‏نمایش پست‌ها با برچسب بیست و پنجم نوامبر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بیست و پنجم نوامبر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ دی ۱, جمعه

به مناسبت ۲۵ ام نوامبر روز جهانی منع خشونت علیه زنان - معصومه توکلی، فعال حقوق بشر در کمیته ی دفاع از حقوق زنان



موضوع تراژدی تن )خشونت خانگی)
 به سادگی می‌توان گفت انسان بدون بدنش تعریف نمی‌شود و بدن انسان و تصمیمات انسان درباره‌ی آن از یکدیگر تفکیک ناپذیرند؛ حق آزادی فردی نیز بدون تسلط انسان بر بدنش قابل درک نیست. در نتیجه حق مالکیت بر بدن در زمره‌ی حق  بر آزادی و امنیت شخصی تعبیر می‌شود
ماده‌ی سوم اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر می گوید:
هر فردی سزاوار و محق به زندگی، آزادی و امنیت فردی است.
از مفهوم امروزی این حق چنین استنباط می‌گردد که، همه‌ی انسان‌ها حق دارند تا درباره‌ی سلامت شخصی، تمامیت جسمانی، روابط جنسی و فرزند آوری با آزادی تصمیم بگیرند. هیچ‌گونه ترس، نگرانی، خشونت و تبعیض نباید نسبت به انسان‌ها در این موقعیت برای ایجاد محدودیت در حق تسلط بر بدن خود اعمال گردد
در دیدگاه سنتی تحت تاثیر آمیزه‌های مذهبی، فرهنگی و سیاست‌های برتری طلبانه، نژادپرستانه یا تبعیض آمیز همواره گستره تعریف امروزی درباره‌ی این حق را بر نمی‌تابد. از زمانی‌که کسب آزادی‌های فردی و اجتماعی از عرصه‌ی نظری وارد سیاست‌های دولت‌ها و قوانین ملی و بین المللی حقوق بشر شده است، به تدریج مفهوم تسلط و مالکیت بر بدن نیز وارد ادبیات حقوقی گردید.
مصادیق متعددی از اعمال تبعیض علیه انسان‌ها، به ویژه زنان، می‌توان برشمرد که منجر به عدم تسلط آن‌ها بر بدنشان می‌شود؛ نمونه‌ی روشن آن را می‌توان بردگی، کار اجباری، قاچاق انسان و اندام انسانی، ازدواج در کودکی، ازدواج اجباری، هم‌چنین مهم‌تر دانستن نقش مادری از ماهیت وجودی زن تا عقیم سازی اجباری و اعمال مجازات برای سقط جنین را برشمرد.
حق انسان بر بدن خویش بدین معنا است که هر انسانی این حق را دارد که در آزادی کامل راجع به وضعیت بدنی خویش تصمیم گیری نماید. به موجب این حق، هر انسانی می‌بایست از هر نوع فشار خارجی (وارده از سوی افراد دیگر) که بدن او را تحت تاثیر قرار می‌دهد، مصون باشد. حق بر بدن این اجازه را به شخص می‌دهد تا او نسبت به بدن خویش حس استقلال داشته به طوری که بدن به عنوان حریم خصوصی فرد درآمده واو احساس کند بر این بدن مالکیت دارد و احساس نکند که دیگری ویا حتی حکومت بر این بدن مالکیت دارد، متاسفانه در کشورهای با اکثریت مسلمان  به نظر میرسد که فقط مردان نیستند که مالک بدن زنانند بلکه حکومت هم نمایندگی دارد از طرف شوهر ، پدر، برادر.. که مالکیت مردان خانه را بر تمام زنان آن خانه کاملا مورد حمایت قرار دهد ، وبه هیچ وجه مالکیت زن بر بدنش را محترم نمی شمارد . هرگونه تعرض به این حریم، نقض یکی از حقوق بنیادین بشر شناخته می‌شود. حق بر بدن به صورت‌های گوناگون در اسناد بین المللی اشاره شده که از ماحصل آن‌ها می‌توان چنین نتیجه گرفت که هر نوع تغییر در وضعیت ظاهری و داخلی بدن انسان می‌بایست با رضایت خود شخص باشد.
