‏نمایش پست‌ها با برچسب سخنرانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سخنرانی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ اسفند ۱۱, چهارشنبه

گزارشی از میز گرد فعاالن و مدافعان حقوق زنان سازمان رهایی زن در یادواره فادیمه شاهیندال در گوتنبرگ -سوید متن سخنرانی مرضیه آدمی فعال حقوق زنان و حقوق بشر


     

و این بار گزارشی دیگر از میز گرد ما فعالان و مدافعان حقوق زنان  سازمان رهایی زن   در گوتنبرگ سوئد در یادواره فادیمه شاهیندال دختری که مانند هزاران دختر دیگر که  بیگناه قربانی  عقب ماندگی مردان مرتجع و زن ستیز  خانواده شان تحت عنوان قتلهای ناموسی گردیده اند .
در 21 ژانویه که سالروز بقتل رسیدن فادیمه  که در اپسالای سوئد اتفاق افتاده بوده در گوتنبرگ  دور هم جمع شدیم تا صدای اعتراضمان را بگوش جهانیان برسانیم .
ابتدا وریا مجری برنامه جلسه را با خوش آمدگویی حضور مهمانان آزادیخواه گرامی و معرفی سخنرانان حاضر در میزگرد (مرضیه آدمی و ندا حسینی از ایران و سحر صامت از افغانستان ) و اشاره ای به مشکلات زنان در ممالک دیکتاتور اسلامی داشتند و سپس از مرضیه آدمی خواستند تا نظر خود را در رابطه با قتلهای ناموسی بیان نمایند .

مرضیه با معرفی خود بعنوان پناهجویی که 6 ساله در سوئد است و در این سالها در زمینه دفاع از حقوق زنان با سازمان رهایی زن همکاری داشته و در راه آزادی زنان و گرفتن حقوق از دست رفته شان تا جان  در بدن دارد به مبارزه اش علیه حاکمان ظالم و قرون وسطایی و زن ستیز ایران و دیگر ممالک اسلامی ,ادامه خواهد داد و از پای نمینشیند  .
و با اشاره به مناسبت این روز 21 ژانویه که جهاردهمین سالروز کشته شدن دختری مظلوم و بیدفاعی بنام فادیمه شاهیندال بدست پدرش ,پدری که لبریز از تعصبات دینی و مذهبی و اسلامی که به هیچوجه حاضر نیستند دست از آن تعصبات و عقب ماندگی بردارند حتی وقتی  وارد کشورهای اروپایی و امریکایی هم میشوند .مرگ فادیمه نه تنها در سوئد بلکه  پژواک این فاجعه بگوش تمام دنیا رسید و تمام رسانه های جهان یدان اختصاص داده شد,شاید بپرسید چگونه کسی اجازه دارد در کشوری چون سوئد دست به چنین جنایتی بزند؟
چند وقت پیش زن جوانی بنام مینا در شهر ما که افغانستانی بود و با دو فرزند خود به سوئد آمده بود.
 و مدت زیادی نبود که اقامت گرفته بود و با هزاران امید و آرزو خانه و زندگی برای خودشان درست کرد و رانندگی یاد گرفت و ماشینی خرید و درس میخواند و شنیده بودم که همسرش از افغانستان آمده , پس از مدت کوتاهی روزی خبر دادند که مینا با 6 ضربه چاقو کشته شد ,و شوهرش را دستگیر کردند ولی بعد از چند روز پلیس او را آزاد کرد به دلیل نداشتن  مدارک کافی  و گفتند مینا افسرده بوده و خودکشی کرده , در حالیکه همکلاسیها و کسانی که او را میشناختند میگفتند اصلا هیچ علائمی از افسردگی نداشت و خیلی هم شاد و پر جنب و جوش بود ,  نهایتا در کشوری دموکراسی مثل سوئد خون این زن پایمال شد و بدست فراموشی سپرده شد .
و همین چند روز پیش رادیو پژواک خبر از فرار کردن 26 دختر از خانواده های پناهنده مسلمان داد که دختران گفته بودند که بخاطر ترس از خانواده مان نمیتوانیم به خانه برگردیم و جانمان در خطر است و دولت سوئد اعلام کرده که امکاناتمان کم است و نمیتوانیم برایشان کاری بکنیم . خب اگر اتفاقی برای اینها افتاد ,چه کسی پاسخگوست؟
این چنین مردان مسلمان نمیخواهند طبق علم و آداب و فرهنگ جامعه و  کشوری که واردش شده اند پیشرفت کنند  و خود را با آنجا  مطابقت بدهند و فرزندانشان حتی اجازه انتخاب نوع پوشش خود را ندارند 
مسئله ئ قتلهای ناموسی تنها بدلیل سوء ظن و مشکوک بودن شوهر به زنش ,یا بعلت اطاعت نکردن زن از شوهرش نیست ,بلکه پدر فرزندش را ,برادر خواهرش را و به ترتیب  پدر بزرگ و عمو و مردان طایفه از طرف قانون و حاکمان قدرت بهشان این حق داده شده که برای زن و دختری که از مقررات مردسالارانه تخطی کند ,او را بقتل برساند . و ادعا میکنند که ما مردان باید شرف و ناموس خانواده و طایفه را حفظ کنیم ,معنی شرف و ناموس برای این ها,  اینگونه است که کنترل بر روابط جنسی زنان در خانواده,طایفه و جامعه.
