‏نمایش پست‌ها با برچسب اعدام. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اعدام. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ دی ۱, جمعه

داستان: تقدیم به همه میخک های عاشق- مهرنوش معظمی گودرزی




دلتنگم و دیدار تو درمان من است
 بی رنگ رخت زمانه زندان من است 
 بر هیچ دلی مبـاد و بر هیچ تنی
 آنچ از غم هجران تو بر جان من است
مولوی

و میخک ها  گریستند
معدوم 
معدوم‌
چشمانش که  باز شدند،   شاخه های  گل میخک سرخ و سفید  گلدان  کنار پنجره  اولین تصویر از زندگی دوباره ای  را به فریبا   هدیه  دادند و با   گرمای دستهای علی به ان‌درک زیبا از بازگشت به  صبح را رسید
عشق و مقاومت !
چرا  فقط گل میخک ؟ 
و دیگر هرگز این سئوال را از  علی نپرسید .او یاد گرفت که گل سرخ نشانه عشق علی به او  است و گل  میخک سفید پاکی و شفافی عشق آنها بود ، استواری و توانایی ....

به علت اغتشاش و ................ معدوم گشته است .

و گل میخک  هر روز در گلدان میز آشپزخانه به فریبا سلامی می گفت . حتی در آن روز های سخت بیماری هم ارمغانی از دست های علی بود که باید بخواهد که برخیزد و روز را برای شوهر و دخترش  معنی دهد . زندگی زیباتر از آن است که به آسانی  بیماری ها  و ضحاک های خونخوار  آن را از تو. بگیرند .
معدوم 
معدوم‌
چرا باید به معنای معدوم  فکر بکند آنجا که  زیبایی خاطره های گل میخک در ذهنش نشسته است ؟
این را شوهر شما خواسته است که به شخص شما بدهیم
 .
فریبا در غوغای اضطراب آن تاریکی چشمان زیر چشم بندها  ساعتی را در دستهای لرزان خود لمس کرد ...
گی لی لی  گی لی لی لی 
گل زدن زن ها در جشن عروسی و عقد  اوج شادی رسیدن دو یار است ، آن انتظار به خلوت رفتن و لمس پیکر معشوق و از فردا ها گفتن .....
گی لی لی لی لی لی 
مادرش ساعت را به دست داماد خود  کرد ، زن و مرد بدور سفره عقد برقص بودند .فریبا به آرامی و  در مقابل    ذره بین تعصب پدرش دست علی را فشرد و زمزمه کرد 
برای من همیشه باقی بمان ، حتی اگر در کنار من نبودی..
و علی  لبخند زد .چه سکوتی و چه  داستانهای در  آن چشمهای معشوق  به نگارش بود .چرا هیچ  گاه به زن قول ماندن را نداد؟ مگر او. عاشق نبود ؟
شب عروسی  خلوت با شکوه زوج است که تصویر لحظه هایش تا آن آخرین ثانیه های عمر در دیواره دل میخکوب می شود. اما  برای این وصال  شرط  تحمل انجام سنت ها و  بودن در سرور و پایکوبی لازم  بود، شتابی نبود ، عمری طولانی به انتظارشان آواز  میخک ها را میخواند .اما حال در پاییز ۶۷  در خزان  باور ها  او را تنها با یک ساعت و ساک از زندان بیرون  انداختند ،   خیلی دور از آن جهان پر تمنای از برای یک دیدار و آن پرسش ها بی  جواب  که با  تارهای دل چنگ  زده بودند   تا آن نوای شک  در اعماق  درون آشفته او  موج بزند
فقط دو جمله ، دو سخن سرد بر امده از  ظالمات وحشت !
دیگر در بیرون زندان بود ، بی چشم بند . او جمعیت را خیلی بی سو و در یک مه خاکستری رنگ  می دید که پریشان ، پرپر  کنان ،  افتاده و سر در سینه داغ فرو برده   در آغوش های   یکدیگر تسکین  می جستند .فریبا یکی از آنانی بود که ماه ها   در پشت دیوار ها ی زندان اوین    خود را  با یک تفکر دروغ و یک فریب  ارام‌کرده بود   که یک زندانی با حکم حبس گرفته را هرگز  به مقابل جوخه دار نخواهند برد. اکنون   فریبا بود  در میان کوه های شرمنده  ، درخت ها ی به زوزه وی وی کنان   و مردم  عزا دار و  با  دنیای از گریه.   اما دیوار های زندان اوین او را از گریستن  منع میکردند .پشت آن  دیوار ها در  تاریکی  شب و در  خواب غفلت  شهر  صد ها  لبخند گلوله ها را در سینه سرود های خود جای داده بودند . جای  برای گریستن نبود
فریبا میدانست و نمی دانست. که به کجا آرامش ر ا  جستجو خواهد کرد .شاید   آن  مغازه کوچک و بهم ریخته گل فروشی محله که صاحبش آن   پیرمرد قوزی هر سپیده دم با لبخندی از کنار فروشگاه بزرگ گل فروشی  سر خیابان  رد می شد و بی اعتنا به آن همه شکوه زرق و برق فروشگاه رقیب  میرفت  که گل ها ی خود را به علی ها بفروشد  و فریبا های که سال ها برای زنده ماندن عشق میخک  ها  را  می خریدند .
 و فریبا  تهی ز جان به پای میخک ها افتاد. نگاهی به پیرمرد که از قوز کمرش بیشتر خم شده بود کرد .پیرمرد از نگاه زن بیشتر خمیده شد و خود را روی تنها صندلی شکسته انداخت.  فریبا سر را به نرمی  در گل های میخک  فرو برد   که زیبایی های آنها  نمیرد.
پیرمرد نمی  دانست که ان شیونی که در خفگی محله جیغ کشید  ا ز  سینه  زن بیرون زد  و یا هق هق  میخک ها بود که بسختی  به گریه بودند.