 موضوع حق زن بر بدن ، موضوع گسترده ایست یکی ازمهمترین مسایل مطروحه در حیطه حق بر بدن ، خشونت خانگی است در این مقاله من به ریشه یابی خشونت خانگی و انواع و پیامدهای آن میپردازم.
برای ریشه یابی خشونت خانگی لازم میدانم ابتدا اشاره کنم که در بافت سنتی و مذهبی جامعه ایران از دیر باز زنان مورد خشونت خانگی بوده اند، با روی کار آمدن جمهوری اسلامی و انقلاب مردسالارانه ایران که بر تفاوت های جنسیتی و نقش زن در خانواده پافشاری میکند  فرودستی زنان از سوی حاکمیت جدید تثبیت شد ، ستم جنسی که در عرف و شرع وجود داشت ، شکل قانونی به خود گرفت.
تحقیقات و بررسی های آسیب شناسان مسائل اجتماعی نشان می دهد، خشونت خانگی پیامد تبعیض جنسیتی است
البته اسناد بین المللی در این باره ساکت نیست ، کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان در بر گیرنده همه انواع این خشونت هاست که ناشی از تبعیض جنسیتی است
درماده‌ ۲این کنوانسیون آمده است:
دولتهای‌ عضو، تبعیض‌ علیه‌ زنان‌ را به‌ هر شکل‌ محکوم‌ می‌نمایند و موافقت‌ می‌نمایند بدون‌ درنگ‌، به‌ طرق‌ مقتضی‌سیاست‌ رفع‌ تبعیض‌ علیه‌ زنان‌ را تعقیب‌ نمایند و بدین‌ منظور، بر امور زیر تعهد می‌نمایند:
الف‌: گنجاندن‌ اصل‌ مساوات‌ زن‌ و مرد در قانون‌ اساسی‌ یا دیگر قوانین‌ متناسب‌ داخلی‌ خود، اگر تا کنون‌ چنین‌ کاری‌ انجام‌ نشده‌ و حصول‌ اطمینان‌ از تحقق‌ عملی‌ این‌ اصل‌، از طریق‌ وضع‌ قانون‌‌  و طرق‌ مناسب‌ دیگر.
ب‌: اتخاذ تدابیر قانونی‌ و غیره‌ از جمله‌ وضع‌ ضمانت‌ اجراهای‌ مناسب‌ به‌ منظور جلوگیری‌ از اعمال‌ تبعیض‌ علیه‌ زنان‌.
ج‌: حمایت‌ قانون‌ از حقوق‌ زنان‌ براساس‌ تساوی‌ با مردان‌ و حصول‌ تضمین‌ و اطمینان‌ از حمایت‌ مؤثر زنان‌ علیه‌ هر نوع‌ تبعیض‌، از طریق‌ دادگاههای‌ صالح‌ ملی‌ و دیگر مؤسسات‌ عمومی‌.
د: خودداری‌ از انجام‌ هر گونه‌ اقدام‌ و عمل‌ تبعیض‌آمیز علیه‌ زنان‌ و تضمین‌ اینکه‌ مقامات‌ و موسسات‌ عمومی‌ بر طبق‌ این‌ تعهد عمل‌ نمایند.
ه‌: اتخاذ هر گونه‌ اقدام‌ مناسب‌ برای‌ رفع‌ تبعیض‌ علیه‌ زنان‌ توسط‌ هر فرد، سازمان‌ یا مؤسسه‌.
و: اتخاذ تدابیر لازم‌، از جمله‌ تدابیر قانونگذاری‌، برای‌ تغییر یا لغو قوانین‌، مقررات‌، عادات‌ و عملکردهایی‌ که‌ نسبت‌ به‌ زنان‌ تبعیض‌آمیز هستند.
ز: نسخ‌ کلیه‌ مقررات‌ کیفری‌ داخلی‌ که‌ تبعیض‌ علیه‌ زنان‌ را در بردارند.