در این فرهنگ قرون وسطایی اسلامزده ء متحجرانه فرد  حقوقی ندارد و در این سیستم دختر و پسر و مرد و زن جایگاهشان طبق مقررات طایفه بدست میآید ,مرد است که حرف آخر را میزند ,زنان هیچگونه حقی ندارند .
وقتی مردان بخواهند تصمیمی برای قتلهای ناموسی بگیرند ,رسما جلسه میگذارند , و این تصمیم را  در مناطق کوچکتر ,مردان طایفه و در شهرهای بزرگتر پدر  یا برادران میگیرند که دختر یا زنی که قانون ناموس را رعایت نکرده ,به قتل برسانند و هیچکس حق عزاداری برای مقتول را ندارد و مراسمی هم برایش نباید بگیرند و از اینها اسفناکتر اینست که بعد از کشتن زن یا دختر ,قاتل در منطقه بعنوان قهرمان معرفی میشود .
چرا؟ چون در مناطق و شهر و کشورهای اسلامی عقب مانده ء 1400 ساله,زنان و کودکان جزو ملک مطلق مرد محسوب میشود ,و جامعه مردسالار برای بقای خود و بخاطر نبودن برخوردهای قانونی ,مرد بدون هیچ واهمه ای از اینکه مجازات میشود و بدون هیچ عذاب وجدانی به راحتی دست به قتل اعضای خانواده اش میزند و عامل این حاکمیت ضد انسانی فقط و فقط مذهب و دستگاه حاکمه است ,در رژیم 38 ساله نامقدس و جنایتکار و دیکتاتور و زن ستیز جمهوری اسلامی ,فقط اسلام است که حکومت میکند و همگی خوب میدانیم از زمانی که حاکمیت اسلام سر کار آمده ,آپارتاید جنسی رسما و قانونا در جامعه اجرا میشود ,سنگسار,شلاق زدن زنان و دختران ولو بدلیل بدحجابی و یا دیده شدن یک دختر و پسر با همدیگر .
و  خیلی مواقع دیده و شنیده ایم که خود حاکمان و مسئولان در کشورهای اسلامی که خود را به ظاهر دینی و مذهبی جلوه میدهند در خفا و اندرونیشان مرتکب هر کار خلاف و غیرانسانی از دزدی بگیرید تا صیغه های بیشمار با زیبا و کم سن ترین دختران از 9ساله تا بالاتر و هر کار کثیف دیگری . حال همه ء آنها علیه حرمت انسانی در ممالک اسلامی دست به دست هم داده و متحد شذه اند .
بر اساس آخرین آمار سازمان ملل ,سالانه حدود 5000قتل ناموسی اتفاق میافتد که بیشترینش در جنوب آسیا و شمال افریقا و خاورمیانه است.
از سال 1992 تا 2001 در کردستان عراق 5000قتل ناموسی اتفاق افتاده , در اهواز در سال 1388 شمسی ,15 زن بدلیل ناموسی بقتل رسیده اند  که این آمار یک چهارم قتلهای همان سال است .
و باز بر اساس آمار یکی از 3 عامل منجر به قتل در ایران همین مسئله ناموسی است .