نسخه پی دی اف:



۱۳۹۶ مهر ۱۳, پنجشنبه

اعدام (ماشین سرکوب ، قتل دولتی) - سولماز اسکندری




اخیرا در خبرها خواندیم که قاتل "آتنا اصلانی" ( دختر بچه 8 ساله ی پارس آبادی که پس از آزار و اذیت جنسی به قتل رسیده بود) در ملاعام اعدام شد. کمتر از دو ماه از وقوع این جنایت حکم صادر و به اجرا درآمد. حکمی که جای کمترین تخفیف در پرونده مجرم باقی نمی گذاشت. فشار افکار عمومی که در شبکه های اجتماعی یا تجمعات خیابانی خواهان اعدام مجرم بودند از یک سوی و مثل همیشه نمایش اقتدار دولت و دستگاه قضا از دیگر سوی سبب شد تا کمتر از دوماه حکم اعدام متهم در برابر دیدگان صدها تماشاچی که در بین آنها کودکان کم سن و سال نیز به چشم می خورد و در برابر صدها دوربینی که با هیجانی وصف ناپذیر لحظات مرگ وی را ثبت می کردند اجرا شود. 
حکم "اعدام" برگشت ناپذیرترین و سنگین ترین حکم در حوزه کیفر شناسی است.
بر اساس گزارش سالانه عفو بین الملل ، ایران بعد از چین دومین کشور مجری حکم اعدام در دنیاست ( با در نظر گرفتن جمعیت و همچنین در نظر گرفتن این مساله که بسیاری از اعدام ها مخفیانه صورت می گیرد و آمار دقیقی در دست نیست).

میزان بالا و تعدد جرایمی که در ایران مشمول این حکم قرون وسطایی و ارتجاعی در سیستم توتالیتر جمهوری اسلامی است موجب روند رو به رشد اعدام در ایران و نقض فاحش حقوق بشر در این کشور می شود.
قبل از پرداختن به مساله اعدام و احکام قصاص در ایران توجه به این نکته ضروری است که اصولا قوانین تنظیم شده در یک جامعه باید بر اساس مقتضیات زمانی و شرایط اجتماعی و نیازهای جامعه کنونی نوشته شود اما ریشه قوانین جزایی در ایران "احکام فقهی" هستند که به 1400 سال قبل برمی‌گردد. به همین خاطر امروزه در کشور ایران "هم جنسگرایی مردان" یا "رابطه جنسی خارج از ازدواج" جرم محسوب می شود و در بسیاری ار موارد اشد مجازات( اعدام و سنگسار) را به دنبال دارد. بدین معنا که در کشور ایران حکم اعدام برای مسائلی در نظر گرفته می‌شود که در بسیاری از کشورهای دیگر در حوزه حریم خصوصی افراد تعریف می شود و قانون گذار حق ورود به این مسائل را ندارد.
موارد دیگری مانند تغییر دین، قاچاق مواد مخدر( که بیشترین آمار اعدام ها در ایران را شامل می شود)، عضویت در احزاب مخالف حکومت و ... هم مشمول این حکم غیر انسانی می شوند.
اخیرا وزیر امور خارجه ایران ، دکتر ظریف، دریک گفتگوی خبری با شبکه بی بی سی از اعدام قاچاقچیان مواد مخدر در ایران با افتخار یاد کرده و آن را راهی برای کنترل ورود مواد به کشور و آلوده نشدن جوانان عنوان کرده است اما کیست که نداند این ادعایی گزاف و توخالی است چرا که نگاهی به وضعیت اعتیاد در آن جامعه نشان می دهد ماشین اعدام جمهوری اسلامی نه تنها نتوانسته مانع ورود مواد مخدر به کشور شود بلکه در عمل شاهد رشد روزافزون این معضل اجتماعی در جامعه هستیم.
همچنین این ماشین سرکوب در کارنامه خود اعدام کودکانی را دارد که در زمان وقوع جرم زیر سن قانونی و رشد عقلی بوده و در زمان به دارآویختن هنوز کودک محسوب می شوند و این نقض آشکار پیمان های بین المللی است.
دیدگاه های موافق اجرای حکم اعدام در جامعه بر دو اصل تکیه دارد 
1. نقش بازدارندگی 
2. ایجاد امنیت در جامعه 

حکومت ایران در توجیه مجازات های اسلامی خود از جمله اعدام و قصاص همیشه بر جنبه ارعابی آن تاکید دارد. اعدام را به عنوان یک محرک "بازدارنده" تعریف می کنند اما نگاهی به کارنامه 40 ساله این حکومت به خوبی نشان می دهد که اعدام به قصد ایجاد رعب و وحشت و پیشگیری از وقوع جرایم در جامعه هیچ گاه موثر نبوده است، عواملی که تولید جرم و جنایت در اجتماع می کنند ریشه در مسائل سیاسی، اقتصادی، مناسبات تولیدی و خاستگاه طبقاتی جامعه دارد . قربانیان اعدام در اکثر موارد از اقشار پایین و طبقه فرودست جامعه می باشند. اعدام و به ویژه اعدام در ملاعام نه تنها خاصیت بازدارندگی ندارد بلکه خود تولید خشونت و عادت به خشونت در جامعه می کند. تقویت خشونت عریان و مشروعیت بخشیدن به قانون بدوی و عشیره ای " چشم در مقابل چشم" و "خون در مقابل خون" بزرگترین کارکرد این ماشین سرکوب است .
مقایسه میزان بروز جرایم در کشورهایی که بالاترین آمار اعدام را در کارنامه حکومتی خود دارند با کشورهایی که حداقل تامین اجتماعی، بهداشت و درمان و آموزش رایگان و امکانات شغلی و معیشتی را برای اقشارجامعه در نظر می گیرند گواهی بر این امر است که نقش بازدارندگی اعدام دروغی بیش نیست که در لوای آن حکومت های مقتدر بتوانند اقتدار خود را به توده های تحت امر نشان دهند . 
امنیت جامعه هم با اعدام مجرمان هرگز تاهمین نخواهد شد زیرا که در وهله اول دولت خود بزرگترین برهم زننده ای امنیت جامعه است و در ثانی اگر مساله صرف برقراری امنیت باشد می توان مجرم را دور از اجتماع در زندان نگه داشت و هزینه نگهداری شان را هم توسط دولت و جامعه پرداخت شود. همانگونه که مارکس هم در مقاله کوتاه خود در مورد اعدام به درستی اشاره می کند نمی توان انسان را در مفهوم هگلی ، موجودی دارای اراده آزاد دانست که سرنوشتش را خود تعیین می کند. انسان محصول محیط و شرایط اجتماعی است که او را تحت فشار قرار می دهد. ارتکاب جرم پدیده ای اجتماعی است و مجرم هم محصول جامعه ای است که در آن رشد کرده است. اما جامعه به جای اینکه مسئولیت خود را در قبال پرورش مجرمان بپذیرد با کشتن مجرم سعی در تطهیر خود و پاک کردن صورت مساله دارد.