لازم میدانم به دو موضوع در اینجا اشاره کنم :
 ۱- ضمن تحقیق در زمینه خشونت خانگی به ندرت به خشونت علیه دختران در خانواده اشاره شده بود و هر جا در مورد خشونت خانگی مطلبی نوشته شده بود منظور خشونت شوهران بر همسرشان بود در حالیکه من فکر میکنم اغلب زنان ابتدا در خانه پدر مورد خشونت واقع میشوند و بعد از ازدواج گاها خشونت شوهران علیه خودشان را طبیعی میپندارند.) بنابر این در هر جا واژه زنان را به کار میبرم ، منظورم کل جامعه زنان اعم از دختران و زنان متاهل است (
 ۲- آمارهایی که درصد خشونت خانگی علیه زنان در ایران را ۶۰ تا ۶۶درصد اعلام میکرد در حالی که درصد بسیار زیادی از زنان قربانی هیچ وقت در آمارها دیده نمیشوند. آنها به عنوان زنان «سازشکار» و «صبور» لب به بیان مشکل باز نمی کنند.
* خشونت رفتاری است که با هدف آسیب رساندن به دیگری ، به گونه های جسمی ، روانی ، تحمیل محدودیت های مالی ، ممانعت از پیشرفت های شغلی و ارتقای توانایی های فردی ، بی اعتنایی به دیگری _ در صورتی که میدانیم او به توجه و حمایت ما نیازمند است - و غیره گفته می شود .
 *خشونت خانگی که تقسیم میشود به خشونت های زبانی، روانی، فیزیکی، حقوقی، جنسی، اقتصادی ، فکری، آموزشی و مخاطرات که در خانه به زنان و دختران تحمیل می شود.
در تحقیقات به عمل آمده خشونت روانی و کلامی در رتبه نخست و خشونت جنسی رتبه آخر را دارد . خانواده هایی که از نظر فرهنگی ، اجتماعی در سطح بالاتری هستند اعمال خشونت بر علیه زنان در آنها در رتبه پایین تری وجود دارد و خانواده های که درسطح فرهنگی ، اجتماعی پایین تری هستند درصد اعمال خشونت بر علیه زنان به شدت بالاست .
 قوانین در جمهوری اسلامی ایران متاسفانه بعضی از این خشونت ها را مورد حمایت قرار میدهد.
خشونت خانگی در نوع خشونت فیزیکی آن انواع مختلف دارد که متاسفانه اولا به علت اینکه زنان علاقه ای ندارند که وارد مراکز انتظامی و دادگاهی شوند که به مهمترین دلیل آن اشاره کردم ) زنان صبور و سازشکارو بعضا ترس از بدتر شدن وضعیت و قضاوت اطرافیان که ترجیح میدهند سکوت کنند( و ثانیا به این دلیل که میدانند گوش شنوایی وجود ندارد و به این خشونت نیروی انتظامی و حتی بعضا دادگاه ها چندان اهمیت نمی دهند به این دلایل زنان اغلب ترجیح میدهند این خشونت ها که از طرف شوهر ، پدر ، برادر ویا افراد ذکورخانواده به آنها وارد میشود پنهان کنند البته این پنهان کاری در مورد خشونت خانگی خاص ایران نیست در همه دنیا زنها گاهی این خشونت ها را پنهان می کنند