متاسفانه در ایران ناموس ,هنوز قربانیان بیشماری میگیرد ,بخصوص در جنوب و در مناطق کردستان در غرب ایران ,در تیر ماه ,زنی بنام شهین نصراللهی 23 ساله در یکی از روستاهای منطقه اورامان از توابع مریوان کردستان به دلیل اینکه همسرش باو شک کرده بود که با کسی  ارتباط تلفنی داره ,او را از خانه بیرون کرده ,و زن مجبور میشود به خانه ء پدرش برگردد , و بعد از 8 ماه شوهرش به خانه ء آنها میآید و به پدر زنش میگوید که من اشتباه کردم و رفتم پرینت تلفن را گرفتم و شکی که کرده بودم نابجا بوده و حالا آمده ام که زنم را به خانه برگردانم . پدر زنش فقط از او میخواهد که با هم نزد امام جمعه بروند و پیش او گفته هایش را مکتوب کرده و امضایش کند تا آبروی رفته ء دخترش را برگرداند .ولی آیا کسی از این زن پرسید که نظر تو چیست ؟میخوای برگردی ؟آیا  آسیبی که به این زن جوان وارد کردند و شخصیتش را میتوانند جبران  کنند ؟
زن بیچاره بنابه دستور پدر برمیگردد به خانه شوهرش ولی چند ساعتی نگذشته بود که برادرهایش  به خانه میایند و میبینند که خواهرشان رفته بلافاصله به خانه او مراجعه کرده و میگویند بیا باهات حرفی داریم و وقتی پایین میآید او را برده و یکی از برادرهایش به دلیل اینکه چرا به حرف ما گوش نداده و به منزل شوهرت برگشته ای با   اسلحه او را زخمی و تا به بیمارستان میرسانند ,میمیرد و در این فاصله ء زمانی فعالان مدنی شهر مریوان  حدود 50 نفر خود را به درب بیمارستان رسانده و با توجه به اینکه در آن منطقه زنان اجازه ندارند در خاکسپاری و  تشییع جنازه شرکت کنند, اما آنها این قانون را شکسته وهمراه میشوند و در طول مسیر تا قبرستان تعداد زیادی از مردان و زنان به صف آنها میپیوندند و این حرکت اعتراضی چنان در فضاهای مجازی انعکاس پیدا کرد و در تلویزیون رهایی زن بارها پخش شد و این نوع حرکتهاست که باعث آگاهی عموم مردم میشود    .
 زنی دیگر بنام زعفران محمدی  در مریوان از همسرش جدا شده بود و میخواست  با مردی که ازش خواستگاری کرده بود ازدواج کند ولی خانواده اش مخالفت کرده  و  آنها مجبور شدند که  با هم  فرار کنند و پدر شوهرش , چنان پدر زعفران را تحریک میکند که  به محض اینکه به خانه میرسند ,پدر , دخترش را با دستهای خودش  خفه اش  کرده و کشان کشان جنازه اش را به میدان روستا برده و با افتخار هر چه تمامتر آنرا به مردم نشان داده و بآنها میگوید ببینید من این لکه ء ننگ را از دامنمان پاک کردم .
 در سال 1387 باز در مریوان دختری 18 ساله بنام فرشته نجاتی که بخاطر تعصبات مذهبی و ناموسی , بدلیل اینکه مشکوک شده اند که با کسی  رابطه ء نامشروع داشته ,پدرش گلویش را بریده که بلافاصله طبق تحقیقات ,اعلام شده که این دختر بیگناه ,با کسی رابطه نداشته و باکره بوده است .و چون با توجه به  اینکه این پدر قاتل دختر بیگناهش را به جرم ناکرده کشته , آزاد میشود ,مردم منطقه بعنوان اعتراض به آزادی این پدر  تجمع کرده که ماموران 30 نفر از آنها را دستگیر و به مکان نامعلومی برده و کسی از جای آنها خبری ندارند .
 دختر  12 ساله ای که مورد تجاوز برادر 14 ساله اش قرار گرفته و باردار شده , که مردم  منطقه پدر را وادار کرده که خودش باید  در مسجد محل جلوی چشم همه  درخواست سنگسار فرزندانش را کند ,که فعالان مدنی مریوان با پدر صحبت میکنند که چنین کاری را نکند ,که در پاسخ میگوید نمیتوانم بیشتر از این در مقابل مردم  مقاومت کنم.
در سنندج دختری که با دوست پسرش به ساندویجی رفته بود و پدرش آنها را دیده  بلافاصله دخترش را به خانه برده و او را تحت فشار قرار داده و او را  وادار به خودسوزی میکند .
طبق آمار در سال 1390 شمسی در کل ایران 340 زن قربانی قتلهای ناموسی شده که اکثرا در مناطق کردستان و خوزستان بوره ,و تمام این معضلات و قتلها بدلیل وجود ماده قانونی 340 قانون مجازات اسلامی است که بر اساس آن هرگاه مردی زنش را با مرد دیگری در بستر ببیند ,میتواند هر دوی آنها را بقتل برساند که با این قوانین عصر حجری اسلامی است که مردان بی هیچ ترسی از عواقب کشتن ,اینطور راحت با کوچکترین سو ءظنی دست به قتل زن و دخترو خواهر  خود میزنند ,چون میدانند لازم نیست در مقابل مرجعی پاسخگو باشند. و با این وصف روز به روز قبح این گونه جنایات کمتر واینگونه قتلها  رو به فزونی خواهد گذاشت . .