حکم اعدام یک حکم برگشت ناپذیر است بدین معنا که اگر در مراحل تحقیق و تفحص یا در امر قضاوت اشتباهی صورت بگیرد بعد از به اجرا درآمدن حکم اعدام دیگر قابل جبران نخواهد بود . البته در شریعت اسلام حاکمان شرع و قضات معتقد هستند که اگر کسی به اشتباه اعدام شده باشد شهید محسوب می شود و به بهشت خواهد رفت و اگر گناهکار بوده باشد هم که به سزای عملش رسیده است. یعنی قوانینی که بر اساس احکام 1400 سال گذشته نوشته شده به حکومت این اجازه را می دهد که در صورت اشتباه در قضاوت برای خونی که به ناحق ریخته شده چنین استدلال غیر انسانی و بدوی را بتراشد و بدین گونه دستهای آلوده به خون خود را پاک کند. 
قانون گذار و مجری قانون نماینده جامعه ای هستند که به آنها این اجازه را می‌دهد تا برای برقراری نظم و امنیت در جامعه و زندگی به دور از هرج و مرج قوانینی را وضع و به اجرا درآورند اما هیچ انسانی به هیچ حاکم و قانون گذاری در هیچ کجای دنیا وکالت نداده است که در صورت بروز خطا و جرم حق سلب حیات او را داشته باشد. نمی توان در جامعه ای که حق گرفتن حیات آدمی توسط دولت مجاز شمرده می شود ارزش نهادن به حق حیات را نهادینه کرد. 
دولتهای مستبد و توتالیتر "کشتن" را به انحصار خود درمیاورند. هر کس که قوانین وضع شده توسط دولت را به رسمیت نشناسد مستوجب مجازات در بالاترین حد آن یعنی "مرگ" است. به همین خاطر در این سیستم های حکومتی ما با اعدام "دگراندیشان" ، "دگرباشان جنسی" ، "زندانیان سیاسی" ، "معترضین خیابانی که حتی اعمال خشونت نکرده اند " و ... روبه رو هستیم .
پیام واضح و روشن است : _ یا گردن نهید و تسلیم شوید یا مرگ را بپذیرید. 
فراموش نباید کرد که اصولا سیستم های حکومتی توتالیتر و مستبد صلاحیت و شایستگی قانون گذاری را ندارند.
در سیستم های توتالیتر حذف فیزیکی افراد به عنوان مجازات، برای اعمال قدرت و نمایش اقتدار حکومت است. علیرغم اعتراضات گسترده برای متوقف کردن حکم اعدام در ایران ، جمهوری اسلامی نه تنها ماشین اعدام خود را متوقف نکرده بلکه در تلاش است تا اعدام در ملاعام را برای هر چه بیشتر ایجاد رعب و وحشت در جامعه گسترش دهد. 
پاسخ به این سوال که چرا حکومت جمهوری اسلامی در برابر لغو مجازات غیر انسانی اعدام تا بدین حد مقاومت می کند با نگاهی به تاریخچه شکل گیری و روی کار آمدن این حکومت روشن می شود.
پایه های قدرت حکومت اسلامی ایران از همان ابتدای شکل گیری همیشه بر ایجاد رعب و وحشت در میان توده ها مستقر بوده است ، کشتار، اعدام و سرکوب چندین هزار زندانی سیاسی در سال 67 نمونه بارزی است که ماشین سرکوب جمهوری اسلامی تنها برای بقا و تحکیم پایه های قدرت خود نشان داده است، دستگاه سرکوبگر جمهوری اسلامی ایران پاسخ هر مطالبه و خواست به حقی را با مجازات و شلاق و زندان می دهد ، از خواست افزایش دستمزد و مطالبه معوقات مزدی تا خواست تشکیل شوراها و سندیکاهای کارگری و حمایت از حقوق زنان و کودکان و ... همه و همه پاسخش زندان و شکنجه بوده است. این حکومت با سیاست قتل عمد دولتی و ایجاد وحشت در میان توده ها پایه های قدرتش را مستحکم تر می کند.
نمی توان مخالف قتل بود اما قتل عمد دولتی ( اعدام) را تایید کرد. هر دو شکل، قتل عمد به حساب می آید: قتل برنامه ریزی شده ، آگاهانه، عامدانه کسی توسط دیگری. با این تفاوت که اگر قاتل تمام تلاشش را می کند تا کارش را در خفا و به دور از چشم دیگری انجام دهد و همه ادله جرم را هم از بین ببرد اما دولت به شکل کاملا علنی ، با اطلاع قبلی ، برنامه ریزی شده ، بدون کوچکترین ترحمی و در مقابل دیدگان میلیونها نفر یک نفر را به قتل می رساند و هرگر هم بابت کاری که انجام می دهد نه احساس پشیمانی دارد و نه مجازات خواهد شد. 
در مواردی که اعدام به قصد مجازات "قتل نفس" است دولت از خانواده مقتول هم یک قاتل دیگر می سازد. انسان هایی که تا دیروز فکر کشتن هیچ موجود جانداری به ذهنشان خطور نمی کرد امروز با اختیار ظاهری که دولت و قوانین ارتجاعی جامعه به آنها می دهد دندان به هم فشرده و بی صبرانه منتظر روزی هستند که چهارپایه را از زیر پای مجرم بکشند و خونسردانه و بعضا با خوشحالی جان کندن او را به نظاره بنشینند. اعدام مجرم هرگز تسکین دهنده آلام خانواده مقتول نخواهد بود زیرا فرد از دست رفته را به آغوش خانواده برنمی گرداند. بلکه یک دور باطل از خشونتی لجام گسیخته را تولید می کند که خانواده های زیادی را قربانی خواهد کرد. "چشم در برابر چشم" یک مفهوم عشیره ای و عقب مانده است که درگفتمان دنیای متمدن امروز جایی ندارد. مجازات اعدام برای تسکین آلام خانواده مقتول یک توجیه احساسی است و اگر کشتن بر اساس احساسات توجیه پذیر شود ما شاهد قتل های گوناگون و گسترده ای به بهانه های احساسی مختلف در سطح جامعه خواهیم بود.
در پایان خواستار دگرگونی سیستمی باشیم که منشا و منبع تغذیه جرم و جنایت در جامعه است به جای اینکه چنین سیستمی رابرای برقراری امنیتی که مدعی آن است اما در واقع خود بزرگترین برهم زننده این امنیت است ستایش کنیم و به آن مشروعیت ببخشیم.
برای حاکمیت سرمایه داری در بخشی از جهان، دنیای عاری از اعدام قابل تصور نیست. با لغو حکم اعدام جلوی بزرگترین قاتل یعنی دولت گرفته می شود. دولت با این مجازات تنها در صدد است که مردم را به تمکین ایدئولوژی و سیاست های خود وادار کند. 
تا زمانی که سیستم جنایتکار پابرجاست ارزش های انسانی در جامعه نهادینه نخواهد شد