ولی در ایران این پنهان کاری بیشتر از دیگر جوامع است چون در عرف و سنت و مذهب اغلب این خشونت ها طبیعی است و همچنین اتکایی به محافل پلیسی و قضایی ندارند و در قوانین هم کنترل خاصی در نظر گرفته نشده واز زنان در برابر خشونت خانگی حمایت نمیکند.
خشونت خانگی گاهی منجر به مرگ می شود ،جنایات و قتل های ناموسی از این دسته اند که قانونگزار نسبت به جانی بسیار مهربان است .
خشونت خانگی از نوع عاطفی که درقانون جمهوری اسلامی وجود دارد و به مرد حق چند همسری میدهد که عواطف زنان را جریحه دار می کند
وهمینطور حق صیغه کردن زنان دیگر برای مردان در قوانین ایران پذیرفته شده است .
خشونت جنسی از دیگر نوع خشونت خانگی است که متاسفانه قوانین ناظر بر این خشونت هاست اصل تمکین زن  به معنای فرمان برداری بی چون و چرای زن از شوهر می باشد.
  درماده ۱۱۰۸ قانون مدنی جمهوری اسلامی اشاره میکند ،، هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند ، مستحق نفقه نخواهد بود  در حقیقت زن مجازات می شود
اگر زنی که همسرش را دوست دارد در مواردی که آمادگی جسمی و روانی برای هم آغوشی ندارد ، احساس میکند به او تجاوز شده و مورد خشونت قرار گرفته است.
 میتوان با اطمینان گفت ، تبعیض جنسیتی باعث خشونت میشود و خشونت چون باز تولید میشود انواع دیگری از خشونت را بوجود می آورد به عنوان مثال دخترانی که در خانه ازشدت خشونت و محدودیت از سوی پدر ، برادر و افراد ذکور فامیل روبرومی شوند زمانی که خانه را ترک می کنند تا به وضعیت خود سر و سامان دهند، با برچسب دختران فراری که هم تحقیر آمیز و هم مجرمانه است بسیاری ازامتیازات و احترامات زندگی فردی و اجتماعی را ازدست می دهند ، این دختران یا به اجبار به خانه پدری یعنی محل خشونت بازگردانده میشوند بدون مددکاری برای رفع عامل خشونت یا در جامعه رها میشوند که با انواع دیگری از خشونت مثل بیکاری ، جذب شدن به گروه های فساد ، اعتیاد و غیره درگیر می شوند .
و باز به عنوان مثال زنی متاهل که از خشونت خانگی خسته شده اگر طلاق بگیرد یا مجبور شود خانه را ترک کند ، مجبور میشود انواع دیگر خشونت را تحمل کند به عنوان یک زن بیوه در جامعه ای که حضور این زنان قابل احترام نیست زنی که بعد از طلاق احتمالا منابع مالی و اغلب سر پناه خود را از دست داده اند ودر موارد بسیار زیادی حتی فرصت دیدن فرزندانش را به بهانه های مختلف از او سلب کرده اند و چتر حمایت  اجتماعی او را در بر نمی گیرد  او مجبور میشود با خشونت های بسیاری دست و پنجه نرم کند . اگر بدون طلاق خانه را ترک کند مجبور میشود برخوردهای خشونت بار همسایه ، خویشاوندان و آشنایان را تحمل کند و یک زندگی اجتماعی بسیار محدود را تجربه کند