و همچنین ماده 220 قانون مجازات اسلامی که در آن تصریح کرده ,پدر و جد پدری بخاطر کشتن فرزند قصاص نمیشوند یعنی زمانی که پدر یا برادر هم نباشند ,قانون اجازه کشتن زن و دختر فامیل  را به پدربزرگ و عمو داده ,به سرف اینکه فلان شخص گفته که آنها با کسی بوده یا هستند و اغلب مشخص شده که تهمتی بیش نبوده و باید همه بدانند که عامل این جنایات متوحشانه نتیجه ء این قوانین عصر حجریشان است و زنان و مردان بابد در کنار هم قیام کنیم و علیه این 2 ماده قانونی اسلامی و زن ستیز و ضد بشری فریاد برآوریم و صدای مظلومیت خواهی زنان ممالک اسلامی را هر بلندتر بگوش تمام مجامع حقوق بشری برسانیم .
کمپینهایی در حمایت از زنان کشورهای اسلامی راه بیندازیم و از هر طریق ممکن مردم را آگاه کنیم تا جایی که حاکمان خونخوار و ظالم و دیکتاتور ایران را وادار به تجدید نظر در این قوانین کنند . .
آیا مردانمان تا به حال به این فکر کرده اند که چقدر توسط این رژیم تحقیر شده و انسانی بی اراده و ضعیف قلمدادش کرده اند ؟؟؟
چرا باید اجازه دهند که بگوید مردان وقتی ذره ای  از موی زنان را میبینند ,تحریک میشوند و به آنها تجاوز میکنند ؟
یکی نیست به این آخوندهایی که خودشان تمام عمرشان مشغول ازدواجهای موقت و صیغه ای به شکلهای آشکار و پنهان بوده اند , چون خودشان  فکرشان منحرف است ,برچسب سست ارادگی و شهوترانی خود را به مردان ایرانی میزنند وگرنه چرا همان مردانی را که به قول این جماعت فصیل ,با دیدن زن تحریک میشوند چطوره که در خارج این همه زن بی حجاب میبینند و هیج تحریکی هم در کار نیست ؟
آیا باز باید سکوت کرد ؟باید ایستاد و نظاره گر توهینها و اذیت کردنهای دختران و زنانمان باشیم ؟
آیا مردانی که این درد و مشکل را میفهمند وقتش نشده که پا به پای ما زنان قدمی بردارند .
چرا ماموران فاسد چمهوری  اسلامی بحود اجازه میدهند که از دیوار خانه مردم بالا روند و افرادی را که مراسم جشنی دارند به حریمشان تجاوز کرده و دست و پای شوهران را ببندند و جلوی چشم آنها به زنانشان تجاوز کنند و وقتی این خانواده ها به پاسگاه شکایت میکنند تنها جوابی که گیرشان میآید, اینست که زنانتان خودشان مقصر بوده اند .چرا حجابشان را رعایت نکرده اند ,کسی نیست بگه موجود فاسد, نمایندگان شما مثل میمون و بی اجازه از دیوار پریده اند توی خانه و مجلس و حریم خصوصی ما .
همه اینها نشانگر کوتاهی همه ماهاست و باید جلوی این اشرار و لاتها و اوباشان در رژیم جمهوری اسلامی  را بگیریم .






 ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره پنجاه و سوم






۱۳۹۵ آبان ۲۸, جمعه

وضعیت حقوق زنان در ایران - شراره رضایی



من خیلی فکر کردم که راجع چه بخشی از موقعیت زنان در ایران صحبت کنم. نمی تونید تصور کنید که چقدر سخت درباره جامعه ای صحبت کنی که رسماً و قانوناً سیستماتیک، زنان حقوقی ندارد.
وقتی به تاریخ آپارتاید نژادی برگردیم موقعی که سفیدها از سیاهان قانونا و رسما برتر بودند و آنها را از دیگران جدا می کردند رو بخاطربیارید .
فراموش نکنید که آن جدایی به خاطر فرهنگ نژاد پرست و راسیست و یا عقب ماندگی مردم نبود٬ هرچند فرهنگ و سنت نژاد پرستی همه جا حاکم بود. این تبعیض و این جدایی از همه مهمتر رسمی و قانونی  و دولتی بود که از آن حمایت و محافظت میکرد. دولت نژاد پرست و آپارتاید آفریقای جنوبی را می گویم. جایی نصب تابلوهای ورود سیاهان ممنوع و اتوبوس های فقط مخصوص سیاهان و محل هایی که سیاهان فقط  بخاطر رنگ شان اجازه ورود نداشتند٬ امر عادی بود. قانونی بود و پلیس از آن حفاظت می کرد. این آپارتاید نژادی  همین سال ۹۴ کاملا لغو شد.