۱۳۹۶ شهریور ۱۴, سه‌شنبه

نه به زندان نه به اعدام ،به مناسبت بیست ژوئن روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی - ندا حسینی



«هیچ تردیدی نیست که قوه قضاییه به هرکاری دست می زند تا به رژیم در خاموش کردن صدای دگراندیشان و منتقدان نقض حقوق بشر در ایران کمک کند.» 

 آمار و ارقام در طول بیش از 3 دهه حکومت ایران نشان داده است مجازاتی مثل اعدام، زندان، شکنجه و… نتنها از جرم و جنایت کم نشده بلکه بر میزان وقوع جرم افزوده شده است. به عقیده کارشناسان مبارزه با جرائم مستلزم از میان بردن نابسامانی های اجتماعی و اقتصادی مثل فقر، بیکاری، تورم و… می باشد. وقوع جرم در ایران ناشی از بحران اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و بی عدالتی در ایران است که  برای مردم توسط حاکمیت تحمیل شده است. حکومت ایران ریشه حل مشکلات را در اعدام و مجازات مجرمین یافته است که در بسیاری از جوامع منسوخ و از لحاظ علمی مطرود شده است. دستگاه قضایی چندی پیش علیه محمد مصطفایی، وکیل دادگستری که کوشیده بود تعدادی از زندانیان اعدامی را با جمع آوری دیه نجات دهد اعلام جرم کرد!
گفتنی است در ادبیات خامنه ای و دیگر مسوولان جمهوری اعدام و زندان و شکنجه اسلامی کلمه "اقتدار" جایگاه ویژه ای دارد. اما به نظر میرسد این اقتدار صرفا در داخل کشور و در برخورد با مردم ایران و نیز با کلمه "دار" عجین شده است. چنانکه حتی بین سیاسیون  اسلامی اعدام و طناب دار همواره راه حل بسیاری از مشکلات نامیده شده است.
مجازات اعدام در ایران با ایدئولوژی اسلام سیاسی گره خورده است. حکومت ایران از بدو تشکیل فقه اسلامی یعنی احکام و تعلیمات دینی را در قوانین مدنی و جزایی خود گنجانده است و این قوانین مجازات اعدام را برای یک سری اعمال و جرایم مانند شراب خواری، مخالفت با حکومت، تغییر مذهب، روابط جنسی و… مجاز می شمارد که در اکثر کشورهای جهان حتی در بسیاری از کشورهای اسلامی جرم محسوب نمی شوند. فلسفه مجازات در اسلام مبتنی بر تلافی و انتقام است که در تقابل با حقوق جزای مدرن امروزی قرار دارد. حاکمیت ایران در دهه اول انقلاب ایران اکثر مخالفان خود را با استناد به قوانین و احکام اسلامی و با توسل به تاریخ اسلام  به جرم دشمنی و محاربه با خدا به اعدام محکوم کرد. اکثر فعالین سیاسی مخالف حکومت در زندان های مخوف توسط ماموران سپاه پاسداران تیر و باران شدند و یک عده هم در ملا عام در میادین شهرها، استادیوم های ورزشی بصورت اعدام با طناب دار و بطور دسته جمعی اعدام شدند و در حال حاضر هم اعدام های دسته جمعی در زندان ها و ملا عام جریان دارد.
اکثر اعدام شدگان در ایران متعلق به قشر فقیر جامعه می باشند که در بیشتر موارد از دسترسی به وکیل مدافع و دادرسی عادلانه محروم بوده اند. حکومت ایران با افزایش روزانه تعداد اعدام باعث می شود که مردم به چشم مسائل روزانه به مجازات اعدام بنگرند و به آن عادت کنند. وقتی حاکمیت حمایت صوری و دید مثبت مردم عادی را نسبت به اعدام انسانها احساس می کند، در چنین شرایطی مجازات اعدام در معرض سوء استفادۀ سیاسی قرار می گیرد و خطر اعدام افراد بیگناه افزایش می یابد و در نتیجه این، اعدام زندانیان سیاسی برای حکومت آسانتر می شود.
مجازات مرگ یک روش ویرانگر در جامعه ایران می باشد و یک پاسخی ساده انگارانه، غیر عقلانی و مبتنی بر زور توسط حاکمیت برای مقابله با جرائم و ناهنجاری های اجتماعی می باشد. این رفتار غیرعقلانی و ضد حقوق بشری حکومت از متمرکز شدن بر سر یافتن راه های موثر و عقلانی علیه جرم و جنایت جلوگیری می کند. با توجه به این، مطلق گرایی ناشی از ایدئولوژی اسلام سیاسی اجازه هر گونه اصلاح در قوانین موجود را نمی دهد و تفکرات سنتی حاکم بر مسئولان مذهبی و روحانیون حکومت ایران آن را مغایر با حکم خداوند قلمداد می کند و گناهی بزرگ محسوب می شود. بنابراین با توجه به این مطلق انگاری در سیستم حکومتی ایران اصلاح قوانین برای لغو مجازات اعدام در شرایط کنونی در ایران غیر ممکن بنظر می رسد. لذا تنها راه چاره برای حذف مجازات مرگ تغییر بنیادین حکومت ایران از حکومت اسلامی به یک حکومت دموکراتیک مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر، حفظ کرامت و شخصیت انسانی می باشد. در صورت وقوع چنین دگرگونی در جامعه ایران حقوق جزای مدرن عاری از قانون مجازات مرگ، قطع دست، سنگسار و دیگر مجازات‌های وحشیانه می تواند جایگزین حقوق جزای کلاسیک و سنتی بر گرفته از احکام و تعلیمات اسلامی شود و برای همیشه مردم ایران می توانند از شر و تبعات منفی این مجازات غیر انسانی خلاص شوند و حق حیات انسانها به خودشان باز گردد.
بسیاری از فعالان حقوق بشر حکم زندان خود را می گذرانند و برخی دیگر از زندانیان در انتظار حکم دادگاه در انتقام جویی از فعالیت حقوق بشریشان به سر می برند. برخی دیگر در انتظار اجرای حکم اعدام شان هستند. بسیاری از فعالان قومی  و مذهبی در زندان های ایران در بهره مندی از حقوق سیاسی، اقتصادی، شهروندی و فرهنگی خود با تبعیضات بسیار شدیدی روبرو هستند.  ارگان های امنیتی و سرکوب  جمهوری اسلامی همچنان در برخورد با فعالان سیاسی و فرهنگی مناطق قومی، برخورد شدید خشونت آمیز دارند و اغلب فعالان مناطق قومی، پس از دستگیری مورد آزار و اذیت خودسرانه و تحت شکنجه های شدید قرار می گیرند و در دادگاه های غیرقانونی و ناعادلانه، به حبس های بلند مدت و  اعدام محکوم می شوند.
تشکل های حقوق بشری بسیاری نیز وجود دارند که از میان فعالان سیاسی سابق و فعالان حقوق بشری تشکیل شده اند. آنها با برگزاری تظاهرات و آکسیون های مختلف، موارد نقض حقوق بشر را در کشورها و شهرهای محل زندگی خود افشا می کنند.
جوامع حقوق بشری ایرانی چه در داخل و چه در خارج از ایران، و نیز پیگیری سازمانها و انجمن های حقوق بشری در کشورهای مختلف اروپا ، آمریکا و کانادا نیز، در کنار فعالیت های روشنگرانه سازمانها و احزاب سیاسی ایرانی، صدای اعتراض “نه به اعدام” و بوِیژه اعدام های سیاسی را، در سطح جهان بلندتر کرده و بیش از هر زمان دیگر مخالفت خود را به گوش افکار عمومی ایران و جهان برسانند. این موفقیتی چشمگیر و پر اهمیت است.
در مبارزه با حکم اعدام، توقف شکنجه و آزار زندانیان، و آزادی همه زندانیان سیاسی در ایران، همه با هر گرایش، ایده و نگرشی می توانند در این کارزار، دست دوستی به یکدیگر در جهت فعالیت مشترک دراز کنند. من و تو اگر ما شویم می توانیم امکانات، ظرفیتها و نیروهایمان را در عرصه های انسانی و حقوق بشری متمرکز کنیم و از این طریق حتماً خواهیم توانست صدای خود را با پژواک بیشتری به گوش جهانیان و مردم کشورمان برسانیم.
نداحسینی باب اناری