در پایان ، اینکه جمهوری اسلامی ایران در قانون اساسی اصل ۲۱ ماده ۱ میگوید ایجاد زمینه های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیا حقوق مادی و معنوی او و در همه مواردی که به زنان مربوط میشود با کلمات زیبایی مثل،احیای جایگاه واقعی زن ، زن راچون فرشته ای معرفی میکنند که جایگاه والایی دارد و از این دست ، با آن چیزی که عملا بر سر زنان می آید منافات دارد ،با مشاهده نرخ آسیپ پذیری زنان واعمال خشونت علیه زنان علی رغم اینکه به دلایلی که گفته شد آمار واقعی وجود ندارد میبینیم که زن هیچگونه احترامی در ساختار قوانین کنونی ایران ندارد آنچه واقعی است ذهنیت بیمار و زن ستیزاست که خشونت را بر زنان روا میدارد و ریشه در نگاه تبعیض آمیز در قوانین اسلامی  ، عرف و سنت علیه زنان در ایران دارد به قولی خانه از پای بست ویران است ، خواجه در بند نقش ایوان است.


نسخه پی دی اف:

   

۱۳۹۴ دی ۱, سه‌شنبه

25 نوامبر در "مزار شریف افغانستان" - ندای زنان ایران- افغانستان خبر


روز ٢٥ نوامبر ، در مزارشريف زنان و مردان براي خشونت عليه زنان كمپيني با نام "جنبش زنان در برابر خشونت خانوادگى" برپا كردند. امسال افغانستان شاهد ١٩٠ مورد قتل زنان بوده است .
از مجموع ١٩٠ قتل زنان، ١٠١ مورد قتل هاي ناموسي گزارش شده است و همچنين امسال افغانستان شاهد ٣ مورد سنگسار زنان بوده است. در اين روز زنان و مردان افغان در مزارشريف با حمايت آقاي اسماعيل تيمور، كتايون تيمور و پريسا اكبرزاده صداي اعتراض خود را به جهانيان رساندند. اين كمپين با المان چسب زخم، ميخواهند مرهمي باشند براي زخم هاي زنان خشونت ديده.





ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره چهل و یکم

گزارش 25 نوامبر روز جهانی خشونت علیه زنان در آندرس برگ—آلمان - کامیل همتی


عکس و گزارش : کامیل همتی

هر چند که بقول بعضی دوستان روزایی که برخی از افراد با دیدگاه طبقاتی مختص حفظ منافع سرمایه و یا دولتهای حافظ منافع سرمایه و یا سازمانهای بین المللی نامگذاری می کنن شاید بعضا برای کم رنگ کردن مناسبات خاص و یا به انحراف کشیدن و دور کردن مدافعان حقوق انسانی از آن گونه مناسبات باشه، اما در هر صورت امروز25نوامبر در کمپ آندرس برگ بهانه ای شد که ما مدافعان حقوق زنان و مردان و زنانی که حقوق انسانی زنان برایشان اهمیت داشت که بتوانیم دور هم جمع شویم بیانیه ای در این رابطه به دو زبان عربی و فارسی برای حاضرین بخوانیم و به سه زبان کردی و عربی و فارسی ملخصه ای از مشکلات زنان در محیط زندگی قبلی خود بیان داریم و همچنین پلاکاردهایی به چهار زبان آلمانی، انگلیسی ، عربی و فارسی با مضمون " اعدام و سنگسار لغو باید گردد" نه به تبعیض ، نه به خشونت"" و هنجارهای غلط، قوانین ارتجاعی _ جامعه ناسالم، داشته باشیم .
تشکر از دوستانی که بی نهایت واسه تدارک این برنامه مشارکت نمودند. از فریبا خانم که بیانیه را با زبان فارسی خواندند و همسر و رفیق زندگی اش آقا شروین که به زبان کوردی توضیحاتی دادن. از ازهر خانم که بیانیه را به زبان عربی قرایت کردن و همچنین از دوستان عزیز آلمانیOlli, Karina که به ما در گرفتن مجوز کمک نمودند کمال تشکر رو دارم. از کمک های دوست عزیزم علی دستوار که در پیشبرد اجرای بهتر برنامه بود نهایت تشکر رو دارم.

به امید دنیایی انسانی و برابر برای همه انسانها





ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره چهل و یکم

گزارش 25 نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان در شتوتگارت - آلمان (به زبان فارسی و آلمانی)- شراره رضایی