                                                                                                                           
https://fa.wikipedia.org/wiki/آفریقای_جنوبی

حتما خیلی تأثرآوره و به نظرتون می یاد که اون دوره به تاریخ غیرمتمدنانه بشریت پیوسته. ولی جالبه که بدونید در ایران همون آپارتاید٬ البته این بار نه به خاطر رنگ که به خاطر جنسیت درمورد زنان داره در همین دنیایی که بشر ادعای متمدن بودن می کنند  در مورد زنان و دختران ایران دارد اجرا می شود. شاید فکر کنید که این کمی اغراق کردن است. ولی این یک واقعیت تلخ است . تلخ تر اینکه چون بنام مذهب، قانونا همان کار را دارند اجرا میکند٬ و به همین دلیل در انظار برخی از اروپاییان به نوعی توجیه و  بخشیده میشود.  

من در سخنرانی امروز ام٬ سعی می کنم با رجوع به فاکت ها و واقعیاتی وضیعت کلی زنان در ایران را پیش چشم شما بگذارم. اما مهتر از همه تلاش می کنم که نشان دهم که جریانی که وضع زنان در ایران را نتیجه  فرهنگ و مذهب و سنت در جامعه٬ میدانند٬ تا چه اندازه یا ناآگاه هستند٬ یا منفعتی در پنهان کردن حقایق مربوط به دلایل وضیعت زنان در ایران دارند. مسله گویا تقابل سنت و مدرنیته٬ نیست. مسیله وجود سیستم و قانون و نظامی است که سیاه بر سفید در تمام قوانین اش٬ زن شهرند درجه دو٬  و گاهی شهروند بی حقوق تعریف شده است و این قانون شریعت اسلامی و سیستم است که اتفاقا از فرهنگ و سنت مردم عقب تر است. چرا که برای اجرای آپارتاید جنسی علیه زنان٬ پلیس و زندان و جریمه و .. گذاشته اند. و تاریخا میلیون ها زن به خاطر نافرمانی از قوانین جداسازی جنسی٬ همان آپارتاید جنسی٬ دستگیر٬ شکنجه٬ کشته و سرکوب شده اند. خاطره ای را اجازه بدهید اینجا چون مربوط است٬ برایتان تعریف کنم .
در یک مراسمی که 8 مارس بود در همین المان متنی آماده کردم که در آن بیانیه ی کوتاهی در مورد وضعیت زنان بود که کلمه ی آپارتایدجنسی را بکار برده بودم. یک آلمانی که خیلی هم سابقه ی مبارزه داره تعجب کرد و پرسید پدیده آپارتاید الان خیلی وقت که لغو شده چرا این کلمه رو بکار می بری؟.
حتما برای شما هم سوال. آیا می تونید تصور کنید که یک روز چشم تون رو باز کنید و ببنید قانون  به شما که زن هستید بگوید دیگه نمی توانی دوچرخه سواری کنی، نمی توانی آواز بخوانی چون صدات برای مرد تحریک کننده ست. نمی توانی به استادیوم ورزشی برای دیدن مسابقات ورزشی بری. نمی تونی در بسیاری از رشته های دانشگاهی خصوصا مهندسی شرکت کنی چون زن هستی.
در ایران زنان، مانند سیاهان باید در قسمت عقب اتوبوس و یا قطار جدا از مردان سوار بشن ، در دانشگاه ها اگر کلاس مختلط باشه دختران در ردیف های آخر کلاس باید بشینند. شما بعنوان جنس مرد می تونی در خیابان ها  و در قانون شریعت اسلامی، هر کاری بکنی ولی خواهرت، مادرت و دوست دخترت نتونه همون کار رو انجام بده. چه حالی به شما دست میده؟ و این نه فرهنگ و رسم و مذهب مردم٬ که قانون و سیستم است و برای اجرایش پلیس و زندان و جریمه و .. عمل میکند.

در اروپا وقتی کمی آفتاب می شه همه این روز غنیمت می شمرند و با لباس های راحت و حتی لخت در میدان های شهر دراز می کشند. ایران یکی از کشورهای گرم و پر افتاب محسوب می شه و گاهی در بعضی شهرهای جنوبی تا 50 درجه هم می شود  ولی دختران باید با مانتو و روسری خودشون رو بپوشانند و به جرم بدحجابی پلیس هر روز توی خیابان ها زنان رو دستگیرمی کنند، جریمه های سنگین می شوند و حتی ماشین آنها را به همین بهانه متوقف می کنند.