۱۳۹۵ آبان ۲۸, جمعه

یادمان اعدام های دهه شصت - ندا حسینی



نیمه اول سال ۹۵ را در حالی به پایان بردیم که قلبهایمان لبریز درد و یاد اعدام شدگان پرشمار است . اعدامهای دسته جمعی و بی رحمانه که یاداورد کشتار تابستان ۶۷ خاوران بود .

علی رغم وعده های تو خالی دولت روحانی به رعایت حقوق بشر ، شاهد زندانی شدن ، احکام سنگین بی تناسب با جرم های مبهم و نسبت های ناروا ، و اجرای اعدامهای در ملا عام و دسته جمعی مخفیانه و هولناک بسیاری بودیم .

زندانیان جوانی که در دادگاههای چند دقیقه ای و بدون رعایت حقوق اولیه انسانی و بدون حضور وکیل مدافع اگاه به پرونده و اجازه دفاع با حکم قاضیانی چون صلواتی و مقیسه ای به سالیان طولانی زندان و اعدام محکوم شدند .

فعالان اهل سنت کرد که در اقدامی مشابه نسل کشی عقیدتی و قومی سال ۶۷ در حالی به پای چوبه های دار برده شدند که انها و خانواده هایشان حتی از تماس و دیدار لحظه اخر محروم شدند ، خانوادهایی که بجای در آغوش اخر گرفتن فرزندانشان دربدر نشانی از گور و جنازه های انان شدند و حتی مزار انها را به درستی در نیافتند . 

قساوت و ددمنشی در نحوه اجرای حکم اعدام انها و اطلاع رسانی ماوقع به خانواده و بازماندگان قربانیان که ابتدا به انها گفتند برای دیدار اخر بیایید و در میانه راه گفتند که برای تحویل اجساد بروید شکی دردناک چون خبر خود اعدام به انها وارد کرد و سردرگمی های بعد از ان برای یافتن جسد و مزار عزیزانشان بار دیگر نشان داد که جمهوری اسلامی همان رویه از اغاز انقلاب تا اعدامهای سال ۶۷ و بی نشانهای گورستان خاوران را ادامه می دهد و ستمکاری و قساوت را تا به حدی که در ایین شرع و قانون اساسی خود جمهوری اسلامی هم مغایر اخلاق و قانون است را چون ۳۷ سال گذشته پیشه کار خود قرار داده و دنبال می کند .

دریغا دریغ که بهترین بهترین جوانان و مردان و زنان سرزمین ما توسط دژخیمان رژیم به دام زندانها و به کام مرگ فرستاده شدند .

من به نوبه خود به تمامی هم میهنان وبازماندگان این فجایع دهشتناک تسلیت عرض می نمایم و امیدوارم به زودی شاهد برچیده شدن این سیستم مرگ و وحشت و زندان و آزار در ایران باشیم . 