  امروز 25 نوامبر روز جهانی خشونت علیه زنان است. درحالی که در همین لحظات، جان هزاران زن در سراسر دنیا و خصوصا کشورهای آسیا و خاورمیانه از هند و پاکستان و افغانستان تا ایران در اثر خشونت  تهدید می شود و جان می بازند.
امروز روز حذف خشونت بر زنان است و صدها زن ایزدی توسط رژیم اسلامی جنایتکار داعش که دست پرورده ی نظام های سرمایه داری اروپایی و آمریکاست به اسارت برده شده و در خیابان ها به عنوان بردگان جنسی به فروش می رسند. اما کثیف تر و شنیع تر از حکومت اسلامی داعش، رژیم اسلامی ایران است که طبق قانون شرع و اسلام، با تصویب تجاوز و به بردگی جنسی گرفتن کودکان 13 ساله با نام ازدواج، قانوناً تصویب و اجرا می کند. تنها در سال ۱۳۹۲ (2013) نزدیک به ۲۸۰هزار دختر زیر ۱۹ سال ازدواج کرده‌اند که از این میان در همین سال یک‌هزار و ۷۲۷ دختربچه ‌زیر ۱۵ سال بچه‌دار شده‌اند. همین که ایدئولوژی اسلامی و حکومتی مذهبی حاکم باشد کافی ست تا خشونت را بهمراه آورد. رژیم منحوس بغایت ارتجاعی و ضدزن حکومت ایران، در طول حاکمیتش با توسل به زور و اسیدپاشی، چاقوکشی و رها کردن ارازل و اوباشش و نعره زدن در خیابان ها تلاش کرده تا فرهنگ عقب مانده و سنت های پوسیده ی علیه زن را در جامعه استحکام بخشد.
امروز روز حذف خشونت علیه زنان است و  نظام سرمایه داری کشورهای اروپایی و بخشی از طبقه ی بورژوازی ایران بی شرمانه برای گشایش روابط خارجه ایران با دیگر کشورها جشن می گیرند و برای روحانی و دارو دسته اش فرش قرمز پهن می کنند. و در میان همین هیاهوها و لبخندهای کذائی و وعده های پوچ برای بهبود شرایط مردم ایران، فاطمه سالبهی دختری که  در سن 16 سالگی مرتکب قتل شده به دار آویخته می شود. پروین محمدی عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران به جرم دفاع از حق کارگر احضار و تهدید به زندان می شود. رهبران فعالین کارگری به زندانی های طولانی محکوم می شوند و جانشان در سیاه چال های جمهوری اسلامی ایران در خطر است.  اخراج هزاران کارگر و تعطیلی کارخانه ها، فقر و فلاکت را بر جامعه و خصوصا خانواده های آنان که کودکان و زنان هستند تحمیل شده و هر روز بر آمار تن فروشی و اعتیاد زنان افزوده می شود. دفاع از حق زن، حق کودک و کشیدن کاریکاتور جرم بزرگی ست و برای آتنا دائمی و آتنا فرقدانی هزینه ای سنگین به قیمت تباهی 13 سال جوانی شان در زندان های جمهوری اسلامی را دارد.هزاران زن از کارخانه ها به بهانه های مختلف اخراج و خانه نشین شده اند و بطور متوسط در هر سال، بیش از 744 هزار نفر از زنان شاغل در کشور از بازار کار کنار میروند، زن بدون اجازه شوهر حق خروج از کشور و کار کردن ندارد، طرح ارتجاعی "سهمیه بندی جنسیتی" ، زنان را از انتخاب بیش از 90 رشته ی مهندسی و فنی دانشگاهی محروم کرده است. زنان زیر فشار حجاب اجباری، آپارتاید و بردگی جنسی فریاد می زنند: "احساس خفه گی می کنیم! ".  می خواهند آزاد باشند و آنگونه که حق حرمت یک انسان است زندگی کنند.

با تمام این تنگناها و سختی ها، نقطه ی قوت و نور امیدی هست بنام مبارزه و به میدان آمدن زنان و مردان آزادی خواه، همانگونه که در دنیای سیاه و جنایت داعش، با حضور زنان و مبارز علیه توحش و بربریت ورق را عوض کرد تا سربلندی و پیروزی را از آن خود کنند. زنان کل کشورهای تحت ستم و تبعیض و نابرابری باید از آن درس بگیرند که تنها راه نفس کشیدن و نجاتمان  پایان دادن به حکومت مرتجع جمهوری اسلامی و از بین بردن نظام سرمایه داری و ساختن دنیایی برابر است.
لینک فیلم :                                      http://rahaizantv.blogspot.com/2015/12/the-international-day-to-stop-violence.html

