته میتواند با نمایش عمومی این فیلم در سطحی گسترده شکاف نظری در سیستم حفاظت پلیسی از مناسبات موجود در اتریش را عریانتر نماید. اگر چنین شود میتوان گفت که فیلم « یکی از ما » به مقصود رسیده است.
     نخستین نمایش این فیلم در فستیوال سن سباستیان اسپانیا بوده، این فیلم برای شرکت در فستیوال  ویناله در وین، فستیوال زوریخ در سوئیس و پنجاه وششمین فستیوال فیلم تسالونیکی در یونان نیز دعوت شده است. نمایش عمومی این فیلم در اتریش از تاریخ بیستم نوامبر آغاز خواهد شد.
آدرس اینترنتی:

لینک یک مصاحبه با اشتفان ریشتر



ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره چهلم