یاد و راهشان گرامی و پایدار است 
ندا حسینی




ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره پنجاهم



۱۳۹۵ مهر ۱۴, چهارشنبه

ایران: موج گسترده اعدام ها و صدور حکم های اعدام برای سرکوب آزادی بیان، مخالفت سیاسی و گروه های قومی وعقیدتی - سحر بابا سجلی


تابستان امسال  با موج جدید و شدیدی از اعدام‌ها همراه بوده است. از اعدام زندانیان عقیدتی اهل سنت تا اعدام شهرام امیری، پژوهشگر و متخصص رادیو ایزوتوپ‌های پزشکی و «قهرمان هسته‌ای» عصر احمدی‌نژاد و همچنین محمد عبدالهی، زندانی سیاسی کرد، تا اعدام متهمان به جرایم غیر سیاسی و امنیتی، همه و همه در تابستان سال جاری نشان از آن دارد که سیل اعدام در ایران توقف‌ناپذیر است و با سرعتی زیاد به حرکت خود ادامه می‌دهد.
این اعدام‌ها در شرایطی انجام می‌شوند که حدود دو ماه از ششمین کنگره جهانی علیه اعدام می‌گذرد. در این کنگره، جهان با عزمی دوباره و حضور دست‌کم ۱۳۰۰ نفر از ۱۲۱ کشور جهان در اسلو پایتخت نروژ، علیه مجازات اعدام به پا خاست.
نظام قضائی رژیم جمهوری اسلامی بر مبنای خشن‌ترین اشکال سرکوب فاشیستی بنیان نهاده شده است. دستگیری و شکنجه‌های قرون وسطائی، پرونده‌سازی‌های واهی، بی‌حقوقی کامل زندانیان سیاسی، دادگاه‌های قلابی و فرمایشی، عدم دسترسی متهم به وکیل مدافع و حداقل شرایط یک محاکمه عادلانه، قطع ارتباط زندانیان با خانواده‌ها در طول زندان، اعدام‌های گسترده و از جمله اعدام جوانانی که زیر سن قانونی قرار دارند از جمله مشخصات ثابت و همیشگی دستگاه  کشتار جمهوری اعدام و جنایت اسلامی بوده است.
این اعدام‌ها حاوی پیامی برای کنشگران سیاسی و مدنی و به‌ویژه جوانان در داخل کشور است.
کسی گمان نبرد که باز شدن فضای نسبی در مناسبات بین‌المللی، باز شدن فضا در داخل کشور را نیر به همراه خواهد آورد. وهمچنین حاوی این پیام برای غرب می باشد کشورهای غرب بدانند  که بسته شدن پرونده هسته‌ای به هیچ وجه به معنای آمادگی جمهوری اسلامی برای بررسی پرونده دیگر مثلا در رابطه با حقوق بشر نیست.

پیام دیگر برای عربستان سعودی می باشد و در پایان باید برای جلوگیری از اعدام تمام ملت ایران بابرپاکردن کمیته هاعلیه اعدام ، بآین حکومت مقابله کنند تالغو حکم اعدام برای هممبارزه کنند و این اولین گام برای گوشمالی دیکتاتور می باشد.





ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره چهل و نهم



جنایاتی که در دهه 06 بر فرزندان کشورمان رفت - مرضیه آدمی فعال حقوق بشر و مدافع حقوق زنان


با سلامی مجدد حضور همنوعان عزیزم
اینبار در خدمتتان هستم برای یادآوری جنایاتی که در دهه 60 بر فرزندان کشورمان آوردند .
و با کمال تاسف و درد هنوز هم هر روز شاهد دستگیریها و زندانی شدنها و اعدامهای ظالمانه مسئولان رژیم جمهوری اسلامی هستیم.

افتخار به اجرای حکم خدا! ولوله در لانه جلادان

ابعاد دهشتناک کشتار دهه شصت توسط جلادان رژیم جمهوری اسلامی هر روزه، بیشتر آشکار می شود. در پی سند شنیداری منتظری، دبیرخانه مجلس خبرگان در بیانیه ای از کشتار هزاران زندانی سیاسی با حکم خمینی و با پشتیبانی سران وقت حکومت دفاع کرد. مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری دولت «تدبیر و امید» سرمایه، نماینده وقت وزارت اطلاعات در زندان اوین در سال ۶۷ و یکی از اعضای هیئت مرگِ اجرای فرمان خمینی برای کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی، می گوید: «خداوند فرمودند بر کفار رحم نکنید چون آنها به شما رحم نمی کنند و به منافقان نباید رحم کرد.» تمامی مدافعین این کشتارها، از جمله خامنه ای و مجلس خبرگان و پورمحمدی و آیت الله صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضاییه رژیم و سید حسن نوه خمینی و... همگی، برای جنایت و هر کارکرد ضد بشری، از این آیه ها مجوز گرفته و می گیرند. اسلام، آنان برپایه همین آیه هاست که اکنون در حاکمیت نشسته است. همین اسلام است که اکنون سیاست سرمایه را رقم می زند. اعتراف های نفرت آور همه ی کارگزارانِ کنونی و پیشینِ حکومت اسلامی، از جمله پور محمدی وزیر دادگستری دولت روحانی در اجرای جنایت علیه بشریت، بیانگر هراس حکومتیان است. این اعتراف ها، نشان می دهند که رهبری جمهوری اسلامی برای خاموش ساختن خیزش مخالفان و جلوگیری از گسترش دامنه ی کیفرخواستِ به محاکمه کشانیدن جانیان حاکم و کارگزاران در پیشگاه داوری دادگاه انقلابی، به واکنش دفاعی پرداخته است. واکنش های تند قاتلینی همانند پورمحمدی ها، در پی بازتاب فایل شنیداری منتظری، قائم مقام وقت رهبر ایران در حضور پورمحمدی، نماینده وقت وزارت اطلاعات در زندان اوین، حسینعلی نیری (حاکم شرع وقت)، مرتضی اشراقی (دادستان وقت) و ابراهیم رئیسی (معاون وقت دادستان) اعضای هیئت چهارنفره مرگ در نشست ۲۴ مرداد سال ۶۷، را باید از این زاویه بازنگری کرد. در این نشست، منتظری، به شدت به کشتار زندانیان سیاسی حکم گرفته در زندان و به حکم ولی فقیه، یعنی خمینی خون آشام، اعتراض می کند، آن را «بزرگترین جنایت تاریخ جمهوری اسلامی» می نامد و به اعضای «هئیت مرگ» هشدار می‌دهد که در آینده از آنان به عنوان «جنایتکاران تاریخ» یاد خواهد شد. منتظری با هر انگیزه، از جمله «ترس از جهنم» و «بدنام شدن حکومت اسلامی» در برابر کشتار مجاهدین حکم گرفته، می ایستد. در همین نشست، پورمحمدی و سایر اعضای هئیت چهار نفره با دروغ بافی و چانه زنی برای همراه سازی منتظری، از اقدام خود دفاع می کنند و می گویند وظیفه ای که خمینی به آنها واگذار کرده تا کشتن آخرین زندانی سیاسی مجاهد که «تنها دویست نفری» از لیست باقی مانده را در دست دارند، پیگیری خواهند کرد. و هنوز سخنی از کشتار شهریور ماه چپ ها و کمونیست ها در میان نمی آید. در پی مرداد ماه، شهریور ماه سال 67 است که هزاران تن از اسیران غیر مجاهد، چپ ها و کمونیست ها به دار آویخته می شوند و زنان کمونیست را بنا به فرمان قرآن، روزانه 5 نوبت، در هر وعده ی نماز، شلاق می زنند تا یا مرگ زیر شلاق را بپذیرند یا به اسلام ناب محمدیان ایمان آورند.