مرگ بر جمهوری اسلامی ایران
زنده باد آزادی و برابری
سازمان رهایی زن
انجمن خلق های ایرانی و آلمانی شتوتگارت
Der 25. November , der internationale Tag gegen Gewalt an Frauen

Täglich werden viele Frauen weltweit und insbesondere in asiatischen Ländern und dem Nahen Osten so wie in Indien, Afghanistan, Pakistan bis zum Iran die Opfer von Gewalt.
Hunderte yezidische Frauen wurden von IS- Truppen verschleppt und als Sexsklavinnen verkauft. Man weiß heute genau, dass dieser IS von den europنischen und amerikanischen kapitalistischen Staaten unterstützt und gezüchtet wurde. Noch grausamer und schmutziger
als der IS ist das Regime im Iran. Dreizehnjährige Mädchen werden laut Gesetzt verheiratet und dies ist nichts Anderes als staatlich legitimierte sexuelle Gewalt und Seesklaverei. 2013 gab es mehr als 280 000 Eheschlieكungen mit minderjährigen Frauen, davon waren 1727 unter 15, die schwanger waren. Das reaktionنre iranische Regime versucht permanent durch verschiedene Arten der Repressalien gegen die Frauen seine reaktionنres und frauenfeindliches Klima und dessen Kultur in der Gesellschaft zu festigen.
 Die Verwerflichkeit der kapitalistischen europنischen Staaten zeigt sich an ihrer offenen politischen und ökonomischen Bereitschaft zur Zusammenarbeit mit solchen reaktionنren Staaten wie dem Iran, deren Frauenfeindlichkeit und Unterdrückung der Massen zu ihrer politischen Tagesordnung gehِren. Dabei wird die Illusion erzeugt, dass dadurch eine verbesserte sozialpolitische Lage im Iran geschaffen würde Parwin Mohamadi ist das Vorstandsmitglied einer freien Gewerkschaft im Iran. Sie wurde vor kurzem zum Verhِr
vorgeladen und dort mit Gefنngnisstrafe bedroht, weil sie sie sich für die Rechte der Arbeiter stark gemacht hatte. Zahlreiche kنmpferische Arbeiter werden verhaftet. Ihr Leben ist in Gefahr. Massenentlassungen verschنrfen das Elend in der Gesellschaft und die am meisten Leidtragende sind Frauen und Kinder. Die Prostitution und Drogensucht hat stark zugenommen. Atna Dawmi und Atna Faragh Dani sind zwei weitere Frauen im Iran, die für die Rechte der Frauen, gegen die Kinderarbeit aktiv sind oder kritische Karikaturen verِffentlicht haben. Sie mussten dafür mit 13 Jahren ihres Lebens im Gefنngnis zahlen. Mehr als 700.000
Frauen haben ihren Job in den letzten Jahren verloren. In der letzten Zeit wurden Frauen von mehr als 90 technischen - und Ingenieurfنchern in den Hochschulen ausgeschlossen. Staatlich vorgeschriebene Kleiderordnung und Geschlechtertrennungen sind auch Unterdrückungsformen. Darunter leiden die Frauen im Iran täglich.
Trotz der Leiden und der Unterdrückungen hat aber der gemeinsame Kampf der mutigen  Frauen und Mنnner in Kobane uns die Hoffnung und den Weg gezeigt. Alle unterdrückten  Frauen können aus dieser Erfahrung lernen: Dass der einzige Weg ihrer Befreiung die
Zerschlagung reaktionنrer Kräfte und der Sieg über die kapitalistische Gesellschaftsordnung
sowie der Aufbau einer neuen gerechten Gesellschaft sein muss.
Nieder mit der islamischen Republik Iran
Es lebe die Freiheit und die Gleichheit
Die Organisation der Befreiung der Frau - Iran
Die Deutsch- Iranische Völkerfreundschaftsinitiative – Stuttgart 




ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره چهل و یکم