 جالبه در ایران اعدام کردن جزء شرع و قانون، اجرا می شه و جان یک انسان رو در ملاء عام و جلوی چشم کودکان توی  خیابان ها در بالای دار انسانی جان می ده این جرم نیست.  در ماه های اعیاد اسلامی سر هزاران حیوان رو می برند و این عبادت و فضیلت خداوند محسوب می شه.  ولی دوچرخه سواری زنان جرم است و اخیرا به حکم رهبر رژیم ایران، دوچرخه سواری زنان حرام اعلام شده و این عمل زنان ضد اخلاقی ست و به جرم دوچرخه سواری دستگیر می شن. تاکید می کنم،  این ها فرهنگ و سنت مردم نیست! این ها قانون است و به زور اجرایش می کنند.

 در چنین جوامعی که مشکل اصلی قانون رسمی کشورش "زن" است و زنانش مورد خشونت قرار می گیرند و همه چیز برعلیه ش است٬ به همین روال وضع زن در کار و خانواده و زندگی خصوصی و شخصی و .. همه و همه اسفناک است. اما اجازه بدهید با این مقدمه برویم سراغ فاکت هایی در مورد وضع زنان در  ایران که چنین جهنمی، زنان و دختران چه وضعیتی دارند. البته من بخاطر کمی وقت و ابعاد گسترده خشونت علیه زنان در ایران، در هر مورد اشاره های کوچکی کنم.
حالا همین درها و دروازه ها رو باز میکنیم به سوی خانه و زنان خانه دار، طبق آمار 2 و نیم میلیون زنان خانه داری هستند که هیچ شغل و یا تخصصی ندارند و مسئول تأمین مخارج زندگی هستند. اینها از هیچ حمایت تأمین اجتماعی برخوردار نیستند و اکثر اینها در خیابان ها دستفروشی می کنند و یا با بچه های خردسالشان تن فروشی می کنند. البته بسیاری از این زنان، شوهردارند که یا از کار اخراج شده اند و بیکارند و یا در محیط کار دچار معلولیت های جسمی و بیماری شدند که قادر به ادامه کار نیستند و قانون کار و دولت از آنها هیچ حمایتی نمی کنند و نخستین ازدواج آنها بین سن 13 تا 18 سال است.
فاجعه است وقتی فیلمی از دختر بچه ی 9 ساله در اینترنت پخش می شه که در شهر مشهد ایران بچه اش را بدنیا آورده و همه بهش تبریک می گویند. تصورش را بکنید که دختر 9 ساله می تونه به اجبار پدر و به حکم قانون اسلام به ازدواج مردی در بیاد و آنچه که در قران آمده دلیل این امر را پاسخ به نیازهای جنسی و جلوگیری از انحرافات و از دام شیطان افتادن محفوظ بماند. طبق قانون شریعت قانون کیفری و مجازات شامل دختر 9 ساله می شه ولی همین دختر برای ازدواج اگر 40 سالش هم بشود باید با اجازه پدر و یا دادگاه ازدواج کند.
درقانون شریعت و دین اسلام، مردان زندگی زنان از "پدر، برادر، عمو و ..." کسانی که هستند که برای سرنوشت زنان تصمیم میگیرند و اونها رو تحت کنترل خودشون دارند و به اصلاح مالکان زن و دخترانشان هستند. دراسلام آمده زن، بدون اجازه شوهر حق بیرون رفتن رو نداره و شوهر اگر صلاح بداند می تونه مانع کار زن. به همین حکم مالکیت مردان زندگی زنان، قتل های ناموسی در شهرهای ایران بنا بر تعصب و مردسالاری شدت بیداد می کنه، زنانی که بدست "پدر، برادر، عمو" حتی به حکم شک و تردید اینکه زن و یا دخترانشان با کسی رابطه ی عشقی دارند کشته می شوند و زنان املاک خصوصی مردان محسوب می شوند. اینها نه غیرواقعی و نه قدیمی هست. همین الان که با شما صحبت می کنم ممکنه یک زن در ایران بخصوص در شهرهای کردستان و یا ایلام و زاهدان بدست پدر یا برادر به قتل برسه. طبق اخبار سلامت نیوز  قتل های ناموسی رتبه اول جنایت در کشور رو داره و 31 درصد قتل ها توسط بستگان و افراد درجه یک خانواده رخ می ده.طبق آمار اعلام شده در ایران تحت عنوان دفاع از ناموس در سال 1990 حدود 340 مورد با عنوان قتل های ناموسی، زنان کشته شده اند.