افتخار پدرخواندگان داعشیان حاکم در ایران، کشتن هزاران اسیر دست و چشم بسته ای است که سال ها زیر شکنجه های جانیان، همه روزه در خون خویش با کابوس مرگ و حکومت اسلامی دست به گریبان بودند. ننگ کشتار اسیران، افتخار کسانی است که کشتار و ننگ بزرگترین افتخاراتشان می باشند.

دفاعیات کنونی جانیان حاکم، که "صادقانه" در شرایطی متفاوت با دهه شصت بیان می شود، چند پیام به همراه دارد:

الف: حکم خدا هم از نگاه تاریخی و هم در اوضاع کنونی همان است که جمهوری اسلامی، داعش و القاعده و ... انجام داده و می دهند. قتل عام مخالفین در اسلام سیاسی امری مشروع است و از قرآن و اسلام ناب محمدی سرچشمه می گیرد؛ از این روی این اعترافات برای جلادان خدا، امری نه تنها غیر منتظره نیست، بلکه مقدس و نوعی عبادت است.

ب: اعترافات روزهای اخیر پور محمدی و دیگر سران رژیم اسلامی، نه از سر قدرت، بلکه تظاهر به قدر قدرتی و در واقع از موضعی دفاعی است. در لانه جلادان، ولوله افتاده است. اگر در دهه شصت آنها توانستند در خفا، در دو ماه، بی سابقه ترین جنایت بشری را با قتل عام زندانیان سیاسی رقم بزنند، اکنون ناچارند در هراس از داوری و اعتراض افکار عمومی و خیزش در جامعه، جنایات در مقیاس کوچک خویش را با توجیهات و بهانه های بی ربط پیش ببرند و پذیرای پرداخت هزینه های این اقدامات جنایتکارانه ی خود نیز بشوند. امروزه، کوچکترین فشار و ستمگری از سوی زندانبانان رژیم به سرعت رسانه ای و جهانی می شود و بیش از پیش، موج نفرت و خشم توده های مردم از این جنایت گری ها، بازتاب و شتاب بیشتری می گیرد.

ج: برای نخستین بار است که اعتراف سران حکومتی و دست اندرکاران کشتار 67 شنیده می شود. بدون شک، اعتراف های گستاخانه و از موضع حق به جانب سران رژیم چیزی از اسناد این جنایت نمی کاهد. این افشاگری ها و آشکار تر شدن ابعاد این پرونده اجتماعی، رژیم اسلامی سرمایه در ایران را منفورتر از پیش می سازد. این خود گامی است در هرچه ایزوله تر شدن و سرانجام سرنگونی این حکومت ننگین.

جمهوری اسلامی بقای خود را بر سرکوب خونین پیوند زده است؛ اما اگر سرکوب و شوک در برهه ای، عقب نشینی های لحظه ای مردم را در پی داشته باشد، اما زمینه های مادی و عینی فوران خشم توده ها را تشدید خواهد کرد. این موج، سرانجام "بسان آتش زیر خاکستر" مبارزات رهایی بخش کارگران و زحمتکشان را شعله ور خواهد کرد. به پشتوانه ی نیروی سازمان یافته و متحد و آگاه توده های کارگر و زحمتکش و استثمار شونده، با در هم کوبیدن بنای کاخ ستم و استثمار جمهوری اسلامی، زمینه را برای بنای جامعه ای آزاد و برابر هموار خواهد کرد.
تنها راه نجات و رهایی مردم ایران اتحاد و یکپارچگی تمامی اقشار ایران میباشد

ماه سپتامبر 2016



ماهنامه رهایی زن سری سوم شماره چهل و نهم





۱۳۹۳ اسفند ۲۴, یکشنبه

تاریخچه جنبش زنان و کسب حق رای زنان ایران (به مناسبت ۸ مارس)