 بسیاری از با اصطلاح روشنفکران و حتی کشورهای غربی، اینو با نام "نسبیت فرهنگی" یا همان "فرهنگ" قبول می کنند و بر جنایت های عقب ماندگی های شریعت و دین مهر تایید می زنند. طبق  ماده 630 قانون اساسی مجازات اسلامی ایران تحت عنوان "قتل در فراش" " هرگاه مردی، زنش  را در رابطه گرفتن(ارتباط جنسی) با یک مرد غریبه دید می تونه هر دو را به قتل برساند".  و  ماده 220  معروف هست به "فرزندکشی" که پدر بعنوان مالک فرزند می تونه فرزندش را به هر بهانه ای بکشد  بدون اینکه شاکی داشته باشد . مادر در اینجا حتی حق نداره بعنوان شاکی باشه، چون مرد یا پدر صاحب و مالک تام الاختیارفرزند و است و کسی در قانون شریعت نمی تونه علیه پدر قاتل شکایت کنه و تنها به جرم اینکه نظم عمومی جامعه را برهم زده، به حکم قاضی دادگاه  بین 2 ماه تا 2 سال بنا به مصلحت قاضی میتونه زندانی بشه همین.!
زنان در ایران از ابتدایی ترین حقوق یک انسان و فرد محروم هستند و با مردان برابر نیستند در هر موردی که بخواهیم بگیم در شهادت در دادگاه، حضانت فرزند، ارثیه، دیه و .... و زن حق قاضی شدن و یا به مقام قضاوت در دادگاه را ندارد، همه اینها تأثیرات مخربی را بر تمام ابعاد زندگی زنان گذاشته و می گذارد. زنانی که در مسابقات ورزشی عنوان قهرمانی رو کسب کرده بود خانمی بنام" نیلوفر اردلان" زنی که عنوان «خانمِ گل»  در بازی های فوتبال آسیایی لقب گرفت.  برای خروج از کشور و شرکت در مسابقه ی المپیک برای گرفتن  پاسپورت و خروج از کشور نیاز به اجازه شوهر داشت که همسرش مانع از خروج ش شد و از شرکت در مسابقات المپیک باز ماند.
در حقیقیت این آپارتاید جنسی فقط به اینها ختم نمی شه و ابعاد و فجایع گسترده تری از نظر سیاست های فاشیستی، اقتصادی، حقوقی و فرهنگی بر زنان تحمیل کرده، طبق گزارش رسمی در سال تحصیلی 2012، دختران از انتخاب 77 رشته ی تحصیلی که بیشتر رشته های فنی و مهندسی، سیاسی، مدیریت های بازرگانی، زبان انگلیسی بود. محروم شدند و در سال گذشته این محرومیت به 99 رشته هم رسیده که زنان حق شرکت در آن را ندارند  و دانشگاه ها تک جنسیتی هستند و تنها مردان را می پذیرند.
نتیجه ی این محرومیت ها و محدودیت های زنان  در رقابت کاری، افزایش نیروی کار زنان  ارزان  و یا خدمات جنسی ست "تن فروشی". که جامعه از آنها سود می برد و از آنها بعنوان بردگان جنسی و جسمی استفاده می شود و بهره کشی می کنند. تبعیض و خشونت زندگی زنان کارگر را تهدید می کند. از  سهم 48 درصدی خدمات در اشتغال کشور، زنان تنها 11 درصد از این شغل ها را اشغال کرده اند.
زنان بدون هیچ حمایت و پشتوانه ی قانونی کار، به فرزندآوری تشویق می شوند و کارخانه ی کاندوم سازی در ایران را تعطیل کرده اند و کسانی که اقدام به عمل های جلوگیری از بارداری می کنند. جریمه نقدی و شلاق می خورند. حتی شما مخاطبان عزیز نمی تونند تصور کنید که با چه حکومت عقب مانده و مرتجعی ملت ایران روبرو هستند.
زنانی که بدلایل عقیدتی و مذهبی، سیاسی، فعالیت های مدنی و  یا جرم های دیگه،  سالیان سال در زندان بسر می برند زیادند. حتما اسامی بسیاری از آنها را شنیده اید از معروف ترین آنها "نرگس محمدی" ست که بدلیل دفاع ازحقوق بشر محکوم به تحمل 16 سال حبس در زندان شده است. ولی بسیاری از زنان گمنام هستند که من و شما از رنج و دردی که آنها می کشند بی خبریم چون اسم و رسمی ندارند. زنانی که فرزندانشان را در زندان ها بدنیا می آورند و بزرگ می شوند. بر اساس آخرین آمار در خرداد سال 94 ،  426 کودک در کنار مادران زندانی در زندان بسر می برند بدون اینکه مهدکودک و یا فضای بازی برای کودکان مهیا شده باشه. کودکانی که وقتی چشم باز می کنند فقط میله های سرد زندان رو می بینند و در همانجا بزرگ می شن و با غم و یا مرگ و اعدام هرکدام از این زنان و یا مادرشان، این کودکان هم گویا اعدام شده اند و بسیاری از این کودکان هرگز طمع آزادی بیرون از زندان را درک و یا تجربه نمی کنند و کسی رو در خارج از زندان ندارند و در همانجا برای همیشه ماندگار می شوند.