 ۸مارس یادآور راهپیمایی و اعتراض زنان کارگر کارخانه نساجی (سال ۱۸۷۵) در آمریکا میباشد. که بعدها  زنان اعتراضات خود را در اروپا و تمام دنیا در نشستها و تجمعات خود برای دستیابی به حقوق مورد نظرشان ادامه دادند.
یکی از بزرگترین و تاثیر گذار‌ترین نشستها دومین کنفرانس زنان مشاغل در سال ۱۹۱۰ در کپنهاگ دانمارک بود که نمایندگانی از ۱۷ کشور جهان از جمله ۳ زن از نمایندگان فنلاند در آن شرکت داشتند و در اینجا بود که به برگزاری روز جهاني زن جامه حقیقت پوشانده شد.
همچنین  یکی از موارد اعتراضات و جنبش‌های زنان ، دستیابی به یکی از مهمترین حقوق اجتماعی آنها بود که داشتن حق رای میباشد.
در آمریکا زنان ۱۰۷ سال پیش برای گرفتن حق رای به خیابان آمده بودند ودر حالیکه ۱۴ سال قبل یعنی ۱۲۲سال پیش زنان نیوزلندی به حق رای دست یافت بودند.
داشتن حق رای زنان ایرانی به قانون زمان رضا شاه بازمیگردد.  که با مخالفت روحانیون وقت از جمله مدرس و کاشانی مواجهه شد.
در سال ۱۳۴۱ شمسی (۱۹۶۲میلادی) در لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی در هیت دولت  زنان برای نخستین بار اجازه شرکت در انتخابات و نامزدشدن  برای انتخابات را پیدا کردند. که متعاقب آن روحانیون از جمله آیات خمینی و طباطبایی و موسوی یزدی و...به مخالفت برخواستند. که بعدها در جریان انقلاب حق رای زنان توسط خمینی اینبار برسميت شناخته شد.
امروزه به جز کشورهای بوتان - برونیی- عربستان سعودی و واتیکان در دیگر کشورها حق زنان را برای شرکت در  انتخابات را به رسمیت شناخته اند.
در دوره مشروطه نیز همپای انجمن‌های سری و نیمه سری زیادی کادر ایران بوجود آمد ه بود انجمن‌ها ی زنان نیز به طورمخفیانه شکل گرفتند که بعدها پس از تشکیل مجلس و جنگ جهانی دوم سازمانهایی تاسیس شدند که به حقوق زنان میپرداختند.
در سال ۱۲۸۹ نخستین نشریه زنان منتشر شد که از میان آنها میتوان به دانش (سردبیر خانم دکتر کمال) شکوفه (مریم عبید) زبان زنان (صدیقه دولت آبادی) اشاره کرد از مدرسه سازان میتوان به صدیقه دولت آبادی -شمس الملوک جواهر کلام و طوبی آزموده و روشنک نوعدوست اشاره کرد که برای تاسیس حفط مدرسه‌های دخترانه خود با مخالف‌های بسیاری از سوی سنت گرایان مواجه بودند.و به همین دلیل تاسیس مدرسه دخترانه کاری کاملاً انقلابی بود.
پس از این دوره سازمانهای زنان مستقل حذف شده و سازمانهای وابسته به دولت یا حزبهای سیاسی تشکیل شدند مانند کانون بانوان که انجمنی میانه رو و خیریه زیر نظر رضا شاه بود. سازمان زنان ایران زیر نظر محمد رضا شاه و تشکیلات زنان ایران در حزب توده با نشریه بیداری ما فعال بود.
سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۱ را
میتوان سالهای تجربه حیات محدود و کنترل شده جنبش زنان دانست که سازمانهای مستقل تر اما پراکنده‌ای همچون حزب زنان و جمعیت زنان (روزنامه زن امروز) تشکیل شدند.
در دهه ۱۳۳۰ خورشیدی سازمانهای سکولاری خواستار حقوق بیشتری از جمله کشف حجاب و حق طلاق برای زنان ایرانی بودند.
و امروز بعد از گذشت ۶ دهه از آن تاریخ در جامعه بسته و کاملاً تحت تسلط قوانین زن ستیز و گاها ضد بشری موجود که حتی دخالت در در زندگی و تصمیم گیریهای شخصی زنان کاملاً نهادینه شده است هیچگونه جنبش یا سازمانی وجود ندارد که بتواند حداقل همان حقوق از دست رفت را برگرداند و در فضایی که در قالب‌های دستورات مذهبی چون امر به معروف و نهی از منکر زنان مورد هر نوع تحقیر و توهین قرار میگیرند که به شکل دست گیریهای خیابانی تا اسید پاشی بصورت زنان و دختران اجرا می شود که طبعاً باعث ترس و انزوای بیشتر زنان میگردد.و نیز اجرای سایر حکم‌ها و قوانین خشن اسلامی همچون اعدام و سنگسار در محاکم قضایی.
امید  به تغییر شرایط ودسترسی به حقوق کامل انسانی برای زنان و مردان ایرانی تنها زمانی مقدور خواهد شد که با جنبش و تحول عظیم فکری و اعتقادی به شکلی آگاهانه قوانین ضد انسانی دینی از حکومت تفکیک گردد و از اریکه قدرت پایین آورده شود.


فرشته نظام‌آبادی

۱۳۹۳ بهمن ۲۵, شنبه

سیر صعودی اعدام ها در جمهوری اسلامی




با سلامی گرم حضور تمامی همنوعان عزیزم .
متاسفانه این روزها شاهد سیر صعودی اعدام های ظالمانه در رژیم جمهوری اسلامی  هستیم و درست از زمان روی کار آمدن دولت روحانی که وعده های زیادی به ملت داده که نه تنها به هیچ کدامش عمل نکرده  بلکه اعدام ها و دستگیری ها بیشتر از پیش شده که بشرح مواردی از این اعدام های غیرعادلانه و ناقض حقوق بشر می پردازم .
امید که روزی ریشه ظلم و ستم و دیکتاتوری در ایران خشکانده گردد و  ایرانیان به آزادی و استقلال دست یابند و این دست یافتنی نخواهد بود مگر با کنار گذاشتن اختلافات و اتحاد و یکپارچگی.

حکم اعدام دو محیط بان تایید شده است
هم‌اکنون دو تن از محیط بانان کشور در زندان به سر می‌برند که برای آن‌ها حکم قصاص در نظر گرفته شده است و این احکام در مسیر تایید دیوان عالی کشور است.

اعدام سه زندانی با اتهام قتل در زندان مرکزی ارومیه
صبح روز سه‌شنبه ۱۶ دی ماه  سه زندانی متهم به قتل در محوطه زندان مرکزی ارومیه از طریق چوبه دار اعدام شدند. یکی از این زندانیان به دلایل سیاسی به ۵ سال زندان نیز محکوم شده بود.

گفت و گو با یک مامور اجرای حکم اعدام
وقتی طناب دار پای منبع و درهای پلمپ شده هواخوری را می‌بیند، پی می‌برد که قرار است مراسم اعدام در زندان برگزار شود اما اصلا به مغزش هم خطور نمی‌کند کسی که باید چهارپایه را از زیر پای متهم بکشد، خود او است.

حکم اعدام یک متهم به قتل در قزوین اجرا شد
حکم اعدام مردی متهم به قتل، صبح (سه شنبه) در زندان مرکزی قزوین اجرا شد.

 مرضیه آدمی مدافع حقوق بشر و زنان