با تمام این محدودیت ها، زنان ایران خودشون رو تا حد زیادی به رژیم و حاکمیت تحمیل کردند، امسال  با تمام محدودیت ها، طبق اخبار سازمان سنجش آموزش کشور در سال جدیدتحصیلی،  57 درصد از دانشگاه ها رو زنان تسخیر کرده اند. زنان مریوان و قزوین و چند شهر دیگر بعد از فتوای خامنه ای که دوچرخه سواری را حرام اعلام کرد.  با دوچرخه ها و با شعارهایی در دستشان که "دوچرخه سواری حق من است" به خیابان ها آمدند اگرچه دستگیر شدند و دوچرخه های آنها توقیف شد. اما می خوام بگم با تمام تبعیض ها و نابرابری ها زنان در مقابل رژیم سرخم نکردند و در واقع مبارزات در دل بستر جامعه ایران جاری ست.
زنان دارند بابت  این قوانین ضد انسانی و ضدحقوق بشری را با تمام گوشت و پوست و روانشان، تاوان سنگینی  پرداخت می کنند. از اعدام، شکنجه، تجاوز در زندان ها، زندان های طولانی ، سنگسارو همه را متحمل شده اند. اگرچه این مبارزات زنان بسیار ارزشمنده که در مقابل رژیم سرتعظیم فرودنیاورند و به آنچه که حکومت می خواست در موردحجاب اجباری که سرتاپا سیاه و چادر بر آنها تحمیل کنه و زنان را هر روز با تنگ تر کردن حلقه های قوانین عقب مانده قانون شریعت و اسلام خانه نشین کنه ولی موفق نشده اند. و این از سر لطف و محبت رژیم اسلامی ایران نیست آنها بدترین قوانین قرون وسطایی تبعیض و نابربری، قتل های ناموسی، اسیدپاشی و چاقو زدن به صورت و بدن زنان رو انجام دادند ولی جامعه و زنان و مردان آزادی خواه جلوتر از رژیم فکر می کنند و عمل می کنند.
 ولی مسئله اینجاست که زنان، تا کی باید تاوان عقب ماندگی و تفکر ارتجاعی حکومت را بپردازند. این سوالی که تمام کشورهای غربی و اروپایی و حقوق بشر دنیا خودشون را به ندیدن و نفهمیدن و نشنیدن زدند. برای رئیس جمهور جنایتکار ایران "روحانی" که دستش به خون هزاران نفر آغشته است و طی 15 سال اخیر رکوردار اعدام ها در ایران بوده فرش قرمز پهن می کنند. اگر در اروپا تنها یک نفر اعدام بشه و به گوش تان برسه که اعدام شده حتما شوک بزرگی بهتون وارد می شه و مشمئز کننده ست. ولی وقتی پای روابط خارجه بین کشورها و سودآوری بین المللی مطرح می شود همین اروپای متمدن چشم بروی همه جنایت های جنایتکاران رژیم ایران می بنده و با آغوش باز، زنان سران کشورش با  روسری و لباس های بلندی و گشاد به دیدار این جانیان می فرستند و حتی در ایتالیا روی مجسمه های لخت، پارچه می کشند که مبادا خدشه ای در روابط اقتصادی بین کشورها وارد بشود. 
 زنان ایران و مردم ایران دارن تاوان همین ها رو در خیابان ها می دن بخاطر رعایت نکردن حجاب بر صورتشون اسید می پاشند، چاقو می زنند و به زندان می روند.  
نه اینکه قراره اروپایی ها، مردم  و زنان ایران رو نجات بدهند نه این نظر من نیست. ولی حتی در دنیای متمدن اروپایی که  حقوق بشر آن را شعار می دهد. جنایتکاران را باید در هر نوع روابط خارجه تحریم کرد نه مردم کشور را. و جمهوری اسلامی را بخاطر جنایت علیه بشریت و اعدام ها و تبعیض جنسی و نابرابری ها پای محاکمه کشیدو مورد محاکمه دنیا قرار بگیرد.
در ایران یک سیستم و نظام آپارتاید جنسی برقرار است. این را امروز خود صاحب منصب های جامعه ناچاراند که به آن اعتراف کنند. به همین دلیل باید قبول کرد که در ایران زن بودن جرم است و یک جرم سیاسی است. و هر زن فراری از کشورهای ایران و کشورهای مثل افغانستان و پاکستان که بنا بر جنسیتش که سیستماتیک مورد خشونت قرار می گیرند، هم چون هر همجنس گرا و ترانس جندرها  فقط به خاطر جنیست اش و به جرم زن بودن،  باید بی قید و شرط در کشورها مورد قبول پذیرش پناهندگی بشوند و تحت حمایت قرار بگیرند. 








ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره پنجاهم